ar
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

الذهاب إلى القناة على Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

إظهار المزيد
4 546
المشتركون
-124 ساعات
+837 أيام
+16930 أيام
أرشيف المشاركات
photo content

🎅خلاصه که کریسمس مبارک 😁 @adelehz

نمی دانم کسی اینجا داستان درویش بابا کوهی را شنیده است یا نه ،راستش من هم تا همین‌چند روز پیش چیزی در موردش نمیدانستم .بعد به لطف خواندن کتابی که بعد از سالها در بازار کتاب یادم آمد معلم ادبیاتم یک غروب سرد آذر ماه در کلاس رو به حیاط دبیرستان به ما معرفی کرد و من آن را همین چند روز پیش خریدم، شناختمش. پیرمرد درویش مسلکی که حدود دهه ی ۴۰ خورشیدی تقریبا سی سال در کوهستان زندگی کرده بود . از کم و کیف درویش مسلکی و پاکی نفسش که بگذریم .از اینکه چطور توانسته از یک زندگی آسوده دل بکند و رو به کوهستان گذارد و در سرما و گرمای کوه زندگی کند که بگذریم‌. کسی که داستان این درویش را روایت می‌نمود داستان جالبی از او نقل کرده است که دوست دارم کمی در موردش حرف بزنم . نویسنده ی همین‌کتاب که از قضا در روزگاران جوانی با درویش نشست و برخاست داشته روزی از او می‌پرسد که در تمام این سالها آیا سر گرسنه بر بالین نهادی؟ و درویش می‌گوید در تمام این روزها با آنکه مثل شما طمع ندارم و بدنبال نان نمی دوم یک روز در شیراز برف سنگینی آمده ست آن قدر که تمام راههای مواصلاتی قطع شده است و هیچ کس را یارای آمدن به این نقطه از کوه نبوده است . روز اول که آذوقه ام تمام شد بیرون آمدم تا به شهر بروم‌اما وضعیت آنقدر وحشتناک بود که مجبور شدم دوباره به داخل برگشتم . در کلبه را بستم و رویم را پوشیدم . ۱۲ ساعت گذشت و من از گرسنگی بی حال شده بودم ناگهان در عالم خواب و بیدار انگار صدای در به گوشم رسد کسی صدا زد بابا در را باز کن . در را که باز کردم دو نفر با پالتوهای محکمی و بلند بالا در دستانشان هر کدام دو قابلمه غذا بود . داخل آمدند نشستند و گفتند بابا درویش ما امشب در مجلسی نشسته بودیم و انقدر نوشیده بودیم که مست شدیم‌.در عالم‌مستی با گروه رقیب شرط بستیم که برای درویش ساکن کوه بابا کوهی غذا بیاوریم و این قابلمه ها هم اینجا بماند تا هفته ی دیگر که رقیبان آمدند و اینها را دیدند پس به صداقت کلام ما پی ببرند. درویش می گفت به آن دو مرد مست از می گفتم ولی مستی شما حیات مرا باز خرید . القصه آنکه اگر خدا بخواهد اینگونه میخواهد .تمام عالم را ردیف و مامور می کند تا آنچه میخواهد به دست مخلوقش برساند. هدفم‌آن است که ما چه ساده ایم که برای خودمان نقشه می ریزیم اما اوست که به نگاهی راه را عوض می‌کند. پس تپیدن و به در و دیوار زدن چرا ؟ گاهی باید درویش کوه بابا کوهی شد در اوج بدبختی که هیچ از دستت برنمی آید گوشه ای خفت و همه چیز را به او رها کرد. او که حتی به وسیله ی مستانش قادر به سیر کردن درویشش ست . همین #عادله_زمانی @adelehz

دختران و پسران عزیز افغانستان، بیش از ۵۰۰۰ ساعت ویدئو از ۱۸۸ عنوان درس از ۱۱۹ نفر از اساتید در دانشگاه شریف ضبط شده و به «رای
دختران و پسران عزیز افغانستان، بیش از ۵۰۰۰ ساعت ویدئو از ۱۸۸ عنوان درس از ۱۱۹ نفر از اساتید در دانشگاه شریف ضبط شده و به «رایگان» در سایت «مکتب‌خونه» قرار دارد. بیش از ۱۵۰ هزار دانشجو از سراسر ایران از آن استفاده کرده‌اند، شما و سایر فارسی‌زبانان را هم به دیدن آن دعوت می‌کنم. علی شریفی زارچی

@zhuanchannel آدم به عکسهای جوانانی که نیستند نگاه می‌کند به لبخندها و فیلم هایشان، به شور زندگی شان و باور نمی کند که این جو
@zhuanchannel آدم به عکسهای جوانانی که نیستند نگاه می‌کند به لبخندها و فیلم هایشان، به شور زندگی شان و باور نمی کند که این جوان‌ها دیگر زنده نیستند . احساس میکنی جایی دور دوباره درحال خنده، رقص و شادی اند ... کسی چه می داند شاید جایی دیگر در کهکشان 🌱 @adelehz

ولی آدمیزاد حتی در سیاه ترین روزهایش هم خواب نور می بیند . انگار که خداوند هنگام خلقتش دلش نیامده سیاهی مطلق بریزد در جام وجود آدمیزاد عزیز دردانه اش این است که نمی‌تواند ناامید شود این است که همیشه فکر میکند صبح می‌شود شب ... و نور دوباره می تابد . #عادله_زمانی

خوب رفقا بعد از این توی این اتاق کوچک سفید به همفکری راجع به مشکلاتی که فرستاده میشه می‌پردازیم. اتاقمون هنوز تازه راه افتاده پس لطفا توش عضو بشید و لینک شو برای دوستان تون هم ارسال کنید . قصد داریم با حرف زدن بارهای سنگین روی دوشمون رو کمی سبک تر کنیم..

اون وقت من میگم خاک دو عالم بر سر واتساپ شماها نمیگید بیش باد😒

⭐ لیست قابلیتهای آپدیت جدید تلگرام: با کلیک روی هر ویژگی میتونید ویدیو و توضیحش رو ببینید فقط در کانالی که جدید باز میشه جوین
⭐ لیست قابلیتهای آپدیت جدید تلگرام: با کلیک روی هر ویژگی میتونید ویدیو و توضیحش رو ببینید فقط در کانالی که جدید باز میشه جوین نشید چون کانال موقته و فقط برای تماشا ❤️ 🟢 اضافه کردن عکس پروفایل جداگانه به صورت پابلیک (عمومی) برای غریبه ها 🟢 تنظیم عکس پروفایل برای هر شخصی و پیشنهاد دادنش به اون شخص 🟢 تار کردن عکس و ویدیو قبل از نمایش 🟢 قابلیت های جدید بخش فضای اشغال شده توسط تلگرام 🟢 ویرایشگر جدید عکس 🟢 مخفی کردن لیست اعضای گروه 🟢 مرتب شدن پروکسی ها براساس پینگ و حذف دسته جمعی پروکسی ها > TechTube

🦊

تلگرام ایموجی نارنجی رو هم متحرک کرده🥺 تلگرام تون و به آخرین نسخه آپدیت کنید .

بعد از سالها امروز کتابی که معلم دبیرستانم یه روزی بهمون معرفی کرده بود (شلوارهای وصله دار) رو خریدم . میخوام بگم ما نسل حرف گوش کنی بودیم خیلی وقتها امکانش دستمون نبود :))))

photo content

من اینجا هستم ❤️ برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی در اینستاگرام ما را فالوو کنید . http://Instagram.com/adeleh.zamani90
من اینجا هستم ❤️ برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی در اینستاگرام ما را فالوو کنید . http://Instagram.com/adeleh.zamani90

شبتون بخیر قشنگا خدا همراه تون خدا براتون بسازه ❤️ @adelehz

مگه من غیر از تو تو غیر از من کی رو داریم؟ مگه ما غیر هم چی داریم؟؟؟ اره میدونم جهان پر از چیزهای گرانبهاست ولی خودتم میدونی
مگه من غیر از تو تو غیر از من کی رو داریم؟ مگه ما غیر هم چی داریم؟؟؟ اره میدونم جهان پر از چیزهای گرانبهاست ولی خودتم میدونی که هرچیزی رو برای کسی آفریدند ‌. همه ی چیزهای گران بهای دنیا که نصیب من و تو نیست . اما ما رو هم برای شادی هم افریدند . بیا هوای همو داشته باشیم. بیا هم و کامل کنیم ما جز همدیگه چی داریم  مگه؟ #عادله_زمانی @adelehz

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری هرچه عاشق پیرتر، عشقش جوانتر، ای عجب! دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است ای پری شهریار @adelehz

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم سعدى @adelehz
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم سعدى @adelehz

گربه ی پیر چاق با موهای پر پشت و نامرتب و یک چشم معیوبش روی پشت بام لم داده و با بی خیالی نگاهم می کند منتظر است در و پنجره را باز کنم و از فرصت استفاده کرده و بیاد داخل از بچگیش که یه بچه گربه ی لاغر مردنی و زدنبو بود از کوچکترین فرصت استفاده می کرد … صبحها که بیدار می شدم اتاق دخترم پر از موهای زرد گربه بود که روی فرش و لباسها ریخته بود اعصابم را خرد می کرد دختر بزرگم به شدت فوبیای ترس از گربه داشت ترس و نفرت فوق العاده ش باعث شده بود از بچه گربه به شدت بدم بیاد و دنبال فرصتی بودم که حسابی تنبیهش کنم که شکر خدا هیچ وقت نتوانستم چند ساله که همین برنامه س در حسرت باز کردن در و پنجره و هوای ازاد بودم ؛داد و بیداد دختر بزرگم و امدن گربه و موی گربه …این ارزو را به دلم گذاشته بود زمستانها ها بهتر بود نیازی به باز کردن پنجره نبود و گربه هم نمی دونم کجا زمستون را سر می کرد چند روز قبل که داشتم شام درست می کردم دیدم اومده و کنار در نشسته و داره نگاهم می کنه خودش بود دیگه اون بچه ی گربه ی شیطون نبود حسابی چاق شده بود و به سختی راه می رفت موهاش بلند و نامرتب شده بود و یک چشمش معیوب شاید هم دیگه نمی دید و فقط در کاسه ی چشمخانه می چرخید ارام نشسته بود و نگاهم می کرد دلم سوخت احساس کردم شاید دندانهایش هم شکسته و ریخته باشد مقداری غذا درظرفی ریختم. بردم روی دیوار همسایه گذاشتم با بی خیالی نگاهی به غذا کرد و تکون نخوردمتوجه شدم گرسنه نیست و امدنش به داخل خانه علت دیگری دارد به خودم امدم شاید دوست دارد متعلق به کسی باشد انس بگیرد و دوست داشته شود چیزی که چند سال بود به فکرم نرسیده بود احساس تعلق داشتن فقط برای ادمها نیست هر چیزی دوست داره متعلق به کسی باشه و دوستش داشته باشند حس دوست داشتن و دوست داشته شدن حس غریزی و مشترک بین تمام موجوداته از یخچال مقداری گوشت چرخ کرده ی یخزده برداشتم با دستانم کمی گرمش کردم که حالت انجمادش از بین بره بردم حیاط و خودم هم نشستم گربه به بوی گوشت خام به حیاط کشیده شد و امد در حالی که زمین را بو می کشید تکه های گوشت را پیدا کرد و مشغول خوردن شد کنارش نشستم و نگاهش کردم هوا داشت تاریک می شد خنکای نسیم دم غروب بوی غذای همسایه ها را در گوشه و کنار پراکنده می ساخت و من همچنان به فکر تعلق داشتن بودم کاش زودتر متوجهش می شدم … ژاله م @adelehz