ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

مجله الکترونیکی تخصصی شعر چرو

مجله الکترونیکی تخصصی شعر چرو

الذهاب إلى القناة على Telegram

چرو مستقل است و به #شعر_آوانگارد و #ادبیات_پیشرو می پردازد.

إظهار المزيد
1 389
المشتركون
+224 ساعات
+77 أيام
+1230 أيام
أرشيف المشاركات
به دگردیسی دست‌هایت اگر اندیشیده باشی به خواب درنده‌ی کتف‌ها به ریشه‌ی خشمی در چشمی ورق زن آنگاه به سطری پیشران نیازی مبرم هست: «تا کجا می‌توان برف روی زبان را آب کرد» شاید بشود در هوایی که فرو می‌برم بی اراده به یاد آورم که دستمال مرگ هنوز بوی بتادین می‌دهد باز کن نه باز کن نه نمی‌خواهم لب‌هایم را باز کنم لب‌ها نه... با خود می‌گویم عفونت نهفته در لهجه‌اش ملافه‌های سفید را هم چروک کرده زخمی به یک گوش آویزان با شکلکی بازتابنده در هفت آینه‌ی متحرک... نگاه‌اش کن بعد از مرگ نهفته در پستان‌هایش همه وانمود می‌کنند که همه چیز عادی است. به رخت‌شوی‌خانه می‌روند به پلاژهای متروک به معدن‌های گوگرد خالص به اتاق‌های مشبک بازی به صنایع فولاد و چیزهایی که در هیچ تابلویی نشانی از آنان نیست. و در انتها جریان مهارناپذیر آب بینی را با نگاهی پلشت فرو می‌بلعند.. خوب نگاه کنید این خون قرار نیست که بند بیاید کاش صورتش را بهتر می‌دیدم در استخوان دی ماه در آن دو روز آن میوه‌ی نیم شده.... نامت را به خاطر خواهم آورد و جای زخمت را با نخ‌های ابریشمین قرمز گلدوزی خواهم کرد.. چگونه می‌شود «دیدن» را به الیافی از چرم نمناک و «زنده ماندن» را به تیغه‌ای از فولاد بدل کرد؟! در خیابان صدای پا می‌آید می‌رفتند می‌آمدند می‌رفتند می‌رفتن می‌رفت می‌رف می‌ر می م و میم نام زنی بود که در روشنایی ماه ایستاد و یک تنه جلوی شب را گرفت و قطعه‌های اندام‌اش بر لبه‌ی آسمان سرک می‌کشید. #روح‌اله_آبسالان مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

"دوستانِ رفته‌ام" بذر که از یال اسب ریخته بود، به سمت نمناک ما مهر را می‌رویید نماز شکسته را به مسافر منسوب می‌کرد و دعا بر زخم می‌پاشید از دکه‌ی اتوبان پاکتی تخیل می‌خریدیم وُ در جاده‌های دود فراموش می‌شدیم بازگشت را هنگام رفتن فراموش کرده بودیم وُ زن بر سجاده می‌شمرد، در عِدّه‌ی ایام و او کهولت بود در پوست کشیده‌ی آهو بر چوب که دانش را دیده بود. آن‌چه از ما برگشته بود می‌دانست که ساکِ سرد، سایه‌ی اجساد است به مادران و نزولاتِ در میان دشت، سوگواریِ سوگواری است هنگام که قربانی با وِرد خود را تسکین می‌داد خون نیز ترسیده بود و دخترک از دشت رنجیده آنجا بود که پر سیاوشان رشد را از سکوت می‌گرفت به آن لحظه که پناهنده می‌ترسد و سوگند زاییده می‌شود دانش است، زیرا گریه در پل‌های خراب التیام می‌یابد. اعصاب را در آغوش و از تماشا می‌گرفتیم نوزین سیاه آینده را می‌جویید. #علی_الفتی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

"جنگ" از الف آخر تقابل تا برمودای جیم و نون و گاف ساحت طبیعت جا خورده فراکسیون «آگامبن» با چند ضریب شکسته بر حافظۀ/ داد و یاد/ تازیانه می‌راند  از اعتصاب گوزن‌ها که با تبر شاخ‌هاشان را شانه می‌زنند از پرندگان معنادار  که در عقوبت آسمان دست و پا می‌زنند نه تو از خجالت آب می‌شوی نه من پشت پلک‌هایت خواب می‌شوم تردید نکن نقاب بزن تعامل کرگدن‌ها با لهجۀ انگور  روی سایۀ تاک‌ها زخمِ کلمه گرفته تردید نکن نقاب بزن فانتزی سادیسم  آنجا که باید ایستاده سیاه و سفید  درهم برهم بازی می‌کنند ما همدیگر را دست انداخته‌ایم که ناممان دیوانه شود تردید نکن نقاب بزن ردیف و قافیه تبانی کرده‌اند ریشه از عقل خراب است عقل و علاقه به گِل نشسته‌ایم و آدم  با سیب‌های گاززده کرم‌های نیمه‌جان در خواب حوا سرگیجه می‌خورد با امضای حیات برهنه  گل_ناز گلدان شکسته و_تن را  در این نقطه از تاریخ سینه بزنید... #نسرین_حزمی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

بدن و حضور مقاله‌ای از شاعر و منتقد #نسرین_فرقانی منتشر در مجله ادبی #چرو cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

مسئولیت‌پذیری در شعر آوانگارد نامه‌ی #مازیار_چابک به #سینا_جهاندیده ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ مارسی فرانسه منتشر در مجله ادبی #چرو

با قلبی که جامع است و مانع نیست انگشتانی آواره‌ی دیوارها لعاب کاشی می‌جویم از هوا و طعم لطیف بودن را بیرون می‌کشم از روزهای گس از روزهایی که  زمین‌لرزه ایستادنم را بریده بریده می‌خواهد. مشام دلشده می‌گوید بوی نمک بشارت دریاست و در خوشگواری لحظه رد لمس جهان نمی‌رسد به زبری صندوق‌های چوب. من در سماجت دهانم می‌میرم در پوستی که تمام رازهای جهان را در خطوط منحصر به فرد اشاره جا داده است، در شامه‌ای که بوی زوال. کجای کجا بودم راه را از بوی کاج نیم سوخته پرسیدم و خواهران افرایم با ریشه‌های بیرون کشیده از ظلمت به میهمانی آغوشم                 شتاب گرفتند کجای کجا بودم که گم شدگی معنای تازه پیدا کرد                 و پیدا شدم #زهرا_حیدری مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

gorbeh.Ai.mp31.26 MB

4_6001492114918081382.pdf1.50 MB

شعر : رسول رضایی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجل
شعر : رسول رضایی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

#معرفی_کتاب 📕 تعلقات روزانه #محمد_علی_حسنلو تعلقات روزانه جدیدترین مجموعه شعر محمدعلی حسنلو است که در دو دفتر منتشر شده است.
#معرفی_کتاب 📕 تعلقات روزانه #محمد_علی_حسنلو تعلقات روزانه جدیدترین مجموعه شعر محمدعلی حسنلو است که در دو دفتر منتشر شده است. دفتر اول با عنوان (( تعلقات روزانه )) شامل شعرهای کوتاه شاعر از مهر ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ است که نگاه جدیدی از ایشان را به شعرنویسی در برابر نگاه خواننده می‌گشاید. دفتر دوم که عنوان (( نوشتن، با کلمه‌ای که خلق نشده است )) را داراست شامل ۲۲ شعر از این شاعر است که همه‌ی شعرها دارای عنوان می‌باشند و نسبت به شعرهای دفتر اول با شعرهایی مواجه‌ایم که بلندتر هستند و هر کدام فضای مستقلی را ارائه می‌دهند. مجموعه شعر تعلقات روزانه در ۱۲۲ صفحه توسط انتشارات آثار برتر منتشر شده است. شعری از دفتر اول کتاب: به بوی دود آغشته است آسمان وَ ماه بر بام‌ها وُ پهپادها می‌تابد دورتر از نگاهم، میانِ پنجره‌ای باز زنی که کودکش را صدا می‌زند در انتهای کوچه پچ‌پچِ مردانی با سیگارهایی بر لب دورتر انفجارِ پاد‌گانی به ظاهرِ متروک در نوایِ پیوسته‌ی پدافندها وَ دووورتر شیونی که هیچ‌کس نمی‌شنود.

اين شعر برای حسين كردوانی، بهنوش ستاری و تئو هاكوپيان ـــــــــــــــــــــــــــــ و روزهايمان آنقدر پشت ديوار شب گريه كردند و روزهايمان آنقدر پشت ديوار شب بيمارستانی شدند و روزهايمان آنقدر به بيمارستان نرسيده مُردند كه خدا تصميم گرفت خورشيد را تبديل به گرگ پيری كند كه فقط با بوی خون از اين ديوار بالا بيايد ما چهار درد بوديم چهار زخم چهار بُطری چهار بُطری تا خِرخِره خون كه هر بار، سر باز كرديم به جان كندن افتاديم زندگی ما را انكار كرد زمان ما را انكار كرد زندگی ما را پس زد زمان ما را پس زد و آرزو برای ما تنها يك كلمه بود مثل خورشيد مثل ... گفتم ما چهار درد بوديم چهار زخم چهار گلوله چهار گلوله‌ی برفی كه به هرجا اصابت كرديم تنها خودمان را كشتيم. #ایمان_صفری_زراسوند از کتاب مونتانا مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

[...] بر من اگر دندان نشان می‌دهم ببخشایید. من که پیشتر با گردنِ زنده‌ام به جنگِ تیغ‌هاتان می‌آمدم این‌بار با خورشیدهای استواییِ دیوانه‌ای می‌آیم که ساطورها را مذاب کرده‌ست. [...] من اینک با تیشه‌ی عتیقه‌ی فرهاد نخستین کلنگِ میلادِ خود و برادرانم را بر فرقِ شما می‌کوبم. [...] نیکان من که هنوز مهربان مانده‌اید! بر وجودِ اسفنجی من ببخشایید. من این بار از دریاهای بی‌مهار بازمی‌گردم از آن دریاها که ای جلّاد! هرگز نیارستی ناو بر آبش نهی و جولان دهی. پای بر من مفشار! من این بار خشمِ هزاران دریا را در خود دارم دریاهایی که مرا با هزاران پیکر بی‌سر به کرانه آورد. پای بر من مفشار تو را غرق خواهم کرد. #بیژن_الهی جوانی‌ها مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

«مشتمنگی» به آنکه نیستم شبیه‌ترم و به گله‌فیلی که ناپدید شد آرزوهای از باد برگشته‌ای دارم و چیزهایی در جیب که اگر بتکانی‌ام بر میز و دهانم را از کشو جمع کنی شاید چیزی دندان‌گیر نصیبت شود هفت‌تیری هستم بر دیوار که بالاخره در داستانی از چخوف شلیک خواهم شد و گردالی‌هایی نامفهوم در تنۀ گردوها. من اینم ساده سخن نمی‌گویم تب دارم و زمستان‌هایم هزارسال طول می‌کشد هیچ بهاری هنوز بر من نگذشته و بوتۀ هِلی را از نزدیک نبوییده‌ام روزگاری که هنوز چون گوزنی صدشاخ پاییز جوانی بودم، وقت گاوبانگی‌ام گذشت و اکنون دیگر سری خشکیده‌ام بر دیوار کلبۀ شکارچی تا شاید رختی بر من بیاویزند پوستینی از گوزنی فحل. اینک چه دارد خشکباری ابرها؟ و مردی که در رینگ پیر شده جز مشتمنگی؟ جز تصویر زنی که لحظه‌ای در ازدحام تماشاچیان به او خیره بود سپس مشتی محکم‌تر بر گیجگاه. به آینه نگاه می‌کنم و می‌گویم: من همینم که نیستم گله‌فیلی در مرتع و زنی خیره بنگ بنگ!!! #حِسان_طاهری مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

چه دنیای کثیف و پلشتیه ماریو انگار جای خون تو رگام صد تا گراز تشنه ولو کرده باشن انگار لای گیسام ذغال هفتاد قلیون قجری بار گذاشتن انگار از این‌که نمی‌تونم تو باشم دلوووم هره می‌ره می‌شه تو یکی درنده خو نباشی بنشینم لات و به صحرا بنگروم؟ تا اعرابِ از جریده ما نان خورده را بصیرتی باشد زانو به ریگ نادانی ساییده دیوانه می‌شوی اگر بگویم در آن زمین زیبای بیگانه چه ها که نمی‌رود مردمان از وطن گریخته را ما مرتکبان دائم الخشم‌تو مثل غیبت آخرت، کبری نکنی شمّ مختاری‌ام ارزانی خون خواهی‌ات ماریو اونجا که بی‌پناهی خوابمو جِر داده بود و خونشو لق می‌زد یکی می‌گفت: اربابتو ستایش کن اربابتو ستایش کن  اربابمو خوردم، چندش مادر قهوه رو با همون تلخی آخر سرش که گفت: حالا که ابوجهلی بیا تا گل برافشانیم و نان از کوله برگردیم و مست از سجده برخیزیم السلام علیک یا کلاشینکف درباریان در زندگی قبلی‌ام گلوله بودند مادر با سجاده‌ای نیم سوخته دهان کودکی‌ام را پاک کرده و ماریو دستانش را به قصد خوردن توت قرمز در تشتی که جنینی مرده را در آن غسل داده بودم، می‌شوید ما همه برای مردنت ناراحتیم، ماریو و رحمت الله و برکاته . . #عاطفه_پژمان مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

💢بی‌قراری‌های ابراهیم💢 #آرمان_اسدی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  پس از چند ماه جستجو ابراهیم لعلی، پیکر همکارش « حسن احسن» را که بر اثر اصابت ترکش خمپاره در راه بازگشت به خانه شهید و زیر باران گلوله و  به ناچار در حاشیه رودخانه حاجی نصرالله به خاک سپرده شده بود را می‌یابد. 🔳  بی قراری های ابراهیم خرداد تنبل است در سینه کشِ آبیدر [۱] زیر راجی های گریاشان[ ۲] پاها را به پونه‌ها و آب بی پروا سپرده است. رخوت صبحگاهی را لم داده در شیب کوچه‌ها چشمانش اما بیداران کوچه «شمس الدینی» اند. تابستان همیشه دنبال پسران کوچه دویده است و جا مانده از میوه‌های گاز زده‌ی کال جامانده از دستفروشی از قیسی از تخمه‌ی آفتابگردان در کاغذهای قیفی کتاب ریاضی. باد در فرفرها پیچیده و دشت‌های فلات مرکزی کتاب جغرافی را بی پروای تجدیدی طی کرده است. خرداد جا مانده از اذانِ بیگاه که خواب صبح را کلافه می‌کند. بیدها گیسوانِ شیونند رودخانه حاجی نصرالله[۳] مرد آهنگر را پذیرفته است. خوابش را نیاشوبیده. حتی مسیرش را چرخانده تا مرد بر بستر رود بیاساید. مرد نه! تجزیه شده در فَرَنجی[۴] خواب نه! مرگِ عریان بوی تند لاشه خواب نه! مرگِ پیچیده در دستار و پر شال. آهک ! بوی کافور که از تعفن منتشر در ظهر تابستان جا مانده است. چه آهنگری بوده است مرد و آن تَرکشِ بی‌قواره آن تَرکشِ بی ابعاد چه ناشیانه سینه را دریده است. خرداد کم آورده است: آهنگر یک پاییز است در یک گور آهنگر مسیر خانه را با خیال یک چای یک سیگار پیموده است. ابراهیم آهک و آب را می‌ریزد بوی کافور و تابستان پرده‌های در باد، رها مهتابی بی سایه زنانِ پُر شیونِ بر درگاه‌ دخترانِ شرم مردانِ بی تصمیم و کودکانی که سرک می‌کشند تا چهره مرد را ببینند تا چهره مرگ را ببینند. جاجیم پر شده از آهنگر با اجزای متلاشی جاجیم پاییز زودرس را در خرداد و در کوچه و در سقف‌های خسته چوبی دوانده است. کوچه از از اوراد و از نماز بی نیاز رودخانه بر مسیر پیشین آرمیده است. ابراهیم و آهنگر رفته‌اند. کوچه شمس الدینی تابستان پنجاه و نه را اعتبار داده است. #آرمان_اسدی پانویس: [۱] کوهی که شهر سنندج در دامنه آن قرار گرفته است. [۲] از محله‌های قدیمی و در حاشیه شهر سنندج. [۳] رودخانه‌ای که در حال حاضر پوشیده شده و به موازات خیابان استاداری و پایین دست کوچه‌های شیب دار این خیابان بود. [۴] تن‌پوشی که جنس آن محکم و مانند نمد است. بعضی مردان در منطقه اورامانات روی لباس کردی می‌پوشند. مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

Repost from مکث
. . . @axhaomaxha . . .
. . . @axhaomaxha . . .

... از سایه‌سارِ نامم بر شانه‌های واژگون به نیابتِ معلقِ واقعه ققنوسِ فقراتم بال‌هایش را به نوای موریانه‌ها از خاطرِ استخوان‌هایم راند از دهان‌ها افتاد من به تاریکیِ پلک‌ها وساطتِ ریشه و آتش را به کامِ هزار هزار مکیدنِ مدامِ صدا که استخوان به استخوان تکه‌های چرمِ خاکسترم را نشنیده گرفت #غزل_ماه_میر مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

شعر "اوهام غار" اثر #فرزانه_قوامی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد