عالَم سیاست|| داود مدرسییان
الذهاب إلى القناة على Telegram
دغدغه عدالت و سیاست معلم و فعال رسانه تحصیلات: دانشجوی دکتری مطالعات سیاسی کارشناس ارشد علوم سیاسی مهندس کامپیوتر/نرم افزار علاقه به تدریس اندیشه، مبانی و علوم سیاسی، تاریخ، رسانه و ... ارتباط مستقیم: @PoloticalAdmin
إظهار المزيد1 952
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
🔴 ۹ نکته مهم درباره جنگ آمریکا علیه ایران
🔻موازنه قدرت در خلیجفارس؛ تنها میدان حرف اول را میزند!
🔻درگیریهای اخیر میان ایران و آمریکا، چند واقعیت مهم را در صحنه معادلات منطقه آشکار کرد:
1⃣ ناکامی آمریکا در تصاحب اهرم تنگه هرمز:
واشنگتن در جنگ ۴۰ روزه نتوانست کنترل شاهرگ تنگه هرمز را از دست ایران خارج کند. زدوخوردهای پس از آن نیز که برای بازگرداندن جریان نفت به حالت عادی بود، عملاً به بنبست رسید و شکست خورد.
2⃣ تثبیت حاکمیت و اقتدار ایران:
وقایع اخیر نشان داد که تسلط و دستِ برتر ایران بر تنگه هرمز، یک واقعیت قطعی و غیرقابل تغییر در جغرافیای منطقه است.
3⃣ انکار شکست از سوی کاخ سفید:
آمریکا هنوز منطقه را ترک نکرده؛ چرا که شکست را باور ندارد و همچنان در پی فرصتی است تا معادله قدرت را به نفع خود برگرداند و باختش را جبران کند.
4⃣ پاسخهای قاطع و شکستن ابهت پوشالی:
برخلاف ادعاها و بلوفهای سیاسی رئیسجمهور آمریکا، نیروهای مسلح ایران در اوج هوشیاری و آمادگی در میدان حاضرند؛ هر ضربهای را محکمتر پاسخ میدهند و هیچ هراسی از هیاهوی نظامی واشنگتن ندارند و برای دنیا اثبات شد که انهدام توان نظامی ایران یک دروغ بزرگ است.
5⃣ اشتباه در فهم بینالملل و آمریکا:
تجربه ثابت کرد آنچه دشمن صرفاً یک «تکه کاغذ» برای تسلیم کردنِ بدون جنگ میدید، در داخل کشور از سوی برخی مسئولان به عنوان یک دستاورد بزرگ و افتخار تلقی شد؛ خطایی که ناشی از نشناختن ماهیت واقعی قدرت در جهان است.
6⃣ درک نکردن ماهیت حیاتی جنگ:
هنوز برخی مسئولان، نخبگان و جریانهای سیاسی در داخل ابعاد این جنگ را درک نکردهاند و تصور میکنند این جنگ وجودی و سرنوشتساز را میتوان با چند دور مذاکره حل کرد!
7⃣ لزوم وحدت ذیل فرامین رهبری و اتحاد بر سر ایستادگی:
سیاستبازی و اختلافافکنی، قدرت دفاعی کشور را تضعیف میکند. رمز پیروزی، «اتحاد ذیل رهبری و تمرکز بر مقاومت» است. معنای واقعی اتحاد این است نه کلیگویی.
8⃣ غفلت از امکانها و ظرفیتهای بزرگِ غیرآمریکایی:
مجموعه ارکان نظام هنوز برای عبور از نظم آمریکایی در تردد است. در روزهایی که اقتدار آمریکا ضربه خورده، متأسفانه دولت هنوز نگاه جدی به ظرفیتهای اقتصادیِ خارج از بلوک غرب ندارد. در اوج این بحران حساس و در جریان حضور رئیسجمهورمان در قرقیزستان، خلاصه شدن دیدار وی با رئیسجمهور چین به یک گفتوگوی سرپایی و اختصاص وقت به برنامههای حاشیهای(مثل بازیهای عشایری)، یک فرصتسوزی آشکار و نمادین بود که دولت هنوز نمیخواهد به امکانهای غیرآمریکایی حتی فکر کند!
9⃣ لزوم تغییر رویکرد فوری در اقتصاد و مدیریت:
تنها راه پیشرو، ایستادگی، شکستن محاصره با ابزار اقتدار نظامی و تکیه بر #امکانهای_غیرآمریکایی است. مسئولان در دولت و مجلس یا باید این شیوه و نگاه را سریعاً اصلاح کنند، یا مدیریت را به نیروهای مصمم و شجاع دیگر واگذار نمایند؛ چرا که در این نبرد سرنوشتساز، نباید به دشمن فرصت تنفس و بازیابی داد.
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 اتمامحجت با پالسدهندگان ضعف؛ پیش از حمله بعدی بیدار شوید!
🔹مخاطب پیام یا بهتر است بگوئیم #فرمان_رهبری، درباره پرهیز از نمایش ناتوانی و ارسال پالس ضعف به دشمن و پرهیز از دوقطبیسازی جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، کاملاً روشن است چه کسانی هستند؛ اما گویا مخاطبان پیامها و بایدها، علیرغم درک موضوع، خود را به آندَر زده و باز هم در مسیر خطا پیش میروند. تضاد میان پیام رهبری و اظهارات دیشب رئیسجمهور که حداقل دهبار ابراز ناتوانی در گفتگوی تلویزیونی داشت، حقیقتاً بسیار تکاندهنده بود و موجبات دلسردی مردم و نیروهای مجاهد رزمنده را فراهم کرد!
🔸اگر مسئولان کشور به سه پیام پیشین رهبری که پیامهای تاریخی و سرنوشتسازی بودند، یعنی به سهگانه " #علیالاصول نظر دیگری داشتم"، #انتقام حق ملت است و باید محقق شود" و "بیاعتباری تفاهمنامه و امضا روسای جمهور آمریکا" وقع مینهادند، امروز شاهد چنین رفتارهایی نبودیم.
🔹این هشدارها، فراتر از یک پیام یا توصیه، فرمان و «اتمام حجت» است. آقایان باید بدانند که بازی با امنیت ملی و انسجام کشور، خط قرمز است و دیگر بس کنند. باید به ستون اصلیِ خیمه انقلاب و حاکمیت و منافع و امنیت ملی پایبند باشید، یا منتظر بمانید تا پس از حمله بعدی دشمن، با حقیقتی تلخ از خواب بیدار شوید!
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 اقساط تدریجی دلار و شکستن آقایی دلار!
🔹فرمان رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت نکات بسیار مهمی داشته که یکی از این فرامین بحث مهم #اسقاط_تدریجی_دلار است. بله دلار باید کمکم از آقائی بیفتد و پول ملی تقویت شود.
🔸دلاریفروشی محصولات صنایع بالادستی و گرهزدن اقتصاد و سرنوشت کشور به دلار، یکی از ریشههای اصلی مشکلات اقتصاد است.
🔹طبیعی است که لیبرالهایی که آمریکا را مهد لیبرالدموکراسی میدانند و بجایی "رویای ایرانی" به "رویایی آمریکاییشدن" میاندیشند، دلارزدائی را به تمسخر میگیرند و برای آنها مفهومی ندارد.
🔸اما آنهائیکه دل در گرو سرنوشت ایرانِ عزیز دارند باید هیچ سلطهای را بر سرزمین، ملت، اقتصاد و پول کشور نپذیرند. اینکار به یکبارگی قابل انجام نیست و باید به تدریج و مستمراً انجام شود.
🔹هر سیاستی که به اسم کنترل تورم یا افزایش صادرات یا جبران کسری دولت یا جلوگیری از قاچاق(!)، نرخ دلار را آزاد ولی پول ملی را بیارزش میکند باید متوقف شود! هر سیاستی که به اسم افزایش صادرات، ریال را مقابل دلار سرافکنده میکند، بایستی متوقف شود.
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 تطهیر تسلیم در حیاطخلوت رؤسای قوا؛ لزوم پاکسازی سریع مشاوران واداده!
🔹مواضع اخیر جعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور و امیرابراهیم رسولی، مشاور رئیس مجلس علیه دکترین «مقاومت»، نه از جنس تحلیل کارشناسی است و نه در چارچوب عقلانیت سیاسی میگنجد که شایسته پاسخ علمی و منطقی و کارشناسی باشد؛ بلکه پژواک آشکار یک گفتمان تسلیمطلبانه است که توهم دستیابی به «امنیت و توسعه» از مسیر وادادگی را ترویج میکند.
🔸منطق مقاومت و بازدارندگی ملی نیازی به اثبات در برابر ادعاهای بیریشه این جماعت بیریشه ندارد؛ آنچه نگرانکننده است، حضور و همصدایی عناصری در حریم تصمیمسازی دو قوه است که بهجای تقویت اراده ملی در برابر فشارهای خارجی، رسماً به تریبون القای ضعف، انفعال و تخریب روحیه ایستادگی مردم بدل شدهاند.
🔹در شرایطی که انسجام و ثبات کشور به همافزایی حداکثری حول اصول راهبردی نظام با هدایت رهبری گره خورده، پذیرش این قبیل مواضع واگرایانه در لایههای ارشد مدیریتی هیچ توجیهی ندارد. عزل فوری و برکناری چنین چهرههایی، ابتداییترین آزمون صداقت برای رؤسای قوا در اثبات پایبندی به منافع ملی، منطق مقاومت و تحقق انسجام حول محور رهبری است. نباید تریبونهای رسمی، علیه بازدارندگی کشور به کار گرفته شوند.
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 قاتلان اصلی اینها هستند!
🔹این نانجیبهای وحشیِ نئولیبرال، تکنوکراتهای افراطی و محافظهکار اقتصاد راستگرا و طرفداران سرسخت آزادسازی بیقیدوشرط قیمتها، افزایش نرخ ارز و #بنزین، که با وقاحت تمام میگویند #شوک_درمانی کنید ولو با کشتنِ تعدادی از مردم مظلوم و نوجوانان و جوانان این سرزمین و لهشدنِ طبقات ضعیف جامعه، اینها قاتلان اصلی هستند!
🔸اینها بویی از انسانیت و اسلام نبردهاند و سیاستهایی را به مدیران و سیاستمداران دیکته میکنند که نخستین تاوان آن خردشدن معیشت فرودستان و برانگیختن تنشهای عمیق اجتماعی است؛ اما هنگام مواجهه با پیامدهای فاجعهبار این تصمیمات، حاضر به پذیرش کمترین مسئولیتی نیستند تازه در جایگاه طلبکار نشسته و اشک تمساح میریزند!
🔹این جریانها پیش از بحرانهای اجتماعی، بر طبل گرانی و فشار معیشتی میکوبند و پس از سرریزشدن خشم عمومی، ناگهان در نقش منتقد و طلبکار ظاهر میشوند و انگشت اتهام را بهسوی حاکمیت و نهادهای مجری و حافظ امنیت نشانه میروند تا ردپای سیاستگذاریهای خود را پاک کنند و به سیاست خارجی هم که میرسند همراه با دشمنان، از لزوم تسلیم ایران سخن میرانند!
🔸بروید اشک تمساح امثال غنینژاد، نیلیها و این نوچههای جوانشان - همچون صادقالحسینی- و بقیه را ببینید که خود همواره نسخه شوکدرمانی را پیشنهاد کرده، بعد سوار بر موج شده و خودشان را منتقد نظام و حاکمیت جلوه میدهند و نسخه تسلیم کشور را هم میپیچند!
🔹باید به صراحت با این جریان مواجه شد. تعارف را کنار بگذاریم. توصیه به کشتار مردم، خواب را باید از ما برباید. نباید براحتی از این توصیههای وحشیانه با کتوشلوارهای اتوکشیده عبور کنیم. اینها نسخه داخلی ترامپ و نتانیاهو هستند!
🔸کافی است تریبونهای پرمخاطب رسانهای و گفتگوهای بلاگرها و مجریانی چون علی ضیاء و حسن آقامیری را در همین ماههای اخیر ببینید؛ چهرههایی که این عناصر مخرب را باعنوان «اقتصاددان» و تحت لوای «ناجیان اقتصاد» بزک کردند و پس از تحمیل هزینههای سنگین به جامعه، ژست دلسوزی و همدردی گرفتند و متأسفانه مردم هنوز هم اینها را نشناختهاند! یادتان هست آن خواننده بعداز فوت مهسا امینی میخواند «لعنت به اقتصاد دستوری»؟! اینها خود عامل اصلی خونهای ریخته شده از مردمند.
❇️ پ.ن: برخی آنچنان وقیح شدند که از گفتن این خزعبلات در انظار عمومی ابایی ندارند! برخی محافظهکاران لیبرال هم هستند که در جلسات خصوصیشان میگویند شوک درمانی کنید و پلیس و بسیج را هم به خط کنید! نانجیبهای لیبرال!
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 بُنبستشکنان یا بُنبستنشینان؟
🔹ایران از منظر جغرافیا، منابع و سرمایه انسانی، ظرفیتهای قابلتوجهی برای تقویت تابآوری اقتصادی و گسترش پیوندهای منطقهای دارد. کشور بیش از ۶.۰۰۰ کیلومتر مرز زمینی و نزدیک به ۲٬۷۰۰ کیلومتر ساحل دارد و با مجموعهای از بازارهای پیرامونی در غرب، شرق، شمال و جنوب مرتبط است.
🔸جمعیت جوان، نیروی متخصص، دانشگاهها، کارآفرینان و مزیتهای نسبی در انرژی، نفت، گاز، پتروشیمی، معدن، کشاورزی، ترانزیت و صنایع بالادستی، میتوانند پایه یک راهبرد توسعه متنوع باشند.
🔹چگونه میتوان این کشور بزرگ و پهناور را محاصره کرد؟ و چگونه برخی که وظیفه آنها بنبستشکنی است به بنبستنمایی مشغولند؟ مسئله اصلی ما امروز، اراده است. ارادهی متوقفکردن سیاستهای خانمانسوز است که حتی بدون جنگ هم اقتصاد کشور را در سراشیبی قرار داده بود. اراده برای تبدیل ظرفیتهای بالقوه به برنامه اجرایی، سرمایهگذاری پایدار و بازارهای واقعی است. اراده برای طراحی و اجرای #امکانهای_غیرآمریکایی است!
🔸ایرانِ بزرگ، هیچ بنبستی ندارد؛ بنبست شمایید که بر صندلی قدرت، چه قبل و چه بعد از جنگ، مدام از «نمیشود» و «نمیتوانیم» گفتید و هیچ طرحی جز نسخه آمریکایی نداشتید و ندارید. حالا پس از پیروزی ایران در جنگ تحمیلی ۴۰روزه، باز مثل بنیاسرائیل به گوساله سامریِ مذاکره پناه بردهاید!
🔹امروز ایران بزرگ هیچ بُنبست ندارد؛ ایران بُنبستنشین نمیخواهد؛ ایران بُنبست شکن میخواهد!
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 فرماندهان اقتصادی کشور باید مثل فرماندهان نظامی، علیه آمریکا باشند نه همسو با تحریمهای او!
🔹اگر فرماندهان اقتصادی کشور در ۱۵ سال گذشته، بهجای اجرای سیاستهای نئولیبرالی مانند حذف یارانهها، شناورسازی نرخ ارز، خصوصیسازی و آزادسازی قیمتها، بهدنبال راههایی برای مقابله با تحریمها و کاهش اثرات آن بودند، حتماً سرنوشت دیگری پیدا میکردند و مانند فرماندهان نظامی، در فهرست ترور دشمن قرار میگرفتند و چه بسا به شهادات میرسیدند.
🔸اما در عمل، بخشی از همین وزرا، مدیران و سیاستگذاران اقتصادی کشورمان در آمریکا آموزش دیدند، با مشاوران و اقتصاددانان آمریکایی همکاری کردند و سیاستهایی را پیش بردند که عملاً با فشار تحریمها همجهت بود و اساساً مکمل تحریمها بود. برخی از آنان نیز از نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول، که یکی از ابزارهای اصلی ترویج سیاستهای سرمایهداری جهانی و ابزار آمریکا است، تقدیرنامه و حمایت دریافت کردند!
🔹اگر نمیخواهیم در #جنگ_اقتصادی شکست بخوریم، نمیتوانیم همان سیاستهایی را اجرا کنیم که مورد استقبال دشمن و مکمل تحریمها است. راه مقابله، حرکت بهسوی راهبردها و #امکانهای_غیرآمریکایی است؛ و اولین قدم، کنار زدن این فرماندهان اقتصادی و بازنگری جدی در سیاستهای کلان اقتصادی نظام و متوقف کردن سیاستهایی است که همسو با تحریمها، فشار اقتصادی را بر مردم افزایش میدهد و کشور را در برابر تحریمها آسیبپذیرتر میکند!
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 برنامه «آزاد» یا تریبون مفت برای دشمن؟
🔹نامه برخی دوستان عدالتخواه به رئیس قوه قضائیه برای بازگشایی برنامه اینترنتی «آزاد» -آن هم بدون کمترین اصلاح در فرم و محتوای این برنامه- قطعاً از سر دلسوزی برای «آزادی بیان» است، اما خروجیاش همان سیاستورزی فانتزی و به دور از واقعیتهای سیاسی کشور است.
🔸شبیه همان نامهای که در سال 1401 بدون توجه به وضعیت کشور و انباشت نارضایتی درون جامعه، پیشنهاد تجمع علیه گشت ارشاد را مطرح کردند. اگرچه من منتقد گشت ارشاد بودم اما همانزمان برای برخی دوستان نوشتم که این درخواست، فانتزی، نمایشی و بنزین روی شعله آتش است!
🔹حرف حساب ما روشن است؛ شعار «بگذارید همه حرف بزنند» قشنگ است، اما در کجای این دنیای بیرحم، آزادی بیان یعنی دادنِ تریبون رسمی به کسانی که علیه امنیت کشور نظریهپردازی میکنند و برای حمله نظامی دشمن توجیه میتراشند؟ کدام کشور در وضعیت جنگی به پیادهنظام تبلیغاتی حریف میکروفن میدهد؟!
🔸من خودم سالهاست تاوان نقد ساختارها، فساد مدیران و ناکارآمدیها را دادهام و دهها بار پایم به دادگاه باز شده؛ منتقد سرسخت قوه قضائیهام که هنوز بعد از دههها نتوانسته چهارچوب درستی برای «آزادیهای مشروع»، حق اعتراض و تجمع باز کند و بجای مدعیالعموم، مدعی خواص و مدیران است. امنیت و استقلالخواهی هم نباید بهانهای برای سرکوب جمهوریت، آزادی و عدالت تبدیل شود. ضعفهای صداوسیما هم مشهود و غیرقابل انکار است.
🔹اما رئالیسم سیاسی یعنی تفکیک «نقد ساختار» از «همصدایی با دشمن». نمیشود به اسم آزاداندیشی، برای کسانی فرش قرمز پهن کرد که نوجوان و جوان مردم را به شورش و خیابان هل میدهند یا علناً در پازل جنگی طرف مقابل بازی میکنند! اینها بدیهیات است.
🔸رسانه باید تیغ تیز نقد باشد، نه جادهصافکن ناامنی. دفاع از حق مردم واجب است، اما فروختن امنیت و موجودیت کشور به اسم آزادی، اگر حماقت نباشد، قطعاً خیانت است. کاری که «برخی» از این برنامههای اینترنتی گفتگومحور انجام دادهاند در غیاب نظارت عمومی و سیستمی، نتیجهاش را در تبدیل نارضایتی اقتصادی به شورش و آشوب دیدهایم!
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 لزوم تغییر آرایش اقتصادی و نظامی/ خوابخرگوشی ساختار اجرایی؛ جنگ وجودی تعارفبردار نیست!
🔻درباره سخنان اخیر وزیر خزانهداری آمریکا درباره «آغاز جنگ اقتصادی علیه ایران» چندنکته مهم را باید یادآوری کنیم:
1⃣ این نبرد، «جنگ وجودی» است؛ تفکیک نظامی و اقتصادی توهم است:
جمهوری اسلامی باید بپذیرد که تحریمهای مالی تفاوتی با موشکباران زیرساختها ندارد. در نبردی که بقا و موجودیت کشور هدف قرار گرفته، ایران باید میدان نزاع را از «زمین دفاع اقتصادی» به «میدان مزیت نسبی خود» یعنی موازنهسازی و تبدیل به #جنگ_منطقهای منتقل کند.
2⃣ پایان تعارف با مدیران انفعال و «نداریم–نمیتوانیم»:
بزرگترین پاشنهآشیل ما، فقدان «آرایش جنگی» در بدنه اقتصادی است. با فرماندهان بوروکرات و مدیرانی که تنها هنرشان صدور بیانیه «نداریم و نمیشود» است، نمیتوان در این نبرد نامتقارن تاب آورد. خط مقدم اقتصاد نیازمند جراحی مدیریتی و پایان مماشات است. هیچ مصلحتی امروز بالاتر از عبور از این مدیران نامسئول نیست. تعارف را کنار بگذاریم.
3⃣ اهرم موازنهساز: انسداد کامل شریان نفت منطقه:
اگر بنا باشد اقتصاد ایران به نقطه صفر رسانده شود، دلیلی برای تضمین امنیت انرژی جهان توسط تهران وجود ندارد. خروج نفت از منطقه خلیجفارس باید مشروط به امنیت کامل اقتصاد ایران باشد؛ هزینهسازی متقابل، تنها زبانی است که غرب میفهمد.
4⃣ لزوم فعالسازی #امکانهای_غیرآمریکایی:
چرا راهبرد خلق پیمانهای مالی، تجاری و امنیتیِ خارج از مدارِ دلار هنوز سهمی در تصمیمگیریهای کلان دولت و مجلس ندارد؟! این اگر نفوذ نیست حداقل خطای محاسباتی ویرانگر است که مسئولان جمهوری اسلامی از ترس برچسب چین و روسیه و بهطور کلی شرق، پرقدرت وارد این مسیر نمیشوند. این بهمعنای وابستگی نیست کمااینکه کشورهای عربی وابسته به آمریکا، ارتباط اقتصادی بیشتری با چین دارند! گذار از نظم دلاری نه یک انتخاب، بلکه تنها معبر خروج از تله اقتصادی واشنگتن است.
5⃣ نترسیم و نترسانیم:
واقعیت این است که آمریکا ۱۵ سال است تمام زرادخانه تحریمی و ابزارهای جنگ مالی خود را علیه معیشت و امنیت ملی ایران به خط کرده و چیزی در چنته باقی نگذاشته است؛ بنابراین صحبت از «آغاز جنگ» یک عملیات روانی برای خرید امتیاز است. البته این سخن به معنای بیتفاوتی نخواهد بود و در بالا به آن اشاره کردم.
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 جنگ و صلح؛ اختیارات رئیسجمهور و ضرورت حفظ وحدت!
🔻آقای پزشکیان گفته: «جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد.بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید میکنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات،به مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای ما حمله کرده و در دنیا منفور است،جنگ را پایان دهیم.»
🔻برداشت شما از این سخن چیست؟
🔹این حرف به معنای این است که امروز کلیدِ پایان جنگ در دست ایران است و این ایران است که بر ادامه جنگ و ناامنی در منطقه اصرار دارد. آیا برداشت دیگری از این سخن، قابل تصور است؟ آیا این ادعا، بین مردم خودمان اختلاف نمیاندازد که جناب رئیس جمهور میخواهد جنگ را تمام کند اما سایرین(از رهبری تا نیروهای مسلح و مردم مؤمن کف خیابان) اجازه نمیدهند؟!
🔸اولاً آقای رئیس جمهور باید دقت کند که بحث پایان جنگ، صرفاً یک شعار رسانهای پوپولیستی و انتخاباتی نیست؛ موضوعی راهبردی و دارای سازوکار حقوقی مشخص است. در ساختار قانونی نظام جمهوری اسلامی، تصمیمگیری نهایی درباره جنگ و صلح در حوزه اختیارات رهبری قرار دارد و سایر مسئولان باید در حوزه اختیارات خود عمل کنند و در بیان مواضع خود، هم به این چارچوب و هم به پیامدهای امنیتی سخنانشان در انظار دوست و دشمن توجه کنند.
🔹ثانیاً، واقعیت را نباید تحریف کرد؛ امروز این آمریکاست که نمیخواهد وضعیت ایران عادی شود. نمونه آن همین تفاهمنامه و نقض عملی آن از سوی آمریکا!
🔸ثالثاً، واقعگرایی سیاسی میگوید جنگ با «اعلام تمایل» یک طرف پایان نمییابد. باید دید طرف مقابل چه میخواهد، چه فشارهایی اعمال میکند و برای توقف تجاوز چه تضمین عملی میدهد. اگر آمریکا همچنان بر حفظ فشار، تحریم، حضور نظامی و تحمیل خواستههای خود در حوزه هستهای و غیره اصرار دارد، سخن گفتن از پایان جنگ بدون تعیین شروط روشن، تضمین مشخص و اقدام عملی از سوی متجاوز، میتواند آدرس غلط به جامعه و پالس ضعف به دشمن بدهد.
🔹تنگه هرمز نیز صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست؛ یک اهرم راهبردی است. هر تصمیم درباره آن باید در برابر دستاوردهای واقعی، از جمله توقف تهدید، رفع تحریمها، آزادسازی داراییها و تضمین امنیت کشور سنجیده شود. بازگشت به وضعیت عادی بدون دریافت تضمین، نه صلح میآورد و نه امنیت؛ بلکه ممکن است ابتکار عمل را به طرف مقابل واگذار کند.
🔸رابعاً اختلافسازی داخلی و ادبیات انفعالی، در چنین شرایطی تنها محاسبات دشمن را آسانتر میکند. این مدل اظهارات جامعه را دچار اختلاف و دوقطبی میکند و مردم را به جان همدیگر میاندازد. حملات این چندماه جریان غربگرا به رهبری و ملت مبعوث شده با این اظهارات شدیدتر خواهد شد!
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 سردار قالیباف خداقوت؛ از شما دیگر بعید بود!
🔹در جریان سفر آقای قالیباف به عراق و در نشست فعالان اقتصادی ایران و عراق در بغداد، جملهای از قول جنابشان در سطح رسانههای داخلی و بینالمللی تیتر و به صورت پرشمار پمپاژ شد که «هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اگر مردم گرسنه باشند دوام نمیآوریم!»
🔸لازم است از سفر و پیگیریهای دیپلماتیک وی در عراق تشکر کنیم و بگویم: «سردار عزیز؛ خداقوت». اما در دنیای سیاست، بسیار مهم است. آن هم از ناحیه مقامات بلندپایه یک کشور. اینکه بگویید «اگر مردم گرسنه باشند قدرت نظامی فایده ندارد»، اولاً یک جمله فانتزی است و ما اگر گرسنه هم باشیم به قدرت نظامی برای حفظ و اساس کشور نیاز داریم تا بعداز تضمین بقای خودمان، به فکر رفع گرسنگی باشیم!
🔹ثانیاً اظهار این جمله در خاک عراق، یک خطای راهبردی است. دنیای سیاست، میدانِ «محاسبات» است. دشمنان ما دقیقاً نشستهاند و بررسی میکنند که آیا تحریمها و محاصره دریایی و مشکلات داخلی، ما را از پا درآورده یا نه؟ وقتی شما این جمله را در یک تریبون بینالمللی میگویید، مستقیماً دارید «پالس ضعف» مخابره میکنید.
🔸ما منکر مشکلات اقتصادی نیستیم؛ اقتصاد و قدرت نظامی دو روی یک سکهاند. اگر نبود سیاستهای اقتصادی که کشور را تضعیف و دیماه را آفرید، چه بسا جنگ هم صورت نمیگرفت؛ اما نباید به دشمن پالس ضعف داد.
🔹نباید طوری صحبت کنیم که دشمن تصور کند ما از درون تخلیه شدهایم و دیگر توان ایستادگی نداریم. در اوج مشکلات هم «اقتدار» را نمایش دهیم تا دشمن جرأت خیالپردازی علیه امنیت ما را نداشته باشد.
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
ماشین گرانسازی بنزین به راه افتاده است...
همیشه با خود فکر میکردم چرا بشار اسد با آنهمه تجربه شورش پس از گرانسازی، ۲ ماه قبل از سقوط خود نیز دوباره دست به گرانسازی سوخت زد. چرا از تجارب گذشته درس نگرفت؟! امروز با مشاهده وضعیت کشور خودمان که با وجود تجارب گذشته، باز پروژه گرانسازی کلید میخورد، برایم روشن شده که وقتی در کشوری، «فکر» کارگزاران مسموم شد، از داروی «تجربه» کاری ساخته نیست.
طرح «سهمیۀ بنزین خانوار» که این ایام دوباره مطرح شده است، کلید یکی از حساسترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانونپذیر است، نه قابلنظارت و نه قابلمهار.
این طرح، نه اصلاح است و نه عدالتگستری؛ این طرح، خصوصیسازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچکترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد. قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و بهدست میلیونها عرضهکننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزههایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد.
چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمتهای پایین هیچ منفعتی نمیبرد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند. صبر میکند. او نه تبانی میکند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح، از دل صبر فروشندگان زاده میشود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطهای است که معامله ممکن میشود.
در سمت تقاضا اما، میلیونها راننده، کسبوکار، تاکسی، وانتبار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چارهای جز خرید ندارند.
این دقیقاً خطرناکترین نسبت ممکن است: «عرضۀ بیعجله» در برابر «تقاضای بیچاره». نتیجه، جهش قیمت است.
امروز این منطق را به وضوح در تاکسیهای اینترنتی میبینیم. رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواستها را نمیپذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، دهها برابر خواهد بود. بله! خانوادهای که بنزین را گرانتر میفروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید!
بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همانقدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بیثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال میشود. مردم بهسرعت یاد میگیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل میشود. قیمت ابتدا بالا میرود، سپس تثبیت میشود و نهایتاً «عرف» میشود. چیزی که یکبار عرف شد، دیگر پایین نمیآید. این همان فرمولی است که سالها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است.
مهمتر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار میزند. دولت سهمیه را توزیع میکند، اما قیمتگذاری را به بازاری واگذار میکند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار میکند؛ و واگذاری قدرت به بازار بیضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بیپایان صعود. به محض آغاز این طرح، شبکههای دلالی، پلتفرمهای خرید و فروش سهمیه، واسطههای چندلایه و جریانهای سوداگری شکل میگیرد.
قیمت بنزین دیگر در پمپبنزین تعیین نمیشود؛ در گوشیهای موبایل، در گروههای مجازی و در معاملات غیررسمی تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیمگر.
پیامد این بیثباتی، تنها در قیمت بنزین نمیماند. بنزین، ستون فقرات حملونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج.
طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل میشود که هر ثانیه علیه عدالت کار میکند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی میفهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند.
واگذاری قیمتگذاری بنزین به بازاری که نه سقف میشناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گرانسازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد.
جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گرانسازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیدهای است که با گرانسازی ارز، از میلیونها ایرانی بیپناه، جیببری میکنند.
سیدیاسر جبرائیلی
🔴 اعلان رسمی جنگ اقتصادی توسط ترامپ/ راهِ شکست محاصره، نظامی است!
🔻ترامپ در پیامی مدعی شد: "امروز من کوبندهترین اقدام اقتصادی که تاکنون انجام شده را علیه ایران اعلام میکنم.
🔹این یک جنگ اقتصادی و انزوای بیسابقه ایران خواهد بود.
🔹این یک روز پیروزی اقتصادی خواهد بود، درست مثل روز پیروزی در جنگ جهانی دوم.
🔹ما به همه متحدانمان نیاز داریم تا در کنار ایالات متحده بایستند تا تهدید ایران را منزوی و شکست دهند.
🔹قاچاق نفت ایران، ترتیبات تهاتری، انتقال پول نقد، شرکتهای صرافی، ثبت کشتیها و شرکتهای پوششی باید متوقف شوند.
🔹امروز اعلام کردم هر کشوری که به موسسات مالی، شرکتها یا فرودگاههای خود اجازه دهد هرگونه خط ارتباطی با ایران برقرار کنند، با عواقب اقتصادی عظیمی روبرو خواهد شد.
🔹ایرانیها نتوانستند از فرصت استفاده کنند و ایران اکنون به مویی بند است.
🔹هیچکس به اندازه من به ایران توافق بهتری نداده است."
❇️ جهانیان امروز میپرسند اگر آمریکا در جنگ نظامی علیه ایران پیروز شده و کنترل تنگه هرمز را بدست گرفته و گروههای مقاومتِ متحد ایران را از بین برده، چه نیازی است به جنگ اقتصادی و ادامه تحریمها و ادامه محاصره؟
❇️ اما واقعیت این است که آمریکا در این جنگ پیروز نشده و تقریباً هیچ دستاورد مهم و ملموسی بدست نیاورده؛ توانسته به این خسارتهایی وارد کند ولی خسارتهای جدی هم متحمل شده.
❇️ تحریم و محاصره و فشار، سناریوی پیشین، قطعی و همیشگی آمریکا علیه کشورمان بوده. برخلاف برخی خوشخیالانِ سادهدل، که جنگ نظامی را بدتر میدانند، جنگ اقتصادی و محاصره دریایی گزینه بدتری برای ماست و بالعکس، ما باید با اقدام سخت و نظامی آن را بشکنیم. راهحل شکستن محاصره، اقدام تهاجمی علیه زیرساختهای تولید و انتقال انرژی در منطقه است.
❇️ اگر، زودتر از موعد، محاصره دریایی را با جنگ نظامی از بین نبریم، دشمن فشارهای اقتصادی و محاصره را ادامه میدهد تا مشکلات داخلی را افزایش داده و با ایجاد دیماهی دیگر، زمینهی یک اقدام نظامی را درحالیکه خود را آماده آن کرده رقم بزند. ایران نباید اجازه تنفس نظامی به دشمن بدهد تا بعداز انتخابات و چندینماه تنفس، به جنگ بازگردد.
✅ #داود_مدرسییان:
@ِModaresian
🔴 چرا #اتاق_جنگ_اقتصادی تشکیل نمیشود؟!
🔹اگر تحریمهای گسترده، محدودیتهای بانکی و تجاری، حملات سایبری، فشارهای فناورانه و حالا هم شرایط جنگی و محاصره دریایی را واقعیتهای اثرگذار بر اقتصاد ایران بدانیم، شیوه حکمرانی اقتصادی نیز باید متناسب با این وضعیت تغییر کند. مدیریت اقتصاد در شرایط جنگ اقتصادی، با اداره کشور در وضعیت عادی تفاوت بنیادین دارد؛ این از بدیهیات است! زیرا تصمیمها باید سریع، هماهنگ، پیشدستانه و مبتنی بر اطلاعات لحظهای باشد.
🔸از سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱، بارها بر ضرورت تشکیل «اتاق جنگ اقتصادی» تأکید شد؛ وقتی وزارت خزانهداری آمریکا رسماً یک مجموعه بعنوان «اتاق جنگ اقتصادی» علیه ایران راهاندازی کرد این مطالبه بارها از سوی رهبر شهید و برخی نخبگان مطرح شد اما در دولتهای مختلف این مسئله به سرانجام نرسید. به جز یک کارگروه ضدتحریمی ذیل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در یکی دوسال آخر دولت آقای احمدینژاد.
🔹اتاق جنگ اقتصادی، یعنی مرکزی تخصصی و شبانهروزی که ضمن رصد تحرکات دشمن، وضعیت بازارهای جهانی، رفتار کشورهای همسایه و شرکای تجاری، جریان ارز، انرژی، کالاهای اساسی، حملونقل و آسیبپذیریهای داخلی را بهصورت مستمر پایش کند و برای سناریوهای مختلف، برنامه آماده داشته باشد. با این حال، پس از نزدیک به پانزده سال، هنوز نشانهای از شکلگیری یک ساختار واقعی، چابک و پاسخگو در این ابعاد دیده نمیشود.
🔸البته وجود شوراهایی مانند شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، بهمعنای اتاق جنگ اقتصادی نیست. اتاق جنگ باید یک مرکز فرماندهی عملیاتی، کارشناسی و فرابخشی باشد؛ نه صرفاً محل برگزاری جلسات دورهای و تصویب تصمیمهای مقطعی و محلی برای دور زدن ساختار رسمی و قوانین کشور! از طرفی، ضعف اصلی کشور، فقط کمبود قانون یا اطلاعات نیست؛ بلکه پراکندگی تصمیمگیری، روزمرگی، تعارض منافع، ضعف نظام کارشناسی، کارشناسان فرسوده لیبرال در مراکز تصمیمگیری اقتصادی و مدیریت اداری عادی در شرایط فوقالعاده است!
🔹نمیتوان کشوری را درگیر جنگ اقتصادی دانست، اما دستگاههای اقتصادی آن همچنان با منطق ساعت اداری، واکنشهای آتشنشانی و مدیرانی کمتحرک و غیرجهادی اداره شوند. اتاق جنگ اقتصادی باید زیر نظر عالیترین سطح تصمیمگیری کشور، ذیل رهبری یا دولت، اما با استقلال کارشناسی، شفافیت، ارزیابی عملکرد و پاسخگویی مستمر شکل بگیرد. تأخیر بیشتر، هزینه تحریم و جنگ را چند برابر میکند و آسیبهای خارجی را با ناکارآمدی داخلی پیوند میزند.
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 کودتای ۲۸ مرداد؛ حاصلِ یک خطایِ محاسباتی در اعتماد به غرب!
🔹بازخوانی اسناد متقنِ تاریخی، از جمله آنچه در «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» و سایر مراکز معتبر موجود است، یک حقیقت تلخ را فریاد میزند؛ اختلافِ میان دکتر مصدق و آیتالله کاشانی، آنگونه که برخی سادهانگاری میکنند، صرفاً یک اختلاف سلیقه سیاسی نبود؛ بلکه «سمی مهلک» و «خطای محاسباتیای» بود که جبهه ملی را در برابر توطئههای خارجی، بیدفاع کرد!
🔸نگاهی به تیرماه ۱۳۳۱(یکسال قبل از کودتای 28 مرداد 32)، عمق این فاجعه و فرصت را نشان میدهد. وقتی دکتر مصدق بر سر اختیاراتِ وزارت جنگ استعفا داد و محمدرضاشاه جوان، از فرصت استفاده کرده و با مشورت آمریکاییها، فرمان نخستوزیری «قوامالسلطنه» را صادر کرد؛ اما این هوشمندی و قدرت بسیجگری آیتالله کاشانی بود که با تهدید شاه و فراخوان مردم به خیابانها، ورق را در ۳۰ تیر به نفع ملت و دکتر مصدق برگرداند و شاه مجبور شد مجدد خود مصدق را منصوب کند.
🔹این، اوجِ پیوند «سیاست ملی» و «قدرت مذهبی» بود که میتوانست ضامن استقلال ایران باشد. اما پس از آن، اعتمادِ نابجای مصدق به آمریکا، انحلالِ بحثبرانگیز مجلس و فاصلهگرفتنِ تدریجی از روحانیت، راه را برای نفوذ هموار کرد. البته که هر دوطرف اشتباهاتی داشتند اما اشتباهات سنگینتر را جناح در قدرت انجام داد.
🔸در روزهای منتهی به 28 مرداد 1332، شاهد نوعی «خلأِ حضور مردم» بودیم. دولت وقت، هشدارهای امنیتی را نادیده گرفت و با فاصله گرفتن از بدنه اجتماعیِ معتقد و مؤمن و مجتهدی همچون آیتالله کاشانی و جریان فدائیان اسلام، میدان را برای کودتای انگلیسی-آمریکایی (طرح آژاکس) خالی گذاشت. وابستگان داخلی آمریکا کار را تمام کردند!
🔹امروز هم شاهدیم که همان جریانِ نفوذ و «غربپرستانِ نئولیبرال» و وابستگان فکری آمریکا در دانشگاهها و رسانهها، نه تنها از درسهای تاریخ عبرت نمیگیرند، بلکه برای تطهیر آمریکا و ساختنِ قهرمانهای پوشالی از چهرههای وابسته به انگلیس (مانند فروغی)، حتی به دکتر مصدق هم رحم نمیکنند.
🔸این جریاناتِ غربزده، حافظ منافع غرب در ایران هستند و همواره «وحدت برای ایران» را برنمیتابند، چرا که میدانند وحدت بر مدارِ «اصل مقاومت» و «ایستادگی» و «استقلال ملی»، پایانِ سلطه آنها در داخل است. آنها مصدق را نه به خاطرِ نفت، بلکه به خاطرِ «ملی بودن» نمیبخشند.
🔹درسِ بزرگِ ۲۸ مرداد برای امروزِ ما این است که اعتماد به امضای آمریکایی، همواره به «اختلافِ داخلی» و «کودتایِ نرم» منجر میشود. راه نجات، نه در تسلیم، که در وحدت حول محورِ استقلالِ حقیقی و مقاومتِ هوشمندانه است؛ همان چیزی که ۷۳ سال پیش، بهایِ سنگینِ نادیدهگرفتنش را با طعمِ تلخِ دیکتاتوری پرداختیم.
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 فراموشیِ کودتا، کودتا میآورد!
🔹در سالروز کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بازخوانی این فصل تلخ از تاریخ ایران برای همه اقشار مردم، بهویژه نوجوانان، جوانان، دانشآموزان و دانشجویان، یک ضرورت است. روزی که انگلیس طرح آژاکس(طرح کودتا) و نقشه براندازی را کشید و آمریکا آن را به وسیله نوکران ایرانی وابسته به خود در داخل کشور اجرا کرد؛ کودتایی که نه یک حادثه پنهان و مبهم، بلکه یک مداخله آشکار علیه استقلال ایران بود!
🔸آن روز، هم مردم و هم اهل سیاست بهخوبی فهمیدند چه رخ داده است. چند ماه بعد نیز دانشجویان در اعتراض به همین دخالت و در واکنش به سفر نیکسون، معاون رئیسجمهور آمریکا، به میدان آمدند؛ اعتراضی که با یورش چتربازان و کماندوهای رژیم پهلوی به دانشگاه و شهادت سه دانشجو و زخمی شدن دهها نفر، سرکوب شد.
🔹سالها بعد، آمریکا و انگلیس خودشان اسناد این کودتا را هم منتشر کردند؛ بیهیچ شرمندگی، بیهیچ ملاحظهای نسبت به افکار عمومی جهان و بدون هیچ ترسی از محاکمه و مجازات. این یعنی برای قدرتهای سلطهگر، نه افکار عمومی جهان اهمیتی دارد و نه قواعد و مقررات و نهادهای بینالمللی!
🔸با این حال، هنوز هم برخی مدعیان روشنفکری غربگرا حاضر نیستند کینه تاریخی خود نسبت به مصدق، دانشجویان، نیروهای ملی ـ مذهبی و آیتالله کاشانی را کنار بگذارند. همانها که بهجای دفاع از استقلال، همچنان به کسانی میتازند که برای ملی شدن نفت، عزت ایران و رهایی از سلطه خارجی، زندان رفتند، شکنجه شدند و تبعید را تحمل کردند.
🔹پس از آن کودتا، نفت ایران عملاً زیر مدیریت کنسرسیومی قرار گرفت که محور آن آمریکا و انگلیس بودند و برخی کشورهای اروپایی نیز در آن سهم داشتند؛ از اکتشاف و استخراج تا فروش و بهرهبرداری؛ به گونهای که جمعیت شهری و روستایی ایران برای یک پیت نفت برای گرمکردن خانه در سرمای سوزان نیازمند اطاعت از این قدرتها بود.
🔸فراموشی تاریخ و عقبنشینی مقابل عُمال داخلی کودتای آمریکایی، مقدمه تکرار آن کودتا است. هنوز هم کسانی هستند از اصحاب قدرت و ثروت و اصحاب علم و اندیشه، که تز «توسعه وابسته» را تبلیغ میکنند و حتی مفهوم «استقلال ملی» را به تمسخر میگیرند و نسخه تسلیم میپیچند. اینها اگر مجال ببینند بازهم کودتا میکنند! بارها گفتهایم که مصدق نه آخوند بود، نه موشک بالستیک داشت، نه پروژه هستهای، نه مسئله لبنان و فلسطین برایش مسئله جدی بود! فقط بدنبال ملی کردن نفت کشور و نهایت استقلال ملی است. اما تحملش نکردند. ببینید امروز چه جریانات و افرادی، استقلال کشور را تحمل نمیکنند؟ آنان حتماً خطرناکند!
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 رئالیسم آمریکایی؛ منافع واشنگتن بالاتر از همه تعهدات!
🔹در سالهای اخیر، هم در سطح مواضع رسمی و هم در عرصه عمل، دولت آمریکا نشان داده که دیگر برای متحدان، متعهدان و همپیمانانش جایگاه امن و قابل اتکایی قائل نیست. از اروپا و ماجرای گرینلند گرفته تا فشار بر کانادا، مکزیک، کرهجنوبی و حتی نوع مواجهه با اوکراین، یک الگوی ثابت دیده میشود: «واشنگتن هر جا منافع خود را در خطر ببیند، بدون ملاحظه به نزدیکترین شرکایش نیز فشار میآورد؛ چه با تعرفه، چه با تهدید نظامی، چه با کاهش حمایت امنیتی.»
🔸در همین چارچوب، مواضع اخیر ترامپ علیه عمان و کرهجنوبی صرفاً دو نمونه تازه از این واقعیت است. عمان بهخاطر نقش خود در پرونده ایران و تنگه هرمز با ادبیاتی تهدیدآمیز مواجه میشود در حالی که نقش میانجی را بازی کرده و تاکنون برخلاف سیاستهای آمریکا عمل نکرده و کرهجنوبی نیز بهدلیل عدم همراهی کامل با آمریکا در جنگ علیه ایران و توسعه روابطش با چین، زیر فشار قرار میگیرد. ترامپ کره جنوبی را به کاهش سطح مانورهای مشترک و تهدید ضمنی به کاهش حمایت در برابر کره شمالی، تهدید کرد! تهدید همراه با تحقیر!
🔹این رفتار برای همه متحدان آمریکا یک پیام روشن دارد: تکیه بر واشنگتن دیگر نه تضمین امنیت است و نه نشانه ثبات. تجربه جنگ با ایران هم همین واقعیت را آشکار کرد؛ آمریکا نشان داد که از متحدان عرب خود بیش از آنکه حفاظت کند، بهعنوان سپر امنیتی و میدان دفع هزینههای خود استفاده میکند. امروز برای بسیاری از کشورها روشن شده است که اتحاد با آمریکا، بیش از آنکه امنیت بیاورد، میتواند وابستگی، تهدید، بیثباتی و تحقیر تولید کند.
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 رهبر انقلاب از کلیدواژه #تجربه_تاریک برای این تفاهمنامه استفاده میکنند و از بیاعتباری امضای روسای جمهور آمریکا میگویند، اما برخی مسئولان همچنان بعنوان یک دستاورد پرافتخار و یک پیروزی از آن یاد میکنند!
🔹"امروز شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این "تجربه تاریک" از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن امریکا باشد."
رهبر معظم انقلاب. ۲۶ تیر ۱۴۰۵
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
🔴 خطای اول، نادانی است؛ اما تکرارش، نادانی نیست!
🔹۶۰ روز گذشت و تفاهمنامه، هیچکدام از خواستههای ما را برآورده نکرد. جنگ تمام نشد؛ آمریکا از دخالتهایش دست نکشید؛ تحریمی برداشته نشد؛ داراییهای ایران آزاد نشد؛ محاصره پابرجا ماند؛ جنوب لبنان هم همچنان در اشغال است. فهرستِ «هیچها» بلند است و فهرستِ «انجامشدهها» خالی و متأسفانه تنگه هرمز آنگونه که باید، مسدود نیست و تردد از مسیر جنوب کماکان برقرار است!
🔸واقعبینانه که نگاه کنیم، این نتیجه از همان روز اول قابل پیشبینی بود. دولت و تیم مذاکرهکننده در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ کشور، با خوشبینیِ بیپشتوانه به میدان رفتند و حالا صورتحسابِ آن اشتباه بزرگ، روی میزِ همه است. در سیاست خارجی، اعتمادِ بدون تضمین، نه دیپلماسی که قمار است؛ و این قمار را باختیم.
🔹حالا انکارِ این شکست، توهین به شعورِ مردم است. اصرار بر ادامهی راهی که جواب نداده، دیگر اشتباه نیست؛ حماقت و بلکه خیانت است. ملتی که هزینه داده، حق دارد حقیقت را بشنود و جلوی این روند را بگیرد؛ با وعدهی تکراری نباید ملت را اسیر کرد. وقتِ آن رسیده که به جای دفاع از یک تفاهمنامهی بینتیجه، صادقانه بپذیریم که شکست خوردهایم و مسیر را عوض کنیم. آنکس که یکبار میلغزد، لغزیده است؛ آنکه بارها همانگونه میلغزد، لغزش را برگزیده است!
✅ #داود_مدرسییان:
@DModaresian
