3 517
المشتركون
-324 ساعات
-157 أيام
-6330 أيام
أرشيف المشاركات
3 517
من ظرفیتم یهو پر میشه.
بدون اینکه اطرافیانم چیزی بفهمن.
یه روز صبح بلند میشم از خواب و میبینم
دیگه نمیتونم تحمل کنم...
به اندازه کافی بخشیدم، فداکاری کردم، کوتاه اومدم.
یهو اون فرد سقوط میکنه
و جلوی چشمم میشکنه و خرد میشه.
به خودم میام میبینم از دستش عصبانی نیستم،
ناامید نیستم، ناراحت نیستم، هیچی نیستم...
@gitmit
3 517
تو عاشق بقیه بودی ، نه خودت.
بیشتر از اینکه به خودت محبت کنی ،
به بقیه محبت کردی ،
فقط به اونا اهمیت میدادی ، نه خودت.
برای همینه که امروز آشفته شدی ،
ضعیف شدی و شکستی.
ازت میخام دست و پا نزنی ،
از اشتباهاتت نترسی و کنار خودت باشی.
بمونی. بمونی که احساس بیپناهی نکنه.
بمونی که بینیاز باشه.
از آغوش ، محبت ، رابطه ؛ از همهچی...
@gitmit
3 517
چقد احمق به نظر میرسیدم
وقتی او میتونست تموم روز رو
بدون صحبت کردن با من بگذرونه،
در حالی که من هر دو دقیقه یک بار
تلفنم رو چک میکردم تا ببینم
به من پیام داده یا نه....
@gitmit
3 517
میدانم بالآخره این اندوه تمام میشود،
این زخم خوب میشود
و این روزهای سخت به پایان خواهند رسید.
میدانم که شب باقی نمیماند و بالآخره خورشید
از جایی که انتظار نمیرود طلوع خواهد کرد،
میدانم و ایمان دارم, ولی میترسم...
میترسم به روزهای شاد برسم
اما شاد زیستن را از یاد برده باشم.
میترسم دیر شده باشد
برای با شوق به تماشا ایستادن و کیف کردن!
میترسم به مقصود برسم، اما خستهتر از آنی باشم
که برای خواستن و داشتنش ذوق کنم.
من الآن میخواهم، نه بعد!
الآن ذوق دارم، الآن و طبق جهانبینی
و نیازی که همین حالا دارم!
کاش همه به موقع برسند، به هر آن چیز و
هر آن خواستهای که شوق داشتنش را دارند.
در درون آدمها چیزی وجود دارد به نام ذوق،
که اگر از زمانش گذشت و اگر کور شد،
دیگر هیچ داشتن و رسیدنی به کار نمیآید!
کاش همه چیز حتی معجزهها، به وقتش اتفاق بیفتند..
@gitmit
3 517
نامش احوالِ گُنگِ نیازمندِ ترجمه هستش.
اسم دیگری برایشان پیدا نکردهام.
گاهی که دقیقتر میشوی، میبینی
غم است، گاهی شادی، گاهی اضطراب،
گاهی تردید، گاهی چندتای اینها با هم،
گاهی هم هرچه دقیقتر میشوی،
باز نامی برای این حالِ گُنگات پیدا نمیکنی.
حالی را تجربه میکنی که دلت میخواهد سرت را
بگذاری روی زمین و فرار کنی...
یا دلت را بگذاری سرِ راه تا کسی برش دارد
و تو را از خودت خلاص کند.
هرچه هست، عمیقاً حس میکنی نیاز داری
خودت یا کسی آن حال را برایت ترجمه کند،
شاید بفهمی در درونت چه میگذرد،
شاید بتوانی کاری برایش بکنی
و شاااید از این حالِ گَسِ گُنگِ مَحو رها شوی....
@gitmit
3 517
میگم که؛ لنگ 5تومن باش؛
رو 10تا دست میچرخوننت؛
همین امشب بمیر؛
فردا صبح 100میلیون جور میکنن
که به ملت کوبیده بدن که آبروشون نره؛
دنیا همینه مُردت بیشتر از زندت ارزش داره
@gitmit
3 517
مکالمه های کوتاه...
کفاف گلایه های بلند مرا نخواهد داد!
تا کی سلام کنیم؟
حال هم را بپرسیم؟
و به هم دروغ بگوییم که خوبیم؟!
من خوب نیستم!!! اصلا...
@gitmit
3 517
آدمای قوی معمولا اینجورین که
شبارو عذاب میکشن… روزا میخندن…
به دوست و رفیقاشون
نصف مشکلاتشونو رو میگن
و به خونوادشون هیچیشو نمیگن
که نگرانشون نکنن!
تا کی طاقت میارن نمیدونم،
فقط میدونم که اینا خیلی وقتا…
زندگیشون به مو میرسه،
ولی پاره نمیشه :)
@gitmit
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
