Light Workers🔆
الذهاب إلى القناة على Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
إظهار المزيد375
المشتركون
-124 ساعات
-37 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
ﺩﺭ ﻳﻚ ﺭﻭﺳﺘﺎ، ﻣﺮﺩی ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺍﺳﺖ ﺯﻳﺮﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻓﻜﺮ می ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﻭ ﻳﻚ ﺍﺑﻠﻪ ﺍﺳﺖ.
ﺭﻭﺯی ﻣﺮﺩی ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻱ ﺍﻭ ﮔﺬﺭ می ﻛﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ، “ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﻴﺪ! ﻣﻦ ﺑﻴﺴﺖ ﻭﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻋﺘﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻫﺴﺘﻢ. ﻫﺮﻛﺎﺭی ﻛﻪ ﺑﻜﻨﻢ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ میﻛﻨﻨﺪ.ﺣﺘی ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺭی ﻫﻢ ﻧﻜﻨﻢ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ میﻛﻨﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ، ﻣﺮﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ
میﻛﻨﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﻢ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ میﻛﻨﻨﺪ.نمیﺩﺍﻧﻢ ﭼﺎﺭﻩ ﭼﻴﺴﺖ. ”
ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ، “ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ”… ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﺍﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺭﺍﺯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ...
” ﻳﻚ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﺎﺯ میﮔﺮﺩﻡ. ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ”.
ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻓﺭﻣﻮﻝ ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﺴﺖ .
شخصی ﮔﻔﺖ: ” ﭼﻪ ﻏﺮﻭﺏ ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ”.
ﻭ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: “ ﭼﻪ ﭼﻴﺰی ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ؟
ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻛﻦ ﻛﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺯﻳﺒﺎیی ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﺴﺖ ”!
ﻣﺮﺩی ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭼﻪ ﻏﺮﻭﺏ ﺯﻳﺒﺎیی ﺍﺳﺖ ﻳﻜﻪ ﺧﻮﺭﺩ. ﺁﻥ ﻏﺮﻭﺏ ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ، ﻭلی ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻥ
ﺭﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻛﻨﺪ؟ ﺁﻳﺎ ﺳﻨﺪی ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ؟ ﺁﻳﺎ می ﺩﺍﻧﻴﺪ ﺯﻳﺒﺎیی ﭼﻴﺴﺖ؟
ﻫﻤﻪ میﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭلی کسی نمیﺗﻮﺍﻧﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻛﻨﺪ.
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺳﺎﻛﺖ ﻣﺎﻧﺪ. ﻫﻤﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻳﺪﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ” ﻋﺠﻴﺐ ﺍﺳﺖ، ﻣﺎ ﻓﻜﺮ میﻛﺮﺩﻳﻢ ﺍﻳﻦ
ﻣﺮﺩ ﻳﻚ ﺍﺑﻠﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﻳﻚ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ”.
ﻓﺭﻣﻮﻝ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ: ﺍﺯ ﻫﺮﭼﻴﺰی ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻛﻦ: ﺑﻪ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺩﻫﻜﺪﻩ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎ
ﻛﻦ ﻭ ﻫﺮﮔﺎﻩ کسی ﭼﻴﺰی ﮔﻔﺖ ﻭ ﻛﺎﺭی ﻛﺮﺩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻛﻦ .
ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﺯ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻛﻦ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺴﻠﻢ ﺍﻧﮕﺎﺷﺘﻪﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺩﺭ ﺁﻥﻫﺎ
ﺗﺮﺩﻳﺪی ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﮔﺮ کسی ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ “ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ” ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩ، بیﺩﺭﻧﮓ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﭙﺮﺱ، ”
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻛﺠﺎﺳﺖ؟ ﺍﻳﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻑ بیﻣﻌﻨﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ میﺯنی؟ ” ﻭ ﻳﺎ ﺍﮔﺮ کسی ﺍﺯ “ ﻋﺸﻖ ”
ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ، ﻓﻮﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻩ: “ ﻋﺸﻖ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﻋﺸﻖ ﻛﺠﺎﺳﺖ؟ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﻫﻤﻪ ﻧﺸﺎﻥ
ﺑﺪﻩ ”! کسی ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﻔﺖ ، ” ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺍﺳﺖ ”. ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮ، ” ﻧﻪ، ﭼﻴﺰﻱ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻧﻴﺴﺖ .
میﺗﻮﺍنی ﺑﺮﻭی ﻭ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺟﺮﺍﺡ ﺑﭙرسی. ﭼﻴﺰی ﭼﻮﻥ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﻗﻠﺐ
ﻓﻘﻂ ﻳﻚ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﮔﺮﺩﺵ ﺧﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻮﻥ ﺭﺍ ﭘﻤﭗ میﺯﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺼﻔﻴﻪ میﻛﻨﺪ. ﭼﻪ
ﺭبطی ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺩﺍﺭﺩ؟ ”
ﻳﻚ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭلی ﺍﻳﻨﻚ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺮﺩی ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ .
ﺍﻭ ﭘﺎی ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ، ” ﺗﻮ خیلی ﺑﺰﺭگی! ﺁﻥ ﺣﻘﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻛﺮﺩ ﻭ
ﺍﻳﻨﻚ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﻜﺮ میﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺩی ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﻫﺴﺘﻢ ”.
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ، ” ﻓﻘﻂ ﻳﻚ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ: ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﻋﻼﻡ
ﻧﻜﻦ ﺗﺎ کسی ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻛﻨﺪ.
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ. ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻭ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻛﻦ .
ﻭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺣﻤﻠﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﻣﻮﺿﻊ ﺩﻓﺎعی ﻧﺒﺎﺵ .
ﺣﻤﻠﻪ ﻛﻦ، ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻛﻦ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻭ ﻫﺮﻛﺲ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻛﻦ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ
ﭘﺮﺳﺘﻴﺪ ”.
ﻭ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﺷﺪ .
ﺑﺮﺍی ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻭ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﺑﻪ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪی ﺯﻳﺎﺩ ﻧﻴﺎﺯی ﻧﻴﺴﺖ . ﻭ ﺗﻮ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﺭﺯﺍﻥ، ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﻭ
ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ ﺧﻮﺍهی ﺷﺪ...
@lightworkers
انتقاد كردن
ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔی ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑی ﺑﻪ ﺗﻮ میدهد...
ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔی ﺍﺣﺴﺎﺱ
ﺧﻮﺑی ﺑﻪ ﺗﻮ میﺩﻫﺪ .
ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺗﺮی می کنی. ﺑﺎ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺍﺣﺴﺎﺱ
میکنی ﻛﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ هستی.
ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺍی ﻧﻔﺲ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﺭﺿﺎﺀ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻭ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً ﻫﻤﻪ ﭼﻨﻴﻦ میﻛﻨﻨﺪ: ﺑﺮخی ﺁﺷﻜﺎﺭﺍ ﭼﻨﻴﻦ میﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮخی ﻫﻢ
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻣﻲ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ .
ﻭلی ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻳﻜﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ .
ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﻛﺴﺎنی ﭘﻴﺪﺍ میﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ نمی ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻳﻦﻫﺎ ﻛﺴﺎنی
ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﻔﺴﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪﺍﻧﺪ.
ﻭقتی ﻛﻪ بیﻧﻔﺲ ﺑﺎشی، ﻓﺎﻳﺪﻩﺍی ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﺪهی؟
ﺭبطی ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
ﺩﻳﮕﺮ ﭘﺎﺩﺍشی ﺑﺮﺍﻳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﻳﻦ ﻧﻔﺲ ﺑﻮﺩﻩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ میﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻐﺬﻳﻪ میﺷﺪﻩ.
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺗﺎﻛﻴﺪ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ: ﻧﻔﺲ ﺭﺍ ﺑﻴﻨﺪﺍﺯ.
ﺑﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻧﻔﺲ ﺩﺭﺧﻮﺍهی ﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً
ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﻧﺎﭘﺪﻳﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﻴﺎیی ﻛﻪ ﺩﻭﺭ ﻧﻔﺲ ﺗﻨﻴﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﺎﻣﻼً ﺍﺯ ﺑﻴﻦ میﺭﻭﺩ ﻭ ﺗﻮ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎنی
ﺗﺎﺯﻩ ﻧﮕﺎﻩ میکنی. ﺍﻳﻨک ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺨﺼﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﭘﻴﺶﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ میﻛﺮﺩی ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻩی
ﻣﺤﺒﺖ ﻧﮕﺎﻩ میکنی ﻭ میلی ﻋﻈﻴﻢ ﺩﺍﺭی ﺗﺎ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎشی ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻛﻤﻚ کنی .
ﺍﻳﻨک ﭼﺸﻤﺎنی ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺍﺭی ﻭ ﭼﻴﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﻛﺎﻣﻼً ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ میبینی. ﺷﺎﻳﺪ ببینی ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ
ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺍﻭ ﺑﻮﺩی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ
میﻛﺮﺩی. ﺩﻳﮕﺮ ﭼﻴﺰی ﻧﻴﺴﺖ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﺎکی ﺑﺎشی.
ﺑﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻧﻔﺲ، ﻧﮕﺮﺵ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﻧﺴﺎنی ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ
ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺧﻮﺍهی ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ .
ﺗﻮ ﻓﻘﻂ بخشی ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ میﺷﻨﺎسی، ﺗﻤﺎمی ﺯﻧﺪگی ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ نمیﺩﺍنی. ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻛﺮﺩﻥ
ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻤﺎمی ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﺍﺯ ﺭﻭی ﺷﻨﺎﺧﺖ بخشی ﻛﻮﭼﻚ ﺍﺯ ﺍﻭ، ﻛﺎﺭی ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻴﺴﺖ.
ﺷﺎﻳﺪ ﺁﻥ ﻳﻚ ﺑﺨﺶ ﻛﻮﭼﻚ ﺩﺭ ﺗﻤﺎمی ﺯﻧﺪگی ﺍﻭ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺑﺎﺷﺪ.
ﻭلی ﺍﻭﺿﺎﻉ ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ: ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪی ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﻴﺎﺯی
ﻧﻴﺴﺖ.....
@lightworkers
مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم
که گر از چشم یار افتم ز چشم اعتبار افتم
شراب لطف پر در جام میریزی و میترسم
که زود آخر شود این باده و من در خمار افتم
به مجلس میروم اندیشناک ای عشق آتش دم
بدم بر من فسونی تا قبول طبع یار افتم
ز یمن عشق بر وضع جهان خوش خندهها کردم
معاذالله اگر روزی به دست روزگار افتم
تظلم آنقدر دارم میان راهت افتاده
که چندانی نگه داری که من بر یک کنار افتم
عجب کیفیتی دارم بلند از عشق و میترسم
که چون منصور حرفی گویم و در پای دار افتم
دگر روز سواری آمد و شد وقت آن وحشی
که او تازد به صحرا من به راه انتظار افتم...
#وحشی_بافقی
@lightworkers
پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود
زان سبب عالم کبودت مینمود
گر نه کوری این کبودی دان ز خویش
خویش را بد گو مگو کس را تو بیش...
#مولانای_جان
@lightworkers
هر که از عالم شکم مادر به در آید،
این جهان را بیند
و هر که از خود به در آید،
آن جهان را بیند....
#عینالقضات_همدانی
@lightworkers
وقتی احساس خوبی درباره خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه بنظر میرسند
چرا که جهان بازتابـی از خود ماست.
منشا تمام افکار و حرکات ما چگونه دیدن خویشتن است....
#کنفسیوس
@lightworkers
هیچ میزان از اضطراب،
تغییری در آنچه قرار است رخ بدهد
ایجاد نمیکند....
#آلن_واتس
@lightworkers
عدهی کمی برای معاشرت مناسباند و باید به ویژه از مراوده با طبایع پست پرهیز کرد.
اگر کسی به این فکر بیافتد که وابستگی من به دیگری بسیار بیشتر از وابستگی دیگری به من است، ناگاه دچار این احساس میشود که گویی آن دیگری چیزی از او دزدیده است سپس خواهد کوشید ،تلافی کند و آن چیز را پس بگیرد...
تنها راه برتری یافتن بر دیگران این است که آدمی به هیچ وجه نیازی به دیگران نداشته باشد و این را نشان بدهد.
از این رو توصیه میشود که بگذاریم هر کس، چه زن، چه مرد، گاهگاه احساس کند که می توانیم از او صرفنظر کنیم:
این کار، دوستی را مستحکم میکند.
حتی نزد بعضیها بیفایده نیست که گاهی رفتار خود را با ذرهای تحقیر نسبت به آنان بیامیزیم....
#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حکمت_زندگی
@lightworkers
در زبان عربی عید از عود است، به معنی بازگشت.
دو عید در اسلام، یکی عید فطر است و دیگر عید اضحی یا قربان.
مقصد بازگشت در دومی بسی دوردستتر از اولی است: در عید فطر، بازگشت به فطرت پاک نخستین است تو گویی با تحمّل مشقت های ماه روزه، نفس از گرد و خاک سفر هبوط، خود را شستشو میدهد،تا خویشتن را باز یابد عید قربان، قدم دوم است که بازگشت به خویشتن خویش باشد...
در این مرحله، نفس را میباید گوش تا گوش سر برید.بنابراین، نخست رجعت به خویش و آنگاه رجعت به خویشتن خویش که هیچ تعّینی ندارد و از هر حدّی و قیدی و شرطی به کلّی رهاست؛ نور محض یا وجود صرف است، بی کوچکترین شائبهای.
در برابر دو عید اسلامی، دو جشن ایرانی است: یکی نوروز و دیگری مهرگان.
اولی بازگشت به فطرت نخستین است و از پوست کهنه به درآمدن و دومی بازگشت به مبدأ المبادی.
اولی غسل در آب است و دومی غسل در آتش...
#بابک_عالیخانی
مقدمهای بر شهریار عالمِ رنه گنون
@lightworkers
دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برند
یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
نظر آنان که نکردند در این مشتی خاک
الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند
گر همه ملک جهان است به هیچش نخرند
تا تطاول نپسندی و تکبر نکنی
که خدا را چو تو در ملک بسی جانورند
این سراییست که البته خلل خواهد کرد
خنک آن قوم که در بند سرای دگرند
دوستی با که شنیدی که به سر برد جهان
حق عیان است ولی طایفهای بیبصرند
ای که بر پشت زمینی همه وقت آن تو نیست
دیگران در شکم مادر و پشت پدرند
گوسفندی برد این گرگ معود هر روز
گوسفندان دگر خیره در او مینگرند
آن که پای از سر نخوت ننهادی بر خاک
عاقبت خاک شد و خلق بدو میگذرند
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند
گل بی خار میسر نشود در بستان
گل بی خار جهان مردم نیکوسیرند
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
#سعدی
@lightworkers
معنی مردن ز طوطی بُد نیاز
در نیاز و فقر خود را مرده ساز...
تا دم عیسی ترا زنده کند
همچو خویشت خوب و فرخنده کند...
#مولانای_جان
@lightworkers
چو دانهای که بمیرد
هزار خوشه شود
شدم به فضل خدا صد هزار،
چون مُردم....
#مولانای_جان
@lightworkers
خیلی به چیزی وابسته نباش....
فرضکن آنچه در اختیار داری چیزی است که جهان بهطور موقت به تو داده است و میتواند در یک چشم برهمزدن آن را
یا حتى بیشتر از آن را از تو پس بگیرد....
#رولف_دوبلی
@lightworkers
ما را با آن کسی که اتصال باشد،
دم به دم با وی در سخنیم.
در خموشی و غیبت و در حضور،
بلکه در جنگ هم، به هم آمیختهایم.
اگرچه مشت بر همدیگر میزنیم،
با وی در سخنیم و یگانهایم و متصلیم....
#فیه_ما_فیه
@lightworkers
برای ساختن فرزندان،
باید نخست خویش را بسازی،
در غیر این صورت ،
فرزندان را برای نیازهای حیوانی ،
فرار از تنهایی
یا پرکردن چالههای وجودت پدید آوردهای ...!
وظیفه تو به عنوان یک والد،
تنها ساختن خودی دیگر نیست
بلکه چیزی برتر است....
چیزی همانند آفریدن یک آفریننده...
#اروین_دیالوم
#وقتی_نیچه_گریست
@lightworkers
به طور قطع نمیتوان به کسی جز خویشتن امید بست
و از سوی دیگر،
ناراحتیها، زیانها، خطرات
و دلزدگیهایی که در اثر بودن با دیگران به وجود میآیند،
نه تنها بیشمار بلکه ناگزیرند....
هیچ راهی به سوی سعادت، غلطتر از دنیا دوستی و زندگی در عیش و عشرت نیست، زیرا هدف آن تبدیل گام به گام زندگی فلاکت بار ما به شادی، لذت و خوشگذرانی است. روندی که ممکن نیست به سرخوردگی منجر نشود؛
همانطور که دروغ گفتن به یکدیگر ملازم با هم بودن انسانهاست....
#آرتور_شوپنهاور
@lightworkers
این حماقت خیلی بزرگیست
که آدمی برای برنده شدن در بیرون،
در درون ببازد....
#شوپنهاور
@lightworkers
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
