ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Light Workers🔆

Light Workers🔆

الذهاب إلى القناة على Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

إظهار المزيد
408
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
هرچه فرد بیشتر جویای خوشی باشد، شادی بیشتر از او می‌گریزد. این دید باعث شد فرانکل بگوید: «نمی‌توان در پی شادی رفت، شادی از پی انسان می‌آید.» اَلِن واتس می‌گوید: «درست همان زمان که در جستجویش هستی، از دستش می‌دهی.» پس لذت هدف نهایی نیست بلکه پیامد جستجوی فرد برای معناست. هرچه بیشتر در پیِ لذت باشیم، بیشتر از ما می‌گریزد.فرانکل می‌گوید لذت محصول معناست و جستجوی فرد باید به سمت معنا هدایت شود. من معتقدم جستجوی معنا نیز به همین اندازه ضد و نقیض است: هرچه بیشتر با منطق و استدلال در جستجوی آن باشیم، کمتر می‌یابیمش، پرسش‌هایی که فرد در برابر معنا مطرح می‌کند، همواره از پاسخ‌ها بیشتر عمر می‌کنند... #اروین_یالوم @lightworkers

اینجا هیچ طریق دیگری نیست الا "سکوت و تسلیم" کمال آن است که نقص بر خود گیری! #شمس_تبریزی @lightworkers
اینجا هیچ طریق دیگری نیست الا "سکوت و تسلیم" کمال آن است که نقص بر خود گیری! #شمس_تبریزی @lightworkers

با آدم‌ها که هستم،چه خوب باشند و چه بد،تمام احساساتم تعطیل و خسته می‌شوند،تسلیم می‌شوم.مودبم.سر تکان می‌دهم.تظاهر می‌کنم می‌فهمم؛ چون دوست ندارم کسی را برنجانم. این یکی از ضعف‌هایم است که بیشترین مشکل را برایم درست کرده... مهم نیست.کرکره‌ی مغزم پایین می‌آید. گوش می‌کنم.جواب می‌دهم.و آنها احمق‌تر از آن‌اند که بفهمند من آن جا نیستم.... #چارلز_بوکفسکی @lightworkers

مردم این روزا قیمت هر چیزی رو می‌دونن ولی ارزشِ هیچ چیزی رو نمی‌دونن.... @lightworkers
مردم این روزا قیمت هر چیزی رو می‌دونن ولی ارزشِ هیچ چیزی رو نمی‌دونن.... @lightworkers

که من دیوانه‌ی او بودمو او فکر رفتن بود..... #شهر_خاموشی @lightworkers

و به کوتاهی امروز قسم که بلندای شبِ شهر به سر خواهد شد.... #مجتبی_شکوری @lightworkers
و به کوتاهی امروز قسم که بلندای شبِ شهر به سر خواهد شد.... #مجتبی_شکوری @lightworkers

چیزی را جستجو کردن همیشه یافتن چیز دیگری است پس برای یافتن چیزی باید به جستجوی آنچه نیست، بروی.... پرنده‌ای را جستجو کردن، گل سرخی را یافتن، عشق را جستجو کردن، تبعید را یافتن، هیچ را جستجو کردن، انسان را شناختن، به عقب رفتن برای پیشروی کردن. رازِ راه نه در فرعی‌هایش، نه آغازِ مشکوک و پایانِ تردیدآمیزش، که در طنز گزنده‌ی دو طرفه‌هایش است... همیشه می‌رسی ولی به جایی دیگر همه چیز می‌گذرد اما در دیگر سو #روبرتو_خواروز @lightworkers

حکایت ! دزدی از نردبان خانه ای بالا رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی می پرسید: خدا کجاست؟ صدای مادرانه ای پاسخ داد: خدا در جنگل است، عزیزم. کودک دوباره پرسید: چه کار می کند؟ مادر گفت: دارد نردبان می سازد! ناگهان دزد از نردبان خانه پایین آمد و در سیاهی شب گم شد! سالها بعد دزدی از نردبان خانه حکیمی بالا می رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی پرسید: خدا چرا نردبان می سازد؟ حکیم از پنجره به بیرون نگاه کرد، به نردبانی که سالها پیش، از آن پایین آمده بود و رو به کودک گفت: برای آنکه عده ای را از آن پایین بیاورد و عده ای را بالا ببرد. نردبان این جهان ما و منیست عاقبت این نردبان افتادنیست لاجرم آن کس که بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شکست @lightworkers

The Last Refugee آخرین پناهنده #Roger_Waters @lightworkers

لذت و رنج چنان به هم وابسته‌اند که که اگر کسی قصد حداکثر بهره‌مندی از لذت را داشته باشد ناگزیر است بیشترین مقدار ممکن از رنج
لذت و رنج چنان به هم وابسته‌اند که که اگر کسی قصد حداکثر بهره‌مندی از لذت را داشته باشد ناگزیر است بیشترین مقدار ممکن از رنج را بچشد.... #آلن_دوباتن @lightworkers

در گریختن رستگاری نیست بمان و چیزی از خودت بساز که نشکند... #غزاله_علیزاده @lightworkers
در گریختن رستگاری نیست بمان و چیزی از خودت بساز که نشکند... #غزاله_علیزاده @lightworkers

بهترین قسمت داستان شازده کوچولو،سیاره‌ی پادشاه است.شازده به سیاره‌ای می‌رسد که فقط یک انسان بر آن هست.شاه است یا لااقل فکر می‌کند شاه است.شنل پادشاه چنان بلند است که تمام سیاره را پوشانده و جایی برای نشستن نیست.در ظاهر،احتمالا سیاسی‌ترین قسمت داستان است؛اما در معنای دیگر،تنهایی انسان در جهان را تداعی می‌کند.ما به هر حال تنهاییم.در بودنِ خود،در رنج،تنهاییم.امیل سیوران می‌گوید که هر آدم خیال می‌کند تراژدی‌اش،عظیم‌ترین تراژدی تاریخ است.ما فکر می‌کنیم صاحب مهم‌ترین جان و《من》هستیم.و البته قبول داریم که چنین تفکری درست نیست و این تناقض با ما زندگی می‌کند. پادشاه نه رعیتی دارد،نه وزیر و نه معاونی. لحنش همچنان آمرانه است و با همین لحن،از شازده می‌خواهد که در سیاره بماند.او خیال کرده شاه جهان است و بر همه چیز سلطه دارد. شازده زرنگی می‌کند و از شاه می‌خواهد امر کند که خورشید غروب کند.شاه زرنگ‌تر است و می‌گوید:صبر می‌کنم تا زمانش برسد! به وقتش دستور خواهم داد.او وقت‌شناس است.وقت را می‌فهمد.... ما معمولا وقت را نمی‌فهمیم.. شاه در ادامه،جمله‌ی مهمی می‌گوید.درک این جمله‌ی ساده،بخش عمده‌ی رنج‌هایمان را در روابط انسانی و در رابطه‌یمان با جهان،کم می‌کند:اگر به کسی دستور بدهم که تبدیل به مرغی شود و او از دستورم سرپیچی کند،مقصر کیست؟! از هر کسی باید به اندازه‌ی توانش،توقع داشت.... @lightworkers

من حقیر هستم من اعتماد به نفس ندارم عزت نفس در من مرده می‌خواهم پنهان کنم که چقدر می‌ترسم پس تکبر دارم... تکبر می‌تواند شکلی از توهم و خودبینی ناشی از باور کاذب برتری داشتن بر دیگران باشد. شخص اسیر تکبر، شخصیت حقیری است که می‌خواهد توجه دیگران را جلب کند، اما برعکس باعث می‌شود تا دیگران از او فاصله بگیرند. همانطور که شکسپیر می‌گوید؛" هر چقدر انسان ضعیف‌تر باشد، تکبر در او قوی‌تر است." پس می‌توان نتیجه گرفت که تکبر حالت تغییر شکل یافته عقده حقارت است. برای دقایقی چشمانت را ببند، با غلبه بر تکبر و خودبینی ناگهان متوجه می‌شوی که کسی هستی، متوجه خلاقیت‌ها و استعدادهایت می شوی و به مرور متوجه می‌شوی که جراح خوبی برای ترمیم زخمهای روانی خود و دیگران خواهی بود. بهترین راه برخورد با تکبر این است که وقتی به سراغت می‌آید و سعی در فریب دادنت دارد، در برابرش مقاوم شوی و آن را نادیده بگیری... وقتی تصویر ذهنی از خود را بهبود بخشیدی به عزت نفس بیشتری دست خواهی یافت و وقتی از عزت نفس کافی برخوردار شدی به خودت اعتماد خواهی کرد و در ادامه اعتماد به نفس وعزت نفس خویش را با دیگران سهیم می‌شوی. در اصل لبریز تو به دیگران خواهد رسید. و این به مفهوم فروتنی است. فروتنی در مقابل نخوت و تکبر قرار دارد. هر آنچه را که تکبر از تو می‌گیرد فروتنی به تو باز می‌گرداند.. فروتنی یعنی پرورش گرایشی متواضعانه در خویشتن یعنی نمی‌کوشید دیگران را تحت تاثیر قرار داده یا زیر نفوذ خود در آورید یعنی به توفیق‌های خود فخر نمی‌فروشید.. @lightworkers

هنگامی که تابستان خوشبختی درخت زندگیم را گرم می‌کند، چه آسان شکوفه‌های رایح سپاسگزاری جوانه می‌زنند.... اما پروردگارا، الهی ک
هنگامی که تابستان خوشبختی درخت زندگیم را گرم می‌کند، چه آسان شکوفه‌های رایح سپاسگزاری جوانه می‌زنند.... اما پروردگارا، الهی که از شاخه‌های برهنه‌ی زمستان بدبختی من نیز همواره رایحه سپاس نسبت به تو وزیده شود.... #پاراماهانسا_یوگاناندا @lightworkers

خوب است باور داشته باشیم که در نهایت، دستیابی به آرامش عمیق و پایدار امکان پذیر است. امّا همین امید نیز می‌تواند خودش به منبع آشفتگی تبدیل شود. چشم دوختن به هدفی بسیار گیرا امّا در عمل دست نیافتنی منجر به سرخوردگی و نومیدی می‌شود. هرگز نباید در پی حذف اضطراب باشیم. منابعی از تشویش همواره در درون ما وجود دارد. زندگی آرام، زندگی‌ایی نیست که کاملاً بی‌ سرو صدا و ساکت باشد، بلکه زندگی‌ایی است که در آن خود را متعهد می‌دانیم که آسان‌تر خود را آرام کنیم و در جهت انتظارات واقع بینانه‌تر بکوشیم.... #آلن_دو_باتن @lightworkers

اگر مدت زیادی ماسک بزنی خود واقعی زیر ماسک را فراموش می‌کنی.... @lightworkers
اگر مدت زیادی ماسک بزنی خود واقعی زیر ماسک را فراموش می‌کنی.... @lightworkers

انسانهای معکوس ،نتایج معکوس را جذب زندگی خود می‌کنند.... فرد ی که غمگین است به شادی فکر می‌کند، و برای فرار از اندوه به کوه و جنگل پناه می برد..... فردی برای فرار از یک بحران روانی، تصمیم به ازدواج می‌گیرد ..... زوج جوانی راه حل مشکلات زناشویی را در بچه دار شدن جستجو می‌کنند..... فرد چاقی، به لاغری فکر می‌کند.... تو با چه مورد معکوسی در ذهن خود در کلنجاری؟ برای دقایقی چشمانت را ببند و به همان موضوعی فکر کن که مدتهاست ذهنت را مشغول کرده است...... اگر چاقی به چاقی فکر کن، وقتی به لاغری فکر می‌کنی مساله اصلی را که چاق بودن است، سرکوب می‌کنی.... ناخوداگاه تو را مجبور به خوردن بیشتر می کند، به این امید که آنقدر چاق شوی تا آن را ببینی، و باز تو به لاغری فکر میکنی چون دوست داری که لاغر شوی... بنابراین به آن چیزی فکر می‌کنی که دوست داری، و ناخوداگاه تلاشش را بیشتر می‌کند. برای اینکه از شر چاقی رها شوی، باید چاقی را ببینی، چاق بودن را بپذیری و با آن همراه شوی. وقتی از استرس چاقی رها شدی، می توانی برای اندام مناسب برنامه ریزی کنی. آنگاه ناخودآگاه به جای آنکه در مقابلت بایستد، تا رسیدن به نتیجه مطلوب در کنارت باقی می‌ماند... برای رها شدن از رنج ، باید از رنج عبور کرد، نه هیچ چیز دیگر... @lightworkers

تفاوت تسلیم و سستی در زندگی... تسلیم برای برخی از افراد ،بار منفی شکست،کناره‌گیری،پاسخ ندادن به مبارزه‌های زندگی،رخوت و مانند اینها معنی میدهد. اما تسلیم حقیقی کاملا با این مفاهیم متفاوت است و به آن معنا نیست که با بی‌تفاوتی همه ی شرایط را تحمل کنید و هیچ اقدامی انجام ندهید و برنامه ریزی و عملکرد مثبت را ترک کنید. تسلیم،حکمت ساده و در عین حال والای انعطاف پذیر بودن در برابر جریان زندگی و مقاومت نکردن در برابر آن است.تنها مکانی که می‌توانید جریان زندگی را تجربه کنید حال است. پس تسلیم شدن به معنای پذیرفتن بی‌قید و شرط و کامل لحظه‌ی حال است و نه افسردگی و تنبلی. لازم نیست که خود را فریب دهید که وضعیت زندگیتان هیچ اشکالی ندارد بلکه در حالت تسلیم،شما به طور کامل درک می‌کنید که میخواهید از این وضعیت بیرون بیایید. پس در مورد اکنونتان داوری نمی‌کنید و خود و اطرافیانتان را عذاب نمی‌دهید.احساس منفی و مقاومت ندارید و این لحظه را کاملا می‌پذیرید و سپس اقدامی مثبت در جهت بیرون رفتن از آن وضعیت انجام میدهید.... @lightworkers

هنگامی که نشسته‌اید احساس کنید که بی وزن شده‌اید،و هیچ وزنی ندارید. احساس کنید که وزن در جایی دیگر است. بی‌وزنی را احساس کنید. لحظه‌ای می‌رسد که احساس می‌کنید بی‌وزن هستیید و وزنی وجود ندارد. وقتی که وزنی نیست دیگر بدن نیستید زیرا وزن به بدن متعلق است، نه به شما. شما بی وزن هستید. باید از خواب هیپنوتیزم بیدار شوید. هیپنوتیزم این است: باور “من بدنم هستم و به همین دلیل وزن را احساس می‌کنم”. اگر بتوانید از خواب هیپنوتیزم بیدار شوید و تشخیص دهید که بدنتان نیستید دیگر وزن را احساس نخواهید کرد. و وقتی که وزن را احساس نکنید از ذهن فرا رفته‌اید. تکنیک سیدآسانا، شیوۀ نشستن بودا، بهترین راه بی‌وزنی است. پس روی زمین بنشین، نه روی صندلی یا چیزی دیگر. فقط روی زمین. نشستن در حالت بودا و قفل شدن در آن حالت- دست ها و پاها قفل می‌شوند- کمک می کند زیرا الکتریستۀ درونت به صورت یک مدار در می‌آید. ستون فقراتت را صاف نگه دار. اکنون متوجه می‌شوی که چرا تاکید زیادی روی صاف بودن ستون فقرات شده است. وقتی که ستون فقرات صاف است نیروی جاذبه قسمت کمتری از بدنتان را پوشش می دهد،بنابراین نیروی جاذبه کمتر بر شما تاثیر می‌گذارد. چشمهایتان را ببندید، خودتان را کاملا متعادل کنید،متمرکز شوید. به راست خم شوید و جاذبۀ زمین را احساس کنید. به چپ خم شو ید و جاذبۀ زمین را احساس کنید.به جلو خم شوید و نیروی جاذبۀ زمین را احساس کنید. به عقب خم شوید و نیروی جاذبۀ زمین را احساس کنید. سپس آن مرکزی را پیدا کنید که نیروی جاذبه کمتر از جاهای دیگر در آن احساس می‌شود. همان جا بمانید. بدنتان را فراموش کنید و احساس کنید که وزن نیستید، بی‌وزن هستید. سپس این بی وزنی را احساس کنید. ناگهان بی‌وزن می‌شوید. ناگهان دیگر بدنتان نیستید. ناگهان در دنیای دیگر بی‌بدنی هستید. بی‌وزنی بی‌بدنی است. آنگاه از ذهن هم فرا می‌روید و آن را هم پشت سر می‌گذارید.ذهن هم بخشی از بدن است، بخشی از ماده. ماده وزن دارد. شما وزن ندارید و این اساس این تکنیک است..... #مراقبه‌ی_بی‌وزنی @lightworkers

بسیار ملامتم بکردند کاندر پی او مرو که بدخوست ای سخت دلان سست پیمان این شرط وفا بود که بی‌دوست بنشینم و صبر پیش گیرم دنبالهٔ
بسیار ملامتم بکردند کاندر پی او مرو که بدخوست ای سخت دلان سست پیمان این شرط وفا بود که بی‌دوست بنشینم و صبر پیش گیرم دنبالهٔ کار خویش گیرم #حضرت_سعدی @lightworkers