روانشناسی-احساس خوب
الذهاب إلى القناة على Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
إظهار المزيد427
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
جایی که مسئله #اخلاق نیست، #قدرت است.
#تیغِ اخلاق و #عقلانیت و احساسگناه و شرم همیشه نمیبُرد. یعنی اینطور نیست که گوش همه آدمها به این چیزها بدهکار باشد. عدالت و انصاف هم ایدههایی نیستند که همه آدمها در پیشان باشند. حقِ دیگری هم برای خیلیها اساساً بیمعنی است. اخلاق هم برای همه الزامآور نیست. مسئله همیشه نیّت خیر و فضیلت هم نیست. مسئله آگاهی از درست و نادرست هم نیست. مسئله خیلی وقتها قدرت است. قدرت گویی ورای همه اینها میایستد. وقتی قدرت داشته باشی، مخصوصاً قدرتِ بیشرم هر کاری میتوانی بکنی، هزاری هم آدمها از حق و انصاف با تو بگویند یا رنج و آسیب ناشی از بدیِ تو را نشان بدهند.
تنها چیزی که تو را مهار میکند قدرت است؛ قدرتی برابر یا بیشتر که بتواند در سکوت و بیهیچ توصیه و اندرزی زمینگیرت کند. در دنیای ما خیلی وقتها مسئله حقانیت و برتریِ اخلاقی نیست. کسی میماند که دست بالا را دارد، مشروعیتش را هم جور میکند. جور هم نشد، دیگران را به بودن و عمل خودش عادت میدهد.
این را شاید دیر فهمیدهام. امّا حالا دیگر به خوبی میدانم: اخلاق را نمیتوان زمین گذاشت، امّا تیغِ قدرت را هم باید برداشت. اخلاق باید بیشتر خودم را مهار کند و با دیگری، تنها همانقدر از آن بگویم که اثر میکند. مابقی را بسپارم به قدرت سخت یا نرمی که فراهم کردهام؛ چه در مقام یک فرد و چه در مقام یک ملّت. مهم این نیست که چه کسی حق دارد، آنکه میتواند بالاتر میایستد و اغلب بیشرمی و خودشیفتگی را سپ هرگونه نقد اخلاقی میکند. این را در هر گوشه این جهان میتوان دید.
جایی که مسئله #اخلاق نیست، #قدرت است.
#تیغِ اخلاق و #عقلانیت و احساسگناه و شرم همیشه نمیبُرد. یعنی اینطور نیست که گوش همه آدمها به این چیزها بدهکار باشد. عدالت و انصاف هم ایدههایی نیستند که همه آدمها در پیشان باشند. حقِ دیگری هم برای خیلیها اساساً بیمعنی است. اخلاق هم برای همه الزامآور نیست. مسئله همیشه نیّت خیر و فضیلت هم نیست. مسئله آگاهی از درست و نادرست هم نیست. مسئله خیلی وقتها قدرت است. قدرت گویی ورای همه اینها میایستد. وقتی قدرت داشته باشی، مخصوصاً قدرتِ بیشرم هر کاری میتوانی بکنی، هزاری هم آدمها از حق و انصاف با تو بگویند یا رنج و آسیب ناشی از بدیِ تو را نشان بدهند.
تنها چیزی که تو را مهار میکند قدرت است؛ قدرتی برابر یا بیشتر که بتواند در سکوت و بیهیچ توصیه و اندرزی زمینگیرت کند. در دنیای ما خیلی وقتها مسئله حقانیت و برتریِ اخلاقی نیست. کسی میماند که دست بالا را دارد، مشروعیتش را هم جور میکند. جور هم نشد، دیگران را به بودن و عمل خودش عادت میدهد.
این را شاید دیر فهمیدهام. امّا حالا دیگر به خوبی میدانم: اخلاق را نمیتوان زمین گذاشت، امّا تیغِ قدرت را هم باید برداشت. اخلاق باید بیشتر خودم را مهار کند و با دیگری، تنها همانقدر از آن بگویم که اثر میکند. مابقی را بسپارم به قدرت سخت یا نرمی که فراهم کردهام؛ چه در مقام یک فرد و چه در مقام یک ملّت. مهم این نیست که چه کسی حق دارد، آنکه میتواند بالاتر میایستد و اغلب بیشرمی و خودشیفتگی را سپ هرگونه نقد اخلاقی میکند. این را در هر گوشه این جهان میتوان دید.
سرخ پوست ها داستان عقابی را میگویند که وقتی عمرش به آخر نزدیک شد، چنگال هایش بلند شده و انعطافِ گرفتن طعمه را دیگر ندارد
نوک تیزش کند و بلند و خمیده می شود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پَر به سینه می چسبد و دیگر پرواز برایش دشوار است..
آنگاه عقاب است و دوراهی :
بمیرد یا دوباره متولد شود ولی چگونه؟
عقاب به قله ای بلند می رود نوک خود را آنقدر بر صخره ها میکوبد تا کنده شود و منتظر می ماند تا نوکی جدید بروید . با نوک جدید تک تک چنگال هایش را از جای میکَند تا چنگال نو درآید
و بعد شروع به کندن پَرهای کهنه میکند . این روند دردناک 150 روز طول میکشد ولی پس از 5 ماه عقاب تازه ای متولد می شود که میتواند 30 سال دیگر زندگی کند.
برای زیستن باید تغییر کرد ، درد کشید.
از آنچه دوست داشت گذشت.
عادات و خاطرات بد را از یاد برد و دوباره متولد شد.
یا بايد مُرد.
انتخاب با خودِ توست.
مادامی که جنبههایی را در خود نمیپذیریم، افرادی را به زندگیمان جلب میکنیم که آن جنبه را از خود نشان میدهند. هستی پیوسته در تلاش است تا به ما نشان دهد که واقعاً چه کسی هستیم و یاریمان کند تا دوباره کامل و یکپارچه شویم. بیشتر ما چنان ویژگیهای طرد شده خود را در اعماق وجودمان دفن کردهایم که نمیتوانیم وجه مشترک بین خودمان و آن کسی را که دوست نداریم، بینیم. اما باید بدانیم که اگر پیوسته شخصیت خاصی در زندگی ما پدیدار میشود، دلیلی دارد.
Repost from Modern Cogitation
اظهار نظر دكتر محمدرضا توكلى صابرى در باره اظهارات كمدين قمى درباره فردوسى.
@modern_cogitation
📌تا حالا شده کسی جلوی چشمت ضایع بشه و تو ناخودآگاه خودتو بزنی به ندیدن؟ 😅
مثلاً: یه نفر تو جمع زمین میخوره یا پاش پیچ میخوره و تو سریع نگاهت رو میدزدی یا میگی «من هیچی ندیدم»، فقط برای اینکه طرف مقابل خجالت نکشه.
🔺این رفتار تو روانشناسی اسم داره: شرم نیابتی.
یعنی حتی وقتی اتفاق برای ما نیفتاده، ناخودآگاه حس خجالت یا شرم رو همراه با طرف مقابل تجربه میکنیم. 🧠
این واکنش بیشتر در آدمهای همدل، حساس و مراقب روابط دیده میشه، چون ناخودآگاه میخوان دیگران کمتر اذیت بشن.
✅شرم نیابتی، بخش از همدلی هیجانیه. وقتی کسی جلوی چشم ما خجالت میکشه، مغز ما هم شروع میکنه به فعال کردن مدارهایی که مشابه احساس طرف مقابل هست، بدون اینکه خودمون مستقیماً درگیر باشیم.
🌴یک روز، یک جایی، ناگهان، این اتفاق برایِ ما میافتد
کتابمان را میبندیم، عینکمان را از چشم بر میداریم
شمارهای را که گرفتهایم قطع میکنیم و گوشی را روی میز میگذاریم، ماشین را کنار جاده پارک میکنیم و دستمان را از رویِ فرمان بر میداریم، اشکهایمان را پاک میکنیم و خودمان را در آینه نگاه میکنیم، همانطور که در خیابان راه میرویم، همانطور که خرید میکنیم، همانطور که دوش میگیریم، ناگهان میایستیم، میگذاریم دنیا برای چند لحظه بایستد و بعد همانطور که دوباره راه میرویم و خرید میکنیم و شماره میگیریم و رانندگی میکنیم و کتاب میخوانیم،
از خودمان سوال میکنیم :
واقعا از زندگی چه میخواهم؟؟
به احتمالِ قوی از آن روز به بعد اجازه نمیدهیم، هیچ کسی، هیچ حرفی، هیچ نگاهی ، زندگی را از ما پس بگیرد.
📕 به همین سادگی
✍گرگ مک کیون
- بدن برای #شفا دادن خود #توانایی عجیبی دارد، فقط باید با #کلمات #مثبت با آن صحبت کرد.
- سادهترین راه برای شاد بودن، دست کشیدن از گلایه است.
- تشویق یک آموزگارِ خوب است که میتواند زندگی شاگردانش را دگرگون کند.
- افراد خوشبین نسبت به افراد بدبین عمر طولانیتری دارند.
- نفرت مانند اسید، ظرفی که در آن قرار دارد را از بین میبرد.
- اگر میخواهم خوشحال باشم باید سعی کنم دل دیگران را شاد کنم تا این انرژی چند برابر به خودم برگردد
- وقتی مثبت فکر میکنم، شادتر هستم و افکار مهرورزانه در سر میپرورانم.
- من آموختهام «با خدا همه چیز ممکن است.»
📕 چهار_اثر
✍ فلورانس_اسکاول_شین
