Light Workers🔆
الذهاب إلى القناة على Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers
إظهار المزيد406
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
با خود پیمان بستهام که شبها هرگز از روی پل نگذرم.
تصور کنید که کسی خودش را در آب بیندازد. یکی از این دو حالت اتفاق می افتد:
یا شما به دنبال او در آب میپرید تا او را بیرون بکشید و در این فصل سرد ممکن است بدترین حالت ممکن برایتان پیش آید !
یا او را به حال خود رها میکنید...
ولی شیرجههای نرفته ،
گاهی اوقات کوفتگی های عجیبی به جا میگذارد.
#آلبر_کامو
@lightworkers
معرفت حقیقی اذعان به نادانی است
بیماری اصلی مسلمدانستنِ دانایی است
برای بهبودی ابتد باید از تمایلِ بیمارگونِ ذهن
به انباشتنِ دانش آگاه شد
انسان روشن ضمیر خود طبیب خود است
او خویشتن را از تصورِ دانستن پالوده است
از اینرو در تمامیت و یکپارچه است
معروف است که سقراط میگفت: «میدانم که نمیدانم» و این جملهی او با نگرش لائو تزو کامل میشود: نمیدانم که میدانم!
سقراط به ما میگوید که اگر به عظمتِ جهان نظر کنیم به ناچیزی دانش خود اعتراف خواهیم کرد و این اوجِ خردمندی است. اذعان به این که همواره در مقابل جزئی از دانشِ من، انبوهی لایتناهی از ندانستهها قرار دارد. اگر مردمان این سخن وی را بالواقع درک کنند دیگر دچار جزماندیشی نمیشوند و تصور نمیکنند که حقیقت تنها نزد آنهاست و بس؛ و یا شاید هم هنر نزد آنهاست و بس! به این ترتیب با کوچکترین چالشی از طرف دیگران برنمیآشوبند و درصدد انکار آنها برنمیآیند. رواداری که بیش از هر چیز دیگری نیازمندیِ جامعهی امروز است با این نگرش سقراط ممکن میشود.
اما از سوی دیگر لائو تزو اشاره به لایهی ژرفتری از مسئله میکند. او میگوید تلاش برای دانستن بیهوده است یا در واقع حتی رادیکالتر بیاناش میکند: بیماری است. نه تنها من نمیدانم بلکه غیرممکن است که هرگز بدانم. در جهاننگری تائویستی حقیقت دو جلوه دارد: آشکارشده و پوشیده. چینی جهانِ جلوهها یا کثرت موجودات و پدیدهها را «ده هزار چیز» مینامد که من آنرا عالم هزارگان ترجمه میکنم. با این وجود حقیقتِ در پسِ همهی این جلوههای بهظاهر متمایز یکی است.
عقل عرفی میکوشد با شناختن جزءبهجزء این اشیاء و دستهبندیکردن آنها به معرفت دست یابد ولی هیچ پایانی برای این کار قابل تصور نیست. در مقابلِ این نگرش اتمیستی و تقلیلگرا (که رویکرد علمی رایج هم هست) رویکرد گشتالت و کلنگری هم در معرفت وجود دارد که ادعا میکند یک مجموعه چیزی بیشتر از صِرفِ جمعِ جبری اجزاء آن است. پس حتی اگر عقل عرفی به فرض محال میتوانست تمام اجزاء را جداگانه بشناسد باز هم قادر به فهم مجموعه نمیشد.
اینجاست که لائو تزو از دروننگری سخن میگوید. او روشی را برای مراقبه پیشنهاد میکند که به واسطهی آن دیده از برون یعنی عالمِ هزارگان برداریم و به مرکز بنگریم به همان حقیقتِ پوشیده در پسِ همهی جلوهها که «من» هم یکی از آنها است. در نتیجه اگر از تلاش برای شناختن تمایزات دست برداریم که ما را به سمت کثرت بیشتر میبرد و ذهنمان را پراکندهتر میکند قادر میشویم تا بهسمت وحدت بازگردیم. لائو تزو به این ترتیب میگوید:
تائو مسیر بازگشت است
با فراگیری زبان و قوتگرفتن عقلعرفی انسان به سمت درک تمایزات حرکت میکند و برای شناختن حقیقت باید این فرایند را معکوس کرد و به حالت یکپارچگی اولیه با هستی بازگشت. در اسطورهشناسی غرب این دو فرایند لوگوس و اروس نام دارد. لوگوس یا کلام و عقل، کارکرد تمیز دادن دارد و اروس یا عشق عنصر پیوند دهنده است.یونگ معتقد است نیمه اول زندگی و فرایند جامعهپذیری وظیفهای برونگرایانه است که در مسیر آن باید لوگوس را حاکم کرد و نیمه دوم زندگی و فرایند فردیت ارزشگزاری فرد بایستی متحول شود و بر درونگرایی سرمایهگذاری کند. چراکه اروس یا به قول مولوی «وصل» ما را فرامیخواند:
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
با این دکترین همهی ما حقیقت را میدانیم و به تعبیر دیگر همهی ما با حقیقت یکپارچهایم اما به واسطهی سرگردانی در جلوهها حیران شدهایم و نمیدانیم که میدانیم....
ترجمه و تشریح:
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
چرا افراد پرکار شادترند؟
مغز انسان از بطالت خوشش نمیآید به همین خاطر هروقت مشغله کاری شما بیشتر است، مغز برای قدردانی از کارهایی که انجام میدهید، دوپامین یا هورمون شادی ترشح میکند
+ اندروفین و دوپامین محرک خلقت است، برای تسلیم ناپذیری و استقامت
@lightworkers
ویژگی های شخصیت احساساتی
شخصیت احساساتی اهداف بلند بالایی را برای خود در نظر میگیرد اما اهدافش معمولاً در همان مرحله الهام باقی میماند.
زیرا نسبت به انجام امور و عملیاتی کردن افکار خود دچار تعلل میشود.
تیپ احساساتی گرایش به اندیشیدن و درونگرایی دارد. غالبا از خود ناراضی است. شخصیت احساساتی به دلیل درونگرا بودن به خجالتی بودن معروف میشود.
تیپ احساساتی آسیب پذیر است. دوست دارد در گذشته به سر برد. به سختی با دیگران ارتباط برقرار میکند، و به آسانی دچار مردم گریزی میشود. ارزش حاکم بر این گروه، خلوص و صمیمیت است.
احساسی ها از نوعی میل ذاتی برای درک دیگران و شناسایی عواطف و احساسات آنها برخوردارند.
این نکته بسیار مهم است که احساسی ها بدلیل توجه بیشتر به عواطف و احساسات انسان ها دوست دارند که مهربانی و توجه بیشتری را نیز دریافت کنند. احساسی ها میل شدیدی به دوست داشته شدن دارند. از این جهت، اغلب برای جلب رضایت دیگران به کارهای زیادی دست می زنند.
از چیزهای ساده مانند مهربانی و کمک به دیگران گرفته تا گرایش های گاهی ناسالم اما رایج به سهیم کردن خود در مشکلات و مسایل دیگران. این احساسی ها هستند که نقش شخصیت های حامی را در هر سازمان، شرکت و یا جامعه ای به عهده دارند.
منبع: تست شخصیت گاستون برژه و تست مایر-بریگز
@lightworkers
هیچ بندی محکمتر از توهم نیست
هیچ قدرتی عظیمتر از خودشناسی نیست
هیچ دوستی بهتر از دانایی نیست
و هیچ دشمنی زشتتر از منیت نیست
#گراند_سامهیتا
@lightworkers
همانطور كه داشتن یک پیانو، شما را به يک پیانیست قابل تبديل نمیکند،
خواندن هزاران جمله خوب هم، شما را به یک انسان موفق تبديل نمیکند،
زمان اندک است!
عمل کن…
@lightworkers
والدین «زیادی فداکار»، بچه های بی عرضه بار می آورند؛
"مامان کفشات رو پات میکنه عزیزم."
"بیا خوشگلم، بذار دکمه هاتو ببندم."
"برای انجام تکالیفت کمک نمی خوای؟"
برداشت کودکان از این جملات اینه که:
"به مامان احتیاج داری. خودت نمی تونی از عهده کارهایت برآیی"
#فرزندپروری
@lightworkers
پشت:
نظام پشتیبانی ما را نشان می دهد.ناراحتیهای مربوط به پشت معمولا نمایانگر آن است که احساس میکنیم مورد پشتیبانی نیستیم.اغلب می اندیشیم که تنها پشتیبان ما شغل، خانواده یا همسر ماست.حال آنکه کائنات و خود زندگی ما را پشتیبانی میکند.
ناراحتی در بخش فوقانی پشت، نمایانگر احساس عدم پشتیبانی عاطفی است؛ ناشی از اعتقاداتی از این دست که همسر یا همدم یا رییس یا دوستم مرا نمیفهمد و از من پشتیبانی نمیکند.
ناراحتی در وسط پشت مربوط به احساس گناه و همه چیزهایی است که پشت سر است.
آیا از دیدن آنچه پشت سر است، می ترسید؟
آیا چیزی را پشت خود پنهان میکنید؟
آیا احساس میکنید که از پشت چاقو خوردهاید؟
آیا احساس میکنید سوختهاید؟
وضع مالیتان خراب است؟
آیا خیلی نگران امور مالی خود هستید؟ در این صورت چه بسا ناحیهی تحتانی پشت ناراحتتان کند.
ریه ها:
نمایانگر گنجایش ما برای گرفتن و بیرون دادن زندگی است.ناراحتی ریهها معمولا به این معناست که میترسیم زندگی را فرو دهیم یا شاید این احساس که حق کامل زیستن را نداریم.
آمفیزم (بزرگ شدن ریهها) و سیگار کشیدن، راههایی برای نفی زندگی است.آنها خود را مستحق زیستن نمی دانند...
پایان
@lightworkers
پستانها:
نمایانگر اصل مادرشدن هستند.
ناراحتی پستانها نمایانگر آن است که برای شخصی یا جایی یا چیزی یا تجربه ای « زیادی_مادری» میکنیم.
جزیی از فرآیند مادری این است که بگذاریم کودک« رشد» کند.باید بدانیم چه هنگام دست خود را پس بکشیم و چه هنگام عنان را رها کنیم.حمایت مفرط باعث میشود که آن شخص نتواند،اداره تجربه خود را به عهده بگیرد.گاه گرایش های«حمایت مفرط»ما موجب قطع کامل رسیدن خوراک در اوضاع و شرایطی می شود.
اگر ناراحتی پستان سرطان باشد، نفرت و انزجاری ژرف نیز دخالت داشته است.
ترس را رها کنید و بدانید که خرد کائنات در یکایک ما مأوا دارد.
قلب:
نمایانگر محبت است و خون نمایانگر شادمانی
قلب ما با محبت شادمانی را به سراسر تن ما تلمبه میزند.هرگاه خود را از شادمانی و محبت محروم کنیم،قلب ما چروک و خشک و سرد می شود؛در نتیجه،جریان خون کند و آهسته میشود و ما به سوی کمخونی، آنژین و حمله_قلبی راه میسپریم.
قلب به ما حمله نمیکند،ما در مصیبت و فاجعهای که خود میآفرینیم فرو می رویم و فراموش میکنیم،شادمانیهای کوچک پیرامون خود را دریابیم.سالیان سال چنان قلب خود را میفشاریم و شادمانی آن را خالی میکنیم که سرانجام از درد میایستد.آنهایی که حمله قلبی دارند هرگز انسانهایی شاد نیستند.اگر این فرصت را به خود ندهید که قدر شادی های زندگی را بدانید،چیزی نخواهد گذشت که دچار حمله قلبی دیگری خواهید شد....
ادامه دارد.....
@lightworkers
شبهای آرام، آسمان پر ستاره همراه با روزهای خوب و طلوع عشق و امید، هدیه به هموطنان عزيز مسيحى و مسيحيان جهان در آغاز سال نو میلادی؛ فرا رسيدن سال ۲۰۲۱ فرخنده باد.
شادمانی، سلامت و دلآرامی تمامی ساکنان این کره کوچک خاکی را در آستانه سال نو ميلادى آرزومندیم.
@lightworkers
خشکی_بدن:
نشانه خشکی_ذهن است.
ترس ما را وا میدارد که به راههای کهنه بچسبیم و نرمش و انعطاف پذیری خود را از دست بدهیم. اگر معتقد باشیم که برای انجام کاری «تنها یک راه است.» اغلب پی میبریم که سفت و سخت شده ایم. همواره میتوانیم برای انجام کارها، راههایی دیگر بیابیم....
تورم_بدن:
نشانه مسدود بودن و ایستایی_اندیشه_عاطفی است.
ما اوضاعی میآفرینیم که آزارمان میدهد و آنگاه به این خاطرهها میچسبیم.تورم اغلب نمایانگر اشکهای_فرونریخته و احساس گیرکردن و در تله افتادن، یا سرزنش دیگران برای محدودیتهای خودمان است.
گذشته را رها کنید و بگذارید که از ذهن تان پاک شود. اقتدار خود را بازیابید. از اندیشیدن به آنچه نمیخواهید،باز ایستید. از ذهن خود برای آفرینش آنچه «میخواهید» استفاده کنید.بگذارید در جریان زندگی شناور باشید.
تومورها رشدهای کاذب هستند. صدف برای حمایت از خود، یک دانه شن ریز را بر میدارد و پوستهای ضخیم دور آن می کشد.ما آن را مروارید میخوانیم و زیبا میپنداریم.
ما نیز آزادی کهنه را بر میداریم و می پرورانیم. پوستش را میکنیم و به وقتش یک تومور خواهیم داشت.
ما در مقابل تجربههای خود مسئول هستیم .کدام اعتقادات را لازم است در مورد خود عوض کنیم تا رفتارهای بهتری را سوی خود جلب کنیم؟
ادامه دارد....
@lightworkers
#بریده_کتاب
هرگز نه از دزدان بترسیم، نه از آدمکشان!
آنها خطرات بیرونیاند، خطرات کوچکند.
از خودمان بترسیم!
دزدان واقعی، پیش داوریهای ما هستند.
آدمکشهای واقعی، نادرستیهای ما هستند.
چه اهمیتی دارد آنچه سرهای ما را، یا کیسههای پولمان را تهدید میکند.
نیاندیشیم جز در آنچه که روحمان را تهدید میکند!
#ویکتور_هوگو
بینوایان
@lightworkers
آدمهای خوشبین این توانایی رادارند که مشکلات را درجعبهای بگذارند و
سراغ کار و زندگیشان بروند.
این کاربه معنای حذف مشکل نیست،
بلکه به معنای حذف نکردن بقیه زندگی است!
@lightworkers
سکته:
نشانه تراکم_لخته_خون در جریان خون مغز است ، که نمیگذارد خون به مغز برسد.
مغز کامپیوتر بدن است وخون ،شادمانی رگها و شریانها ،راههای عبور شادمانی هستند. در لوای قانون و عمل محبت ،همه چیز درست کار میکند. هر ذره خرد عالم، از عشق سرشار است. بدون تجربه محبت و شادمانی ، نمیتوان درست کار یا انجام وظیفه کرد. اندیشه منفی ، مغز را می بندد و برای جریان گشوده و آزادانه محبت جایی نمیگذارد.
اگر نگذاریم خنده آزاد و بیخیال باشد، نمیتواند جریان یابد.محبت و شادمانی نیز همین گونه است، اگر ما با تیرگی به زندگی نگاه نکنیم، زندگی تیره نیست. میتوانیم در کوچکترین ناراحتی عظیمترین_فاجعه را ببینیم و میتوانیم در بزرگترین مصیبت اندکی_شادمانی پیدا کنیم. این بسته به ماست. گاه می کوشیم زندگی خود را به راهی بکشانیم که به خیر و صلاح ما نیست.گاه سکته میآفرینیم تا خود را واداریم که به مسیری کاملا متفاوت برویم و از این راه ،شیوه زندگی خویش را از نو ارزیابی کنیم....
ادامه دارد....
@lightworkers
#بریده_کتاب
کارل گوستاو یونگ گفت: ترجیح میدهم کامل باشم تا اینکه خوب باشم.
برای اینکه انسان کاملی باشیم باید تمام جنبههای وجودمان، خواه خوب یا بد، را در بر بگیریم.
برای آنکه انسان کاملی باشیم باید خوشحال و شاد و راضی و همچنین خودخواه و خشمگین و غمگین باشیم.
اگر خود را فقط مالک نیمی از وجودمان یعنی آن نیمهی خوب بدانیم و نیمهی دیگر را انکار کنیم، کامل بودن را به اندازهی کافی احساس نخواهیم کرد.
آنگاه یک نوع احساس آزاردهنده را تجربه میکنیم که گویی همیشه خطایی در ما وجود دارد.
جدایی معنوی
#دبی_فورد
@lightworkers
