ar
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

الذهاب إلى القناة على Telegram

...

إظهار المزيد
546
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
‌‌... تراژدی گذشته‌ی شاد و شب حمام همیشه عجیب‌‌ترین قوانین و مقررات را می‌توان در کشورهایی دید که دیکتاتورها بر آنها حکم می‌رانند. یک نمونه‌اش رومانی. در کشوری که زمانی انبار غله اروپا نام گرفته  بود چائوشسکو،دیکتاتور کمونیست ،کاری کرد که همه چیز سهمیه‌بندی شود.اول گوشت و سپس نان و آرد و تخم مرغ و هر چیز دیگر سهمیه‌بندی شد. مردم روزی چهار تا دوازده ساعت در روز را صرف ایستادن در صف‌ها می‌کردند. هر صف برای خودش یک "کمیته صف" داشت و هر کمیته یک رئیس .کمبود برق و بنزین هم در دهه هشتاد بیداد می‌کرد. در فروشگاه‌ها تنها لامپِ قابل خرید، لامپِ چهل وات بود. دولت دستور داده بود که هر اتاق فقط مجاز به استفاده از یک لامپ چهل وات است. جوخه‌های برق اداره‌ی پلیس، هر از گاه به خانه‌های مردم حمله می‌کردند تا مطمئن شوند قانون"هر اتاق فقط یک لامپ چهل وات "رعایت شده یا نه. متخلفان جریمه یا بازداشت می‌شدند. مجتمع های مسکونی مجاز به استفاده از سیستم حرارت مرکزی نبودند و  فقط در شنبه‌شب‌ها برای دو ساعت مجاز به استفاده از آب گرم بودند.به همین دلیل مردم اسم شنبه‌شب‌ها را شب حمام گذاشته بودند.در این ساعت‌ها شهر کاملا خلوت می‌شد. مردم شب‌های زمستان با پالتو می‌خوابیدند. و همه‌ی اینها در حالی بود که رومانی حاصلخیزترین خاک برای کشاورزی در اروپا را داشت و به خاطر دارا بودن منابع نفتی غنی‌اش مشهور بود. **دولت ناکارآمد کمونیستی مردم را به فلاکت و فقر و افلاس کشانده بود. مواد غذایی مورد نیاز کشور به خارج صادر می‌شد تا ارز خارجی مورد نیاز دستگاه سرکوب و پروپاگاندا تامین شود. حکومت از همه منابع کشور برای تداوم حیات خودش بهره می‌برد و تراژدی در این بود که مردم گذشته‌ی شاد و مرفه‌ی خود را کاملا  فراموش کرده بودند. حکومت‌های مستبد و  ایدئولوژی ‌محور همواره این توانایی را دارند که اذهان مردم را بشویند و کاری کنند که آنها فراموش کنند زمانی چه کسانی بودند و چگونه زندگی می‌کردند . #بیژن_اشتری @simar50 #حکومتهای_مستبد #فقر_و_فلاکت #فراموشی_گذشته_شاد

... از اشاراتِ دلار صدهزار تومانی😂😂 @simar50 #ترامپ #اشاره #طنز

... فرهنگ عاشورایی و موشک‌های بالستیک مشاهدهٔ اوضاع یک سال گذشته گویای آن است که جمهوری اسلامی به سمت یک موقعیت برگشت‌ناپذیر بسیار خطرناک که می‌تواند موجودیت حیاتی‌اش را نابود کند در حال حرکت است‌؛ یا بهتر بگویم دشمنان خارجی این نظام توانسته‌اند او را به سمت چنین موقعیتی سوق دهند. اسراییل که به نقشه‌چینی‌های طولانی ده بیست ساله برای ضربه زدن به دشمنانش شهره است هرگز حاضر به قبول برجام نشد و از همان آغاز خواهان نابودی برنامهٔ اتمی جمهوری اسلامی بود و سعی کرد آمریکا و غرب را با خود همراه کند. به نظرم اسرائیل در این یک سال گذشته (پس از حادثهٔ هفت اکتبر) موفق شده گام‌های بلندی به سوی این هدف بردارد. گام بعدی و تعیین‌کنندهٔ اسرائیل این است که به جهان غرب ثابت کند که جمهوری اسلامی یک خطر امنیتی آنی و عیان برای منطقهٔ خاورمیانه و کل جهان است. در این صورت وضع حکومت شبیه حکومت صدام و لیبی قذافی در دوران تقابل با غرب خواهد شد. حالا نگاهی به اوضاع داخل بیندازید. مقامات ارشد نظام صحبت از افزایش برد موشک‌هایشان به بالای دو هزار کیلومتر می‌کنند. این به معنای رسیدن این موشک‌ها به قلب اروپای غربی (پاریس و برلین) است و جمهوری اسلامی ثابت کرده که توان ساخت چنین موشک‌هایی را دارد. برخی مقامات بالای نظام صراحتاً صحبت از تغییر تز دفاعی کشور و ساخت بمب اتمی کرده‌اند و قضیهٔ تغییر فتوای آقای خامنه‌ای را به میان کشیده‌اند و حتی خود او هم اخیراً گفته «هر کاری برای دفاع از کشور لازم باشد خواهیم کرد» و باید اذعان کرد که نظام توان این را دارد که در مدتی کوتاه چند بمب اتمی بسازد و این کلاهک‌های اتمی را روی موشک‌های بالستیک خود سوار کند و به سمت اسرائیل و اروپا نشانه گیری کند. اما از همه این‌ها مهم‌تر« قدرت ارادهٔ» حاکمان نظام و تأثیرپذیری آن ها از فرهنگ عاشورایی کربلایی در مقابله با اسرائیل و کل به قول خودشان «نظام سلطهٔ جهانی» است. پرتاب سیصد چهارصد موشک بالستیک به خاک اسرائیل گرچه موجب خسارت عمده‌ای به اسراییلی‌ها نشد اما باید اذعان کرد که «ارادهٔ» حاکمان ایران را در به کارگیری سلاح ‌هایشان نشان داد. حالا برای غربی‌ها کاملاً روشن شده که جمهوری اسلامی یک حکومت معقول و بهنجار نیست که سلاح‌های مرگبار خود را در انبار بگذارد و هیچوقت از آن‌ها استفاده نکند. حالا غربی‌ها فهمیده‌اند که اراده‌طلبی سران نظام و باور آن‌ها به فرهنگ عاشورایی و انقلابی و روحیات انتحاری‌شان معجونی‌ است مرگبار‌ و چنین معجونی واقعاً می‌تواند امنیت جهان غرب را تهدید کند. غرب تجربهٔ خوشایندی از لشکرکشی زمینی ندارد اما در جهان امروز هر احتمالی ممکن است. #بیژن_اشتری نویسنده و مترجم @simar50

Fereydoun Asraei @morpheenx - Deltang.mp36.64 MB

‌... چراغی افروخته، چراغی نا افروخته را بوسه داد و رفت .! یک روز نگذرد که تو صد بار نگذری ! #سعدی @simar50 #پوریا_ولی #در_هوایت

... بازگشت ۲ ترامپ برگشت. بی‌تردید این یکی از بزرگ‌ترین کامبک‌های تاریخ آمریکا بود. البته میل دارم بگویم: «ترامپ کاخ سفید را از کرونا پس گرفت.» اگر کووید در ماه‌های سرنوشت‌ساز گریبان آمریکا را نمی‌گرفت، بعید می‌دانم ترامپ شکست می‌خورد. کووید زلزله‌ای بود که صندلی را از زیر هر رئیس‌جمهوری در آمریکا می‌کشید. ترامپ هر کاری می‌کرد شکست می‌خورد. قضیه به نظام انتخاباتی آمریکا ربط دارد: به دلیل رقابت نزدیک دو حزب و شیوۀ الکترال، دهم درصد اهمیت می‌یابد و در چنین مبارزۀ نزدیکی یک بحران بزرگ و مهارناشدنی مثل کووید دست‌کم بین سه تا پنج درصد آرا را به هم می‌ریزد. شاید بگویید ترامپ در ابتدای کووید سهل‌انگارانه عمل کرد، وگرنه شکست نمی‌خورد. اما نمی‌توان چنین گفت، زیرا همان اندازه که تدابیر سهل‌گیرانه نارضایتی ایجاد می‌کرد، تدابیر سختگیرانه هم با نارضایتی روبرو می‌شد. اگر ترامپ قرنطینۀ شدیدی اعمال می‌کرد، باز هم بازندۀ انتخابات بود، زیرا نارضایتی بخش دیگری را برمی‌انگیخت. اینکه ترامپ آن اوایل پس از شکست در انتخابات می‌گفت «به ویروس چینی باخته است»، بیراه نبود؛ گرچه لازم نیست به تئوری توطئه باور داشته باشیم؛ همین بیان واقعیات عینی کافی است. آمریکا از جنگ جهانی اول بازیگر تعیین‌کنندۀ جهان بوده است. اگر از منظر ایدئولوژی‌ها به جهان بنگریم، بزرگ‌ترین پرسش این است که چرا ایدئولوژی‌های ضدآزادی مانند فاشیسم و کمونیسم در آمریکا ظهور نکردند؟! اینکه آمریکا - برخلاف اروپا - هیچ‌گاه به کارخانۀ تولید توتالیتاریسم تبدیل نشد و ارتجاع فاشیستی و کمونیستی پدید نیاورد، ریشه در خاستگاه این کشور دارد و بحث گسترده‌ای می‌طلبد، اما دست‌کم با مشاهدۀ تاریخ و عینیات آن می‌توان فهمید که اگر آمریکا نبود، اروپا از فرانکنشتاین‌های توتالیتری که بر میز آزمایشگاه خود ساخته بود، کمر راست نمی‌کرد. کمونیسم و فاشیسم هر دو شورش اروپایی بودند: شورش علیه لیبرالیسم؛ علیه آزادی‌های فردی؛ علیه کاپیتالیسم و پیشرفت‌باوریِ انفجاری آن. بنابراین آمریکا برای اروپا مثل لنگر عمل کرده است. بریتانیا برای نجات اروپا کافی نبود و دست‌تنها نه در برابر فاشیسم یارای مقاومت داشت و نه در برابر کمونیسم. لازم بود برادری از آن سوی آتلانتیک جلوی توتالیتاریسم‌های اروپای مرکزی و شرقی بایستد. این معادله همچنان عوض نشده است. نسبتی که میان اروپا و آمریکا وجود داشت، همچنان کم‌وبیش وجود دارد و در این میان آنچه خطرناک است این است که یک آمریکای منحصربه‌فرد کنار اروپا وجود نداشته باشد. ایرادی که بر دموکرات‌ها وارد است اینکه آنان به دنبال «اروپائیزه کردن آمریکا» هستند. اینکه اکثریت مطلق اروپایی‌ها هریس را به ترامپ ترجیح می‌دهند حکایت از همین دارد که این شکاف هویتی همچنان میان آمریکایی و اروپا وجود دارد. اروپای سوسیال‌دوست آمریکای کاپیتالیست را نمی‌فهمد و نمی‌خواهد. این شکاف نباید پر شود، زیرا اروپا از آزمون مدرنیته سربلند بیرون نیامده و نقاط تاریکی در کارنامه دارد. نه شخص ترامپ، بلکه کلیت جمهوری‌خواهان در این زمینه بهتر از دموکرات‌ها عمل می‌کنند و از اروپائیزه شدن آمریکا جلوگیری می‌کنند. آمریکا موتورخانۀ جهان است، بهتر است سکاندار آن مدافع هویت آمریکایی باشد. نفع اروپا هم در وجود همین شکاف است؛ گرچه در برابر آمریکا ژست روشنفکری بگیرد و نفهمد چقدر آمریکا در بهروزی خود و جهان مؤثر است. درنهایت می‌رسیم به ما مردم ایران. چهار سال مثل برق گذشت. اگر قرار بر احیای برجام و جبران آسیب‌های تحریم بود، در طول چهار سال چهار بار می‌شد این کار را کرد. سیاست برجام از ابتدا پایۀ سست داشت زیرا نتیجۀ مذاکره با یک حلقۀ بسته از دموکرات‌ها بود. آمریکا فقط دموکرات‌ها نیستند و دموکرات‌ها هم فقط حلقۀ اوباما نیستند. اگر کسی می‌خواهد با آمریکا معاهده‌ای ببندد، باید با دو جناح آمریکا ببندد، نه دولتی که با چند ده رأی الکترال می‌آید و می‌رود. هر توافقی با آمریکا باید با دو جناح آمریکا باشد و راه آن نیز این است که کنگره پشت آن باشد. نمی‌توان با کمک یک جناح و یک حلقه به جایی رسید. سیاست جمهوری اسلامی نیز چنین چیزی  نیست. هریس هم می‌آمد، باز فرقی نمی‌کرد. وزیر خارجۀ دولت پزشکیان روز اول آب پاکی را ریخت بر دست همه و گفت ما با آمریکا مشکل مبنایی داریم و مسئله فقط کم کردن از هزینه‌هاست. قطعاً روزهای سختی در پیش است. وقتی برای حصول توافق با بایدن همت و اراده‌ای وجود نداشت، با ترامپ محال اندر محال است. اما حقیقتش را بخواهید، جایی برای حسرت نیست، زیرا بر شخص من دست‌کم مسجل است که با هریس و سهل‌گیرتر از هریس هم همین وضع بود. بازیگران منطقه‌ای مثل اسرائیل هم اصلاً بیکار ننشسته‌اند - اصلاً! #مهدی_تدینی نویسنده و مترجم @simar50

Unknown Artist - Raftio (320).mp3

photo content

‌‌... شادیِ شرورانه توماس آکویناسِ قدیس یکی از لذت بهشتیان را تماشای رنج و عذاب جهنمیان معرفی می‌کند! چیست این لذت شرورانه‌ی پنهانِ بشر در تماشای رنج؟ یا خشم پنهان از دیدن جایگاه بالاتر دیگری! در قبیله‌ی بالوبُدُویِ آفریقای جنوبی، "موجاجی"هایی وجود داشت که معروف به ملکه‌ی باران بودند. آفریقایی‌ها باور داشتند که موجاجی‌ها قدرت کنترل ابر و باد و باران را دارند؛ و عجیب‌ است که بیشتر از آنکه از او بخواهند برای سرزمین‌شان بارانی دعا کنند، خشکسالی و نباریدن را برای سرزمین‌های مجاور خواهان بودند!   شوپنهاور هم از شادی‌ِ شرورانه‌‌‌ای صحبت کرده که از تماشای رنج و شکست دیگری حاصل می‌شود! نشانگان و ردگیری این شادی شرورانه، یا رنج‌بردن از موفقیت‌دیگری، بسیارند در قصه‌ها و افسانه‌ها و اسطوره‌ها و چه کم و مشکوک به آن پرداخته‌شده، گویی تلاشی‌ست نانوشته و دست‌جمعی برای زیرِ فرش‌کردن یکی از عظیم‌ترین خصوصیت‌های بشر. خصوصیتی که دانته در #کمدی_الهی، به نقل از آگوستین قدیس می‌گوید: این حسد بود که آدمی را به‌ سقوط کشاند و عیسی را بدست مرگ سپرد. و شاید تبار اولین قتل اسطوره‌ای بشر را نیز بتوان با حسد توضیح داد. هابیل و قابیل(قائن) و قتل از روی حسدِ نپذیرفتن هدیه‌اش. هدیه‌ی قابیل به یَهُوَّه پذیرفته نمی‌شود و او از روی حسد، برادرکشی می‌کند. چه‌بسا بسیاری از آلام و رنج و آنچه امروز اختلال‌ روانی حتی میشناسیم‌اش، تباری یکسان با همان حسد اسطوره‌ای پیدا کند! #ژیژک دست روی لحظه‌ی مهمی گذاشته و آن نگاه فریبنده و خطرناکِ خوشبینانه را به چالش کشیده. با زیرفرش‌کردن سویه‌های تاریک آدمی، هر برون‌رفتی، بسیار بسیار شکننده و کوتاه خواهد بود. هیچ برون‌رفت ساده‌ای از وضعیت نیست مگر روشن‌کردنِ نسبتِ خودمان با دیگری! با دیگری‌ها ؛آدمیان، حیوانات و گیاهان و زمین و آب و آسمان. خوشبختی‌ِ پایدار، امری‌ است جمعی! #مسعود_ریاحی @simar50 #حسد #شادی_شرورانه #روانشناسی #اختلال_روانی #افسانه_و_اسطوره

رنگ سال گذشته شعر: محمدعلی بهمنی دکلمه: #پرویز_پرستویی آهنگ: #ناصر_عبداللهی @simar50 #شعر_و_موسیقی