ar
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

الذهاب إلى القناة على Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

إظهار المزيد
376
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
Gayatri Mantra.mp39.41 MB

مست شوید تمام ماجرا همین است، مدام باید مست بود، تنها همین. باید مست بود تا سنگینی رقت‌بار زمان که تورا می‌شکند و شانه‌هایت را خمیده می‌کند را احساس نکنی، مادام باید مست بود، اما مستی از چه؟ از شراب از شعر یا از پرهیزکاری، آن‌طور که دلتان می‌خواهد مست باشید و اگر گاهی بر پله‌های یک قصر، روی چمن‌های سبز کنار نهری یا در تنهایی اندوه‌بار اتاقتان، در حالیکه مستی از سرتان پریده یا کمرنگ شده، بیدار شدید بپرسید از باد از موج از ستاره از پرنده از ساعت از هرچه که می‌‌وزد و هر آنچه در حرکت است، آواز می‌خواند و سخن می‌گوید بپرسید اکنون زمانِ چیست؟ و باد، موج، ستاره، پرنده، ساعت جوابتان را می‌دهند. زمانِ مستی است برای اینکه برده‌ی شکنجه‌دیده‌ی زمان نباشید مست کنید، همواره مست باشید، از شراب از شعر یا از پرهیزکاری، آن‌طور که دل‌تان می‌خواهد #شارل_بودلر @lightworkers

02 Murali Gana Lola.mp316.34 MB

Murali Gana Lola #sathya_sai_baba @lightworkers

با او دلم به مهر و محبت نشانه بود سیمرغ وصل را دل و جان آشیانه بود بودم معلم ملکوت اندر آسمان از طاعتم هزار هزاران خزانه بود
با او دلم به مهر و محبت نشانه بود سیمرغ وصل را دل و جان آشیانه بود بودم معلم ملکوت اندر آسمان از طاعتم هزار هزاران خزانه بود بر درگهم ز خیل ملایک بسی سپاه عرش مجید ذات مرا آشیانه بود هفت صد هزار سال به طاعت گذاشتم امید من ز خلق برین جاودانه بود در راه من نهاد ملک دام حکم خویش آدم میان حلقهٔ آن دام، دانه بود آدم ز خاک بود و من از نور پاک او گفتم منم یگانه و او خود یگانه بود گویند عالمان که نکردی تو سجده‌ای نزدیک اهل معرفت این خود فسانه بود می‌خواست او نشانهٔ لعنت کند مرا کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود بر عرش بد نوشته که ملعون شود کسی برد آن گمان به هرکس و برخود گمان نبود خاقانیا تو تکیه به طاعات خود مکن کاین پند بهر دانش اهل زمانه بود #خاقانی @lightworkers

03 - Third Chakra- The Orbit - Nam Myoho- Chakra Healing Chants (قابل توجه است که در هیچ انسانی چاکراها بسته نیستند موسیقی ها برای بازکردن چاکراها استفاده نمیشوند بلکه تاثیر بر چاکرا و فرکانس چاکرا دارند همانطور که شما از شنیدن یک موسیقی ممکن است تاثیر بپذیرید) #موسیقی_چاکرا #چاکرا #مانترا @lightworkers

سوابق آکاشیک واژه ی آکاشا برگرفته از زبان 5000 ساله ی سانسکریت به معنای "کتابخانه ی پنهان" است (در منابع دیگر آن را به معنای جوهر اولیه توصیف کرده اند که به نظر شخص من صحیح تر به نظر میاید). این تالار پنهان حاوی پرونده های خلقت که می تواند توسط مدیتیشن و رفتن به اعماق ذهن ناخودآگاه آشکار شود. به زبان مبتنی بر تکنولوژی که امروز مرسوم تر است، می توان آن را همچون نوعی شبکه ی جهان گستر درونی (Internal World Wide Web ) دانست که هر کسی می تواند در آن آزادانه به اطلاعات درباره ی هر کسی یا چیزی دسترسی پیدا کند. اطلاعاتی که در آرشیو آکاشیک یافت می شود چیزی فرای یک غیب گویی ساده است. می توان آن را نگاهی به کل خط سیر ارواح و سرنوشت دانست. ما هر کدام مان به این اطلاعات دسترسی داریم چرا که هریک از ما تنگاتنگ مرتبط به کل جهانیم، اما از آنجا که ذهن ما غالباً بسیار اشتغال به مسائل دنیوی دارد ارتباط ما به این پایگاه بی نهایت داده ها قطع می شود. آکاشا واقعیت دارد؛ چیزی نیست جز ذرات بنیادی کوانتومی از حوزه ی انرژی و امواج آگاهی که در هر چیز و هر کس در جهان موجود است. در واقع به نوعی بزرگراهی اطلاعاتی محسوب می شود که همه چیز و همه کس را در جهان به هم مربوط می کند. در هر موقعیتی که باشیم انرژی اکاشیک در آن حضور دارد. فقط باید مکث کرد و به آن موقعیت نگاه عمیقی انداخت. باید به زیر پوسته و به اعماق احساسات و افکار خزید. در آن صورت متوجه آگاهی ای می شویم که در عمق هر موقعیت نهفته است. ما همگی در تار و پود آگاهی جهانی بافته شده ایم و جزیی از آن هستیم و فهم این واقعیت آستانه ی دسترسی به آکاشا ست. وقتی که ما پای به روابط ناخوآگاه می گذاریم و آنها را می گشاییم قادر خواهیم بود هر گونه اطلاعاتی را در باره ی هر گونه سیر روحی، هر مکان ، هر زمان، هر واقعه ای به دست آوریم. آکاشا به سطح ناخودآگاه تعلق دارد ــ نوعی از هوشیاری که درست وقتی در دسترس شماست که در آستانه ی به خواب رفتن یا برگشتن به بیداری هستید. به جز این مواقع کوتاه تنها به روش مدیتیشن است که می توان حتی در حالت غی خواب و با حفظ آگاهی به اطلاعات این حوزه دست پیدا کرد. وقتی که ما از فضای ذهنی شلوغ و خودمحور روزمره ی خود فراتر برویم و به خود فرصت تجربه ی سکوت را بدهیم قادر به شنیدن، دیدن و لمس اطلاعات خواهیم بود، چنان واضح که گویا خود خدا آنها را برای ما به نجوا می گوید. اطلاعات آکاشیک چگونه ذخیره می شوند؟ اطلاعات هر شخص را می توان از طریق تاریخ تولد دقیق و نام کامل او به دست آورد. اطلاعات شخص شما بر روی موج و فرکانس خاصی از انرژی سوار است که به لحاظ ارتعاشات آن کاملا با امواج مربوط به هر شخص یا هر چیز دیگری متفاوت است. این خصوصیات درست مثل اثر انگشت شما تنها به شما تعلق دارد و سوابق آکاشیک شما براساس این تفاوت ها ذخیره و رمزگذاری می شود بنابراین با استفاده از آنها می توان تنها به پرونده ی خاص شما در آرشیو دست پیدا کرد. این " کتاب شناخت" یا پایگاه داده های اطلاعاتی ای است که مهم ترین و حیاتی ترین اطلاعات مربوط به شما ، رسالت تان، مقصودتان و خط سیرتان را در طول زندگی در بر دارد. برای شناخت درست مسیری که در آن گام بر می داریم کسب اطلاع از زمان گذشته ضرورت دارد. بدون شناختن گذشته ما نمی دانیم امروز چه کسی هستیم. با این حال برخی از ما چنان غرق گذشته می شوند و به شناخت آن دلبستگی نشان می دهند که به قول معروف از شدت تراکم درخت ها قادر به دیدن جنگل پیش رو نیستند. درست مثل اینکه فرد قادر به دیدن تخم چشم خود نیست چون خیلی نزدیک تر از آن است که دیده شود، ما برای آن که به درستی جایگاه و ماهیت خود را بشناسیم نیاز به بازتابی گسترده تـــــر و آینه ای وسیع تر داریم که در مقابل آن بایستیم. آن جهتی که در حال گام برداشتن به سوی آن اید در لحظه ای بر شما آشکار می شود که بفهمید کیست اید. این امر باعث می شود که توانایی آن را به دست آورید که سکان کشتی خود را بگردانید و تغییر جهت دهید و رو به سویی بروید که منطبق با رسالت و قصد شماست. آینده را روی سنگ سخت حک نکرده اند هر چقدر در شناخت خودمان در گذشته موفق تر باشیم امکان آن که بتوانیم حال و آینده ی خود را از نو رقم بزنیم بیشتر است. #آکاشا معنی : «سیال اثیری که تصور می‌شود در کیهان نفوذ می‌کند». #آکاشیک @lightworkers

هر حرکت کوچک نشانگر است... بدن زبان خودش را دارد ؛ حرکاتت را تماشا کن ، همه چیز بازتاب می‌کند... طوری که راه می‌روی، طوری که می‌نشینی، طوری که نگاه می‌کنی، همه‌اش زبان است ... تو با دهانت چیزی می‌گویی و چشمانت کاملا چیز دیگری می‌گوید. حرکاتت،لحنت،و بدنت صادق‌تر از کلماتت هستند. خودت را تماشا کن. وقتی با دیگران صحبت می‌کنی چکار می کنی؟ آیا واقعا ارتباط برقرار می‌کنی؟ کلامت با وجود و بدنت هماهنگ است؟ حرکاتت را با تامل انجام بده خودت را مشاهده کن... @lightworkers

آن‌ها که محققان راهند در مسند فقر پادشاهند در رزم، یلان بی‌نبردند در بزم، سران بی‌کلاهند کعبه صفت‌اند و راه پیمای باور کنی آسمان و ماهند بر چرخ زنند خیمهٔ آه هم خود به صفت میان آهند بازیچهٔ دهرشان بنفریفت زانگه که در این خیال کاهند مستان شبانه‌اند اما صاحب خبران صبح‌گاهند خاقانی‌وار در دو عالم از دوست رضای دوست خواهند #خاقانی @lightworkers

02 - Second Chakra- Uma... Jai Ma!- Chakra Healing Chants (قابل توجه است که در هیچ انسانی چاکراها بسته نیستند موسیقی ها برای بازکردن چاکراها استفاده نمیشوند بلکه تاثیر بر چاکرا و فرکانس چاکرا دارند همانطور که شما از شنیدن یک موسیقی ممکن است تاثیر بپذیرید) #موسیقی_چاکرا #چاکرا #مانترا @lightworkers

انسان دوست دارد خود را حاکم روان خویش بداند اما مادامی که از تسلط بر خلقیات و هیجانات خود عاجز باشد یا نتواند بر شیوه‌های گون
انسان دوست دارد خود را حاکم روان خویش بداند اما مادامی که از تسلط بر خلقیات و هیجانات خود عاجز باشد یا نتواند بر شیوه‌های گوناگون رخنه‌یابی عناصر ناخودآگاه در نقشه‌ها و تصمیماتش معرفت و وقوف یابد،قطعا مالک و صاحب اختیار نفس نیست.... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

مراقبه‌ی مرگ قبل از خواب در سكوت و تاریكی... چشمهای خود را بسته و اجازه دهید بدنتان از همه رو وانهاده شود. شما مشغول تماشای مراسم دفن خویش هستید.بدن شما در كفن پیچیده شده و شما آنرا مشاهده می‌كنید. عده‌ای در كنار شما ایستاده و نشسته مشغول گریه و زاری هستند.قبر شما آماده است و تا چند لحظه دیگر در آن قرار می‌گیرید. حالا چند نفر شما را بلند كرده و در قبر قرار می‌دهند.تخته سنگی روی شما گذاشته می‌شود .شما شاهد مدفون شدن خود هستید.آرام آرام خاكها به روی شما ریخته می‌شوند و شما زیر خاك دفن می‌شوید.كم كم همه كسانی كه در اطراف قبر شما هستند پراكنده می شوند و شما وگورستان خاموش تنها می‌مانید. تمام اینها را حس كنید .ببینید كه همه چیز آرام شده است.این تجربه جدایی از دنیا را به یاد آورید چرا كه مراقبه نوعی مردن است. اكنون چشمان خود را بسته نگه داشته و از همه رو آرام گیرید. نیاز ندارید كاری انجام دهید .پیش از به دنیا آمدن تان چیزها سر جای خود بودند و اكنون كه مرده‌اید آنها باز هم بدون شما به كار خود ادامه می دهند.مقاومت نكنید. هر چیزی همانطور ادامه می‌یابد كه قرار است ادامه یابد.بدون شما آسمان باز هم آبی است سبزه سبز است پرنده‌ها آواز می‌خوانند و... در شما هیچ مقاومتی نیست.شما تسلیم هستید.حالا درون شما اتفاقاتی در حال رخ دادن است.همه چیزهایی كه مایه دردسر و ناراحتی شما را فراهم آورده‌اند اكنون به دیده شما طبیعی جلوه می‌كنند. اكنون شما با هیچ چیز سر جنگ ندارید و با چیزها همانگونه كه هستند احساس شادمانی می‌كنید. شما از مرگ فرار نكردید بلكه در مرگ حل شده‌اید. هر چیزی را كه سعی می‌كنید نجات دهید بی‌شك خواهد مرد و چیزی كه قرار است جاویدان بماند بی‌هیچ تلاشی جاویدان خواهد ماند. شما وقتی آرام می‌شوید كه نا آرامی را پذیرا شوید و وقتی متوجه موهبت زندگی می‌شوید كه مراقبه مرگ را انجام دهید. اكنون سه نفس آرام بكشید .با هر نفسی احساس تازگی و شادابی خواهید كرد .شما زنده هستید و نفس می‌كشید.آرام آرام چشمان خود را باز كرده و از این مراقبه بیرون بیایید..... #مراقبه @lightworkers

04 Sarva Velala.mp316.94 MB

مهایانه در بوداگرایی دو شاخهٔ اصلی وجود دارد. نام آن‌ها هینهَ یانَه و مهایانَه است. یانه در سانسکریت یعنی راه. هینه یعنی کوچک و محدود و کهتر. مها یعنی بزرگ و مهتر. در فارسی می‌شود آن‌ها را کهراه و مهراه ترجمه کرد. ماهایانا به طور تحت اللفظی، گردونهٔ بزرگ یکی از مکتب‌های آیین بودایی است که پیروان آن در چین، کره، ویتنام، و ژاپن اکثریت دارند. فرق بنیادین هینه یانه (کهراه) با مهایانه (مهراه) اینست که آرمان هینه یانی‌ها تک-بیداری (اَرهت شدن) است ولی مهایانی‌ها به بیدارگر شدن باور دارند. توضیح: در کیش بودا آرمان فرجامین افراد، بودا شدن است. واژه بودا در سانسکریت یعنی بیدار. منظور از بیدار شدن، پی بردن به رازهای هستی و پیوند یافتن با جهان راستین (حق) در پس پرده این جهان ظاهری است. بوداییان جهان پیرامون ما را مانند پرده‌ای رنگ و وارنگ می‌دانند که میان ما و جهان راستین کشیده شده‌است. در باور ایشان جهان راستین ِ پشت پرده دارای هیچکدام از ویژگی‌های این جهان ظاهری دور و بر ما نیست. اگر هم از آن‌ها بپرسید که آن‌ها این را از کجا می‌دانند می‌گویند چونکه بودا به آن جهان راه یافته و برگشته و از آنجا برای ما خبر آورده است. این در اصل همان حرف مولانا جلال الدین بلخی و دیگر شناسایان است که بر عاری بودن جهان راستین (حق) از صفات اینجهانی تأکید دارند و ادعا دارند که چیزهایی از آن جهان را تجربه کرده‌اند و زبانشان از توصیف آن برای ما قاصر است چونکه برای چیزی که ویژگی‌های این جهان را ندارد در زبان و اندیشه ما واژه و پنداره‌ای برای آن وجود ندارد. هینه یانی‌ها (باورمندان به راه محدود) معتقدند که هرکس باید بکوشد برای خودش این پرده را پاره کند و از روزنه‌ای به دریای حق فرارَود. آن‌ها معتقد به تکروی هستند. در بوداگرایی این بیدارشوندگان تکرو را اَرهت یعنی آدمهای باارزش می‌نامند. اما مهایانی‌ها (مهراهی‌ها) بر این باورند که کسانی که دریای بیکران حق و راستی را دریافتند باید دم درگاه حق بمانند و بکوشند تا بقیه موجودات را هم به سوی حق و حقیقت بکشانند. در ادبیات بودایی به این‌گونه افراد بیدارگر (بوداسَف یا بودی سَتوا Bodhisattva) می‌گویند. بیدارگران اینکار را از روی مهرورزی به همه موجودات می‌کنند. یعنی آن‌ها همه ماها را به چشم نمودهایی از جهان حق می‌بینند و به همه ما مهر می‌ورزند و می‌کوشند تا ما را نیز مانند خود به‌سوی رستگاری و حق یابی بکشند. #مهایانه #Mahayana #بودا #مراقبه @lightworkers

عَبدُالغَوث و ربودن پریان او را و سالها با آنان بودن بود عَبدُالغَوث هم جنسِ پَری چون پَری ، نُه سال در پنهان پَری شخصی به نام عبدالغَوث ناگهان غایب شد. زن و فرزندانش همه جا را زیر پا گذاشتند . اثری از او به دست نیامد که نیامد. آنان رفته رفته از یافتن او نومید شدند و به این نتیجه رسیدند که او به نحوی سر به نیست شده است. مثلاََ شاید او به چاهی سقوط کرده و یا دشمنی او را کشته است. و یا دزدان بر او حمله آورده اند و یا گُرگ پاره اش کرده است . قدر مسلّم اینست که بالاخره به صورتی نابود شده است. چرا که اگر زنده بود حتماََ به خانه اش سری می زد. نُه سال از این ماجرا می گذشت که ناگهان جناب عبدالغوث آفتابی شد و نزد اهل و عیالش رفت. و بعداََ معلوم شد که او ، نُه سال را در میانِ اَجنّه سر کرده است. امّا هنوز یک ماه از حضورش در خانه نگذشته بود که دوباره بکلی غایب شد. سبب چه بود ؟ او چون مدّت مدیدی با اجنّه حشر و نشر کرده بود خوی و خصلت آنان را یافته بود و دیگر تحمّل مصاحبت با آدمیان را نداشت. او برای همیشه به جمع اجنّه پیوست. این حکایت افسانه ای که در هیچ مأخذی دیده نیامد در بیان اصلِ تجانس است. چنانکه ابیات پیشین نیز بدین موضوع پرداخته است. هر چیز و هر کس جذب همجنس و همسنخ خود می شود. چنانکه می فرماید: نوریان مر نوریان را طالب اند ناریان مر ناریان را جاذب اند البته تجانس همانطور که در ابیات آمده به هیأت ظاهر و حلیه صوری نیست. بلکه به خوی و خصلت درونی است. تکه هایی از ابیات زیبای این داستان مثنوی معنوی مولانا در زیر برای دوستان گنجانده شد تا شما خود کامل این داستان و ابیات رو بخوانید و استفاده ببرید: مِهرها را جمله جنسِ مِهر خوان قهرها را جمله جنسِ قهر دان (تمام عشق هایی که در این دنیا وجود دارد شاخه ای است از درخت عشق الهی . همچنین در این دنیا هر چه قهر و غضب است شاخه ای است از قهّاریت الهی .) لااُبالی لااُبالی آوَرَد زآنکه جنسِ هم بُوَند اندر خِرَد (آدم لااُبالی با آدم لااُبالی معاشرت می کند ( کند همجنس با هم جنس پرواز ) . زیرا آن دو از نظر عقل و خِرَد هم جنس و همسنخ یکدیگرند .) چیست جنسیّت ؟ یکی نوعِ نظر که بدآن یابند رَه در همدگر (تجانُس چیست ؟ تجانس ، نوعی نظر است که اگر آن نظر در اندرون تو نهاده شود به دنیای درون دیگری راه پیدا می کنی . یعنی همجنس او می شوی .) آن نظر که کرد حق در وی نهان چون نهد در تو ، تو گردی جنسِ آن (خصلتی را که خداوند در درون او سرشته. اگر آن خصلت را در درون تو نیز می سرشت . همجنس او می شدی.) هر طرف چه می کشد تن را ؟ نظر / بی خبر را کی کشاند ، با خبر (آن چیست که بدن را به هر طرف می کشاند ؟ نظر است . یعنی این حالت و نزعه های درونی است که نوع رفتار و گفتار و حرکات و سکنات آدمی را تعیین می کند . چه کسی می تواند بی خبر را بکشاند ؟ یعنی زمام امور بی خبران به دست کیست ؟ به دست باخبران است .) چون نهد در تو صفاتِ جبرئیل همچو فَرخی بر هوا جویی سَبیل (اگر خداوند در اندرون تو صفات فرشتگی قرار دهد مانند جوجۀ پرنده، خواهان پرواز در هوا می شوی.)... #حضرت_مولانا #مثنوی_معنوی @lightworkers

01 - First Chakra- Gaia Shekhinah Nama Om- Chakra Healing Chants #موسیقی_چاکرا #چاکرا @lightworkers

اولين و آخرين قدم ، يك كلمه‌ست "ديدن" نگاه كردن نگاه كردن، بسيار ساده‌ست هيج چيز پيچيده‌ای، در آن نيست در ابتدای نگاه كردن، نگاهت خالص نيست زيرا با انواع افكار و عواطف احاطه شده است اما تو ادامه بده و همين ادامه دادن تو ، مسير را باز ميكند و هر چقد بيشتر نگاه كنی، افكار بيشتری ديده می‌شوند و ديده شدن همان و درك شدن همان. ديده شدن همان و ناپديد شدن همان. در واقع ناپديد نمی‌شوند تنها اثر گذاری آنها ، از بين می‌رود پرسيده‌ای راه فرا رفتن از ذهن چيست در واقع هيچ راهی وجود ندارد و هر راهی كه تا حالا رفته‌ای نيز ، بايد متوقف شود و هنگامی كه ديگر هيچ راهی باقی نمانده است، ناگهان فراتر رفته‌ای و اين تنها نتيجه ، نگاه كردن توست تنها و تنها نگاه كن و البته كه نگاه اكتيو ، بسيار بهتر از نگاهی منفعل است نگاهی كه قالب‌دار نيست نگاه كردن را به همه زندگی‌ت اضافه كن و صبور باش و لحظه‌ای می‌رسد كه آن كس كه نگاه می كند، خودش را به تو نشان می‌دهد و اين معنای فرا رفتن از ذهن است... @lightworkers

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد مگر لیلی کند درما
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان نبایستی نمود اول به ما آن روی زیبا را چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل بباید چاره‌ای کردن کنون آن ناشکیبا را مرا سودای بت‌رویان نبودی پیش ازین در سر ولیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را مراد ما وصال تست از دنیا و از عقبی وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟ #سعدی @lightworkers