Light Workers🔆
الذهاب إلى القناة على Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
إظهار المزيد376
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
اگر تمامی مسائل و دغدغههایی که موجب ناراحتیهایتان هستند ، همین امروز و به نحوی معجزه آسا برطرف شوند ،
اما حضور شما در لحظه حال افزایش نیابد و هوشیارتر نشوید ، خواهید دید که خیلی زود مشکلات و علتهای دیگری برای درد و رنج پیدا خواهید کرد که درست مانند سایه شما را همه جا تعقیب میکنند...
در وابستگی ذهن به گذشته و آینده ، "رهایی" وجود ندارد....
#اکهارت_تله
@lightworkers
مرلین پرسید: آیا هیچگاه به این فکر افتادهای که نمیتوانی هیچ چیز را از دست بدهی ، چون از همان نخست نیز آن را نداشتهای؟
تنها چیزی که به راستی همواره صاحب آن بودهای "خودت" هستی .
و این "خود" شاید مدت زمانی را در خانهای یا شغلی به سر ببرد ، شاید مدتی را در حضور اشیائی معین یا مقدار پولی معین به سر آورد ، اما زمانی خواهد رسید که همه اینها دگرگون خواهند شد.
آنگاه تنها چیزی که برایت باقی خواهد ماند یک خاطره ، تصویر و مفهوم است.
اینها واقعی نیستند،ساخته و پرداخته ذهن اند.
"اندیشهها همچون مهمان میآیند و میروند، حال آنکه تو همچنان همانجا میمانی.
اشیاء و دارائیها را نیز به همین شیوه نگاه کن.
آنها میآیند و میروند،آنچه باقی میماند "خودت" هستی....
#دیپاک_چوپرا
@lightworkers
انسان فرزانه پیروز میشود قبل از آنکه بجنگد
در حالی که نادان میجنگد تا پیروز شود...
#موریهی_یشیبا
The wise win before the fight,
while the ignorant fight to win.
Morihei Ueshiba
@lightworkers
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید!
یادم آمد که شبی؛
با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوتِ دلخواسته گشتیم
ساعتی چند برآن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت؛
من همه محو تماشای نگاهت!
#فریدون_مشیری
#کورش_یغمایی
@lightworkers
چهارمین گام در راه رسیدن به عشق، هیچ بودن است.
بهمحض اینکه فکر کنی که کسی هستی، عشق از جاری شدن باز میایستد .
هنگامی که خالی باشی، عشق نیز در تو جای خواهد گرفت.
#عارف_هندی
@lightworkers
اگرچه عالَم را همه گشتی، چون برای او نگشتی، تو را باری دیگر میباید گردیدن.
قُلْ سِیْرُوا فِی الْاَرْضِ (بخشی از سوره انعام/۱۱ بگو در زمین سیر و سفر کنید).
آن سَیْر برای من نبود برای سیر و پیاز بود و چون برای غَرضی بود. آن غَرض حجابِ تو شده بود، نمیگذاشت که مرا ببینی. همچنان که در بازار کسی را به جِدّ طلب کنی، هیچ کس را نبینی، و اگر بینی، خلق را چون خیال بینی. یا در کتابی مسألهای میطلبی، چون گوش و چشم و هوش از آن یک مسأله پُر شده است، ورقها میگردانی و چیزی نمیبینی. پس چون تو را نیّتی و مَقصُدی غیرِ این بوده باشد، هر جا گردیده باشی، از آن مقصود پُر بوده باشی، این را ندیده باشی....
#مولانای_جان
#فیه_ما_فیه
@lightworkers
الهی از "من"
به "تو" پناه میآورم...
اعوذ بالله
من الشیطان الرجیم....
@lightworkers
خوشا به حال درختها
که از ابرها شعر میخورند
و با پرندهها دوست میشوند
خوشا به حال درختها
که با بادها نمیروند....
#جلال_حاجی_زاده
@lightworkers
Repost from فلسفه و مراقبه برای زندگی
چگونه ذهنمان را ساکت کنیم تا حقیقت بی آلایش را دریابیم.
پاپاجی
@philosophymeditation
نخواهم خانهای در ده نه گاو و گله فربه
ولیکن مست سالارم
پی سالار میگردم
رفیق خضرم و هر دم ، قدوم خضر را جویان
قدم بر جا و سرگردان
که چون پرگار میگردم
چرا ساکن نمیگردم ،
بر این و آن همی گویم
که عقلم برد و مستم کرد ،
نا هموار میگردم....
#حضرت_مولانا
@lightworkers
ابراهیم خواص گوید :
وقتی شنیدم که اندر روم راهبی هست که هفتاد سالست تا در دیر است به حکم رهبانیت.
گفتم : ای عجب شرط رهبانیت چهل سال بود این مرد به چه شرف هفتاد سال در آن دیر بیارامیدست.
قصد وی کردم چون نزدیک دیر وی رسیدم دریچهای باز کرد و مرا گفت : یا ابراهیم دانستم که به چه کار آمدهای من اینجا نه به راهبی نشستهام اندر این هفتاد سال،که من سگی دارم با هوای شوریده ، اندر این جا نشستهام سگبانی میکنم و شر وی از خلق باز میدارم والا من نه اینم.
چون این سخن از وی بشنیدم گفتم :
بار خدایا قادری که اندر عین ضلات بندهای را طریق صواب دهی و راه راست کرامت کنی. مرا گفت : یا ابراهیم چند مردمان را طلبی برو خود را طلب...
چون یافتی پاسبان خود باش که هر روز این هوی سیصدو شصت گونه جامه الوهیت پوشد و بنده را به ضلالت دعوت کند....
#کشف_المحجوب
@lightworkers
راه تو
آن کس که بهشت را میجوید
تا روحِ خویش را رهایی بخشد
شاید که چند گاهی در راه استوار مانَد ،
اما به مقصد نخواهد رسید ،
اما آن کس که «عاشق» است ،
شاید که از راه دور افتد ،
اما همان نیّتِ پاکِ عشق ، او را به حلقهی قدیسان و پاکان خواهد رساند...
#هنری_ون_دایک
#ترجمه_حسین_الهی_قمشهای
@lightworkers
مهم آن است که خصم (دشمن) خود نباشی. یعنی اگر ایگوی خویش را دیدی ، دشمن خویش نشوی.
دشمنی با خود ، هرگز موجب از بین رفتن ایگو ، یا ناآگاهی تو نمیشود.
اگر برای از بین بردن ایگوی خود با او بجنگی ، جنگ تو او را کینه ورتر میکند . بهترین شیوه دست کشیدن از مبارزه و صرفا مشاهده آن است.
به قول سعدی شیرازی "پلنگ از زدن کینه ورتر شود".
مشاهده ایگو (ناآگاهی) کافیست.
مشاهده ، همان آگاهیست.
ایگو تاب آگاهی را ندارد.
اگر والدین تو رفتاری مبتنی بر ایگوی خود دارند ، فقط کافیست ناآگاهی را در رفتارشان ببینی ، اما نباید با ایگوی آنها وارد جنگ شوی. اگر با ایگوی آنها نجنگی و ناآگاهی آنها همچنان بماند و شیطنت کند ، کمترین فایده ی رفتار تو با آنها این است که توانستهای آنها را از شفقت سرشار خود بهره مند کنی...
#اکهارت_تله
@lightworkers
@premahome
بیایید در جادوی ماه خودمان را شستشو دهیم ،
با جادوی درختان خودمان را خشک کنیم...
طبیعت خواستگاه ماست.
درختان ریههای ما هستند،
هوا نفس ماست ،
آب گردش خون ما
و زمین بدن ماست...
همهی ما طنینهایی هستیم از آن خرد کلیِ عمیق ،
یک آشنایی قدیمی..
در حالی که مجددا به خودِ منبع زندگی وصل میشویم !
#شیکوبا
@lightworkers
آیا میتوانید ذهنتان را از پرسه زدن باز دارید
و آن را به یگانگی ابتدایی ـ باهستی ـ باز گردانید ؟
آیا میتوانید بدنتان را همچون نوزادن دوباره نرم و انعطاف پذیر کنید ؟
آیا میتوانید دیدِ درونیتان را پاک کنید ،
تا چیزی جز نور نبینید ؟
آیا میتوانید دیگران را دوست بدارید
و آنها را بدون تحمیلِ خواستههای خود راهنمایی کنید ؟
آیا میتوانید در برخورد با مسائلِ مهم و حیاتی زندگی هیچ دخالتی نکنید
و اجازه دهید آن چه باید ، رُخ بدهد ؟
آیا میتوانید از ذهنِ خود دست بردارید ؟
و بدون دخالتِ ذهن ، درک کنید ؟
داشتن بدون احساسِ مالکیت ،
عمل کردن بدون چشم داشت ،
و راهنمایی بدون سعی در حکم راندن
فضایل عالی خوانده میشوند...
#تائو_ت_چینگ
@lightworkers
خانهای باش ضد زلزله
میدانی زلزله بیرونی با همه بدیهایش تنها یک خوبی دارد و آن اینکه دیگران هم باخبر میشوند که زلزله آمده است.
اخبار اعلامش میکند، خبرنگارها گزارشش میدهند، روزنامهها مینویسند، مردم به یاریت میآیند و تو میتوانی دردت را داد بزنی و عزایت را فریاد کنی و دست و پای شکسته و خانه ویرانت را نشان دهی و کمک بخواهی.
و همه میفهمند که آنچه پیش آمده فاجعهای هولناک است و بلایی جانگذار.
زلزله درونی اما واقعهای سختتر است.
هیچ دستگاه زلزله سنجی لرزشهای تنت را و شکستگی قلبت را به جایی مخابره نمیکند.
تو فرو میریزی روی خودت، ستونهای باورت میشکند، امید و آرزویت ترک بر میدارد، سقف اعتماد و ایمانت میافتد.
تو زیر آوار میمانی ،یک روز، دو روز، سه روز، یک هفته، یک ماه... نه، همه عمر...
و هیچ کس نمیفهمد که تو زخمی شدهای، نه؛ که تو مردهای!
هیچ روزنامهای برای فاجعهات تیتری نخواهد زد و نبودنت را کسی به کسی تسلیت نخواهد گفت.
تو نمیتوانی به کسی بگویی که باز کم دانی کردی و باز رفتی و روی گسل زلزله خیز، خانه ساختی؛ نمیتوانی بگویی باز با بساز بندازهای آن و حال و لحظه و لذت معامله کردی و آنقدر تنها بودی و دلتنگ که با اولین لبخند رفتی و ساکن عشقی شدی که از پایه بیاساس بود و پوشالی و ارزان و لرزان...
تویی و زلزله و تنهایی و آوار و ویرانی...
میدانی همیشه آمار قربانیان این زلزله بیشتر از آن زلزلههای دیگر است.
اما کجاست اداره آماری که خانه به خانه برود و گزارشی بنویسد از قلب شکسته و روح زخمی و مسکن مهر ویران!
باید خودت را برای چنین زلزلهای مقاوم کنی، میفهمی چه می گویم؟
خانهای باش ضد زلزله از درون، نگذار که فرو بریزی...
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
