547
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
547
خوشا آن روز که دِلبر مالِ ما بود...
مقام تاج و سرور مالِ ما بود...
خوشا آن روز که ما غم خواری داشتیم...
عزیز نازنینِ یاری داشتیم...
جانِ لَیلی مِرِه بیمار هاکِردی
مِره اَسیرِ کوی لار هاکِردی
جانِ لیلی
مهدی کارگر خِنار
@simar50
#آهنگ_مازنی
547
...
این عشق
به این سختی
به این تردی
به این نازکی
به این نومیدی،
این عشق
به زیبایی روز و
به زشتی زمان
وقتی که زمانه بد است،
این عشق
این اندازه حقیقی
این عشق
به این زیبایی به این خجستهگی به این شادی و
این اندازه ریشخندآمیز
لرزان از وحشت چون کودکی درظلمات
و این اندازه متکی به خود
آرام، مثل مردی در دل شب،
این عشقی که وحشت به جان دیگران میاندازد
به حرفشان میآورد
و رنگ از رخسارشان میپراند،
این عشقِ دست نخورده هنوز این اندازه زنده و سراپا آفتابی
از آنِ توست از آنِ من است
این چیزِ همیشه تازه که تغییری نکرده است،
واقعی است مثل گیاهی
لرزان است مثل پرندهیی
به گرمی و جانبخشیِ تابستان.
ما دو میتوانیم برویم و برگردیم
میتوانیم از یاد ببریم و بخوابیم
بیدار شویم و رنج بکشیم و پیر بشویم
دوباره بخوابیم و خوابِ مرگ ببینیم
بیدار شویم و بخوابیم و بخندیم و جوانی از سر بگیریم،
اما عشقمان به جا میماند
لجوج مثل موجود بیادراکی
زنده مثل هوس
ستمگر مثل خاطره
ابله مثل حسرت
مهربان مثل یادبود
به سردیِ مرمر
به زیباییِ روز
به تردیِ کودک
لبخندزنان نگاهمان میکند و
خاموش باما حرف میزند
ما لرزان به او گوش میدهیم
و به فریاد در میآییم
برای تو و
برای خودمان،
به خاطر تو، به خاطر من
و به خاطر همهی دیگران که نمیشناسیمشان
دست به دامنش میشویم استغاثهکنان
که بمان
همان جا که هستی
همان جا که پیش از این بودی،
حرکت مکن
مرو
بمان
ماکه عشق آشناییم از یادت نبردهایم
تو هم از یادمان نبر
جز تو در عرصهی خاک کسی نداریم
نگذار سرد شویم
هر روز و از هر کجا که شد
ازحیات نشانهیی به ما برسان
...از کنجِ بیشهیی در جنگلِ خاطرهها
ناگهان پیدا شو
دست به سوی ما دراز کن و
نجاتمان بده.
: #ژاک_پرهور
#احمد_شاملو
@simar50
#در_هوایت
#موبایلگرافی
547
خوشا آن روز که دِلبر مالِ ما بود...
مقام تاج و سرور مالِ ما بود...
خوشا آن روز که ما غم خواری داشتیم...
عزیز نازنینِ یاری داشتیم...
جانِ لَیلی مِرِه بیمار هاکِردی💔
مِره اَسیرِ کوی لار هاکِردی🏔️
جانِ لیلی❤️
باصدای مهدی کارگر خِنار
547
با قانون ۳۷ درصد می توانید همیشه انتخاب های بهتری داشته باشید
ممکن است شما از آن دسته افرادی باشید که وقتی نوبت به تصمیمگیری میرسد، فوراً میدانند چه میخواهند و سریع تصمیم میگیرند. اما گروه دیگری هم هستند که تا در مورد همه گزینههای موجود تحقیق نکنند به مرحله انتخاب نمی رسند. حتی شاید در نهایت از گرفتن تصمیم درست ناامید شوند
به گفته ریاضیدانان، انتخاب درست در نقطه درست پس از مشاهده یا بررسی ۳۷ درصد از گزینه های پیش رو، امکان پذیر است
قانون ۳۷ درصد میگوید:
ابتدا ۳۷ درصد از گزینهها را صرفاً ارزیابی کنید و هیچ تصمیمی نگیرید.
سپس، اولین گزینهای که بهتر از همه گزینههای قبلی بود، انتخاب کنید.
این روش احتمال انتخاب بهترین گزینه را به حدود ۳۷ درصد افزایش میدهد، که در مقایسه با روشهای تصادفی یا بدون برنامه، شانس بسیار بهتری ارائه میدهد.
این قانون را میتوان در موقعیتهای مختلف بهکار برد. از انتخاب شریک زندگی گرفته تا خرید خانه یا ماشین، حتی در فرآیند استخدام. برای مثال، اگر سه ماه فرصت دارید تا خانه جدیدی پیدا کنید، میتوانید یک ماه اول را صرف ارزیابی کنید و سپس اولین خانهای را که از گزینههای قبلی بهتر است، انتخاب کنید.
یا اگر در حال استخدام کارمند هستید، میتوانید ۳۷ درصد از متقاضیان اولیه را بررسی کنید و سپس اولین فردی را که از بقیه بهتر است، انتخاب کنید.
@simar50
#احتمالات
#ریاضی
#تصمیمگیری_درست
547
دگردیسی و خطر!
؟؟؟؟٭
در سال ۱۹۸۱ اندکی پس از ابتکار انور سادات رئیسجمهور مصر برای رفع خصومت با اسرائیل چند درجهدار متعصب مصری که به سازمان جهاد اسلامی وابسته بودند او را طی ساندیدن از یک رژۀ نظامی کشتند. داستانش چندان بدیع نیست و بهکرات در تاریخ رخداده است: ناراضیان متعصب پس از اقدام رئیس کشور در تغییر سیاستخارجی و رفع تشنج و خصومت با همسایگان، او را کشته و به طریقی شورشکردهاند؛ پدیدۀ قابل درکی است.
انور سادات در جوانی طرفدار اخوانالمسلمین، از سازمانهای قدرتمند در کشورهای اسلامی بود اما در زمان کشتهشدن بهدست سربازان وابسته به جهاد اسلامی مصر به سن کمال رسیدهبود و میدانست آیندۀ بهتر مردم مصر از مسیر تداوم جنگ با اسرائیل تأمیننمیشود. او بنای رفع خصومت گداشت و در نهایت به پیمانی دستیافت که مصر را از درگیری فلسطین-اسرائیل بیرونمیکشید و به موقعیت جنگی پایانمیداد؛ اما متعصبان مذهبی مصری که در سال ۱۹۵۲ برای پایاندادن به سلطنت با افسران آزاد متحد شدهبودند او را کشتند؛ چون هنوز بر شعارهای چند دوره جنگ با اسرائیل متوقفمانده و رفع خصومت با اسرائیل را برنمیتافتند.
هنوز نه به بار است و نه به دار و فارغ از اینکه حکومت ایران با حکومت سادات تفاوت دارد، بهنظرمیرسد حکومت ایران نیز به تدریج به سمت رویارویی با چنین وضعیت محتملی پیشمیرود.
اخیرا بهدلایلی که به موضوع این مطلب مرتبط نیست حکومت در طریق تنشزدایی با ایالاتمتحده گامبرداشته و اعلامکردهاست به سمت حل مسائل فیمابین حرکتخواهدکرد. واضح است عبور از چنین دوربرگردانی چندان ساده نیست. دشواری دیپلماسی به جای خود، توجیه افراد متعصب که به آنها القا شده بین ایران و ایالاتمتحده دشمنی ابدی برقرارخواهدبود کار آسانی نیست.
نهالی که تبلیغات سر-از-پا-نشناختۀ حکومت در این مورد کاشته و آبداده اکنون در برخی اذهان درختی تناور شدهاست. نمیتوان آن را ریشهکنکرد!
جمعکردن موج بازگشتی حدود نیمقرن تبلیغات کینهزا روی جوانان ناآگاه کار آسانی نیست. مشکل این است که منافع اجزایی از حکومت نیز در این است که با تغییر خطمشی سیاستخارجی حکومت مخالفتکنند و احساسات آتشین را باد بزنند.
طیف وسیع بهرهبرداران از شرایط تحریمی از جمله این افرادند و منافع پنهانشان را در قالب تحلیلهای سیاسی مخالف با تغییر سیاستخارجی میریزند.
عناصرضعیف هویت خود را بهواسطۀ گروه تعیین و تعریف میکنند و به آن و محور اعتقادیاش میچسبند، فقط در گروه احساس امنیت میکنند و نمیتوانند تغییر خطمشی گروه و یا انحلال آن را بپذیرند. در چنین وضعیت سرخوردگیآوری وقوع فجایعی چون انتقام از گروه و رئوس آن بسیار محتمل است. در فرهنگ شیعه عنوان خوارج را برای چنین افرادی به کار میبرند.
افزایش خطر در چنین موقعیتی با اصرار برخی سخنگویان شاخص در گروه و اصرار آنها بر بازگشت به طریق پیشین گریزناپذیر است.
آنها بدون آنکه بهظاهر مسئولیتی داشتهباشند با اصرار بر درستی و تقدس وضعیت پیشین و خیانتآمیز بودن تغییر آن و گذاشتن عنوان تجدیدنظرطلبی بر آن، خشاب عناصری را که از آنها سخن رفت پر و خطر را برای شاخۀ حاکم بر روند تغییر عاجلمیکنند.
غالب حکومتها معمولاً با احساس جدی شدن تحرک درونی مخالف به سراغ اینگونه افراد میروند و آنها را تصفیهمیکنند. تصفیهمیکنند درحالیکه میدانند دارند تیغۀ تیز خود بر علیه اپوزیسیون حکومت را میشکنند؛ که گریزناپذیر است.
این پدیده به لاجرم در جمهوریاسلامی هم رخخواهدداد.
گفتیم که نه به دار است و نه به بار و معلوم نیست اختلافات حکومت با ایالاتمتحده بهروش مسالمتآمیز حلشود. اما اگر چنین شود آنگاه آن تسویه و تصفیه رخ خواهد داد.
547
*هم ما و هم پَهلَوى ، هر دو باختیم* چرا
این نوشتار نه برای دفاع از خاندان پهلوی و نه بر ضد آنهاست ، بلکه برای علل عقب ماندگی و اشتباهات خودمان در انقلاب و یا بهتر بگوئیم، خودکشی دسته جمعی در راه نابودی توسعه و پیشرفت تحریر شده است .
پهلوی هرچه خودش دوست داشت، بلندپروازانه برای منِ ایرانی هم میخواست و این اشتباه تاریخی باعث شکست هردوی ما شد
توسعه و پیشرفت اقتصادی یک جامعه باید به موازات توسعه و پیشرفت فرهنگ آن جامعه باشد .
اگر توسعه و پیشرفت اقتصادی بدون فرهنگ سازی. جلوتر از فرهنگ جامعه باشد، آن میشود که بر سرِ ما آمد.درین میان آخوندها هم فقط مانع ایجادمیکردند،همانند موانعی علیه برق.روشنایی.اتوبوس.حمام.خودرو و ………
در زمانی که رضا شاه پل میساخت، راه آهن ایجاد میکرد ، جاده میساخت ، بیمارستان و دانشگاه تاسیس میکرد ، چادر از سر زن ایرانی برمیداشت ، هنوز در خاورمیانه زن را حتی سوار شتر نمیکردند ، بلکه مرد سوار میشد و زن دنبال شتر راه میرفت !!
در زمانیکه قمر الملوک وزیری ،صفحه گرامافون پر میکرد ، زن ایرانی از پشت درب ، دست در دهان میکرد و حرف میزد که مرد نامحرم صدای او را نشنود !!
نمیشود از درشکه و گاری پیاده شد و سوار اتوبوس دو طبقه لیلاند موتور انگلیس شد !!
نمیشود هم در کوچه پس کوچه های تنگ و باریک کاهگلی، "شهرفرنگ" دوره گردها را تماشا کرد و هم "سینما مهتاب" و "سینما رادیوسیتی" را افتتاح کرد !
در ایران ۲۰ سال بود " کازینو آبعلی" و " کازینو رامسر " افتتاح شده بود اما زنان ایرانی تا درب کازینو با چادر میرفتند ، بعد چادر از سر برمیداشتند و داخل میشدند !!!چه دوگانگی فاحشی
در دو جنگ جهانی اول و دوم زنان اروپایی همسو با مردان در جبهه های جنگ بودند .
اما در هر دو جنگ، زن ایرانی در پستوی خانه و مطبخ بود و مرد ایرانی پای منقل !!
میشود یکباره از کاروانسرا به "هتل هیلتون" و "هتل شرایتون" رفت !!
میشود از قهوه خانه های "سید اسمال" به " کاباره باراکا " رفت !!
میشود از قطار شاه عبدالعظیم و ماشین دودی ناگهان با هواپیمای بوئینگ 747 پرواز مستقیم به نیویورک داشت.
میشود دانشگاه هاروارد را به شیراز آورد، زمانیکه ۸۰ درصد دختران تا ششم ابتدائی بیشتر حق ادامه تحصیل نداشتند .
میشود برای راه افتادن امور دنیوی، نذر سفر به کربلا کرد و برای تفریح به بالای برج ایفل رفت .....
اینها ایراد پهلوی نیست ،ایراد ما هم نبود . که هماهنگ کامل نشدیم
این همه سرعت در پیشرفت اقتصادی یک جامعه اگر همسو با پیشرفت فرهنگ یک جامعه نباشد به انفجار یا انقلاب منجر میشود .
خلاصه کلام خیلی چیز ها برای منِ ایرانی بدون حل مشکلات وجهل آخوندها زود بود و هماهنگ نشدیم….خیلی هم زود بود.
پهلوی به زنان ایران ده سال زودتر از زنان سوئیس حق رای داد، اما کسی نپرسید .هماهنگیهای لازم انجام شده؟؟!!
برای من که هنوز به جای توپ با استخوانهای جا مانده از آبگوشت مادر در کوچه های خاکی فوتبال بازی میکردم و توی کوچه ها کُشتی میگرفتم، استادیوم صد هزار نفری آریامهر خیلی زیاد بود
به زور نمیشود بدون ایجادفرهنگی مدرنیته را به جامعه متحجر و سنتی تزریق کرد.
مردم ما ۲۰۰ سال پیش در کوچه و خیابان در دسته های سینه زنی و عزاداری و قمه زنی گل به سر و تمام بدن خود میمالیدند و عزاداری میکردند مداحانی بودند و هنوز هم هستند که قلاده به گردن می انداختند و چهار دست وپا میرفتند و عو عو می کردند و خود را با افتخار سگ علی وحسین می نامیدند.هنوز هم در قرن بیست و یکم به همان ترتیب در صف مراسم عزاداری و درحال علم کشی و قمه و زنجیر زنی هستیم در صف نذری از سر و کله یکدیگر بالا میرویم و به یکدیگر لگد میزنیم.!!
چهار صد سال است شکل آفتابه ما تغییری نکرده است فقط قبلا مسی بود، الان پلاستیکی شده است .
محمدرضا شاه میخواست تا قبل از دهه ۱۹۸۰ ایران را جلوتر از اروپا ببرد، درحالی که آرزوی مردم ایران برگشت به ۱۴۰۰ سال پیش بود!!
پَهلوى، منِ ایرانی را نمیشناخت. ملتی که افکار پوسیده و سنتهای غلط مانند کف بینی ،تعبیر خواب،سرکتاب باز کردن و فال بینی از قرنها پیش مغز و روحش را به گند کشیده را با مردم سوئیس و سوئد اشتباه گرفته بود .
و این اشتباه تاریخی باعث شکست هردوی ما شد .
هم من و هم پَهلَوى، هردو باختیم و کسانی پیروز شدند که جهل این مردم را خوب میشناختند و می دانستند ...
ما الان کجای تاریخ ایستاده ایم
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
