ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

الذهاب إلى القناة على Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام جمع مدیران نامدار ایران

تُعد قناة جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 27 297 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 265 في فئة الأعمال والمرتبة 12 902 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 27 297 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 17 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -99، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -7، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 23.09‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 11.31‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 6 303 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 3 087 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 18 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الأعمال.

27 297
المشتركون
-724 ساعات
-507 أيام
-9930 أيام
أرشيف المشاركات
💼 دوره آموزش جامع مدیریت محصول (آنلاین) ⏱ 80 ساعت آموزش + 30 ساعت تمرین و پروژه 🚦مناسب کلیه رشته‌های مهندسی و مدیریت 🛫 منا
💼 دوره آموزش جامع مدیریت محصول (آنلاین) ⏱ 80 ساعت آموزش + 30 ساعت تمرین و پروژه 🚦مناسب کلیه رشته‌های مهندسی و مدیریت 🛫 مناسب برای مهاجرت شغلی به #آمریکا، #اروپا و #استرالیا 🌟 با گواهینامه مورد تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری 🔗 مشاهده جزئیات دوره و مشاوره رایگان: https://tihe.ac.ir/preregistration-product-management

#تبلیغات

هرچند دعوای وزارت صمت و بورس کالا بر سر قیمت فولاد به نتیجه قطعی و اجرایی نرسیده است لیکن باور کنیم که حرفهای عوام فریبانه هم
هرچند دعوای وزارت صمت و بورس کالا بر سر قیمت فولاد به نتیجه قطعی و اجرایی نرسیده است لیکن باور کنیم که حرفهای عوام فریبانه همیشه در این مملکت طرفدار داشته و به اسم حمایت از مردم و مصرف کننده و به کام رانت خواران و دلالانی که دهها هزار میلیارد تومان کسب سود از ایجاد فاصله قیمت رسمی و غیر رسمی خواهند کرد در نهایت برنده میدان هستند همانگونه که با پاشیدن دلار ۴۲۰۰ تومانی برای واردات کالای اساسی و نرخ گذاری نهاده های دامی و خودرو و ... امروز شاهد جهش های قیمتی از سه تا ده برابری در همه کالاهای سوبسید دار هستیم فولاد نیز از این قانون واضح اقتصادی مبرا نخواهد بود وزیر صمت برای اثبات حقانیت سخن خود و هدفگذاری قیمت فولاد در بازار ایران تاریخ امروز را ثبت و قیمتهای فولاد در شصت روز اینده در بازار را ملاک موفقیت خود قرار دهد و به داوری مردم اگر این تصمیم ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی طی شصت روز اینده شکست خورد ، از سمت خود کناره گیری کند /#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی در صفحه رسمی اینستاگرام ما: 📌https://instagram.com/iran_economy_online

آخرین فرصت ثبت نام و شرکت در "همایش پرورش مشاوران حرفه‌ای مدیریت" زمان : پنج شنبه ۱۸ دی ماه ساعت ۱۶ تا ۱۸ این رویداد همچنین ب
آخرین فرصت ثبت نام و شرکت در "همایش پرورش مشاوران حرفه‌ای مدیریت" زمان : پنج شنبه ۱۸ دی ماه ساعت ۱۶ تا ۱۸ این رویداد همچنین بخشی از گزینش مرحله اول « برنامه استعدادیابی و پرورش مشاوران حرفه‌ای مدیریت سازمان مدیریت صنعتی و طرح شمسا » می‌باشد و افراد مشتاق می‌توانند وارد مراحل بعدی این طرح شوند. ◀️ اطلاعات تكميلی در کانال تلگرام و اینستاگرام Join: @imiconsulting Follow: Instagram.com/imiconsulting ◀️ شرايط برنامه و ثبت نام در لینک زیر :👇🏼 ‏ https://b2n.ir/801847

#تبلیغات

🔴 میلیاردرهای برنده ۲۰۲۰ 🔸سال ۲۰۲۰ برای همه ما سال خیلی سختی بود. ویروس‌کرونا جان بیش از ۶/ ۱ میلیون نفر را در سراسر دنیا گرفت و باعث تعطیلی‌هایی شد که رکود اقتصادی و بیکاری تعداد زیادی از مردم را به‌دنبال داشت. اما میلیاردرهای دنیا با عملکرد خوبی این سال را پشت‌سر گذاشتند. 🔸بیش از ۶۰ درصد ۲۲۰۰ فرد میلیاردر دنیا، در سال ۲۰۲۰ ثروتمندتر شدند و فقط ۳۶درصد آنها از ثروتشان کم شد. ۵ میلیاردر اول دنیا، به‌تنهایی مجموعا ۵/ ۳۱۰میلیارد دلار ثروتمندتر شدند: ◀️ ایلان ماسک * کشور: آمریکا * افزایش ثروت: 3/ 110 میلیارد دلار * ثروت خالص: 9/ 136 میلیارد دلار سال 2020 برای هیچ‌کدام از میلیاردرهای دنیا به اندازه ایلان ماسک، خوب نبود. مدیر‌عامل شرکت تسلا، سال 2020 را با ثروت خالص 6/ 26 میلیارد دلار آغاز کرد. پس از آن، شرکت خودروی برقی او به‌طور مداوم رکورد انتظارات تحلیلگران را در مورد عرضه خودروها شکست و سرمایه‌گذاران را با تکنولوژی همواره درحال رشد، هیجان‌زده کرد. ارزش سهام تسلا در یک دوره یک ساله، بیش از هفت‌برابر افزایش یافت و ثروت ماسک را به 9/ 136 میلیارد دلار رساند و او را به سومین فرد ثروتمند روی کره زمین تبدیل کرد. ◀️ جف بزوس * کشور: آمریکا * افزایش ثروت: 5/ 67 میلیارد دلار * ثروت خالص: 2/ 182 میلیارد دلار جف بزوس در طول یک سال، 5/ 67 میلیارد دلار ثروت بیشتری به‌دست آورد و کل ثروت خالص او به 2/ 182 میلیارد دلار رسید. دلیل آن هم قرنطینه‌های خانگی و روی آوردن بیشتر مردم به خرید اینترنتی کالاهای ضروری در دوران پاندمی بود که قیمت سهام آمازون را به میزان قابل‌توجهی افزایش داد. در ماه اوت، بزوس به اولین فرد تبدیل شد که ثروتش به بیش از 200 میلیارد دلار رسیده است. ◀️ ژونگ شانشان * کشور: چین * افزایش ثروت: 5/ 60 میلیارد دلار * ثروت خالص: 5/ 62 میلیارد دلار ژونگ به کمک دو عرضه اولیه بسیار موفق در سال 2020 توانست جهشی موشکی در رتبه‌بندی میلیاردرهای دنیا داشته باشد. او شرکت «نانگفو اسپرینگ» را بنیان‌گذاری کرده و ریاست آن را بر عهده گرفته است؛ یک شرکت آب‌معدنی که ظاهرا حدود یک‌پنجم بازار آب معدنی چین را تامین می‌کند. ژونگ همچنین بر شرکت داروسازی وانتای که تولید واکسن را در دستور کار دارد و در ماه آوریل سهام آن عرضه شد، نظارت دارد. این شرکت نوعی واکسن کووید که در بینی اسپری می‌شود تولید کرده که ماه نوامبر، در فاز دوم آزمایش بود. ◀️ دان گیلبرت * کشور: آمریکا * افزایش ثروت: 1/ 37 میلیارد دلار * ثروت خالص: 9/ 43 میلیارد دلار گیلبرت که از ‌‌بنیان‌گذاران شرکت «کوییکن لونز» (Quicken Loans)، وام‌دهنده آنلاین است، امسال از یک عرضه اولیه موفق بهره برد. سهام راکت کامپنیز که شرکت مادر کوییکن لونز است، در ماه اوت عرضه شد. گیلبرت 95 درصد سهام راکت را در اختیار دارد که ارزش آن در ابتدای ماه دسامبر، بیش از 41 میلیارد دلار بود. در نتیجه، ثروت گیلبرت در مقایسه با ابتدای سال 2020 بیش از 6‌برابر شد. گیلبرت با در اختیار داشتن بیشتر سهام باشگاه «کلولند‌کاوالیرز» NBA یکی از ثروتمندترین صاحبان باشگاه ورزشی در آمریکا محسوب می‌شود. ◀️ برنارد آرنالت * کشور: فرانسه * افزایش ثروت: 35 میلیارد دلار * ثروت خالص: 3/ 146 میلیارد دلار ثروت برنارد آرنالت، رئیس مجتمع تولیدی کالاهای لوکس LVMH، امسال با افزایش بیش از 30 درصدی مواجه شد و 35 میلیارد دلار به ثروت او اضافه شد. با اینکه فروش کالاهای لوکس امسال به‌طور کلی کاهش پیدا کرده، اما LVMH با اعلام فروش بالای دو برند معروف دیور و لویی‌ویتان، به‌ویژه در کشورهای کره‌جنوبی و چین که پاندمی را به خوبی کنترل کرده‌اند، در پاییز امسال، سرمایه‌گذاران را شگفت‌زده کرد و جایگاه آرنالت به‌عنوان دومین فرد ثروتمند دنیا، محکم‌تر شد. منبع: Forbes با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 شش کلاه تفکر تکنیک شش کلاه تفکر (six thinking hats technique) یکی از مهم‌ترین تکنیک‌های خلاقیت است. ابداع کننده این تکنیک، ادوارد دوبونو (پدر تفکر خلاق) است. آقای دوبونو که به عنوان مُبدع نظریه «تفکر جانبی» هم شناخته می‌شود، کتابی با عنوان «شش کلاه تفکر» نیز نوشته که به زبان فارسی هم ترجمه شده است. در این تکنیک به‌طور کلی با استفاده از شش سبک فکری، موضوع یا مسئله مورد نظر، بررسی می‌شود. برای هریک از شش سبک فکری نیز یک کلاه با رنگی مخصوص در نظر گرفته شده است. در واقع رنگ کلاه‌ها نمایان‌گر طرز تفکر و نگرش افراد می‌باشد. دوبونو با ارائه تکنیک شش کلاه تفکر، سعی می‌كند به‌كسانی كه دورهم جمع می‌شوند، بياموزد كه تک‌بعدی فکر نکنند. به تفكر خود وسعت دهند و آنگاه به راه‌های خلاق بينديشند. در نهایت با یک هماهنگی مدبرانه نتايج را طبقه‌بندی كرده و در تصميم‌گيری و حل مسائل از آن استفاده كنند. در این تکنیک افراد با گذاشتن هر یک از کلاه‌ها بر سرشان، سبک فکری‌شان را براساس رنگ کلاه‌شان تغییر می‌دهند. در واقع این افراد سعی می‌کنند نقش بازی کنند. یکی از مهمترین موانع تفکر در زمینه‌های مختلف، عملکرد تدافعی ما است. ما با گذاشتن هریک از کلاه‌ها بر سرمان، این فرصت را به خودمان می‌دهیم تا بدون تعصب و پیش‌داوری، در نقش خصوصیات فردی آن کلاه، درباره موضوعات مختلف فکر کنیم و حرف بزنیم. حالا به خصوصیات هریک از کلاه‌ها می‌پردازیم: کلاه سفید کلاه سفید مربوط به واقعیت‌ها، اطلاعات و ارقام ملموس می‌شود. سفيد، رنگی خنثی و منفعل است. كلاه سفيد با موضوعات و شكل‌های انفعالی سر و كار دارد. کسی که این کلاه را بر سر گذاشته، واقعيت‌ها را بدون هيچ‌گونه قضاوتی مورد کنکاش قرار می‌دهد. مثل یک کامپیوتر که بدون دخالت دادن احساسات و عواطف، و فقط براساس داده‌ها عمل می‌کند و نتیجه را ارائه می‌هد. فردی که این نقش را بازی می‌کند واقعیت‌ها را بی‌طرفانه بیان کند و تفاسیر و تحلیل‌ها کاری نداشته باشد. کلاه قرمز کلاه قرمز به عکس کلاه سفید، متکی بر احساسات است. رنگ قرمز نشانه خشم، شور و هيجان است. در کلاه قرمز بينش هيجانی و جنبه‌های احساسی و غيراستدلالی مدنظر می‌باشد. در واقع این رنگ کلاه ابزار مناسبی برای بيرون ريختن احساسات است. این احساسات است که تفکر ما را شکل می‌دهد و آن را با نیازهای ما و مقتضیات زمانه متناسب می‌کند. استفاده از کلاه قرمز به متفکر فرصت ارائه احساساتش در مورد موضوع مورد را بحث می‌دهد. کلاه سیاه در تکنیک شش کلاه تفکر، کلاه سیاه به‌طور خاص روی نظرات منطقیِ منفی تاکید دارد. رنگ سیاه نشانه منفی‌نگری و افسردگی است. بنابراین فردی که با این رنگ کلاه در جلسه حضور پیدا می‌کند، جنبه‌های منفی و بدبينانه موضوع را ابراز می‌کند. صاحب کلاه سیاه یادآوری می‌کند که موضوع مورد بحث با تجارب یا دانش موجود در آن زمینه سنخیت ندارد. او دلایل عدم موفقیت و شکست را برمی‌شمرد. کلاه زرد کلاه زرد تفکر سازنده مثبت را نمایندگی می‌کند. زرد نشانه آفتاب و مثبت است. تفکر فرد صاحب کلاه زرد بر محاسن و مزایا استوار است. وی همیشه جنبه‌های مثبت و خوشبينانه موضوع مورد بررسی قرار می‌دهد. می‌توان گفت که گرایشات کلاه زرد درست نقطه مقابل تمایلات کلاه سیاه است. هر چه کلاه سیاه منفی‌نگر کلاه زرد مثبت‌اندیش است. کلاه سبز کلاه سبز سمبل تفکر خلاق و تفکر جانبی است. رنگ سبز نشانه رويش و باروری است. به همین جهت از کلاه سبز برای ابراز ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید و خلاقانه استفاده می‌شود. صاحب کلاه سبز از نظرات کهنه و تکراری گریزان است و از نظرات نو و متفاوت استقبال می‌کند. این کلاه به تغییر علاقه‌مند است و بنابراین روی تغییر و تحول متمرکز می‌شود. کلاه آبی کلاه آبی آخرین کلاه تکنیک شش کلاه تفکر است. این کلاه روی تفکر متمرکز است. بنابراین وقتی کسی کلاه آبی را بر سر می‌گذارد دیگر درمورد یک «موضوع» فکر نمی‌کند، بلکه درمورد «تفکرِ درباره یک موضوع» فکر می‌کند. این کلاه کنترل کننده و سازمان دهنده اندیشه‌ها است. در واقع کسی که این کلاه را بر سر گذاشته، نظرات بقیه کلاه‌ها را مورد ارزیابی قرار داده و سازمان‌دهی می‌کند. در ضمن رنگ آبی سرد است. سرچشمه تمامی نیروهای انسان، تفکر است. با این وجود هرگز نمی‌توانیم ادعا کنیم که در این مهارت انسانی که پرارزش‌ترین توانایی ماست، کامل شده‌ایم. هر قدر که در آن متبحر شده باشیم، باز هم باید بخواهیم بهتر و بهتر بیندیشیم. ادوارد دوبونو با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🌎 خلقیات ایرانیان، از دید یک آمریکایی ✍️ دکتر میلسپو یکی از معروف‌ترین مستشاران آمریکایی در تاریخ معاصر ایران آرتور میلِسپو است. او دو بار در ایران خدمت کرد، یک بار بین سال‌های 1301 تا 1306 (دوران رئیس‌الوزرایی و دو سال نخست پادشاهی رضاخان) و بار دوم، پس از عزل رضاخان، در سال‌های 1321 تا 1323. میلسپو در دوران اول خدمتش رئیس کل مالیه و بار دوم ریاست کل دارایی بود. میلسپو پس از حضور اولش در ایران، کتابی نوشت و گزارش مفصلی از مأموریتش در ایران ارائه داد. این کتاب با عنوان «مأموریت آمریکایی‌ها در ایران» (با ترجمۀ ابوترابیان) پیش از انقلاب منتشر شد. دربارۀ وجوه سیاسی و تاریخی آرتور میلسپو و مأموریتش در ایران در پست‌هایی دیگر مفصل صحبت خواهم کرد. میلسپو صفحاتی از کتابش را به شرح «روحیات ایرانی‌ها» اختصاص داده که در این پست برخی برداشت‌های او را مرور می‌کنیم. آنچه در روایت میلسپو جلب‌توجه می‌کند، نگاه منصفانه، دموکرات، انسان‌دوستانه و غیرنژادی اوست. او هرگز درگیر انگاره‌های نژادی نیست؛ در حالی که آن سال‌ها (دهۀ 1920) نگرش قومیت‌گرایانه و نژادباورانه اروپا و آمریکا را درنوردیده بود. میلسپو رفتار و منش ایرانیان را معلول ساختارهای کلی حاکم بر ایران، به خصوص ساختار اقتصاد زراعی ایران می‌داند. او می‌کوشد نیکی‌های ایرانیان را نیز بادقت بیان کند و نگاه منصفانه‌اش تحسین‌برانگیز است. اما میلسپو به برخی معایب ایرانی‌ها نیز اشاره می‌کند که باید اعتراف کنیم درست تشخیص داده. او می‌گوید: «دو کیفیت اجتماعی که به ندرت در ایران یافت می‌شود، پشتکار و وجدان کار... حقیقت این است که کم‌کاری، غیرفعال بودن و امروز و فردا کردنِ ایرانی‌ها، تأثرانگیز است. یک ایرانی کارهایش را با آرامی و با فراغ‌خاطر انجام می‌دهد و توجه او به فلسفه و ادبیات خیلی بیشتر از امور شغلی‌اش است. اغلب اوقات خود را به صحبت کردن، مخصوصاً دربارۀ سیاست تلف می‌کند. حرف‌های او بیشتر مربوط به مسائل و اشخاصی است که اصولاً ربطی به کار او ندارند... یکی از مهم‌ترین معایب کارمدان ایرانی تعلل و ناتوانی آن‌ها در مواجهه با مشکلات است. شرکت‌کنندگان در کنفرانس‌ها به ندرت کسانی‌اند که کاردان باشند و برای تحمیل نظرات خود پافشاری کنند... این اشخاص با کمال میل با هر پیشنهادی که باعث عقب‌افتادن کارها و بی‌نتیجه شدن تصمیمات شود، موافقت می‌کنند... ایرانی‌ها به هیچ وجه خود را بردۀ ساعت نمی‌دانند و برای وقت ارزشی قائل نیستند و به طور کلی زندگی را به صورت اوقات حساب‌شده‌ای از زمان در نظر نمی‌گیرند... در قهوه‌خانه‌ها و کاروانسراها، در کنار خیابان‌ها و جاده‌ها گروه‌گروه از مردم ایران لم داده و صحبت می‌کنند و قلیان می‌کشند... در پیاده‌روها یا کنار جاده‌ها اغلب به کارگران یا کشاورزانی برمی‌خوریم که زیر آفتاب خوابیده‌اند. ایرانی‌ها در هر کاری که داشته باشند، عجله‌ای در انجام آن ندارند. اگر کنفراسی بناست ساعت چهار تشکیل شود، کار خود را ساعت پنج‌ونیم آغاز می‌کند. تعطیلات بی‌شمار، خواب نمیروز... تعدد نوکران غیرضروری و بالاتر از همه دودلی و تعلل... را می‌توان عوامل فرضی در ایجاد تنبلی مردم دانست... ولی تا جایی که می‌دانم این عوامل مبتلا‌بهِ کشورهایی است که بر پایۀ اقتصاد کشاورزی زندگی می‌کنند. تنها صنعت اساسی و گستردۀ ایران کشاورزی است، ولی مشکلات حمل‌ونقل کم‌وبیش از گسترش آن جلوگیری کرده و به همین علت قدرت خرید مردم به آهستگی افزایش می‌یابد... حس میهن‌پرستی و مسئولیت اجتماعی در اغلب ایرانی‌ها تکامل نیافته است... هزاران ایرانی برای امور مختلف به وزارت مالیه مراجعه می‌کند که اغلب بجز ادعای مالی یا توصیه برای برادر، پسر، برادرزاده یا درخواست تخفیف مالیاتی انتظار دیگری ندارند. این عده حاضرند برای رسیدن به خواستۀ خود حقیقت را ندیده بگیرند و جز به منافع خود و خانوادۀ خویش به چیز دیگری توجه ندارند...» در نهایت این پاراگراف درخشان از میلسپو را بخوانید که تا حدی توصیف حال امروزمان نیز هست! او با نگاهی ساختارگرایانه و جامعه‌شناختی می‌گوید نابسامانی در رفتار مردم، به علت ناتوانی ذاتی مردم نیست، بلکه «ناشی از وضع سیاسی و اداری ایران است». وقتی قانونی ضمانت اجرا ندارد یا اصلاً وجود ندارد، وقتی وزرا ناگزیر از خریداری مقام خود هستند، وقتی وجدان عمومی و حس میهن‌پرستی فقط حرف است، وقتی حقوق کارمندانی که مالیۀ مملکت دست آن‌هاست کمتر از هزینۀ زندگی آن‌هاست... وقتی دولت زیر فشار سیاست‌های خارجی مجبور به تأمین منافع خارجی‌ها گردد، وگرنه بایستی منتظر مصیبت باشد... وجود ناگواری و نابسامانی اوضاع مالی ایران زیاد هم تعجب‌آور نیست، اگر این شرایط در کشور دیگری هم باشد، به همین سرنوشت مبتلا خواهد شد.» با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 دگرگاو پنداری و خوددانا پنداری گرفتار سرطان شد و رفت اما قبل از اینکه برود در اوج بیماری متن زیر را برای ما نوشت: اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را هم‌پایه مهربانی با آدمیزادگان نمی‌شمارم. اگر عمری باشد، کمتر می‌گویم و می‌نویسم و بیشتر می‌شنوم و می‌خوانم. اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاست‌مداری وکالت بلاعزل نمی‌دهم. اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگ‌تر قربانی نمی‌کنم. اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث نمی‌کنم: آنان که از عقیده خویش منفعت می‌برند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساخته‌اند. اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده، و آرزو را فدای مصلحت، و عمر را در پای خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها قربان نمی‌کنم. اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش می‌گیرم، هر گلی را می‌بویم، و هر کوهی را بازیگاه می‌بینم و تنها یک تردید را در دل نگه می‌دارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن. اگر عمری باشد، سیاست‌مداران را از دو حال بیرون نمی‌دانم: آنان که دروغ را به راست می‌آرایند و آنان که راست را به دروغ می‌آلایند. اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم می‌کوشم. اگر عمری باشد، در جنگل‌های بیشتری گم می‌شوم؛ کوه‌های بیشتری را می‌نوردم؛ ساعت‌های بیشتری به امواج‌ دریا خیره می‌شوم؛ دانه‌های بیشتری در زمین می‌کارم و زباله‌های بیشتری از روی زمین برمی‌دارم. اگر عمری باشد، کمتر غم نان می‌خورم و بیشتر غم جان می‌پرورم. اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمی‌کنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت. اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمی‌نشینم. اگر عمری باشد، خدایی را می‌پرستم که جز محراب حیرت، در شان او نیست. ... دوستان من بدانند این مرد ۵۵ ساله، به تعداد کتاب‌هایی که نخوانده، غمگین است؛ به شمار دست‌هایی که نگرفته، پشیمان است. اگر امروز از این مرد بسترنشین بپرسند که تنها وصیت تو به جوانان و میان‌سالان و حتی پیران و بیماران چیست، می‌گوید بخوانید و بخوانید و بخوانید. درد ما خودداناپنداری و بی اشتهایی به دانستن و خواندن است. آنچه خواندیم از استاد رضا بابایی بود. نویسنده بیش از ۳۵ کتاب و ۱۵۰ مقاله در زمینه فرهنگ و تاریخ. آنچه در نوشته او برای من بسیار جذاب بود مفهوم خودداناپنداری بود و جالب اینجاست چندی پیش دوست دیگری مفهومی را به من آموخت به نام دگرگاوپنداری. من فکر می کنم این دو پدیده همزاد هم هستند اولی می گوید من می فهمم و دیگران نمی فهمند و دومی می گوید دیگران نمی فهمند و من می فهمم. تاثیر شوم این زوج خوددانا پنداری و دگرگاوپنداری بر زندگی فردی و جمعی چیست؟ ◻️خشونت: وقتی فکر می کنم که من می فهمم و تو نمی فهمی تا اندکی مدارا می کنم و سپس از خشونت برای خفه کردن صدای تو و اندیشه تو استفاده می کنم. خودداناپنداری سرآغاز خشونت کلامی و سپس خشونت فیزیکی است. خود داناپنداران دلیلی نمی بینید که دیگران حرف بزنند! چون اصلا نیازی نیست. ◻️استبداد: وقتی من دگرگاوپندار هستم یعنی اینکه دیگران و به ویژه زیردستان صلاح خودشان را تشخیص نمی دهند. پس استبداد متولد می شود. من به جای تو و برای تو تصمیم می گیرم بدون آنکه نه تو را در تصمیم خود مشارکت دهم و نه حتی تو را توجیه کنم. ◻️عقب ماندگی: در جامعه ای که خشونت از یک سو و استبداد از دیگر سو هست، نه ظرفیتی شکوفا می شود، نه حقوق مالکیت معنا پیدا می کند، نه حاکمیت قانون مستقر می شود و نه آینده ای روشن ترسیم می شود. بهمین خاطر جامعه ای عقیم و تهی از امید و آینده شکل می گیرد. چه کنیم؟ می شود تجویزهای مختلفی کرد ولی من فکر می کنم برگردیم به وصیت او. کتاب بخوانیم! کتاب خوانی سه نتیجه مبارک دارد: تواضع فکری، تنوع فکری و تعالی فکری. چرا تواضع فکری؟ کتاب خوانی یعنی چیزهایی هست که دیگران می دانند و من نمی دانم. چرا تنوع فکری؟ چون با خواندن کتاب های مختلف از اعصار و ملل و افکار مختلف می آموزیم آنقدر هم که فکر می کنیم ما دانا نیستیم و دیگران نادان نیستند. چرا تعالی فکری؟ به مرور زمان تغذیه ذهن با کتاب های مختلف منجر به شکل گیری اندیشه های جدید متعالی تری می شود که حتی خود نیز انتظارش را نداشتیم. کتاب خوانی یک نه بزرگ به خودداناپنداری و دگرگاوپنداریست. کتاب خوانی آغاز مبارزه با خشونت، استبداد و عقب ماندگی است و البته کافی نیست ولی برای آغاز نقطه شروع خوبی است. ✍مجتبی لشکربلوکی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✍️ اکبر جباری 🖊 چگونه خوابهایمان را تعبیر کنیم؟ ✅نمیدانم کجا خوانده بودم که میگفت: «برای آنکه خوابهایت را تعبیر کنید ✅این بلند شدن از خواب و بیداری را کسی مانند کانت «بیداری از خواب دگماتیسم» می نامید. اما خواب ما چیزی غیر از خواب اروپاییان قرن ۱۷-۱۸ است. آنها دو هزار سال قبل تر از هیوم و کانت، از غار افلاطونی و معبد دلفی بیرون امده بودند و شروع کرده بودند به گفتگو. دوهزار سال پیش عقل در ضمن دیالوگ، خودش را پیدا کرده بود. برای همین در زمانه هیوم و کانت و کلا دوران روشنگری، عقل و خرد چیز غریبی نبود. اروپاییان با عقل و خرد بیگانه نبودند. حتی در قرون وسطی و حاکمیت کلیسا، عقل و خرد، جانِ نصف و نیمه ای داشت و فیلسوفان و خردمندان بزرگی در همین دوران حضور داشتند. اصلا خودِ گالیله در حوزه های علمیه کلیسا درس خوانده و به کشفیات خود نائل شده بود. پرسشِ کانت از حدود و ثغور عقل هم، پرسشی در امتداد عقل و خردورزی بود. اگر ایشان تاریخ عقل نداشتند، امکانی برای پرسش از عقل نیز نبود. تنها یک قوم عاقل و خردمند، که تاریخ عقل دارد، میتواند از حدود و ثغور و ماهیت عقل پرسش کند. ✅قومی که به جای عقل، نقل، و به جای تاریخ خرد، تاریخ بی خردی، و به جای دیالوگ، وعظ و خطابه دارد، اساسا نمیتواند از ماهیت عقل بپرسد و هرگاه با عقل مواجه شود، وحشت زده می پرسد «کدام عقل؟» از همینروست که در هر بحث و گفتگویی که پرچم عقل برافراشته شود، عده ای سراسیمه و وحشت زده، فریاد میزنند: «عقل چیست و کدام عقل مد نظر شماست؟» و به وضوح از پرسش «کدام عقل»، انکار عقل فردی و اثبات عقلانیتی است که در منقولات بدیشان به ارث رسیده است. ‌ نزد این وحشتزدگان، عقل، فقط عقلِ عده ای معدود در تاریخ دینشان است. یعنی "عقل معصوم"! غافل از اینکه، ان چیزی را که عقل معصوم می نامند، برای ما نه عقل، بلکه صرفا نقل است. اساسا عقل کسی، برای دیگری نقل است، نه عقل. ✅عقل خودشان تعطیل است و باید هم تعطیل باشد. اگر با مسأله ای روبرو شدند، نیازی به تعقل و تفکر درباره آن پدیده ندارند. کافیست در میراث حدیثی و روایی جستجو کنند و پدیدار مشابه آن پدیده مستحدثه را بیابند و احکام ان را بدین سرایت دهند. فرقی هم نمیکند، دوچرخه سواری زنان باشد، یا ساخت نیروگاه هسته ای و ...در کتب حدیثی، به وفور میتوانند سخن و توصیه ای بیابند برای حل آن مشکل! ✅بیداری ما و از خواب بلند شدن ما، چیزی نیست جز در پرانتز گذاشتن همهٔ این منقولات و عقلانیتی که در این منقولات میتوانسته باشد یا نباشد، و رو اوردن به پرسش ها و گفتگویی آرام و مستمر، بی هیچ انتظاری برای رسیدن به یک نتیجه مشترک. باید همه میراث تاریخی خود را به مقراض عقل واسازی deconstruction کنیم. ما باید بکوشیم، گفتگو کنیم و در ضمن گفتگو، عقل ارتباطی خود را پرورش دهیم. اینگونه است که میتوانیم از خواب برخیزیم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 خلاصه... اوضاع مملکت «خَر بازار غریبی است »! ↩️ بخشی از نامه ذکاءالملک فروغی به سید حسن تقی‌زاده در صدساله پیش ✍️ امید حسنی متحیرم که چه عرض کنم. مجلس شورای ملی نمایش غریبی از خود می‌دهد. آنچه در روزنامه‌ها ملاحظه می‌فرمایید نمونه‌ی خیلی ضعیفی از حقیقت است. بیرون مجلس هم نعوذ بالله. آنچه به تحقیق می‌توانم عرض کنم این است که امروز مجلس شورای ملی نماینده حقیقی و مظهر کامل ملت ایران است. اما حقیقت ملت ایران را اگر از حیث مدارک و مشاعر یک اندازه اطلاع دارید، از حیث صلاح و فساد نمی‌توانید تصور کنید و به وهم درآورید. بنده هم از عهده بیان بر نمی‌آیم. چیزی که منظور نیست حتی در اخیار مصلحت و بهبودی حال مملکت و ملت است. می‌فرمایید در این مدت کسی به فکر من نیفتاد. بفرمایید کسی به فکر چه افتاد؟ آنچه من می‌بینم در این مملکت همه‌کس از اعلی و ادنی بدون استثنا ( یعنی اگر استثنایی باشد همان در حکم النادر کالمعدوم است ) وجهه‌ی همتش تحصیل مال است و بس. آنهم گویی ملتزم شده‌اند از غیر مجرای صحیح باشد و انصاف این است که از مجرای صحیح میسر نمی‌شود. مگر اینکه شخص به قوت لایموت قانع شود. آنهم باز نه برای همه‌کس. یگانه وسیله‌ی تحصیل شغل و مقام و هر مقصود دیگر، امروز دسته‌بندی و انتریگ‌بازی و شارلاتانی است. تا آنجا که معلم شدن و حتی رد و قبول شاگردان در امتحانات از روی دسته‌بندی و به ملاحظات شخصی می‌شود. وزرا به قول عوام مثل پیراهن و زیرجامه عوض می‌شوند و هر وزیری که عوض می‌شود و بر سر کار می‌آید، اجزای ادارات را بیرون می‌کند و یک دسته تازه از قوم و خویش‌های خود یا دوستان یا کسانی که با او برای وزیرشدنش در دسیسه‌کاری شریک بوده‌اند، بر سر کار می‌آورد بی‌هیچ مناسبتی. تجار و کسبه دست از کاسبی برداشته و سیاست‌مآب شده و منظور واحد از سیاست‌مآبی این است که از این نمد کلاهی داشته باشند. هرچه آخوند و ملا هست می‌خواهد یا در ادارات مستخدم باشد (استخدام شود) یا مستمری‌خور باشد. حضرتعالی می‌دانید که قحط‌الرجال امروزی ما نتیجه آن است که در دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه از لیاقت اشخاص صرف‌نظر کرده و هوسناکی اولیای مملکت، مدار امور بود. حالا به مراتب بدتر شده و فقط انتریگ‌ و دسیسه و دسته‌بندی و فحاشی و بستگی به مقامات مقتدره‌ی خارجی و داخلی میزان پیشرفت مقصود است و بنده پیش‌بینی می‌کنم که اگر امر بر همین منوال بگذرد، تا ده پانزده سال دیگر معلومات ایرانی‌ها به درجه‌ای برسد که یک نفر آدم قابل مخاطبه و مصاحبه یافت نشود و اعضای ادارات، همه اشخاصی باشند که پانزده سال قبل، قابل مهتری و جلوداری شمرده نمی‌شدند. سست عنصری و سبکسری ما به جایی رسیده که از یک طرف جراید جدیدالتاسیس ما به مناسبت احوال روسیه موسوم به «طوفان» و «آتشفشان» و «احشویروش» می‌باشند( به مناسبت اینکه وزیر مختار روس، یهودی است ). از طرف دیگر آخوند و ملا و روضه‌خوان، منکر مدارس جدیده شده، می‌خواهند درِ آنها را ببندند و روزنامه‌‌ای را که برای نسوان طبع می‌شود توقیف کنند. مختصر خر بازار غریبی است. بنده که عقلم نمی‌رسد که چگونه تصور نجاح و فلاحتی برای این قوم می‌شود کرد. فقط امیدی که می‌توانم به خود بدهم این است که همانطور که برخلاف قواعد عقلی تاکنون این ملت و دولت باقی مانده ( اگرچه به کثافت و فضاحت ) باز هم بماند، یا بهبودی یابد و الا در جبین این کشتی نور رستگاری نیست. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🏅دومین دوره " آنلاین " پرورش مشاور اقتصادی و سرمایه‌گذاری ◀️ آموزش دروس و مباحث مهم و کاربردی در حوزه‌های اقتصادی و سرمایه گ
🏅دومین دوره " آنلاین " پرورش مشاور اقتصادی و سرمایه‌گذاری ◀️ آموزش دروس و مباحث مهم و کاربردی در حوزه‌های اقتصادی و سرمایه گذاری در بازارهای مولد و غیر مولد ◀️آموزش مباحث در صنعت مشاوره مدیریت و بیان شایستگی های مشاوران 🔺🔺جهت ثبت نام در دوره آنلاین عدد ۱۳۰ را به ۰۲۱۸۸۴۰۱۳۱۳ ارسال نمایید. ◀️ با امکان حضور در تیم مشاوران اقتصادی سرمایه‌گذاری مرکز مشاوره مدیریت ماهان 👇👇 ‌ 🌐 یا درصفحه سایت دوره آنلاین مشاور اقتصادی سرمایه گذاری www.mahanmcc.com 📌فرم ثبت نام را تکمیل نمایید👆👆

#تبلیغات

گزارش حقوق و دستمزد سال ۹۹ منتشر شد 📑 این گزارش که با همکاری بیش از ۵۰ هزار نفر تهیه شده، هم‌ اکنون در دسترس شماست و به شما
گزارش حقوق و دستمزد سال ۹۹ منتشر شد 📑 این گزارش که با همکاری بیش از ۵۰ هزار نفر تهیه شده، هم‌ اکنون در دسترس شماست و به شما در تعیین اهداف شغلی دقیق‌ و به‌روز کمک می‌کند. گزارش حقوق و دستمزد اختصاصی خود را مشاهده کنید: 👉🏼 http://tlnl.ink/m9J آنچه به صورت رایگان دریافت خواهید کرد: 🔻 مقایسه وضعیت شما با کل کشور 🔻 تاثیر سابقه کار بر حقوق 🔻 مقایسه با افراد مشابه در سایر شرکت ها 🔻مقایسه با بازه حقوقی استان خود 👉🏼 http://tlnl.ink/R9j ایران سلری، مرجع حقوق و دستمزد در ایران

#تبلیغات

🔴 لذت سرزنش کریسمسی مردم! ✍️ احسان محمدی ❄️ چند سالی است که دی‌ماه در ایران نه یادآور برف و باران و ننه سرما و این قصه‌ها که راوی حکایت #بابانوئل و عکس‌های برخی ایرانیان غیرمسیحی با چراغ‌های رنگینٍ آویزان از درخت‌های کاج کریسمس است و شماتت و سرزنش مردم از سوی برخی از اهل قدرت که این کارها خود باختگی فرهنگی است و ترویج فرهنگ غرب و ... من هم شگفت زده‌ام از این تب فراگیر. اینکه خانواده‌هایی با درآمد متوسط، فرارسیدن سال میلادی را با هزینه جشن می‌گیرند که بسیاری از آنها بعید است حتی ترتیب ماه‌هایش از ژانویه تا دسامبر را بدانند. اما چرا برخی در ایران (و هر سال تعداد بیشتری) این روز را جشن می‌گیرند؟ 😔 در کنار همه دلایلی که جامعه‌شناسان قاعدتاً باید آن را کشف کنند یکی از مهمترین دلایل #فقدان_شادی است. وقتی گرانی و فقر و تبعیض و بیکاری و ... قلب مردم را فشرده می‌کند و آنها را در خود می‌شکند به صورت طبیعی دنبال #بهانه‌های شادی می‌گردند. چرا باید آنها را سرزنش کنیم؟ 😞 نمی‌شود با همان ملودی که سینه می‌زنیم، کف بزنیم و گمان کنیم که بله! کار فرهنگی کردیم و مردم باید شادمان شوند و چه مرگتان است که خوشحال نمی‌شوید و کیف نمی‌کنید؟! اصلاً مگر شادی دستوری است؟ اینکه فکر کنید تلویزیون از قول یک مقام خیلی مسئول بفرماید: «لبخند بزنید»! و مردم ریسه بروند خیال‌پردازانه نیست؟ اینجا #کره_شمالی نیست. اینجا #ایران است و این مردم حتی اگر گاهی از سر ترس یا احترام به شوخی‌های بی‌مزه کسی خندیده‌اند به این معنی نیست که در اعماق وجودشان شاد هستند! 😞 آقای #قرائتی می‌گفت: «ما دکترای گریه داریم اما برای خنده سیکل هم نداریم»! اعتراف صادقانه‌ای است. آنقدر که در این سال‌ها مردم را به #گریه کردن بر گناهان کرده و نکرده تشویق کرده‌اید برای #خندیدن واقعی آنها کاری کرده‌اید؟ یادتان می‌آید سالها بلند خندیدن نشانه جلف بودن و سبکسری بود و گریه کردن و غمگین بودن نماد فضیلت و ملکوتی بودن! اصلاً قبول دارید که خنده و شادی مهم است و تنها با #خندوانه و #دورهمی به دست نمی‌آید؟ قبول دارید که ممانعت از برگزاری یک جشن باستانی در #پاسارگاد برای بخشی از مردم شادی آفرین نیست و بغض ایجاد می‌کند؟ 😞تا زمانی که #شادی_ملی مثل #عزای_ملی به رسمیت شناخته نشود، از آن استقبال نشود و لبخندآفرینان مثل اشک‌آفرینان اگر تشویق نمی‌شوند دستکم تنبیه نشوند، حق نداریم به مردم بگوییم که چرا در #کریسمس جشن گرفتید؟ چرا #ولنتاین به هم گل و خرس هدیه دادید؟ فرهنگ عمومی با بخشنامه و دستورالعمل و اخم و تخم درست نمی‌شود. زیاد هم فشار بدهید که این مردم بروند بهشت از آن ور جهنم می‌زنند بیرون! ما یاد گرفته،ایم که در مقابل فشارها، خم شویم اما نمی‌شکنیم، خم می‌شویم تا تیزی و تندی توفان‌ها بگذرد و دوباره قامت راست می‌کنیم. 😞این مردم شادی و امید واقعی می‌خواهند. برای همین از فیلم‌های کمدی حتی کم‌مایه هم استقبال می‌کنند. برای همین حتی بلیط‌های گران کنسرت‌های داخلی را می‌خرند. گمان نکنید همه آنها که می‌روند کنسرت، مرفه‌های بی‌درد و پورشه‌سواران هستند. اتفاقاً این بخش برای دیدن کنسرت «آن جای دیگر» می‌روند و «اصل جنس » را گوش می‌دهند نه بعضی «بدل» های داخلی را! 😞 ما را به خاطر بابانوئل با آن ریش پت و پهن و یک درخت کاج و چهار ریسه که معنایش را هم نمی‌دانیم این همه شماتت نکنید. سرزنش نکنید. به جای این همه طلبکار بودن بفرمایید برای شادی عمومی چکار کرده‌اید؟ شما حتی به اندازه کافی برای مرگ احتمالی ما در #زلزله ها #کفن ندارید، حتی هوا نداریم که نفس بکشیم، چطور به خودتان حق می‌دهید این همه شادی‌هایی که مردم در کنج دنج خانه‌هایشان با هزینه شخصی خلق می کنند را سرزنش کنید؟ 😞شماتت مردم آسان است. ما سالهاست سرزنش می‌شویم که زلزله و خشکسالی و سیل و رعد و برق محصول گناهان ماست. حتی باورمان هم شده! می‌توانید رشته‌ی این #چنگ را پاره کنید، می‌توانید کاسه‌ی آن #تار را بشکنید، می‌توانید فرمان بدهید: هان ای #طبل گران زین پس خاموش بمان. به #چکاوک اما نمی‌توانید بگویید نخوان!... چکاوک یک‌دفعه می‌پرد روی درخت کاج و کریسمس را جشن می‌گیرد! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔹بهترین بیمه تکمیلی شرکتی با بیشترین پوشش‌ها و کمترین قیمت ممکن، برای هر تعداد پرسنل و هر مقدار بودجه‌ای که دارید! مشاوره رایگان و خرید: https://l.bimito.com/qAk1J ‘’ازکی، مشاوره و انتخاب بیمه’’

#تبلیغات

🔴 تقدیر اسدالله عصر پنج شنبه-مثل بیشتر پنج شنبه‌ها-آمد دنبالم.آماده،دم در ایستاده بودم و تا از راه رسید،سوار ماشین شدم. راه افتاد و من هم مثل بیشتر وقت‌ها شیشه را پایین کشیدم و سیگاری روشن کردم. اسدالله را سال‌ها بود که می‌شناختم. آدمی وظیفه شناس که هیچ‌وقت از او خطایی ندیده بودم. هنوز از شهر خارج نشده بودیم که تلفن اسداالله زنگ خورد؛پچ پچی کرد و به مکالمه پایان داد. از شهر خارج شدیم و داشتم به قرارهای فردا فکر می‌کردم. دوباره تلفنش زنگ خورد و دوباره پچ پچ. تمام طول راه تا به بم برسیم، چندبار تلفنش زنگ خورد و هر بار خیلی کوتاه چیزی گفت و قطع کرد. مکالمه‌های آخر اسداالله البته مثل اول،نرم و ملایم نبود تا این‌که با عصبانیت داد زد؛ گفتم به من زنگ نزن. کنجکاوی نکردم و چیزی نگفتم.حدسم این بود که یک اختلاف خانوادگی است و لازم نیست دخالت کنم اما از دستش دلخور بودم که حین رانندگی،اینقدر با تلفن صحبت می‌کند. ساعتی بعد به بم رسیدیم و در منزل با شکوه پدری آرام گرفتیم. فقط من بودم و او، هوا هم کمی خنک بود. بخاری را روشن کرد و چای نوشیدیم و بعد هرکدام به سویی رفتیم. او رفت که شامی دست و پا کند و من نشستم تا حساب و کتاب‌ باغ‌ها و زمین‌ها را بررسی کنم. چند دقیقه بعد آمد و گفت:خان،کار مهمی دارم. باید همین امشب به کرمان برگردم. گفتم: اسدالله چه اتفاقی افتاده؟ با چشمان گریان گفت: حال دخترم خوب نیست و به خاطر آپاندیس،دو ساعتی هست که بستری‌اش کرده‌اند. باید برگردم اگرنه دیوانه می‌شوم. گفتم: نگران نباش،کدام بیمارستان بستری شده؟زنگ می‌زنم و سفارش می‌کنم.ولی این موقع شب صلاح نیست برگردیم. گفت: جنابِ خان؛ ناخوشی‌اش را نمی‌توانم تحمل کنم و او هم نمی‌تواند دوری‌ام را تحمل کند،اجازه بدهید امشب در بیمارستان کنارش باشم،صبح زود بر می‌گردم تا کارها عقب نماند. گفتم: زیادی شلوغش می‌کنی.فردا خیلی کار داریم،این همه راه آمدیم و نیم ساعت نشده می‌خواهی برگردیم. زنگ می‌زنم تا بهترین دکترها را برایش بفرستند. گفت: جنابِ خان بعد از خانواده‌ام مهم‌ترین آدم زندگی‌ام هستید اما نخواهید که امشب کنار دخترم نباشم.اجازه بدهید برگردم. گفتم: می‌دانی که من هم نمی‌توانم تنها بمانم. یا هر دو می‌مانیم یا هردو بر می‌گردیم. هر دو برگشتیم. بین راه صحبتی بین ما رد و بدل نشد اما از این‌که به خاطر دخترش برگشتیم،هم من خوشحال بودم و هم او احساس رضایت می‌کرد. نوعی قدردانی در رفتارش احساس می‌کردم. برای اسدالله،دخترش همه دارایی‌اش بود. ساعت 11 شب به کرمان رسیدیم، من به خانه رفتم و او به بیمارستان. شب غریبی بود. حتی خواب درستی نکردم و تا نزدیکی‌های سحر از این پهلو به آن پهلو چرخیدم. حدود ساعت 5 صبح با تکان شدیدی از خواب پریدم. زلزله بدی آمد. بدترین زلزله؛ خیلی بد. گفتند منشأ زلزله بم بوده و همه چیز را ویران کرده. عجب صبح غم انگیزی. یادم افتاد چند ساعت قبل، بم بودم و اسدالله به شکلی غریب من را به کرمان کشاند.شاید اگر می‌ماندیم،هر دو زیر خروارها خاک مدفون می‌شدیم. زنگ زدم؛ این بار من قدردانش بودم. پرسیدم حال دخترت چطور است؟ با گریه گفت: جنابِ خان؛خانه مرحوم پدرتان با خاک یکسان شده.خدا رو شکر هم شما برای من باقی ماندید و هم دخترم. *** خاطره خان هم مو به تن آدم سیخ می‌کند. این خاطره را یکی از خان‌های معروف کرمان برایم تعریف کرد که آن‌روزها یک پایش در کرمان بود و یک پایش در بم. در عوض فکر کنید دوچرخه سواری از سوئیس که دم غروب روز پنج شنبه به بم رسید،شامی خورد و دمی استراحت کرد و قرار بود روز جمعه به سمت زاهدان رکاب بزند اما زیر خروارها خاک مدفون شد. دنیای عجیبی است. ☑️ محسن جلال پور با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 ۲۰معضل برنامه ریزی در ایران یا چرا گروه مشاوران هاروارد از ایران رفتند ؟ ✍️روزبه کردونی 📌 گروه مشاوران دانشگاه هاروارد که برای کمک به تدوین برنامه سوم عمرانی ( سال 1341) به ایران آماده بودند، به تعبیر خودشان در وضعیت روحی ناخوشایند، با احساس نومید کننده شکست و ناکامی، ایران را ترک کردند . مرور ارزیابی این گروه از 20 معضل و چالش برنامه ریزی در ایران در سال 1341، احتمالا مفید خواهد بود . 📌۱-خود پرستی اداری و وجود نگرش " ما بهتر از شما کار می کنیم " 📌۲- تمایل به تعارفات و پذیرش و تبعیت از خوشایندترین راه حل مساله 📌۳- کلی گویی و فقدان جزییات در برنامه ها 📌۴- ترجیح توسعه فیزیکی و عمرانی بر توسعه اجتماعی 📌۵- تکیه بر راه حل های مفروض 📌۶- عدم جلب نظرات موافق در قبال اهداف طرح ها و برنامه ها 📌۷- بیان امید و آرزو بجای هدف در برنامه 📌۸-عدم پذیرش هزینه تغییرات و اصلاحات توسط جامعه 📌۹- اهمیت روابط شخصی و عدم تمایز بین منازعات فکری و منازعات شخصی 📌۱۰- تحمیل بارسنگین کارها بر دوش مدیران بدلیل فقدان انضباط اداری 📌۱۱- وفاداری به گروه نه به ساختار در سازمان های دیوان سالار 📌۱۲- پریشانی و اشفتگی بازیگران ( ناشی از هرج و مرج های سیاسی ) 📌۱۳- غالب بودن رویکرد ارائه ظن و گمان بجای تحلیل علمی 📌۱۴- وجود همزیستی بجای همکاری در ارتباط دستگاها 📌۱۵- ابهام در واگذاری مسئولیت ها 📌۱۶- بیماری جلسه بازی با هدف سبک کردن بار مسئولیت 📌۱۷- دوستی و رفاقت به جای روابط رسمی 📌۱۸-مایملک شخصی و کانون قدرت شدن هر شغل اداری 📌۱۹- فقدان نظام سلسله مراتبی 📌۲۰-فقدان پاسخگویی در قبال رفتار اداری 📌 بودا در جایی می گوید ما همان چیزی هستیم که انجام داده ایم و آنچه خواهیم بود که اکنون انجام می دهیم. اینکه ده سال بعد، نیم قرن بعد و یک قرن بعد کجا خواهیم بود به تعبیر کارل پوپر وابسته به ماست به همه ما، وابسته به اندیشه امروز ما، خواسته های امروز، آرزوهای امروز و ترس های امروز ما. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers