ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Light Workers🔆

Light Workers🔆

الذهاب إلى القناة على Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

إظهار المزيد
408
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
مكث كردن را تمرين كن... وقتى شك دارى، وقتى خسته‌اى وقتى عصبانى هستى، وقتى استرس دارى، مكث كن و هیچ تصمیمی نگیر! @lightworkers
مكث كردن را تمرين كن... وقتى شك دارى، وقتى خسته‌اى وقتى عصبانى هستى، وقتى استرس دارى، مكث كن و هیچ تصمیمی نگیر! @lightworkers

هنوز هم‌ کارهای خوب زیادی برای انجام دادن باقی مانده است. اینکه‌ وقتی دیگران شایعه می‌سازند، دهان‌مان را ببندیم. اینکه بدون‌ خصومت به انسان‌ها لبخند بزنیم. اینکه‌ کمبود محبت در جهان را از طریق محبت‌های کوچکتر در زمینه‌های شخصی‌تر و کوچکتر جبران کنیم. به کارمان، ایمان بیشتری داشته باشیم. صبر و‌ حوصله‌ی بیشتری داشته باشیم. و برای انتقام جویی‌های حقیر به سراغ نقد دیگران نرویم.... #هرمان_هسه @lightworkers

قسم به خورشید آنگاه که تو بر آن می‌تابی! چه تلألویی .. قسم به همه دانه‌ها آنگاه که در خاک می‌میرند و در نور متولد می‌شوند! چه
قسم به خورشید آنگاه که تو بر آن می‌تابی! چه تلألویی .. قسم به همه دانه‌ها آنگاه که در خاک می‌میرند و در نور متولد می‌شوند! چه رستاخیزی ... قسم به ساقه‌ای که در باد می‌شکند آنگاه که از ایشان جز خاکستری بر جای نمی‌ماند... قسم به تمامی آیینه‌ها آنگاه که در برابر آب قرار می‌گیرند قسم به لطافت قسم! می‌دانم که می‌دانی دوستت دارم ... #جبران_خلیل_جبران @lightworkers

پرسونا نقابی بود که بازیگران در تئاتر یونان بر چهره می‌گذاشتند تا هویتِ خویش را در پس آن پنهان کنند و در عوض کارکتری را که پیش از این تنها بر روی کاغذ جان داشت به گونه‌ای بیان کنند که تماشاچیان با آن همچون یک واقعیت‌موجود ارتباط برقرار کنند. یونگ معتقد است که هر فرد انسان برای اینکه عضویت جامعه را به‌دست آورد ناگزیر است تا همانند این بازیگران عمل کرده و کهنه‌نقاب را برچهره بگذارد. ما در قالب نقش‌های‌مان بر روی صحنه‌ی عظیم نمایش زندگی حاضر می‌شویم و باهم بازی و باهم کار می‌کنیم. تا این‌جا خوب است، اگر چیزی آفریده شود، اگر بازی‌گوشی در کار باشد.اما خطری هولناک همه‌ی ما را تهدید می‌کند: اینکه با پرسونای خود یکی شویم. تصور کنید که بازیگر پس از دو ساعت ایفای نقش قادر نباشد نقابش را کنار بگذارد و به خویشتن بازگردد.این اتفاقی است که معمولا وقتی رخ می‌دهد که یک بازیگر نقش به‌خصوصی را برای سال‌ها، بارها و بارها به روی صحنه برده است. و آن‌قدر در قالب آن خویش را بیان کرده است که از یک جایی دیگر نمی‌تواند میان خود و آن تمیزی قائل شود. در ساحت اجتماعی‌شدن این واقعه‌ی تلخ برای اکثر انسان‌ها نیز رُخ می‌دهد. با هر روز از خواب بیدار شدن و روال مشخصی را پی‌گرفتن و دیالوگ‌های تکراری را با پارتنرهای‌مان روی صحنه گفتن، به مرور در همان قراردادها خلاصه می‌شویم. به این ترتیب از اصالت ما سایه‌ای بیش باقی نمی‌ماند و پشتِ دو سانتی‌متری نقاب‌مان یک عریانیِ کامل، یک خلاء باقی می‌ماند. شهروند-بازیگران با تلاشی مذبوحانه هرچه بیشتر می‌کوشند که به پرسونای خود بچسبند تا مگر به این پوچیِ در پسِ آن فرونغلطند.اما دیر یا زود مغاک دهان خواهد گشود و همه‌ی آن نمایش مجلل را در خود خواهد بلعید. بحران وجودی از آن‌چه در آینه به نظر می‌رسد به شما نزدیک‌تر است.... #وحید_شاهرضا @lightworkers

عشق قرار است بخش لذت‌بخشی از زندگی باشد، با این حال احتمالاً هیچ‌کس را بیشتر از طرفمان آزار نمی‌دهیم و از هیچ‌کس بیش از او آزار نمی‌‌بینیم! میزان خشونتی که بین عاشق‌ها جریان دارد هر دشمن قسم خورده‌ای را شرمنده می‌کند. امیدواریم که عشق منبع قدرتمندی از رضایت باشد، اما گاهی به عرصه‌ای برای بی‌توجهی،عطش‌های بی‌پاسخ،انتقام و طرد تبدیل می‌شود. کج خلق یا خرده‌گیر می‌شویم، نق می‌زنیم یا عصبانی می‌شویم و بی این که دقیقا بدانیم چرا یا چطور؟ زندگی خودمان و کسانی را ویران می‌کنیم که زمانی ادعا می‌کردیم برایمان مهم‌اند... #الن_دوباتن @lightworkers

‍ یک چیز را از آب بیاموز : آب با دیواره‌های سنگی بزرگی برخورد می‌کند، اما با آنها مبارزه نمی‌کند... در سکوت جریان می‌یابد و به آرامی به راهش ادامه می‌دهد... اگر سنگ خیلی بزرگ باشد از کنارش رد می‌شود اما کم کم گرانیت در آب حل می‌شود سنگهای بزرگ به سنگریزه تبدیل می شوند... در نهایت آب برنده می‌شود. و این زیبایی انرژی زنانه است. مانند صخره نباش! مانند آب باش! " نرم و زنانه باش " و پیروزی از آن توست . وقتی می‌گویم آب شو منظورم همین است : حل شو... آب تهاجمی نیست،مبارزه نمی‌کند، راهش را بدون مبارزه پیدا می‌کند، پیروزی بدون تسلط یافتن.... @lightworkers

هنوز ما را اهلیت گفتن نیست. کاشکی اهلیت شنیدن بودی! تمام گفتن می‌باید و تمام شنودن! بر دل‌ها مهر است. بر زبان‌‌ها مهر است. و
هنوز ما را اهلیت گفتن نیست. کاشکی اهلیت شنیدن بودی! تمام گفتن می‌باید و تمام شنودن! بر دل‌ها مهر است. بر زبان‌‌ها مهر است. و بر گوش‌ها مهر است.... #شمس_تبریزی @lightworkers

نماز برای آن نیست که همه روز قیام و رکوع و سجود کنی، غرض آن است که آن حالتی که در نماز ظاهر می‌شود، پیوسته با تو باشد... اگر در خواب باشی و اگر بیدار باشی، در جمیع احوال خالی نباشی از یاد حق.... #حضرت_مولانا @lightworkers

شما هرگز یک دزد را به خانه‌تان دعوت نمی‌کنید.... پس چرا اجازه می‌دهید افکاری که شادی و آرامش شما را می‌دزدند، در ذهنتان سکنی
شما هرگز یک دزد را به خانه‌تان دعوت نمی‌کنید.... پس چرا اجازه می‌دهید افکاری که شادی و آرامش شما را می‌دزدند، در ذهنتان سکنی گزینند...؟ #چاپلین @lightworkers

نَفس انسان یک نارضایتی مداوم و عمیق است. همیشه نق میزند، یک چاه بی انتهاست، هر چه به درونش بریزی ناراضی است. همیشه طلبکار است. هیچگاه آسوده نیست. تنها راه نجات و آسوده شدن، رها کردن آن است. رضایت در بی‌نفسی است. بی‌نفس که باشی، هیچ انتظاری نداری. فقط نفس کشیدن کافی است. آنگاه زندگی یک سرور است. شنیده‌ام که شخصی به بانک خودش رفت. بانک صدمین سالگرد تاسیس خودش را جشن گرفته بود. پس تصمیم گرفته بودند که به اولین مشتری که وارد می‌شود هدایای زیادی بدهند، یک اتومبیل، یک دستگاه تلویزیون، و چیزهای دیگر. بعلاوه چکی به مبلغ ده هزار روپیه. آن شخص تصادفی اولین کسی بود که وارد بانک شد. کارکنان به گردنش گل انداختند و از او عکس گرفته و مصاحبه کردند و هدایا را به او دادند. وقتی مراسم تمام شد، او گفت، حالا که همه چیز تمام شده آیا می‌توانم به جایی که می‌خواستم بروم؟ از او پرسیدند به کجا؟ او گفت به اداره شکایتها... !!! او آمده بود تا از بانک شکایت کند، و تمام اتفاقاتی که افتاده بود برایش کافی نبود. نمی‌توانست شکایت خود را فراموش کند. اگاه باشید..... نفس انسان همیشه به اداره شکایتها می‌رود،هر اتفاقی بیفتد برایش،راضی کننده نیست. همیشه شاکی است. حتی اگر خدا هم نزد تو بیاید، خواهی گفت، صبر کن، بگذار اول دفتر شکایتها را پر کنم !!! نفس را رها کن، وگرنه کل زندگی ات در نارضایتی و شکایت کردن و تنش تباه خواهد شد.... @lightworkers

یک دانه گندم باید بر خاک بیفتد و بمیرد تا رشد کند و به بار نشیند، وگرنه همان دانه باقی می‌ماند.... #جی_پی_واسوانی @lightworkers

اگر به سختی دلشکسته شدی اما همچنان شهامت مهربان بودن با دیگران را داری، پس لایق عشقی عمیق‌تر از خود اقیانوس هستی... #نیکیتا_گ
اگر به سختی دلشکسته شدی اما همچنان شهامت مهربان بودن با دیگران را داری، پس لایق عشقی عمیق‌تر از خود اقیانوس هستی... #نیکیتا_گیل @lightworkers

#بریده_کتاب ایمان به مانند عشق است. هیچ تحمیلی را نسبت به خود اجازه نمیدهد. همانطور که اگر تلاش شود تا عشق تحت اجبار قرار گیرد، حاصلش جز نفرت نیست، آن کس هم که به زور طلب ایمان کند، محصولی که درو می‌کند، بی‌ایمانی است. #آرتور_شوپنهاور زندگی اینجوری است @lightworkers

«الکل و مسیحیت، دو مخدر بزرگ اروپا هستند.» #نیچه چگونه کتاب‌مقدس در هنگام رویارویی با سختی‌ها به ما تسلی می‌دهد؟ با بیان اینکه خیلی از این سختی‌ها اصلا سختی نیستند بلکه فضیلت هستند. اگر کسی نگران ترس و کمرویی است عهدجدید می‌گوید: خوشا به حال حلیمان، زیرا آنان وارث زمین خواهند شد... (متی،باب5،آیه5). به روایت نیچه، مسیحیت از افکار بردگان ترسوی امپراطوری روم نشات گرفته است، بردگانی که دل و جرئت صعود به ارتفاعات را نداشتند و بنابراین برای خودشان فلسفه‌ای ساختند که ادعا می‌کرد رفتارهای حقیرانه‌ی آن‌ها دلپذیر است. آن‌ها می‌خواستند از مولفه‌های واقعی رضایت‌خاطر (قدرت، رابطه‌ی جنسی، مهارت اندیشه‌ورزی، خلاقیت و بداعت) بهره‌مند شوند، ولی شجاعت نداشتند سختی‌هایی را تحمل کنند که لازمه‌ی این چیزهای خوب است. بنابراین، عقیده‌ی ریاکارانه‌ای را رواج دادند که همان‌چیزی را لعن و نفرین می‌کردند که دوست داشتند؛ ولی آن‌قدر ضعیف بودند که نمی‌توانستند برای کسب آن مبارزه کنند، و همزمان چیزی را می‌ستودند که دوست نداشتند. ولی اتفاقا از آن بهره‌مند بودند.«ضعیف‌بودن» به «خوب‌بودن»، «حقارت» به «فروتنی» و «فرمانبرداری از افراد مورد تنفر»، به «صلح‌خویی» و به بیان صریح نیچه «ناتوانی از انتقام‌گیری» به «بخشایش» بدل شد. به هر احساس ضعفی روکشی از نامی تطهیرکننده دادند و آن‌را چنین به شمارآوردند: «عملی اختیاری، چیزی خواستنی، انتخابی، نوعی عمل، نوعی موفقیت». مسیحیان معتاد به «مذهب راحت‌طلبی» در نظام ارزشی خود به چیزی اولویت دادند که آسان بود نه مطلوب، و به این ترتیب زندگی را از قوایش تهی ساختند. داشتن دیدگاه مسیحی درباره ی سختی محدود به مسیحیان نیست. این امر نوعی امکان روان‌شناختی همیشگی است. همه‌ی ما در چنین مواردی مسیحی می‌شویم: وقتی نسبت به چیزی ابراز بی‌تفاوتی می‌کنیم که در خفا بدان مشتاقیم ولی از آن بی‌بهره هستیم، وقتی سرخوشانه می‌گوییم به عشق یا مقام، پول یا موفقیت، خلاقیت یا تندرستی احتیاج نداریم، در حالی‌که طعم تلخی گوشه‌های دهان‌مان را جمع می‌کند. نیچه می‌خواست بگوید چگونه با مشکلات خود روبرو شویم. او از ما می‌خواست هم‌چنان به چیزهای مورد علاقه خود عشق بورزیم، حتی وقتی آن‌ها را در اختیار نداریم و ممکن باشد که هرگز به‌آن‌ها دست پیدا نکنیم. به عبارت دیگر در برابر وسوسه‌ی تحقیر و شریرانه‌نامیدن مطلوب‌هایی که دستیابی به ایشان دشوار است مقاومت کنیم.... #آلن_دوباتن تسلی‌بخشی‌های فلسفه @lightworkers

#بریده_کتاب پیامِ ابراز مکرر عشق و محبت و اهمیت دادن به یکدیگر و حفظ رابطه عاشقانه این است که با حرف و عملم می‌گویم "واقعا به رابطه‌مان متعهد هستم". اگرچه بیان این پیام از طریق گل دادن می‌تواند نشانه عشق باشد ولی بیان آن با اعمالِ حاکی از دلسوزی، ملاک عملی و ابزار اندازه‌گیری عشق است. #اد_ناتینگهام زندگی چندان هم بد نیست @lightworkers

اگر بالا نمی‌روی به پایین می‌روی! شما نمی‌توانید در یک نقطه باقی بمانید.... #گرجيف @lightworkers
اگر بالا نمی‌روی به پایین می‌روی! شما نمی‌توانید در یک نقطه باقی بمانید.... #گرجيف @lightworkers

#بریده_کتاب اگه فهمیدی مسیرو اشتباه رفتى زود برگرد حتى اگه برگشتن ده ها سال هم طول بکشه باید برگردی؛ نگو راه برگشت طولانی و تاریکه؛ نترس از این که هیچی به دست نیاری ... جزء از کل #استیو_تولتز @lightworkers

صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار وز او به عاشق بی‌دل خبر دریغ مدار غبار غم برود حال خوش شود حافظ تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار #حافظ @lightworkers

#مصطفی_ملکیان #تمرین_آهستگی @lightworkers