ar
Feedback
احسان‌نامه

احسان‌نامه

الذهاب إلى القناة على Telegram

برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود

إظهار المزيد
7 818
المشتركون
+224 ساعات
-77 أيام
+1630 أيام
أرشيف المشاركات
🎧 «تو شب سیاه، تو شب تاریک، از چپ و از راست، از دور و نزدیک، یک نفر داره جار میزنه، جار: آهای غمی که رو سینۀ من شده‌ای آوار، از گلوی من دستاتو بردار!» فیلمی تازه یافت‌شده از شعرخوانی #حسین_منزوی در دانشگاه زنجان، پاییز ۸۲ (از اینستاگرام ابراهیم اسماعیلی اراضی) @ehsanname

آیا ما سزاوار بودیم تمام خیابان را در باران برویم، و در انتهای خیابان کسی در انتظار ما نباشد؟!… #احمدرضا_احمدی @ehsanname

🎼 زیر این باران شدید، چی گوش بدهیم بهتر از «ببار ای بارون ببار ...»؟ صدای شجریان و ترانه علی معلم دامغانی، روی موسیقی فولکلور شمال خراسان @ehsanname

❓چگونه کتاب و کاغذها را در صورت آلوده شدن به ویروس کرونا ضدعفونی کنیم؟ پاسخ موسسه ملی تحقیقات سلامت و دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران (+): بهترین روش ضدعفونی کردن اشیای کاغذی، قرنطینه کردن آنها است. مطالعه‌ای که در خصوص ماندگاری ویروس کرونا بر سطح اجسام مختلف انجام شد، نشان داد این ویروس به مدت ۲۴ ساعت روی سطوح مقوایی و به مدت ۷۲ ساعت روی سطوح پلاستیکی (مثل CD و DVD) فعال می‌ماند. پس می‌توانید ۲۴ ساعت کتاب را در گوشه‌ای از خانه قرار داده و بعد به آن دست بزنید. البته مطالعات نشان می‌دهد زمان ماندگاری ویروس کرونا روی اسکناس ۴ روز است. ▫️یکی دیگر از روش‌های ضدعفونی کتاب‌ها، تمیز کردن آنها است. بهتر است از یک پارچه میکروفیبر استفاده شود. استفاده از دستمال مرطوب ضدعفونی‌کننده روی سطح کتاب نیز می‌تواند اثربخش باشد. با این روش‌ها، اشیای کاغذی آسیب نمی‌بینند. ▪️اگر بیمار هستید، تا زمانی که علائم شما از بین نرفته، کتاب‌های خود را به اشتراک نگذارید. ▫️اگر آشنایان شما بیمار هستند، آنها را در منزل/کتابخانه‌تان نپذیرید. ▪️هر بار که از کتابخانه استفاده می‌کنید، دست‌های خود را بشویید یا از ضدعفونی‌کننده دستی استفاده کنید. ▫️با دیگران برای بررسی کتاب‌ها و مطالعه آنها، در کتابخانه جمع نشوید. رعایت فاصله فیزیکی برای کنترل گسترش و سرعت کرونا ویروس بسیار مهم است. @ehsanname 🔻نقاشی جنی کرویک، یکی از طراحان جلد «نیویورکر» از یک کتابدار ایرانی (+)

💔«هنگام که خفته‌ام، خفته‌ام در خاک، بُوَد که خطاهايم نيافرينند در سينه‌ات محنتی، محنتی. ياد آر مرا، ياد آر مرا، امّا آه! سرنوشت‌ام را از ياد ببر. ياد آر مرا، امّا آه! سرنوشت‌ام را از ياد ببر.» When I am laid, am laid in earth, May my wrongs create No trouble, no trouble in thy breast; Remember me, remember me, but ah! forget my fate. Remember me, but ah! forget my fate. ➖بخشی از اپرای «دایدو و آینیاس» اثر هنری پُرسِل، آهنگساز قرن هفدهمی انگلستان. (ترجمه از +) این داستان یکی از تراژیک‌ترین نمونه‌های عشق بدفرجام است که ماجرایش در «انئید» ویرژیل هم آمده. داستان عشق نافرجام دایدو، ملکهٔ افسانه‌ای کارتاژ و آنیاس، مردی که از جنگ تروا گریخت و به ایتالیا رفت تا نوادۀ او رومولوس، روم را بنیانگذاری کند. @ehsanname

▪️از جملۀ رفتگان این راه دراز، و از کسانی که کرونا از ما گرفت، یکی هم دکتر جواد اژه‌ای است که امروز رفت. دکتر اژه‌ای، استاد ر
▪️از جملۀ رفتگان این راه دراز، و از کسانی که کرونا از ما گرفت، یکی هم دکتر جواد اژه‌ای است که امروز رفت. دکتر اژه‌ای، استاد روانشناسی و دکترای روانشناسی تجربی (از دانشگاه وین) بود. اما مهمتر از آن، او رئیس محبوبِ مدارس و سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) یا همان تیزهوشان بود. جایی که مسیر ناهموار رسیدن به موفقیت را برای بخشی از دانش‌آموزان نخبۀ ایران هموارتر کرد و کسانی نظیر مریم میرزاخانی را پرورش داد. اژه‌ای، از ۱۳۶۶ تا دی ۱۳۸۷ رئیس این سازمان بود. وقتی با فشار کسانی که تلقی دیگری از مفهوم عدالت داشتند رفت، در نامۀ خداحافظی‌اش نوشت: «بچه‌های این سرزمین را در هر کجای ایران عزیز، همانند هر ایرانی مسلمان، با تمام وجود دوست داشته‌ام و این دوست داشتن را لازمۀ ذهن هر معلمی می‌دانم که بخواهد راه انبیا، و نه دریوزگی اغنیا، را طی کند. سمپاد را برای آنها به وجود آوردم که کمتر کسی به فکر آنهاست. وقتی فرزند استانداری در آزمون ورودی سمپاد مردود می‌شد، خوشحال نمی‌شدم، اما وقتی فرزند بلال‌فروش روبروی همان استانداری قبول می‌شد، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم.» شاگردان فراوانش گواه درستی این مطلب هستند @ehsanname

🔺مقدمه عادل فردوسی‌پور بر ترجمۀ جدیدش، کتاب «پیگیر اخبار نباشد» از رولف دوبلی (که قبلاً «هنر شفاف اندیشیدن» و «هنر خوب زندگی کردن» از همین نویسنده را هم با همکارانش ترجمه کرده بود)؛ بخشی از مراسم رونمایی مجازی این کتاب @ehsanname

🔺خاطرات رضا امیرخانی از ممیزی کتاب و پیشنهادهایش برای وزارت ارشاد؛ بخشی از گفتگوی امیرخانی با رسانه طنز «دم خروس» @dome_khoroos @ehsanname

📚پاییزه کتاب امسال از ۲۴ تا ۳۰ آبان (هفته کتاب) برگزار می‌شود و در آن برای هر ۲۰۰هزار تومان خرید، از ۲۰ درصد یارانه (۴۰هزار
📚پاییزه کتاب امسال از ۲۴ تا ۳۰ آبان (هفته کتاب) برگزار می‌شود و در آن برای هر ۲۰۰هزار تومان خرید، از ۲۰ درصد یارانه (۴۰هزار تومان) و تخفیف می‌توانید استفاده کنید. فقط اینکه همۀ کتابفروشی‌ها عضو طرح نیستند (فهرست کتابفروشی‌های عضو اینجا) @ehsanname

🔹حالا که دانشگاه‌ها تعطیل است، دوستداران دکتر #شفیعی_کدکنی کلاس سه‌شنبه‌های او را به فضای مجازی آورده‌اند، هر سه‌شنبه صبح یک
🔹حالا که دانشگاه‌ها تعطیل است، دوستداران دکتر #شفیعی_کدکنی کلاس سه‌شنبه‌های او را به فضای مجازی آورده‌اند، هر سه‌شنبه صبح یک فایل صوتی از دوره جدید کلاس‌های استاد (با موضوع «سبک‌شناسی نظم») در کانال تلگرام و صفحهٔ اینستاگرام @shafiei_kadkani منتشر می‌شود

🔺اقدام عجیب در کتاب فارسی پایۀ هفتم دبیرستان، اضافه کردن به متن داستان «قلب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟» نادر ابراهیمی (چا
🔺اقدام عجیب در کتاب فارسی پایۀ هفتم دبیرستان، اضافه کردن به متن داستان «قلب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟» نادر ابراهیمی (چاپ اول داستان، ۱۳۷۱). (+) اگر این متن از نظر مولفان محترم مناسب/کامل/گویا نبوده، می‌توانستند از متن دیگری استفاده کنند @ehsanname

کدام یک از داستان های فارسی که جمال میرصادقی‌ برای پویش صدسال شمسی ده داستان فارسی انتخاب کرده دوست دارید؟
Anonymous voting

🎼 بحر طویلی در مدح رسول اکرم(ص). با دوتار جادوییِ زنده‌یاد حاج قربان سلیمانی و همراهی فرزندش علیرضا سلیمانی. کنسرت سالن آلبرت هال لندن، سال ۲۰۰۰ @ehsanname

مستندی دربارهٔ #عبدالمجید_ارفعی، استاد زبان‌های باستانی و نخستین برگردانندهٔ متن استوانهٔ کورش به فارسی. در این مستند عبدالمجید ارفعی توضیحاتی هم درباره این استوانه می‌دهد. برگردان ارفعی تنها برگردان موجود نیست. @naghdehaal

🗓در سال‌های اخیر، روز ۷ آبان به نام روز بزرگداشت کوروش هخامنشی معروف شده است. دلیلش این است که طبق یک محاسبه فتح بابِل، بزرگترین شهر دنیای قدیم، توسط ارتش هخامنشی در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ قبل از میلاد انجام شده است. مبنای تاریخ‌گذاری روز این اتفاق، یک لوحه گِلی کهن به اسم «رویدادنامه نبونید» یا «نبونید و کوروش» است که امروزه در موزه بریتانیا نگه‌داری می‌شود. در این لوحه گلی، سالشماری از وقایع دوران سلطنت پادشاهی نَبونید (آخرین شاه بابِل) از سال ۵۵۶ ق‌م تا فتح بابل توسط کوروش در هفدهمین سال طلنت او، و وقایعی نظیر سوگواری کورش بر همسرش در سال ۵۳۹ ق‌م به خط میخی ضبط شده و با گزارش نصب کمبوجیه به حکومت بابل در ۵۳۸ ق‌م تمام می‌شود. (w) گزارشی که این لوح از فتح بابِل می‌دهد با گزارش‌های هرودوت و دیگران کمی متفاوت است، اما نکته‌اش اینجاست که در آن، تاریخ دقیقی برای روز ورود کوروش به بابل طبق تقویم رایج در همان زمان ثبت شده: «در ماه اَرَخسمنو (=ماه هشتم)، روز سوم کوروش به بابل اندر آمد. شاخه‌های سبز در برابر (=زیر پای او) گسترده شد.» (صفحه ۱۴ از کتاب فرمان «کوروش بزرگ» عبدالمجید ارفعی، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۹) در مورد گاهشماری بابلی، می‌دانیم که تقویم آنها شمسی-قمری بوده، یعنی طول سال را بر اساس گردش فصول و طول ماه را بر اساس چرخش ماه محاسبه می‌کردند، پس عجیب نیست که روز سوم از ماه هشتم آنها، الان روز دیگری از آبان باشد. اطلاعی ندارم دقیقاً چه کسی تاریخ بابِلی را به تقویم امروزی برگردانده، اما به هر حال روز ۷ آبان فرصتی است برای آشنایی با تاریخ باستانی. به همین مناسبت مستندی ببینیم دربارۀ استاد عبدالمجید ارفعی، متخصص زبانهای میخی باستان که متن‌های هخامنشی زیادی را به فارسی ترجمه کرده است. این استاد بزرگ، این روزها به دلیل ابتلا به بیماری کرونا در بیمارستان دانشور تهران بستری است. برای او و تمام بیماران آرزوی سلامتی داریم. @ehsanname

🎧 بخشی از داستان بر دار کردن حسنک وزیر، با صدای اردلان ضرغام و موسیقی بهزاد روشن‌پور، از کتاب صوتیِ «بر دار کردن حسنک وزیر» (نوین کتاب گویا) @ehsanname

🎧 بخشی از داستان بر دار کردن حسنک وزیر، با صدای محمود دولت‌آبادی، از کتاب صوتیِ «وزیری امیر حسنک» (انتشارات فیروزی) @ehsanname

🗓 اول آبان روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی، یکی از خداوندگاران نثر فارسی است. بخشی از «تاریخ بیهقی»، داستان بر دار کردن حسنک وزی
🗓 اول آبان روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی، یکی از خداوندگاران نثر فارسی است. بخشی از «تاریخ بیهقی»، داستان بر دار کردن حسنک وزیر، را با دو اجرا بشنویم (تصویر مجسمۀ بیهقی در باغ ایرانی سبزوار است) @ehsanname

📖معرفی کتاب: آدولف آیشمن چهرۀ معروف دستگاه اطلاعاتی هیتلر در جنگ دوم جهانی بود که در پروژۀ ضدیهودی دولت نازی دست داشت. بعد از پایان جنگ جهانی، آیشمن به آرژانتین فرار کرد و مدتی مخفیانه زندگی کرد، اما در ۱۹۶۰ موساد او را دزدید تا محاکمۀ او دستاوردی برای دولت صهمیونیستی باشد. دادگاه آیشمن مورد توجه مطبوعات دنیا قرار گرفت (گزارشهای روزنامه «اطلاعات» خرداد ۱۳۴۱ در تصویر). از جمله «نیویورکر» برای پوشش این دادگاه یک فیلسوف را انتخاب کرد: هانا آرنت، فیلسوف یهودی آلمانی که در دوران نازیسم فشارهای زیادی تحمل کرده و حتی مجبور به ترک وطنش شده بود. طبیعتاً همه منتظر بودند تا یک نوشتۀ آتشین علیه یکی از هیولاهای قرن بیستم بخوانند، اما مقالاتی که آرنت دربارۀ دادگاه آیشمن نوشت، رنگ دیگری داشت. او دربارۀ مفهوم شر نوشت. اینکه چطور می‌شود جلوی تکرار فجایع انسانی را گرفت؟ آرنت می‌گوید شر، خیلی سریع اتفاق می‌افتد، نیاز به نیت شرورانه‌ای ندارد و فقط از هیولاها سر نمی‌زند. او می‌گوید اعمال شرورانه نه فقط به دست متعصبان کور یا افرادی با مشکل روانی، بلکه به وسیلهٔ مردم عادی که استدلال‌های ناردست زمانه‌شان را قبول دارند هم انجام می‌شود. آرنت از خود دادگاه هم انتقاد می‌کند و می‌گوید برای همه راحتتر است تا هیولایی که از ظلمات می‌آید شکستشان دهد، تا یک آدم معمولی. بحث دربارۀ ماهیت شر البته سابقه طولانی دارد، اما اغلب آن بحثها نظری بود. مفهوم «ابتذال شر» آرنت چون در مورد موضوعی مشخص و معاصر بود، جنجالهای زیادی مطرح کرد و موافقان و مخالفانی دارد. مجموعه مقالات آرنت در کتاب «آیشمن در اورشلیم» به تازگی به فارسی ترجمه شده (نشر برج). چند نقد بر کتاب را هم در ترجمان (اینجا) می‌شود پیدا کرد. @ehsanname

🔹غزلی از #حامد_عسکری با صدا و اجرای خودش: رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشورۀ ما بود، دل‌آرام جهان شد در اول آسایش‌مان سقف فرو ریخت هنگام ثمر دادن‌مان بود خزان شد زخمی به گِل کهنۀ ما کاشت خداوند اینجا که رسیدیم همان زخم، دهان شد آنگاه همان زخم، همان کورۀ کوچک، شد قلۀ یک آه، مسیر فوران شد با ما که نمک‌گیر غزل بود چنین کرد با خلق ندانیم چه‌ها کرد و چنان شد ما حسرت و دلتنگی و تنهایی عشقیم یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد (جان را به تمنای لبش بردم و نگرفت گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد یک عمر به سودای لبش سوختم و -آه- روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد) یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر ... رفت و همۀ دلخوشی‌ام یک چمدان شد با هر که نوشتیم چه‌ها کرد به ما گفت مصداق همان «وای به حال دگران» شد @ehsanname