ar
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

الذهاب إلى القناة على Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

إظهار المزيد
395
المشتركون
+224 ساعات
+97 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات
خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد همیشه سر به گریبان ماتمی دارد تو مرد صحبت دل نیستی، چه می دانی که سر به جیب کشیدن چه عالمی
خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد همیشه سر به گریبان ماتمی دارد تو مرد صحبت دل نیستی، چه می دانی که سر به جیب کشیدن چه عالمی دارد #صائب @lightworkers

هر انسان یک جهان است که موجوداتی کور در شورشی تاریک در مخالفت با "من" در او ساکن شده‌اند. آن "من" که من می‌شناسم آن‌قدرها نمی
هر انسان یک جهان است که موجوداتی کور در شورشی تاریک در مخالفت با "من" در او ساکن شده‌اند. آن "من" که من می‌شناسم آن‌قدرها نمی‌داند تا بداند که آن‌قدر‌ها نمی‌داند. وقتی می‌گویم "من" کدام من دارد سخن می‌گوید؟ من چگونه می‌توانم بگویم خودم را می‌شناسم؟ #جیمز_هالیس چرا انسان‌های خوب کارهای بد می‌کنند؟ @lightworkers

Sufi-relaxing-your-soul.mp327.63 MB

کشته شمشیر عشق، حال نگوید که چون تشنه دیدار دوست، راه نپرسد که چند هر که پسند آمدش چون تو یکی در نظر بس که بخواهد شنید سرزنش
کشته شمشیر عشق، حال نگوید که چون تشنه دیدار دوست، راه نپرسد که چند هر که پسند آمدش چون تو یکی در نظر بس که بخواهد شنید سرزنش ناپسند در نظر دشمنان، نوش نباشد هنی وز قبل دوستان، نیش نباشد گزند این که سرش در کمند جان به دهانش رسید می‌نکند التفات، آن که به دستش کمند سعدی اگر عاقلی، عشق طریق تو نیست با کف زورآزمای، پنجه نشاید فکند #سعدی @lightworkers

دلبستگی دلبستگی انواع متعددی دارد. نخستین رنج، دلبستگی به عادتِ لذت جویی نفسانی است. یک معتاد به این خاطر از ماده مخدر استفاده می کند که میخواهد احساس لذت بخشی که آن ماده مخدر ایجاد می کند را تجربه کند، حتا با وجود آن که می داند با مصرف آن ماده مخدر اعتیادش تشدید خواهد شد. به همین ترتیب، ما به حالت اشتیاق داشتن معتادیم. به محض آن که هوسی ارضا شد، هوس دیگری پیدا می شود. خود موضوع، در مرحله دوم است. واقعیت آن است که ما پیوسته خواهان حفظ حالت اشتیاق هستیم، زیرا همین اشتیاق احساس لذت بخشی در ما ایجاد می کند که خواستار تداوم آن هستیم. اشتیاق، عادتی می شود که نمی توانیم آن را ترک کنیم، یعنی به یک اعتیاد تبدیل می شود و درست همان گونه که یک معتاد به تدریج نسبت به ماده مخدر برگزیده اش مقاومت بروز می دهد و برای ایجاد تخدیر هر بار به مقادیر بیشتری از ماده مخدر نیاز دارد اشتیاق های ما نیز هرچه بیشتر برآورده شوند، پیوسته شدیدتر می شوند. بدین سان ما هرگز نمی توانیم به آنها پایان دهیم، و تا وقتی اشتیاق بورزیم، شادمان نخواهیم بود. دلبستگی بزرگ دیگر دلبستگی به "من" یا خود است؛ همان تصویری که از خویشتن داریم در نزد همه ما، "من" مهمترین شخص در دنیاست. طوری رفتار می کنیم که انگار آهن ربایی هستیم محصور براده های آهن؛ آهن ربا خود به خود براده های آهن را به گونه ای به نظم در می آورد که خود در مرکز آن قرار داشته باشد و با اندکی تأمل می بینیم که همۀ ما به طور غریزی سعی داریم دنیا را مطابق میل خود در آوریم یعنی موارد خوشایند را جذب می کنیم و موارد ناخوشایند را از خود دفع می کنیم. اما هیچ کدام از ما در این دنیا تنها نیست: یک "من" مجبور به تقابل با "من" دیگر است. حوزه مغناطیسی دیگران، که هرکس می خواهد ایجاد کند را مختل می سازد و خود ما هم در معرض جذب و دفع قرار می گیریم. نتیجه فقط می تواند بدبختی و رنج باشد. اگر دلبستگی را به من محدود نکنیم آن را به "مال من" تعمیم می دهیم، یعنی آن چه متعلق به ماست. همه ما نسبت به آن چه در تملک داریم، دلبستگی زیادی نشان می دهیم، زیرا این دلبستگی با ما عجین شده است و تصویر من را تقویت می کند. اگر آن چه شخص مال من می نامد جاودانی بود و من تا ابد برای لذت بردن از آن باقی می ماند این دلبستگی هیچ مشکلی ایجاد نمی کرد. اما واقعیت آن است که دیر یا زود این "من"، از "مال من" جدا می شود. وقت جدایی فرا می رسد و آنگاه، هرچه این چسبیدن به "مال من" بیشتر باشد، رنج بیشتری ایجاد خواهد شد. دلبستگی نیز همچنان گسترش می یابد و دیدگاهها و اعتقادات ما را هم در بر می گیرد. صرف نظر از این که محتوای حقیقی آنها چه باشد و این که درست باشند یا نادرست، اگر به آنها دلبسته باشیم مطمئناً باعث افسردگی ما می شوند. همۀ ما متقاعد شده ایم که دیدگاهها و سنت هایمان بهترین هستند و زمانی که این دیدگاهها و سنت ها مورد انتقاد قرار گیرند، بسیار ناراحت می شویم. اگر سعی کنیم دیدگاههای خود را بیان کنیم و دیگران آنها را نپذیرند باز ناراحت می شویم نمی خواهیم بپذیریم که هر شخصی اعتقادات خودش را دارد. بحث درباره این که کدام نظر درست است، کاری است بیهوده. سودمندتر آن است که همه عقاید از پیش فرض شده را کنار بگذاریم و سعی کنیم واقعیت را ببینیم اما دلبستگی ما به دیدگاهها مانع انجام چنین کاری می شود و ما را همچنان ناشادمان نگه می دارد. در پایان می رسیم به دلبستگی به صور و آداب مذهبی. ما تمایل داریم که بر تظاهرات بیرونی مذهب، بیش از معنای درونی اش تأکید داشته باشیم. و نیز احساس می کنیم کسی که این آداب را انجام ندهد نمی تواند یک فرد مذهبی حقیقی باشد. از یاد می بریم کـه وجـه صوری مذهب بدون جوهره و ذات آن، پوسته ای توخالی خواهـد بود. اگر ذهن سرشار از خشم شهوت و سوءنیت باقی بماند، دینداری به شکل خواندن دعا و انجام آداب و مناسک، بی ارزش است. برای این که حقیقتاً مذهبی باشیم باید سلوکی مذهبی از خود نشان دهیم: پاکی دل عشق و شفقت نسبت به همگان. اما دلبستگی ما به صورتهای ظاهری مذهب باعث می شود که ما به ظاهر آن بیشتر از باطنش اهمیت بدهیم در نتیجه جوهره مذهب را از یاد می بریم و از این رو بدبخت باقی می مانیم. تمامی رنج های ما هرچه که باشد به یکی از این دلبستگی ها مربوط می شود دلبستگی و رنج همیشه با یکدیگر یافت می شوند. #دلبستگی #رنج @lightworkers

دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه ام بود به جا آوردمش، تا پای جان؛ در هر مکان و در هر دقیقه ای.... دوست داشتنت عشق که نبود،
دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه ام بود به جا آوردمش، تا پای جان؛ در هر مکان و در هر دقیقه ای.... دوست داشتنت عشق که نبود، آیین بود بدان مشرف شدم بی قیل و قال و بی بوق و کرنایی... دوست داشتنت نماز که نبود اما گزاردمش ، شبانروزی هزار رکعت به وقت صبح و ظهر و شام... دوست داشتنت زکات که نداشت اما پرداختمش به هر دمی و به هر بازدمی به هر نفس... دوست داشتنت دینی بود که مخفیانه به آن ایمان آوردم، دینی که جز تنهایی ثوابی نداشت... #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

چطور به "خودمان" نه بگوییم؟ راهکاری ساده اما اثربخش برای غلبه بر وسوسه‌ها هر روز شرایطی پیش می‌آید که باید به خودتان نه بگویید.مثلا وقتی پیش‌خدمت منوی دسر را به شما پیشنهاد می‌کند،یا تمایل به این که ورزش نکنید و در خانه بمانید،یا حواس‌پرتی ناشی از پیام‌ها،توئیت‌ها و اخبار وقتی باید روی موضوع مهمی تمرکز کنید. اما چگونه به خودمان نه بگوییم و در برابر وسوسه‌ها مقاومت کنیم؟ یادگیری چگونه نه گفتن به خودتان یکی از مفیدترین مهارت‌هایی است که می‌توانید در خود پرورش دهید. نه گفتن به وسوسه‌های همیشگی می‌تواند به شما کمک کند در مسیر خود پیش بروید و به اهداف مربوط به سلامتی خود دست یابید. این ممکن است کار بزرگی به نظر برسد،اما تغییری در نحوه‌ی گفتگو با خودتان می‌تواند تاثیر بسزایی داشته باشد. در یک مطالعه تحقیقاتی که در مجله‌ی تحقیقات مصرف‌کنندگان منتشر شد،محققان زنان شاغل را متقاعد کردند که در "هم‌اندیشی سلامتی و شادابی" ثبت‌نام کنند.به همه‌ی زنان گفته شده بود که به هدفی بلند مدت مربوط به سلامتی و شادابی که برایشان مهم است فکر کنند.سپس محققان این زنان را به دو گروه تقسیم کردند. به گروه ۱ گفته شد که هر زمان وسوسه شدند از هدفشان چشم‌پوشی کنند،باید از راهبرد "نمی‌توانم" استفاده کنند. مثلا:"نمی‌توانم ورزش امروزم را از دست بدهم." به گروه ۲ گفته شد که هر زمان وسوسه شدند از هدفشان چشم‌پوشی کنند،باید از راهبرد "نمی‌کنم" استفاده کنند. مثلا:"من زمان ورزشم را از دست نمی‌دهم." ده روز بعد،هر نفر ایمیلی دریافت کرد که در آن از او خواسته بودند پیشرفتش را گزارش بدهد. نتایج به این صورت بود: در گروه ۱ (گروه نمی‌توانم)فقط ۱۰ درصد اعضا تمام ان ده روز به هدفشان پایبند بودند. در گروه ۲ (گروه نمی‌کنم) حدود ۸۰ درصد اعضا تمام آن ده روز به هدفشان پایبند بودند. چرا "نمی‌کنم" بهتر از "نمی‌توانم" نتیجه می‌دهد؟ "نمی‌کنم" به شکل انتخاب دیده می‌شود،بنابراین احساس قدرت می‌دهد و تاییدی بر عزم و اراده‌ی شماست. "نمی‌توانم" انتخاب نیست،محدودیتی است که به شما تحمیل می‌شود.به همین دلیل فکر کردن به "نمی‌توانم" به احساس قدرت و اختیار شما لطمه می‌زند. "نمی‌توانم" و "نمی‌کنم" شبیه هم به نظر می‌رسند،اما از نظر روانشناختی این دو کلمه می‌توانند بازخوردهای بسیار متفاوتی ایجاد کنند و در نهایت به اقدامات بسیار متفاوتی منجر شوند. این‌ها صرفا کلمه و عبارت نیستند،بلکه مُهر تاییدی بر باورهای شما هستند و دلایلتان برای انجام کارهایی که می‌کنید و یادآوریِ جایی که قصد دارید به آن برسید.... کتاب #ذهنیت_برنده جستارهایی درباره‌ی رسیدن به اهداف #جیمز_کلییر @lightworkers

از هر چه تو رنجیدی، با دل تو بگو حالی کای دل تو نمی‌گفتی کز خویش شدم خالی؟ این رنج چو در وا شد، دعوی تو رسوا شد زشتی تو پیدا
از هر چه تو رنجیدی، با دل تو بگو حالی کای دل تو نمی‌گفتی کز خویش شدم خالی؟ این رنج چو در وا شد، دعوی تو رسوا شد زشتی تو پیدا شد، بگذار تو نکالی در صورت رنج خود نظاره بکن ای بد کی باشد با این خود آن مرتبه عالی؟ بنگر که چه زشتی تو، بس دیوسرشتی تو این است که کشتی تو، پس از کی همی‌نالی؟ گر رنج بشد مشکل، نومید مشو ای دل کز غیب شود حاصل اندر عوض ابدالی #حضرت_مولانا @lightworkers

آفرینش هر ماهیتی داشته باشد مرگ نیز همان ماهیت را دارد. تجربه این واقعیت جوهر تعلیمات بودا است. ذهن و جسم صرفاً کلافی از فرآیندها هستند که دایماً ایجاد می شوند و نابود می گردند. رنج هنگامی ظاهر می شود که ما نسبت به این فرایندها و آن چه در واقع فانی و بی بنیاد است، دلبستگی پیدا کنیم. اگر بتوانیم ماهیت بی دوام این فرایندها را بی واسطه درک کنیم، دلبستگی مان به آنها از بین می رود کاری که مراقبه گران بر عهده می گیرند نیز چنین است: درک ماهیت ناپایدار خویش به کمک مشاهده حسهای متغیر درونی. مراقبه گران، هرگاه حسی بروز می کند واکنشی نشان نمی دهند و می گذارند که آن حس ظاهر شود و بعد از بین برود. آنها با انجام این کار اجازه می دهند که قیود دیرینه ذهن به سطح بیاید و از بین برود. وقتی قید و بندها و شرایط ذهنی قبلی و دلبستگی ها از بین بروند، رنج نیز از بین می رود و ما رهایی را تجربه می کنیم. این کاری است طولانی که به کاربرد مستمر نیاز دارد ثمرات آن در هر قدم از مسیر ظاهر می شود، اما برای رسیدن به آن، لازم است مکرراً کوشش نمود. تنها با صبر، استمرار و تداوم است که مراقبه گر می تواند بسوی هدف پیش برود. #مراقبه #بودا @lightworkers

در معبد بمبئی مجسمه‌ای از خدای شیوا با سه سر وجود دارد. یکی از سرها ظریف و زیباست و دیگری ترسناک است. سر دوستانه در مرکز قرار
در معبد بمبئی مجسمه‌ای از خدای شیوا با سه سر وجود دارد. یکی از سرها ظریف و زیباست و دیگری ترسناک است. سر دوستانه در مرکز قرار دارد و مهربان و خوشحال بنظر می رسد؛ زیرا موفق به پذیرش هر دو بعد خود شده... #رقص_سایه #دیوید_ریکو @lightworkers

رستاخیز تو مرده بودی و هیچکس نبود که به تو یادآوری کند که باید زنده شوی. مرگ، ماجرای ساکت و سمجی‌ست که مخفیانه می‌خزد در آدم
رستاخیز تو مرده بودی و هیچکس نبود که به تو یادآوری کند که باید زنده شوی. مرگ، ماجرای ساکت و سمجی‌ست که مخفیانه می‌خزد در آدم و  پیش از آنکه باخبر شوی، قرن‌هاست که مرده‌ای... شغل من این است که با کلمات به گورستان می‌روم و به  هر مرده‌ای کلمه‌ای تعارف می کنم، خیرات من خرمای کلمات است. من مردگان زیادی را می‌شناسم که به مردن خویش عادت داشتند و‌ کاری جز تداوم مرگ بلد نبودند اما کلماتی را شنیدند و زنده شدند. ما هر صبح نباید که فقط از خواب برخیزیم که باید از خاک برخیزیم. رستاخیز، وظیفه‌ای‌ست هر روزه بر دوش تک تک مردگانی که ماییم… #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

بزرگ‌سالی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در می‌یابد بهتر است به خاطر دلیلی درست رنج کشید تا به خاطر دلیلی اشتباه لذت برد... از کت
بزرگ‌سالی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در می‌یابد بهتر است به خاطر دلیلی درست رنج کشید تا به خاطر دلیلی اشتباه لذت برد... از کتابِ #شاد_بودن_کافی‌_نیست #مارک_منسن @lightworkers

با رویا می‌توان به شیوه‌های مختلفی روبرو شد... به طور عینی : در این روش، رؤیا بر اساس زندگی واقعی شخص در دنیای بیرون مورد توجه قرار می‌گیرد.برای مثال اگر خواب ببینید ماشینتان خراب شده است شاید این خواب می‌خواهد به شما بگوید آن را به تعمیرگاه ببرید. به طور ذهنی : در این شیوه رؤیا بر اساس آنچه که شخصیت خود خواب بیننده نشان می‌دهد مورد توجه قرار می‌گیرد.این بار ممکن است منظور از ماشین ، خود شما باشید شاید مشکلی در سلامتی شما وجود دارد که به ناخودآگاه شما نق میزند که وقت آن است سری به پزشک بزنید. به طور جمعی : اگر رؤیا حاوی نمادهای ماورایی و کهن الگویی باشد میتوانیم به تفسیرهای اسطوره‌ای و ناخودآگاه جمعی نظر داشته باشیم.این بار ممکن است اتومبیل نشانه وسیله نقلیه ای باشد که می خواهد شما را در سفر زندگی همراهی کند، بنابراین رؤیا به این نکته اشاره دارد که باید به پیشرفت معنوی در زندگی توجه کنید... #خود_آموز_یونگ @lightworkers

گر سر دنیا نداری تاجدار عالمی گر به دل بیرونی از عالم سوار عالمی از پریشان خاطری در راه سیل افتاده ای گر کنی گردآوری خود را ح
گر سر دنیا نداری تاجدار عالمی گر به دل بیرونی از عالم سوار عالمی از پریشان خاطری در راه سیل افتاده ای گر کنی گردآوری خود را حصار عالمی از سیه کاری نهان از توست اسرار جهان گر بپردازی به خود آیینه دار عالمی چون صدف دریوزه گوهر ز نیسان می کنی غافلی از خود که بحر بیکنار عالمی کاروانسالار گردون است روح پاک تو زین تن حیوان صفت در زیر بار عالمی نغمه شوخی ندارد چون تو قانون فلک پرده ساز و پرده سوز و پرده دار عالمی گر توانی بر لب خود مهر خاموشی زدن بی سخن همچون سلیمان مهردار عالمی پای در دامن کش، از سنگ ملامت سرمپیچ شکر این معنی که نخل میوه دار عالمی می توان بر توسن گردون به همت شد سوار از چه سرگردان درین مشت غبار عالمی؟ گنج قدسی، در خراب آباد دنیا مانده ای آب دریایی، ولی در جویبار عالمی همچو بوی گل که در آغوش گل از گل جداست هم برون از عالمی، هم در کنار عالمی فکر بی حاصل ترا مغلوب غم ها کرده است ورنه از تدبیر صائب غمگسار عالمی #صائب @lightworkers

هنگامی که صحبت می‌کنید ، برای واژگان مراجعه در ذهن هست شما دوگانه‌اید... هنگامی که مشاجره می‌کنید رجوع است به خاطراتی که از شخص مقابل دارید شما دوگانه‌اید... هنگامی که محبت می‌ورزید.... رجوع دارید به خیل واژگان آموخته شده رجوع دارید به خاطرات نیک شما دوگانه اید... از اکنون به ویژه در مشاجرات به ویژه در مهرورزی به ویژه به ویژه به ویژه...... (همه‌ی لحظات ویژه‌اند) هر لحظه یک واژه بسازید، از تکرار آنچه قبلاً گفته‌اید پرهیز کنید . این کار نیازمند شجاعت واعتماد است. اگر در مقابل ،حضور را ایجاد کنید ،در می یابید هنگام این کار بسیار خردمند هستید ، چرا که در این حالت اظهارات و گفته‌ها از شما سرچشمه می‌گیرند ونه از ذهن و انبار گذشته‌ی شما ممکن است لحظاتی هم از منابع برتر نشٲت بگیرند... بگذار عمل تو و کلام تو از قلبت باشد و نه ذهنت... #تمرین @lightworkers

از نظر یونگ رؤیاها و نمادها هرگز بی‌ربط یا بی‌معنا نیستند. از طرفی همیشه هم مستقیماً به امور مادی ارتباط ندارند ، به همین دلی
از نظر یونگ رؤیاها و نمادها هرگز بی‌ربط یا بی‌معنا نیستند. از طرفی همیشه هم مستقیماً به امور مادی ارتباط ندارند ، به همین دلیل هم بسیاری از افراد آنها را بی‌اهمیت تلقی می‌کنند. یونگ از این موضوع سر در نمی‌آورد که چرا با اینکه ما تقریباً هر شب از روان ناخودآگاه خود پیامهایی را دریافت می‌کنیم به خودمان زحمت درک معانی آنها را نمی‌دهیم و غالبا به آنها اعتماد نمی‌کنیم و یا حتی آنها را مسخره می‌کنیم . یونگ دلش می‌خواهد بداند ناخودآگاه ما در باره‌مان چه فکری می‌کند.... #خود_آموز_یونگ @lightworkers

زیبایی یک شیوه مبارزه است... زشتی‌های بیرون روی چشم آدمها می‌نشیند و کم‌کم از مردمک چشم آدم به تن آدم نفوذ می کند.کسی که زشتی روی چشمش بنشیند آهسته آهسته زشت بین می‌شود، بعد به زشتی‌ها عادت می‌کند و روزی می‌رسد که به زشتی‌ها معتاد می‌شود. یعنی برای زنده ماندن باید هر روز زشتی ببیند. زشتی بشنود. زشتی بنوشد. زشتی بخورد. زشتی بگوید. زشتی بپوشد. وقتی زشتی‌ها روی چشم ‌‌و گوش و دست و پا و زبان و نفس و جان ما نشست. فکرهایمان زشت می‌شوند. کارهایمان زشت می‌شود. آرزوهایمان زشت می‌شود و رویاهایمان زشت می‌شود و خواب‌هایمان زشت می‌شود، بیدارهایمان هم زشت می‌شود... #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

تازه کن ایمان نی از گفت زبان ای هوا را تازه کرده در نهان کرده‌ای تاویل حرف بکر را خویش را تاویل کن نه ذکر را #حضرت_مولانا @li
تازه کن ایمان نی از گفت زبان ای هوا را تازه کرده در نهان کرده‌ای تاویل حرف بکر را خویش را تاویل کن نه ذکر را #حضرت_مولانا @lightworkers