Light Workers🔆
الذهاب إلى القناة على Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
إظهار المزيد376
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
گفت :
سیزده حج کردم ،
چون نگه کردم
همه بر هوای نفس بود !
گفتند : چون دانستی؟!
گفت : از آنکه مادرم گفت :
"سَبویی آب آور"
بر من گران آمد....
#عطار
#تذکره_الاولیاء
@lightworkers
این که من گرسنگان را طعام میدهم،
توهینی را میبخشم ، و دشمنم را دوست می دارم ، خصایصی است بسیار متعالی....
ولی اگر دریابم که فقیرترین فقرا ، و گستاخ ترین متجاوزان همگی در من حضور دارند و من نیازمند صدقات و محبتهای خودم هستم ، که من خود همان دشمنی هستم که باید دوستش داشت ؛ آنگاه چه !
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
مردم با پایانها آسوده نیستند.
چرا که هر پایانی ، مرگ کوچکی است.
به همین دلیل است که در بسیاری از زبانها برای خداحافظی از واژهای با مضمون "به امید دیدار" استفاده میکنند..
هر گاه تجربهای پایان میپذیرد مانند گردهمائی دوستانه،مسافرت،یا هنگامی که فرزندان خانه را ترک میکنند،گویا مرگ کوچکی را تجربه میکنیم.شکلی که آن تجربه در آگاهی تو پدید آورده بود ناپدید میشود. اغلب،پایان یافتن هر تجربه احساسی از تهی بودن به جا میگذارد که بیشتر مردم می کوشند تا آن را احساس نکنند و با آن روبرو نشوند.
اگر بتوانی یاد بگیری که پایانهای موجود در زندگی را بپذیری و حتی با آغوش باز به استقبال آنها بروی ، شاید متوجه شوی که آن احساس تهی بودن که در آغاز ناراحت کننده به نظر میآمد به احساس گستردگی درونی که عمیقا آرامش بخش است تبدیل میشود.
اگر بیاموزی که هر روز به این طریق مرگ را تجربه کنی (پذیرش عمیقِ آغازها و پایانها)، خودت را در برابر زندگی میگشایی...
#اکهارت_تله
@lightworkers
ماهییم و ساقی ما نیست جز دریای عشق
هیچ دریا کم شود زان رو که بیش و کم خوریم ؟
#حضرت_مولانا
@lightworkers
امروز از چه کسی ، و چه رویدادی تعلیم گرفته اید ؟
هر روز از خود بپرسید :
" ای شعور عظیم و متبرک ،
امروز مرا در کدام جایگاه قرار میدهی ،
و چه تعالیمی را به من خواهی بخشید ؟
من شاگرد تو هستم "....
@lightworkers
در متن کهن رامایانا،راما از هانومان سئوال میپرسد: تو چه کسی هستی؟
و هانومان پاسخ میدهد : وقتی نمیدانم چه کسی هستم،به تو عشق میورزم و خدمت می کنم .
اما وقتی که میدانم ، تو و من یگانه هستیم، من تو هستم...
هانومان (میمون بازیگوش) نمادی از ذهن ، و سالکی است که خود را تسلیم راما،یا همان استاد،پروردگار خود کرده است.او در عین حال که دارای غریزه حیوانی است،اما الوهیت را در قلب خویش پیدا میکند...
@lightworkers
جهان ، شیریست که مینالد
گفت : «در باديه يک روز به درختی رسيدم که آن جا آب بودی . شيری ديدم عظيم، روی به من نهاد.حکم حق را گردن نهادم.
چون نزديک من رسيد ، میلنگيد ، بيامد و در پيش من بخفت و میناليد .
بنگريستم دست او آماس گرفته بود و خوره کرده.
چوبی برگرفتم و دست او بشکافتم تا تهی شد از آنچه گرد آمده بود و خرقهای بر وی بستم و برخاست و برفت .
ساعتی بود، می آمد و بچه خود را همی آورد و ايشان در گرد من همی گشتند و دنبال می جنبانيدند وگُرده ای آوردند و در پيش من نهادند.»
#عطار_نیشابوری
#تذکرةالاولياء
#ذکر_ابراهیم_خواص
جهان ، شیری ست که مینالد
شیری مینالد و میلنگد ، شیری درد دارد و دستش ورم کرده است. شیری از میان این همه آدم ، خاصترین و خالصترینشان را می شناسد و دستش را پیش او دراز میکند، دردش را پیش او میآورد و از او کمک می خواهد.
و او که آماس چرکین دست شیری را پاک می کند ، دارد عقده عفونی توحش را درمان می کند . او مرهم ، روی زخم خشونت میگذارد. او دارد جهان را اهلی میکند.او سرکشی و بیگانگی را رام میکند .
شیران هم مشام وفا و معرفت دارند.شیران هم دم جنبان میشوند پیش کسی که بوی عشق میدهد...
جهان حالش خوب نیست.
جهان ، شیری است که دستش درد میکند.
جهان، شیری است که مینالد و میلنگد.
جهان به تو پناه میآورد.
چوب کوچکت را بردار ، آماس چرکین جهان را پاک کن.
زخمش را به تکه پارچهای ببند.
جهان تو را میفهمد.
وقتی به جهان دل بدهی ، برایت قلوه ای می آورد.جهان ، اهلی عشق است ، جهان ، رام دل است....
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
هامسران سینه ام
گنجور گنجی ناس له صدر سینه ام
کوی طور قلبم آتش افروزن
روشن وینه نار لیل نوروزن
گوش دل بدر وریزه زارم
عالم پر کردن نشه ی آوازم
غافل منیشین او بارن و یاد
هرکس وخیال ویش کردن دلشاد
#سیدصالح_ماهیدشتی
#حیرانعلیشاه
تنبور و آواز #فراز_کاویانی
@lightworkers
اگر دشنامِ دوست،
بِه از آفرینِ دیگران ندانی،
هنوز،
از راهِ عشق بیخبری....
#عین_القضات_همدانی
@lightworkers
همه ما در زندگی لحظاتی را تجربه میکنیم که در آن احساس تنهایی ، یاس ، غم و یا ترسی شدید کردهایم.و اغلب این حسها را با یک فیلم سینمائی ، یا یک ساندویچ پر کرده ایم.چیزهایی را میخریم تا رنج،نا امیدی، عصبانیت و افسردگی خود را سرکوب کنیم. در حقیقت راهی برای مصرف کردن چیزی و یا کسی پیدا میکنیم،با این امید که آن احساساتِ عمیق خاموش شوند.
حتی اگر برنامه تلویزیونی که انتخاب کرده ایم جالب نباشد همچنان به تماشای آن ادامه میدهیم.و فکر میکنیم که هر چیزی بهتر از تجربه بیقراری،رنج و کسالت است.ما بصیرت این حقیقت که تمامی شرایطی که برای سعادت و خوشبختی ما لازم هستند را دارا هستیم را از دست دادهایم....
#تیچ_نات_هان
@lightworkers
مرا میبینی و هر دَم زیادَت میکنی دَردَم
تو را میبینم و میلم زیادَت میشود هر دَم
به سامانم نمیپرسی، نمیدانم چه سر داری
به درمانم نمیکوشی، نمیدانی مگر دردم؟
نه راه است این که بُگذاری مرا بر خاک و بُگریزی
گُذاری آر و بازم پرس تا خاکِ رَهَت گردم
ندارم دستت از دامن، به جز در خاک و آن دَم هَم
که بر خاکم روان گَردی بگیرد دامنت گَردم
فرو رفت از غمِ عشقت دَمَم دَم میدهی تا کی؟
دَمار از من برآوردی نمیگویی برآوردم
#حضرت_حافظ
@lightworkers
انبیاء همه معرِّف همدگرند. عیسی می گوید: ای جهود موسی را نیکو نشناختی، بیا مرا ببین تا موسی را بشناسی.
محمد(ص) میگوید: ای نصرانی، ای جهود، موسی و عیسی را نیکو نشناختید، بیایید مرا ببینید تا ایشان را بشناسید.
انبیا همه معرّف همدگرند.
سخن انبیا شارح و مبیّن همدگرست.
بعد از آن یاران گفتند که یا رسول الله هر نبی معرف مِن قَبله بود، اکنون تو خاتم النبیینی، معرف تو که باشد؟ گفت: من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ یعنی: من عرف نفسی فقد عرف ربی....
#مقالات_شمس_تبریزی
تصحیح محمدعلی موحد
@lightworkers
سایهات را پذیرا باش.....
ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺧﺼﻮصیات ﻭ
ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ ﻭ ﭘﺎﯾﻪﺭﯾﺰﯼ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ.
ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖﻫﺎﯼ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﺳﭙﺮﺩﻩﺍﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺮﺩﻩﺍﯾﻢ ﮐﻪ
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﺎﺧﯽ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩﻩﺍﯾﻢ، ﮐﺎﺧﯽ ﺑﺎ ﺍﺗﺎﻕﻫﺎﯼ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩ.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕﻫﺎ، ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺷﺠﺎﻋﺖ.
ﯾﮑﯽ ﻭﻗﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺷﻬﺎﻣﺖ.
ﯾﮑﯽ بیﻣﻬﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻔﺮﺕ.
ﯾﮑﯽ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺣﺴﺎﺩﺕ.
ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﺎﻕﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ، ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ، ﻫﺮﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﻮﻫﺒﺘﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﯿﻨﯽ ﻭ ﯾﮕﺎﻧﮕﯽ
ﺭﻫﻨﻤﻮﻥ ﻣﯽﺳﺎﺯﻧﺪ ....
ﺍﮔﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﻢ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﺎ ﺍﺳﺖ، ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻭ ﺧﺼﻠﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺷﮑﻞ ﻣﯽﺩﻫﺪ. ﺧﺼﻮﺻﯿﺖﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺏ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﻢ ﺑﺪ، ﻫﻢ ﻣﺜﺒﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻨﻔﯽ.
ﺣﺎﻝ ﺁﻥ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﺑﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎﺯ ﭘﺬﯾﺮﺍ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﭘﯽ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﺁﻥ ﺑﺒﺮﯾﻢ، ﺑﻪ ﺳﺎﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ،ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻻﯾﻪﻫﺎﯼ ﭘﺎﺋﯿﻦﺗﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺭﺍﻧﯿﻢ...
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﻢ، ﻃﺎﻗﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ،ﻧﺪﺍﺭﻡ در نتیجه پای قضاوت به میان میآید...
ﺑﯿﺎﺋﯿﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺑﺎ ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ.ﺑﯿﺎﺋﯿﺪ ﺳﺎﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ
ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺩﻫﯿﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﮑﻮﻓﺎﺗﺮ ﮐﻨﯿﻢ.
ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ.ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺏ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ، ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯿﻢ .
ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﻫﺮ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﺑﯿﻢ
ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ:
ﻣﺎ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ، ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﺎﺳﺖ...
ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺧﯽ ﺗﺸﺒﯿﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﮐﺎﺧﯽ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﻭ ﺳﺮﺳﺮﺍﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﺎﻕﻫﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎ ﻭ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﻣﺜﺒﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﺑﺪ ﯾﺎ ﺧﻮﺏ....
@lightworkers
افرادی که دورههای عرفانی را گذراندهاند شاید سالیان سال دو بار در طی روز مراقبه میکنند، اینها ممکن است مدیتیتور خوبی باشند یعنی بتوانند یک الی دو ساعت در حالت لوتوس بنشینند و حتی بیشتر از من ساکن باشند، اما شاید نتوانند مدیتیشن را جزوی از زندگیشان قرار بدهند..
مردی بود که متا مدیتیشن کار میکرد.
این شیوه در مورد عشق و مهربانیست و اینطور انجام میشود که در هنگام انجامِ متامدیتیشن میگویند:
«همهٔ افراد حاضر در این خانه در امنیت و آرامش و شاد باشند. من در امنیت و آرامش و شاد باشم. مَردمِ این شهر در امنیت و آرامش و شاد باشند» و به این صورت برای همه، آرزوی نشاط و آرامش میکنند. این شـیوهٔ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانیست.
آن مرد که در حالِ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانی بود، ناگهان درِ اتاقش باز شد و دخترِ 7 سالهاش داخلِ اتاق آمد و گفت، بابا...
پدرش برگشت و گفت، نمیتوانی من را تنها بگذاری؟! نمیبینی در حالِ تمرین مدیتیشنِ عشق و مهربانی هستم؟!
این دقیقاً یکی از مثالهای اعمالنکردنِ آموزههای عرفانی در زندگیِ روزمره است.
من به همین دلیل مدیتیشنهای کوتاهمدت در طول روز را پیشنهاد میکنم. هر بار فقط به مدت چند ثانیه، آنهم لحظهای که احساسِ حضور میکنید، مدیتیشنِ کوتاه انجام دهید.
بنابراین توصیه میکنم کارهای خاصی که از روی عادتِ انجامدادن برای رسیدن به یک مقصودِ خاص انجام میدهید را تبدیل به مدیتیشنِ کوتاه کنید، یعنی کلِّ توجه را معطوفِ آن کنید تا خودِ این کارها تبدیل به هدف شوند.
به عنوان مثال:
هروقت که منتظرِ چیزی هستید به جای منتظرماندن، از این فرصت به عنوان یک مدیتیشنِکوتاه بهره ببرید.
«انتظار»، یک حالت ذهنیست و به این معنیست که شما لحظهٔ بعد را به این لحظه ترجیح میدهید و به این خاطر منتظرید، در غیــرِ اینصورت منتظر نبودید و فقط در آنجا حضور داشتید.
به عنوان مثال ،وقتی منتظرِ آسانسور هستید آنطور نباشید که انگار چیزی درونتان میخواهد جلو بیفتد و به لحظهٔ بعدی برسد اما نمیتواند زیرا آسانسور هنوز نرسیده است.
پس وقتی دکمهٔ آسانسور را فشار میدهید، به جای «انتظار» فقط کاملاً آرام باشید و فقط «حضور داشته باشید» و سعی نکنید به طور زمانِ روانی و دروناً از لحظه ٔحال خارج شـوید و به آسانسوری برسید که هنوز نرسیده است، فقط از لحظه استفاده کنید و حضور داشته باشید.
میتوانید چند نَفَسِ عمیق بکشید و به نفَسهایتان توجه کنید، و بعد به این نتیجه خواهید رسید که نمیتوانید «فکر» کنید و فقط «نفَسکشیدن» را حس میکنید.
فقط یکی از این دو امکانپذیر است یا باید فکر باشد، یا تنفس.
این یکی از کارهای مفید برای دورشدن از فکرهاییست که آنها را لازمشان ندارید. بودا مدیتشین تنفسی را پیشنهاد کرده است که به معنیِ مشاهده و احساسِ تنفس خودتان است.
پس تمرین اینطور است:
وقتی جلوی درِ آسانسور هستید و دکمه را زدید، توجهتان را به «فکرکردن» معطوف نکنید، به «لحظهٔحال» برگردید، چند نفَسِ عمیق بکشید و از این لحظهٔ «منتظرنبودن» لذت ببرید.
آسانسور یا صفِ فروشگاهها یا هر صف، نوبت و انتظاری که موجب ناراحتی در برخی از افراد میشود را به همین روش عمل کنید و آنها را تبدیل به تمرینِ مدیتیشنِ کوتاه کنید .
اینها مدیتیشنهای کوتاهِ زندگی هستند. به نظر من اینها خیلی مفید هستند. من معتقدم که بهتر است چندین نوع از این مدیتیشنهای کوتاه را در زندگیِ روزمره بهکار ببرید تا اینکه بیایید و زندگیتان را به چند قسمت تقسیم کنید که یک قسمتِ آن، کارهای عرفانی باشد و از زندگیکردن جدا باشد و اصلاً کارِ عرفانیتان در زندگی جاری نباشد.
البته منظور از مدیتیشنِ کوتاه این نیست که نمیتوانید به کارهای عرفانی برسید.
ولی اگر میخواهید بین این دو یکی را انتخاب کنید به شما مدیتیشین کوتاهِ روزمره را توصیه میکنم، «زیرا این مدیتیشن، تبدیل به جزئی از زندگیِ روزانهٔ شما میشوند». در اینصورت، دیگر مانند آن مردی نیستید که متامدیتیشنِ انجام میداد و زندگیاش به دو بخشِ جدا تقسیم شده بود.
#اکهارت_تله
@lightworkers
تمام معجزات در بیخواسته شدن به وقوع میپیوندد...
خواسته ما را منحرف میکند و میگوید در جایی بیرون از خودت خوشبختی نشسته و منتظر توست...
وقتی روی یک هدف متمرکز میشویم یعنی داریم شناخته شدهها را تعقیب میکنیم این درحالی است که تمام زیباییها و شعف در ناشناختههاست...
وقتی من بیخواسته شوم از آنجایی که اصلا انتظار ندارم شروع به دریافت موهبات میکنم و این من را بهت زده و شگفت زده و سپاسگزار و قدردان و با ایمان و با اعتماد و... میکند
اینست تمام راز جذب ...
بیخواسته شدن و سپردن به خودش....
@lightworkers
نااميدی....
هنگامی شما را فرا میگيرد كه انرژيهايتان از جايی به هدر میرود و شما نمیدانيد چگونه اين انرژيها را بازسازی و بازيابی كنيد.
با هزار و يك فكر، نگرانی، آرزو، توهم، رويا و خاطرات مختلف انرژی خود را به هدر می دهيد.در حاليكه میتوان جلوی اين هدر رفتن انرژی را به سادگی گرفت.
مردم هنگاميكه نياز نيست كاری انجام دهند، نمیتوانند ساكت جايی بنشينند،گويی حتما بايد كاری بكنند.
انسان بيش از اندازه خود را مشغول انجام كارهای مختلف كرده است. گويی اين مشغوليت، به نوعی او را از فكر كردن به مشكلات زندگی باز میدارد و راه فراری از اين مشكلات است.
او به قدری خود را مشغول نگاه میدارد كه هرگز با خود خويش روبرو نمیشود و به اين ترتيب،انرژیاش را بيهوده صرف میكند. بايد ياد بگيريد تا غير ضروريات را از زندگي خود حذف كنيد. نود درصد زندگی معمولی، غير ضروری است و میتوان آنرا به سادگی حذف كرد.اگر تنها به ضروريات بپردازيد، انرژی اضافی در شما ذخيره میشود؛ به طوريكه ناگهان روزی بدون دليل شروع به شكوفا شدن میكنيد...
از هم اکنون قبل از انجام هر کاری آگاه باشید و اگر ضرورتی دارد آن را انجام دهید
از افکار خود آگاه باشید...
افکار غیر ضروری شامل برنامهریزیهای واهی برای موقعیتهایی که بیشتر اوقات پیش نخواهند آمد را کنار بگذارید
گفتگوهای درونی را با آگاهانه زیستن به حداقل برسانید
کارها را با حضور انجام دهید....
@lightworkers
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
