"زنی کهگم کردم "
الذهاب إلى القناة على Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
إظهار المزيد4 413
المشتركون
-124 ساعات
-87 أيام
-2930 أيام
أرشيف المشاركات
4 413
اگر کسی را دوست دارید او را همانگونه که هست بپذیرید .وقتی از او میخواهید که تغییر کند و بخاطر شما به باورهای خودش خیانت کند چه دلیلی دارد که روزی از شما نگذرد ؟
آنچه دوستش دارید خودِ اوست نه یک نسخه ی بازسازی شده ی باب میل شما
#عادله_زمانی
4 413
وقتی کودک بودممادرم عادت داشت در مرکز فرماندهی اش یعنی همان آشپزخانه ی بزرگ پنجره دارش که یکنورگیر بزرگ روی سقف بلندش داشت ،حین کار کردن آواز بخواند .
مادر جوان و زیبای من که آن آشپزخانه ی بی روح را تبدیل به معدنی جادویی از عطرهای خاص کرده بود حین سرخ کردن بادمجان های قلمی یا وقتی در سالهایی که همه ی اجاق گازها فر نداشت کیکی خانگی را در کیکپز برقی آماده میکرد،آواز میخواند .
مادرم آرام، پیوسته و با تاکید میخواند و گاهی که بین ابیات سکوت میکرد من قطره ی درخشانی را می دیدمکه از گوشه چشمش به سمت پایین سر می خورد .
در آن دنیای کودکانه من فقط مادرم را می دیدم و آشپزخانه ای غرق نور
اما نمیدانستم که آنجا خود بهشت ست و مادرم فرشته اش ..
گاهی دلم برای آن سالها تنگ میشود دلممیخواهد دوباره کودکشوم و دست مادرم را بگیرم تا به آن آشپزخانه برویم شاید مادرم هنوز یکتکه کیک گردویی گرم برایم کنار گذاشته باشد .
#عادله_زمانی
4 413
سختترین و خوشبختترین چیزها این است که کسی در رنجهایش، در رنجهای ناخواستهاش، عاشق این زندگی باشد.
✍🏻 لئو تولستوی
@adelehz
4 413
هر بار دوستی قدیمی میبینم ممکن ست با چنین جمله ای روبرو شوم .
شما که براتون راحت جور میشه چرا نمیرید یه سمت دیگه؟؟؟
و هربار بعد از شنیدن چنین جمله ای من لبخند احمقانه ای تحویل طرف می دهم و برای اینکه با او وارد بحث فرسایشی اعصاب خورد کنی نشوم میگویم راستش تا بحال موقعیتش پیش نیامده ولی به آن فکر میکنم .
اما در حقیقت موقعیتش پیش آمده ولی من هیچوقت به آن فکر نکرده ام مگر چندباری که فکرش باعث شد مزه ی تلخی در دهانم احساس کنم .
باید اعتراف کنم با وجود اینکه شاید می توانستم مهاجرت کنم شاید میتوانستم راهی جایی دیگر شوم اما از آن ترسیدم !!
البته کسی مثل من که خودش شامل نسل دوم مهاجرانی ست که روزگاری برای فرار از آتش جنگ به نزدیکترین خانه ی همسایه رسیدند ،مهاجرت مفهوم ناشناخته ای نیست اما حتی برای پدر ومادر من و هزاران نفر مثل آنها هم مهاجرت کردن دوباره نوعی درد توام با تلخی را یادآوری می کند .
البته که می شد گذاشت و رفت اما به کجا؟
نه اینکه مقصد فیزیکی وجود نداشته باشد موضوع این نیست .
موضوع این ست که این حجم از خاطرات،دلبستگی ها ،دوستان را باید چه کرد .
من هربار به رفتن از ایران فکر می کنم از خودم میپرسم گیرم که بتوانم بروم درختان توت تنومند کوچه های کودکی ام را که نمیتوانم با خودم ببرم چه؟
البته که در هر کشوری درختهای زیباتری هم وجود دارد اما من چطور میتوانم خاطراتی تکرار نشدنی را آنجا دوباره بازسازی کنم .
بوی های آشنا را چکار کنم ؟در آن دیارهای ناشناخته چطور سر صبحی با عطر سنگک بیدار شوم و حریصانه هوای پر از بوی نان تازه را نفس بکشم؟؟؟
این ها شعارهای آب نکشیده ی یک آدم احساسی نیست بلکه چکیده ی زندگی واقعی من و هزاران آدم دیگر است .اینکه نمی توان رفت بی آنکه پشت سر چیزی جا نگذاشت.
میخواهم بگویم گفتن از رفتن آسان ست اما عمل کردن واقعا جان کندن ست .
گمان نمیکنم هیچکس از این سرزمین رفته باشد بی آنکه شبی خواب خیابانها و کوچه هایش را ندیده باشد و دلتنگ خنده ها و اشکهایش در ا آن نشده باشد .
حتی اندوه این دیار هم جنس متفاوتی دارد میتوان فرسنگها دورتر از ایران زندگی کرد اما نمیتوان به آن فکر نکرد .
من بارها به این فکر کرده ام بارها تصمیم گرفتم این بار بروم و بارها شکست خوردم چون نتوانستم باور کنم در هر جای دیگر جهان بتوانم تمامیت خودم را حفظ کنم بدون اینکه نیمه ای از روحم اینجا جا نمانده باشد .
گفتن از رفتن آسان است
اما رفتن چه ؟
#عادله_زمانی
4 413
یه طوری شده که میترسم صفحه گوشیم خاموش بشه چون نمیدونم بعدش دوباره فیلترشکن وصل میشه یا نه😐
4 413
بر آنچه از دست رفته افسوس نخورید ،
فقط می توانید آنچه را که غیر واقعی است از دست بدهید و اگر غیر واقعی برود ، آنچه واقعی است به جا می ماند .
✍دیپاک چوپرا
@adelehz
4 413
خداوندا آنچنان به دردهایمان برس که به غیر خودت به هیچ درمانگر دیگری نیندیشیم .
به غمگینان دلی شاد
به گرفتاران رهایی
به فقیران مکنت مالی
به سردرگمان راه
به حاجت مندان حاجتشان را ارزانی دار...
و به آنکه تورا میخواهد خودت را هدیه بده .
آمین
#عادله_زمانی
شب زیبا
@adelehz
4 413
ساعت ده شب از خیابانهای شهر به خانه برمیگردم ،زیر نور چراغ برق های غمگین به آسفالتی که دیگر رنگ خاکی ندارد و زیر آن نور متفاوت تر می درخشد نگاه میکنم.
صدای جیرجیرکی در دور دست فکر کنم از بین گیاهان پارک کوچک محله به گوش می رسد.
آخ که کاش میتوانستم بفهمم جیرجیرک ها شبها رویا می بینند یا برای دلشان عاشقانه یک بالشان را بر بال دیگری می کشند ؟
و خانه ها
خانه های جادویی که چراغ هایشان از دور دستها سو سو زنان وجود قلب هایی را یادآوری می کنند.
پشت آنپنجره ها که گاها با پرده های ضخیم و گاهی با پرده های حریر رقصان پوشیده شدند هزار دل ایستاده اند.
هزار دلی که کسی نمیفهمد در درونشان چه میگذرد.
از پشت پنجره ها که میگذرم هیچ نمیدانم آنها در آن خانه ها شادند یا غمگین ..
راستی مردم این شهر،مردم این خانه ها شادند؟
دلم میخواهد اینطور فکر کنم
راهم را ادامه می دهم و پیش می روم
سکوت را به آرامش تعبیر میکنم و صدای خفه ای گریه ای که از یکی از خانه ها به گوش می رسد را با خوشبینی احمقانه ای نشنیده می گیرم .
دلم میخواهد خیال کنم پشت انپنجره ها
آن هزاران دل شاد زندگی می کنند .
حتی اگر این طور نباشد.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 413
یکم لبخند بزنید
خندیدن یادتون نره
برای روزهای قشنگ
فرداهای آبی لازمش دارید❤️
#عادله_زمانی
@adelehz
4 413
هفته ی پیش یه رمان معروف بدونتوجه به اسم مترجم خریدم
به قدری ترجمش افتضاح بود که سردرد گرفتم و کنارش گذاشتم .
دوست گرامی واقعا وقتی زبانت خوب نیست چه لزومی داره از روی گوگل ترانسلیت کتاب ترجمه کنی😐😒
@adelehz
4 413
گلهای ارغوانی ِ شادی
گلهای سرخ خوشحالی
گلهای زیبای آرامش بر خاک باغچه ی دل ما هم روییده خواهد شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 413
اینقدر نگران زندگیت نباش!
یک وقتهایی همه چیز از هم میپاشه تا سر جای درستش قرار بگیره... خب؟
شب بخیر رفقا
@adelehz
