ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی

گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی

الذهاب إلى القناة على Telegram

در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال

إظهار المزيد
603
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
توسعه شهری یا مردم فریبی! 🔹چند ماهی است شهر سنندج شاهد تحرکاتی  از سوی شورا, شهرداری و سازمان های وابسته به آن است: نصب بنرهای متعدد در برخی نقاط شهر مبنی بر شروع پروژه های پارک سازی و جدول کشی و آسفالت خیابان های پرچاله و چوله شهر! گویا شبیه این تبلیغات – کم و بیش - در برخی شهرهای دیگر کردستان نیز به چشم می خورد. نکته حائز اهمیت اینکه برخلاف برخی مقاطع که هر از چند گاهی شاهد چنین تابلوهای بیگانه با عمل بودیم این بار همزمان با نصب بنرها فعالیت هایی نیز شروع و فراتر از کلنگ زنی اقداماتی برای اجرای پروژه ها نیز در حال انجام است! 🔹بر اساس نظام اخلاقی منفی گرایی که برگرفته از عملکرد چهار دهه سازمان های دولتی و یا تحت امر دولت است، نقل های متنوع و گاه متضادی از این سلسله فعالیت ها از زبان قشرهای مختلف مردم به گوش می رسد: برخی می گویند "شهردار می خواهد کاندیدای مجلس بشود"، برخی می گویند" دولت قیر زیادی به عراق صادر کرده به دلیل فقدان کیفیت برگشت خورده، روی دستشان مانده و به ناچار به شهرداری های منطقه غرب داده اند برای ترمیم خیابان های شهرها از آن استفاده کنند"، عده ای نیز بر این باورند که "انتخابات نزدیک است دولت می خواهد برای کشاندن مردم پای صندوق رای ظاهر سازی کند و مردم را بفریبد" و البته برخی نیز آن را به اعتراضات سال پیش ربط داده و می گویند " دولت می خواهد برای جلوگیری از تکرار حوادث سال گذشته کارهایی بکند  و به مردم بگوید به فکر مردم و توسعه شهرها هست". شکی نیست برخی نیز با نگاهی متفاوت و نسبتا مثبت گرایانه براین باورند که "دولت آقای رئیسی پس از فراغت از چالش های کلی سیاست خارجی و گذر از بحران های داخلی و کنترل تقریبی تورم و گرانی فرصت کرده است به عمران و توسعه شهرها بپردازد". و برداشت هایی از این دست به وفور در محافل عمومی و خصوصی و فضای رسانه ای به چشم می خورد. 🔹صاحب این قلم ضمن احترام به چنین کسانی, به اقتضای سن و سال و تجارب و دانش خود, اندکی مثبت گرایانه تر به موضوع می نگرد و ذکر چند نکته را در این باب نامناسب نمی داند: اول. انجام هر فعالیت عمرانی درحوزه مدیریت شهری با هر قصد و غرضی که باشد کاری است مفید و به نفع جامعه و مردم. مهم این است که خیابان ها و کوچه ها صاف و فاقد چاله و چوله باشند، خیابان ها دارای جدول کشی و پیاده رو قابل استفاده باشند، فضای سبز و پارک ها و اماکن تفریحی بیشتری در مناطق مختلف شهر وجود داشته باشد و درکل هر فعالیتی که بتواند به رفاه بیشتر شهروندان کمک کند را باید با نگاه مثبت نگریست و مورد قدردانی قرار داد. دوم. این اقدامات می بایست هر ساله و مکرر و مستمر پ متناسب با نیازهای هر دوره در شهرها انجام شود. البته باید گله مند شد چرا شوراهای قبلی و شهرداران پیشین چنین طرح هایی را اجرا نکرده اند نه اینکه چرا اکنونی ها انجام می دهند! سوم. این فعالیت ها با کیفیت بالا و بدون نقص انجام بگیرد نه اینکه آغاز خوب و پایان نامعلوم داشته و یا از لحاظ کیفیت چنان باشد که پس از یکی دوسال تخریب شوند. به یاد داریم گاهی در گذشته پروژه های با هدف کوتاه مدت و به قصد مردم فریبی انجام گرفته و پس از مدت کوتاهی از بین رفته و یا هزینه های مکرری را به شهروندان تحمیل کرده است که به عنوان نمونه  می توان به پل مردوخ و بلوار پاسداران(ششم بهمن) اشاره کرد که یکی فاقد بهره وری لازم و دیگری به دلیل زیرسازی های بدون کیفیت پس از یکسال شهردار بعدی را ناچار به تکرار هزینه کرد! چهارم. در پارک سازی ها از تخریب فضای سبز و نابودی درختان جلوگیری شود و حداقل تخریب صورت پذیرد. گاهی مشاهده می شود که با بیرحمی نسبت به تخریب فضاهای سبز طبیعی موجود مبادرت ورزیده می شود و یا موقعیت طبیعی بیشتر از حد نیاز دچار تغییر و تخریب می شود. پنجم. برای اجرای هر پروژه منابع مالی لازم موجود باشد و طرح ها درچارچوب برنامه های استراتژیک وبلند مدت شورا و شهرداری باشد و نه سلیقه ای و بدون اطمینان از وجود منابع مالی مورد نیاز. درگذشته گاهی مدیران شهری در پایان دوره مدیریت خود با نیاتی خاص  پروژه هایی را آغاز و یا به طور کامل اجراء کردند که پس از خود بدهی های زیادی را برای مدیران بعدی به بار آوردند. ششم. نکته بسیار مهم شفاف سازی و اطلاع رسانی است. شاید اگر مدیران شهری قبل از شروع پروژه های اخیر به صورت رسمی و شفاف مردم را در جریان کم و کیف برنامه های خود قرار می دادند راه بر بسیاری برداشت های احیانا ناصواب بسته می شد. مردم حق دارند بدانند که پروژه های درحال اجراء توسط چه مرجعی تصویب و منابع مالی آن کدام است و مجریان و پیمانکاران آن طی چه فرایندی انتخاب شده اند! t.me/KDproblems

*پێشکەشە بە خانمەکان* خانمەکان!خەمین مەبن ئەم ڕۆزگارە چەماوە تێکشکاوە درێژەی نابێ تەفر و توونا دەبن چەکچەکیلەی۱نێوی ئەشکەوەتەکان... بەم زووانە دەنگی زەوین بەرزەو دەبێ و دەگوڕڕێنێ.. باسریشک۲دەس پێدەکا و خەوتووەکان دەهەژێنێ بەم چاوانەم دەبینم کە یەک لە دوای یەک دەتەقێنەوە گڕکانە۳ بەندکراوەکان.. بەرەبەیان-ئەم ئازیزە تارێنراوە لە نیشتمان دەرکراوه-کتووپڕ لە دەلاقەوە سەر دەردێنێ و خۆ دەنوێنێ و دەبزوێت و تیشکی بە سەر هەموودنیا دا دەپژێنێ.. ئەوسا ئەمن خۆشەویستیم بۆ تۆ ڕێک چۆن لە خەون و هیواکانما بوو دەنوێنم بە بێ ترس لە زنجیر و لە زیندان و لیزمەباران. هۆنەر:فارووق جوەیدە(۱۹٤٦-)شاعیر و هەواڵدەری ناوداری میسری.ئێستە لێپرسراوی بەشی فەرهەنگی ڕۆژنامەی ئەلئەهرامە. وەرگێڕ:هادی مورادی. ـــــــــــــــــــــــــــــ ۱-چەکچەکیلە:شەمشەمەکوێرە. ۲-باسریشک:بەفر و باران و با پێکەوە. ۳-گڕکان‌:ئاگرپژێن،ئاگری. t.me/KDproblems

کیمیا شمس و مولانا ندیدم بی وجود کیمیا فرش هاشان از وجود تار و پود کیمیا عاشقی جز درس و مشق آن بت عیار نیست رو بجو عرفان خود را در سجود کیمیا گر بە رقص آمد جهانی پایکوبان در سماع نغمه هایش گفته آمد در سرود کیمیا از چه دامنگیر انسان شد پلشتی ها, بدان از سر حرمان زن ها از نبود کیمیا هر کسی از ظن خود شد یار شه بانوی عشق علم خواهی رو شنا کن در شهود کیمیا همچو رازی در نهان عالم خلقت نشست آنچە طی شد در قیام و در قعود کیمیا گر نوا شد بر زبان عالمی فریاد او از چە بود از  نالەهای فضل و جود کیمیا رو بیاموز از کلاس درس زن در زندگی تا بیابیدش شراء غرق سود کیمیا 🔹تقدیم به روح بزرگ بانو کیمیا; دخترخوانده مولانا و همسر شمس تبریزی و همه زنان آزادەی هم میهن کە "جنبش زن, زندگی, آزادی" را خلق کردند ۱۴۰۲/۴/۲۹  س.ه.هدایتی(دلپر) t.me/KDproblems

🔺این قحط الرجال از کجا آمده است؟ "تو می‌دانی که از اول عمر تا کنون نه شارلاتانی کرده‌ام و نه خودستایی، نه هوچی بوده‌ام و نه انتریکباز. برای رسیدن به مناصب و امتیازات و تحصیل شهرت و نام، اسباب‌چینی و دسیسه‌کاری نکرده‌ام. تاکنون هر مقامی را دارا شده‌ام -اعم از وکالت و ریاست و وزارت – بدون استثنا آن مقام دنبال من آمده است، من از پیِ آن نرفته‌ام. شاه و رؤسای وزرا و دوستانِ من همه بر این امر شاهدند و هیچ‌کس نمی‌تواند از روی حقیقت مدعی شود که من برای رسیدن به مقامی از او تقاضایی کرده باشم… نیز ادعا ندارم که شخصی فوق‌العاده هنرمندم" سطور بالا بخشی  یک نامەی محمد علی فروغی، سیاستمدار، نویسنده، مترجم و فلسفەنویس است، در پاسخ به انتقادات دکتر محمد مصدق; او هم سیاستمدار، حقوقدان و رهبر فرهمند جنبش ملی کردن نفت. محسن خیمەدوز نویسندەی خوش فکر در توئیتر با آوردن جملات بالا پرسیده: چطور در ایران عقب ماندەی قاجار شخصیتی استثنایی - به لحاظ فضل و فرهیختگی - پدید آمد ولی در دوران اخیر از این حیث به فحطالرجال مبتلا شدەایم؟ پرسش خیمەدوز را می توان طور دیگری هم پی گرفت؟ چرا عصر رجال و شخصیت های بزرگ در عرصەی سیاست، ادبیات و فرهنگ به سر آمده و دیگر از رجال نامدار و استخوان دار خبری نیست؟ به عقیدەی بندە دورەای کە فروغی، مصدق و نامداران دیگر در آن بلوغ یافتند، در تاریخ ایران برهەای حساس و سرنوشت ساز بود. نظام اشراف سالاری قدیم رو به زوال می رفت و نخستین طلیعەهای نظم شایستەسالارانە در هر دو ساحت اجتماع و سیاست در حال هویدا شدن بود. این ها کسانی بودند که در تلاقی دنیای کهنه و نو قرار گرفته و فضیلت های هر دو را به ارث بردند. اشراف سالاری از دید امروز، تداعی گر خویشاوند سالاری، حکومت های موروثی و ارجحیت پیوندهای خونی است و فاقد فضیلت است. اما در گذشته یگانه شکل مشروعیت فردی، نسب بردن از نیاکان و پیوندهای خونی بود. این نظام ممکن بود به آسانی سبب برکشیدن افراد  فاقد صلاحیت و ناشایست شود، اما به گفتەی هنری کیسنجیر  فضیلت آن در اعتراف صمیمانه به آن بود: سیاستمداران اشرافی مدعی نبودند که مقام خود را از طریق کوشش فردی و لیاقت بدست آوردەاند. بلکه می دانستند موهبتی ساختاری آن ها را در جایگاهی ممتاز قرار داده و این امر در پیوند با اخلاق نجیب زادگی آنان را در خدمت خیر عمومی و اصلاح اجتماعی قرار می داد. در حقیقت فضیلت اصلی آن در خویشتن داری، قسمی بزرگ منشی و غیرمغرضانه عمل کردن بود. ناگفته پیداست که باوجود  مزیت های کارکردی پیش گفته، این نظمی ارتجاعی و وابسته به دوران پیشامدرن است. با انقلاب مشروطه روند دمکراتیک شدن سیاست در ایران - به معنای مشارکت بیشتر طبقات اجتماعی - و تحول در ساختارهای سیاسی و اجتماعی آغاز شد. دو جنگ جهانی و پرانتز میان آنها یعنی حکومت رضاشاه به تسریع این روند از طریق نضج گرفتن تدریجی طبقەی متوسط کمک کرد. ظهور مدارس جدید، مراکز علمی و دانشگاه ها در داخل و اعزام محصلان و دانشجویان به خارج - هر دو عمدتا از طریق معیارهای علمی شایسته گزینانه -  این امکان را برای طبقەی متوسط بوجود آورد که زمینەی ارتقا و استخدام خود را خارج از ضوابط قدیمی فراهم آورد. وجود احزاب سیاسی و بروز جنبش های ملی، مذهبی و کارگری هم رفته رفته مرکز ثقل سیاست را به سمت طبقەی متوسط برد. این امر به ظهور رهبران و شخصیت های دارای پیش زمینەی طبقەی متوسط انجامید. نکتەی اصلی این جاست: کسانی چون فروغی و مصدق با پیش زمینەی اشرافیت در معرض آموزش و فرصت های نوپدید پیش گفته هم قرار گرفتند. حاصل کار ظهور رهبران طبقەی متوسط با اخلاق نجیب زادگی و فضیلت های کارکردی طبقات بالا بود. تقدیر محتوم همەی جوامع گذار از اشراف سالاری به مردم سالاری است. اما گذار موصوف به شرطی کامل و کامیاب است که همراه با شایسته سالاری باشد. در حقیقت مردم سالاری و شایسته سالاری دو نیروی اجتماعی مرتبط با همند. اگر درهای مشارکت همگانی بدون  سویەهای شایستە سالارانه باز شود، راه به روی حکومت سفلگان باز می شود و سفله پروری جای نخبه محوری را می گیرد. به جز آن همیشه احتمال بازتولید اشرافیت نوکیسه و انحطاط سیاست دمکراتیک به سود تک سالاری های فرومایه و لئیم وجود خواهد داشت. جمهوری های سلطنتی در منطقه که مثلا در سوریه، آذربایجان و اقلیم کردستان توانستند نسل دوم را روی کار بیاورند و در عراق، لیبی و مصر قبل از بهار عربی ناکام ماندند، حکومت های خویشاوند سالارند نه اشرافیت ممتاز نظام قدیم. حاکمان آنها مدعیند تاج و تخت را با لیاقت شخصی و شایستگی های طبقەی متوسط بدست آوردەاند. این مدعا با توهم خونی بودن مشروعیت و فروتنی سیاسی تالی آن از زمین تا آسمان تفاوت دارد. اگر امروز شاهد ظهور سیاستمداران و شخصیت های طراز اول نیستیم، بدلیل محروم ماندن ماشین سیاست دمکراتیک از چراغ راهنمای سیاست شایسته گزین است. #صلاح_الدین_خدیو @sharname1

ketab30914.pdf9.53 KB

معجون! گاە لال و کور و کر گە چون حمار بی خبر از عقل و داد و مهر یار گاە ساکت همچو سنگی در کمین گە بە سان آبشاری بی قرار گاە غمگین بهر مرگ یک ملخ گە تماشاچی مرگی پای دار گاە شب را مور می بیند بە سنگ گاە روز روشن اش تاریک و تار گە بە صد دیده زند او پشت پا گاه بهر یک نگه در انتظار گاه سرخوش از نسیم یک نگاه گه به جمع صد هزاران هم خمار گاه ساکت از غریو یک سپه گه سراسیمه ز آه یک هوار گه ز یک سیلی پریشان می شود گه بخندد بر تفنگ مرگبار گاه تشنه در کنار بحر ناب گاه سیراب از کویر شوره زار گه کنار یک گلستان بی خیال گاه پای یک شقایق جان نثار چیست این معجون, که نامش آدم است؟ پیچ دارد او هزاران در هزار 🔹تقدیم بە روح سعدی بزرگ شاعر انسانگرای س.ه.هدایتی کردستانی(دڵپڕ) ۱۴۰۲/۴/۱۰ شیراز t.me/KDproblems

حواسمان باشد; اگر در برابر بیعدالتی سکوت کنیم یک روز دامان خودمان را خواهد گرفت t.me/KDproblems

پێشنیارێکی کوردانە بۆ شۆرا و شارەداری سنە!* ..... 🔹 وەک شاروەرێکی کوردی ئێرانی داواکارم لە شۆرای شار و شارەداری سنە, بۆ خزمەت بە زمانی دایکی و پاراستنی فەرهەنگی کوردی, هەموو تابلۆکانی ناوشار وەک ناوی شەقامەکان و کۆڵانەکان و هەرجۆرە ڕێنماییەک بکەن بە دوو زمانەی کوردی و فارسی. 🔹 ئەم ڕەسم و یاسا لە تەواوی وڵاتە چەن زمانییەکاندا باوە. ئێمەیش مافی خۆمانە لە کەناری زمانی فۆرمی فارسیدا زمانی دایکیمان  بپارێزدرێت. دیارە ئەگەر ئەم تابلۆگەلە بۆ ناساندن و رێنمایی خەڵک دانراوە دەبێ بە زمانی دانیشتووانی هەر شار و شارۆچکەیەک بێت. 🔹لەم داخوازییەدا روو دەکەمە تەواوی ئەو کەسانەی شەریکە و دووکان و دەم و دەزگای شەخسی خۆیان هەیە   دەڵێم: براو خۆشکی کوردم ڕەوایە ئێمە پێشتر و دڵسۆزانەتر لە ڕێکخراوە دەوڵەتی و گشتییەکان ئەم ئەرکە ئینسانی و نەتەوایەتییە بەڕێوە ببەین. * گەرچی رووی من ـ لەم وتارەدا ـ  ئەندامانی شۆراو شارەداری شاری سنەیە بەڵام ڕەوایە ئەم ئەرکە گربنگە لە تەواوی شارو شارۆچکە کوردیبەکاندا بەڕێوە بچێت. شاروەری سنەیی:  سەیدهاشمی هیدایەتی ۱۴۰۲/۴/۳ t.me/KDproblems

ما مجبوریم از تاریخ و سرگذشت پیشینیان مان سر دربیاوریم! کتاب یادداشت: کردستان عراق و مبارزات شیخ محمود حفید نویسنده (به زبان کُردی): رفیق حلمی ترجمه از زبان کردی به فارسی: عبدالله کاردانی # هرچه بر روزهای عمرم افزوده شد بیشتر به این باور رسیدم که کُردها مادام از تجارب تلخ وشیرین و آزمون های سخت تاریخی و سرنوشت نیاکان خود سَر در نیاورند راه شان به سوی آینده دشوارتر می شود. از این منظر سال هاست خودم را مکلف کرده ام در کنار مطالعات روزمره، مستمرا کتابی از تاریخ سرزمین اجدادم، کُردهای ستمدیده را روی میز مطالعه ام داشته باشم. # پیش از انقلاب با کتاب تاریخ کُرد و کُردستان آیت الله مردوخ آشنا شدم. پس از انقلاب نیز شرفنامه شرفخان بدلیسی، کُرد و کُردستان محمد امین زکی بگ، حدیقه ی ناصریه، جنبش سیاسی و روشنفکری کُرد رمزی قزاز و سپس هر جا نامی و نشانی از تاریخ کُردها می یافتم سَرَکی می کشیدم و توشه ای برمی چیدم. لکن در ده دوازده سال اخیر قصه متفاوت است و این بار نه از سَرِ کنجکاوی شخصی و یا تفریح و تفنن بلکه، سر درآوردن از تاریخ کُردها را به عنوان یک واجب ملی برخود فرض کردم. گرچه هنوز مدیونم و تا سیراب شدن راه زیادی درپیش دارم. # در این مسیر کتاب "یادداشت های رفیق حلمی" از یاران دردمند شیخ محمود حفید را از دوست دلسوخته و زجر کشیده ام ماموسا عبدالله کاردانی به هدیه گرفتم. کتابی است قطور با بیش از 750 صفحه، اثری مهم از یک کُردِ دردمند و فرهیخته به نام رفیق حلمی که گوشه هایی از مبارزات مَلِک محمود کُرد در راه عزت وسربلندی کُردها را در قالب یادداشت های روزانه و گاه و بیگاه خود به تحریر کشیده است. در کمتر از یک ماه دل بدان سپردم و امروز خواندنش به پایان رسید. در این مدت بارها و بارها در صفحات این کتاب و همراه با نویسنده و مترجم دردآشنایش گریستم و غمی جانکاه برقلبم نشست از شنیدن آنچه برسر آن مردم ستمدیده و رهبر نستوه و پاکدل اش آمده است! # در مورد شیخ محمود، حرفی برای گفتن ندارم. مطالعه کتاب از زاویه دید یک همراه عاشق جنبه هایی از شخصیت و مبارزاتش را به نمایش می گذارد و بیشتر از آن نیز در آثار تحلیلگران و منتقدان قیام وی به وفور آمده است. درمورد رفیق حلمی نویسنده زبردستی که مجموعه یادداشت هایش را درسه جلد به زبان کُردی نگاشته است هم حرفی زیاده بر متن کتاب ندارم. اما درمورد مترجم کتاب: ماموسا عبدالله کاردانی که مجسمه ی رنج و عشق و تلاش است برخود فرض می دانم چند جمله بگویم: # ماموسا عبدالله کاردانی که گرچه دوران کودکی و نوجوانی و حتی جوانی بسیار سختی داشته است اما درکنار اراده پولادین و زکاوت وصف ناشدنی و هوش سرشار خود، سال های رنج را با تلاش و کار و درس خواندن تبدیل به روزهای خوشی می کند در کسوَتِ معلمی در شهرستان مریوان. دردمندانه باید گفت هنوز چند سالی از توشه گرفتن اش نگذشته بود که سکه ی انقلاب پنجاه و هفت روی زشت خود را به آقا معلم دلسوز و فداکار نشان می دهد و درپی یک سوء تفاهم جاهلانه و شیطنت نادانان وطنی، دستخوش سختی های طاقت فرسای سه سال زندان و آزارهای ناشی از آن می شود. اما او که در سایه درخت بلوط پرورش یافته بود بلوط آسا می ماند و مقاومت می کند و با یاری همسر فداکارش دگر بار زندگی را می سازد. بیش از سی سال بودن در خدمت صنعت کردستان نامی آشنا و محبوب از وی در ذهن فعالان اقتصادی کردستان برجای نهاد. در کنار کار و تلاش، برای زدودن فقر از چهره زادگاهش و نیز کمک به رشد و توسعه کُردستان – به ویژه پس از بازنشستگی – قلم به دست می گیرد و عشق خود به کُردستان را درقالب ترجمه کتاب هایی ارزشمند همچون "قلعه دمدم و یادداشت های رفیق حلمی" تجسم می بخشد. خود می گوید از کودگی دلبسته تاریخ بودم و هرچه بزرگتر شدم بر ضرورت آگاهی از آن برای کُردها واقف شدم. ترجمه روان و دلچسب کتاب خواننده را دنبال خود می کشاند. # می دانم مطالعه یک کتاب 750 صفحه ای در نگاه اول سخت می آید – به ویژه در روزگاری که رویه راحت الحلقومی فضای مجازی - طاقت فرزندانمان را برای مطالعه کاسته است. اما پیشنهاد می کنم از مطالعه این کتاب و کتاب های تاریخی دیگری که مارا از سرگذشت کُرد مظلوم و ستمدیده آگاه می سازد غفلت نکنید. ما ناچاریم بدانیم چه به سرمان آمده است تا دریابیم راه برون رفت از این سیکل مرگبار تحت ستم بودن کدام است. توسعه: کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی t.me/KDproblems

کتاب یادداشت: ک ردستان عراق و مبارزات شیخ محمود حفید نویسنده (به زبان کُردی): رفیق حلمی ترجمه از زبان کردی به فارسی: عبدالله
کتاب یادداشت: ک ردستان عراق و مبارزات شیخ محمود حفید نویسنده (به زبان کُردی): رفیق حلمی ترجمه از زبان کردی به فارسی: عبدالله کاردانی # کتاب "یادداشت های رفیق حلمی" از یاران شیخ محمود حفید را از ماموسا عبدالله کاردانی به هدیه گرفتم. اثری مهم از یک کُردِ tرهیخته که گوشه هایی از مبارزات مَلِک محمود کُرد را در قالب یادداشت های روزانه خود به تحریر کشیده است. بارها وبارها در صفحات این کتاب و همراه با نویسنده و مترجم دردآشنایش گریستم و غمی جانکاه برقلبم نشست از شنیدن آنچه برسر آن مردم ستمدیده آمده است! # می دانم مطالعه یک کتاب 750 صفحه ای در نگاه اول سخت می آید – به ویژه در روزگاری که رویه راحت الحلقومی فضای مجازی - طاقت فرزندانمان را برای مطالعه کاسته است. اما پیشنهاد می کنم از مطالعه این کتاب و کتاب های تاریخی دیگری که مارا از سرگذشت کُرد مظلوم و ستمدیده آگاه می سازد غفلت نکنید. ما ناچاریم بدانیم چه به سرمان آمده است تا دریابیم راه برون رفت از این سیکل مرگبار تحت ستم بودن کدام است. توسعه: کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی t.me/KDproblems

۶۰ سال اقتصاد ایران؛ مقایسه عملکرد قبل انقلاب یا بعد انقلاب؟ سازندگی یا اصلاحات؟ مهرورزی یا اعتدال؟ نفت بفروشیم خوبه یا نفروشیم؟ تحریم نعمته یا فلاکت؟ تثبیت قیمت‌ها یا آزادسازی؟ واردات خوبه یا تولید داخل؟ مدیر تکنوکرات یا جهادی؟ بیایید اعداد رو بنشونیم جای قاضی تا اونا قضاوت کنند. برای این موضوع تاریخ ۶۰ ساله ایران رو به ۷ بازه ۸ ساله و مساوی تقسیم کرده‌ایم. در هر بازه نقش یک نفر بسیار برجسته است: ۱۳۴۲ تا انتهای ۱۳۴۹: علینقی عالیخانی ۵۰ تا ۵۷: محمدرضا شاه پهلوی ۶۱ تا ۶۸: میرحسین موسوی ۶۹ تا ۷۶: هاشمی رفسنجانی ۷۷ تا ۸۴: خاتمی ۸۵ تا ۹۲: احمدی‌نژاد ۹۳ تا ۱۴۰۰: روحانی مهم‌ترین پارامترها در توصیف عملکرد اقتصاد ۳ مورد هستن: سرانه GDP، تورم و اشتغال. در این ویدئو وضعیت این سه شاخص رو در هر کدوم از این دوره‌ها بررسی کردیم. این ویدئو با همکاری مجموعه رسانه‌ای اکوایران و دوست دانشمندمون امین کاوئی ساخته شده است. @ecoiran_webtv @hamidrezajalaeipour

VID-20230611-WA0009.mp49.55 MB