Echoes
الذهاب إلى القناة على Telegram
1 086
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-2030 أيام
أرشيف المشاركات
1 087
غلافم چنان سخت و محکم شده که نمیتوانم بشکافمش و بیرون بیایم، مثل یک حلزون بی اراده در جلدی بسته. چیزی مثل بی میلی، خفیف تر و آسانگیر تر از بیزاری اما تنبل تر و ماندگار تر در گلویم رسوب کرده است که نمیگذارد چیز های بیرون از من در من راه یابند، دائم آن ها را پس میزند، بی آن که بخواهم گرفتار نوعی تهوع پنهان و پایدار هستم که نه تنها اشتیاق را در من میکشد بلکه اراده را هم زایل میکند.
روزها در راه
نوشتهی #شاهرخ_مسکوب
@e_choes
1 087
معتقدم که جای خالی آدمها را بهتر است با چیزی پر نکنیم.
هیچ چیزی پایدار نیست. همین جای خالی که با مفهوم جدیدی پر شدهاست، هرآن ممکن است دوباره خالی شود. حالا در یک فضای مشترک دو جای خالی داریم که عمقش بسیار بیشتر از جای خالی اول است.
بهتر است به جای خالی آدمها دست نزنیم. دست که میزنیم عمقش بیشتر میشود.
@prague7
1 087
۲۲ نوامبر
____گوستاو فلوبر در نامهای به ژرژ ساند؛
«تو آنجا تنها و ماتم گرفتهای. من هم اینجا همین حال را دارم. از کجا میآیند این حملات مالیخولیایی که انسان را در خود فرو میبرند؟
مثل خیزابی قد میکشند، آدمی را غرقه میسازند و دیگر راه گریزی نیست»
@ofoblivion
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
