Light Workers🔆
الذهاب إلى القناة على Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
إظهار المزيد379
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+57 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات
«سلامٌ لأرضٍ خُلقت للسلام
و ما رأت یوماً سلاما.»
سلام بر زمینی که برای صلح آفریده شد
و هیچ روزی رویِ صلح ندید.
@lightworkers
کتاب
#چهل_دیدار
#افسانه_خدامراد
دیدار بیست و شش تا دیدار چهلم
فرامرز کوثری(کیمیا)
@lightworkers
نیلوفر آبى را دیدهاى؟
چگونه در مرداب مىروید،
در مرداب مىبالد،
از مرداب برون مىآید
و بر فراز مرداب مىشکفد
بىآنکه به مرداب آلوده شود؟
من نیز در جهان زاده شدم،
در جهان پرورش یافتم
اما چون از جهان فراتر رفتم،
ناآلوده به جهان
در آن زندگى مىکنم...
#آنگوتارا_نیکایا
@lightworkers
کتاب
#چهل_دیدار
#افسانه_خدامراد
دیدار بیست و یک تا دیدار بیست و ششم
فرامرز کوثری(کیمیا)
@lightworkers
صلح جهانی
زمانی آغاز خواهد شد
که هر یک از ما
به جنگهای درون خود
پایان دهیم......
@lightworkers
کتاب
#چهل_دیدار
#افسانه_خدامراد
دیدار یازدهم تا دیدار بیستم
فرامرز کوثری(کیمیا)
@lightworkers
بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک
شهری تمام غلغله و ماجرای تست
قومی هوای نعمت دنیا همی پزند
قومی هوای عقبی و ما را هوای تست
کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست
جاوید پادشاهی و دائم بقای تست
گر میکشی به لطف گر میکشی به قهر
ما راضییم هرچه بود رای رای تست
امید هر کسی به نیازی و حاجتی است
امید ما به رحمت بیمنتهای تست
هر کس امیدوار به اعمال خویشتن
سعدی امیدوار به لطف و عطای تست
#سعدی
@lightworkers
زین بدن اندر عذابی ای بشر
مرغِ رُوحت بسته با جنسی دِگر
روح، بازست و طبایع ، زاغ ها
دارد از زاغان و جُغدان داغ ها
او بمانده در میانشان زار زار
همچو بوبکری به شهر سبزوار
صیّادی آهویی شکار کرد و به طویله گاوان و خَرانِ خود انداخت. وقتی که جلو آنها کاه ریخت آن زبان بسته ها با اشتهای عجیبی شروع به خوردن کردند. امّا آن آهو هراسان از این سو بدان سو می دوید و اصلاََ لب به کاه نمی زد. وقتی گاوان و خران دیدند که او از غذای آنان نمی خورد مسخره اش کردند و هر یک سخنی طنز آلود نثارش نمود. آهو گفت: این کاه، ارزانی خودتان باد. من پیش از آنکه گرفتارِ این طویله شوم در کنارِ جویبارانِ زلال و گلزارانِ مصفّا می خرامیدم. یکی از خران سخره کنان بدو گفت: دیگر بس است اینقدر یاوه سرایی مکن. آهو جواب داد: من یاوه نمی گویم بلکه نافۀ عطرآگینِ من بر صدق گفتارم گواه است. امّا په کنم که بوی نافه را شما نمی شنوید زیرا مشامتان به بوی پُشک و سرگین عادت کرده است.
هر کس از بادۀ کبرای حقیقت جرعه ای پیموده باشد در این دنیا نمی خرامد زیرا شیفتۀ آن جهان است و کسی که به کاهدانی دنیا خو کرده باشد به دنیا خوش است. در این حکایت «آهو» کنایه از اهل الله، و «آخور» کنایه از دنیا، و «گاوان» و «خران» کنایه از مردم دنیا طلب و شهوت پرست، و «صیّاد» کنایه از حضرت حق است که طبق حکمت و مشیّتِ خود، اهل الله را نیز بدین دنیا آورده است. اهل الله در اصطبلِ این دنیا غریب اند و چون به روضاتِ معنوی عادت کرده اند. برای متاعِ دنیوی که حریصان از دستِ یکدیگر به یغما می برند. اعتباری نمی نهند. پس رفتار و گفتار و کردارشان برای ابنای دنیا غریب و مجنون وار است.
مولانا به مناسبتِ بیان حالِ غریبانۀ اهل الله در دنیا، گریزی می زند به غربتِ روح در عالمِ جسم و می گوید همانطور که سر کردن با ناهمجنس عذابی الیم است برای روح. پس روح های پاک هر دَم می خواهند خرقۀ کالبد را بشکافند و در فضای بی چون و چند الهی پرواز کنند.
#حضرت_مولانا
#مثنوی_معنوی
@lightworkers
وقتی شخصی در مییابد
که هیچ حقی، هیچ مایملکی ندارد
و تا ابد از آن کسی است که در همه حاضر است،
از بندهای نفرت، آز و شهوت رها می شود.
و آنگاه لبریز از آرامشی میشود که فراسوی ادراک آدمی است....
@lightworkers
مرا که از رخ او ماه در شبستان است
کجا بود به فروغ ستاره پروایی
فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب
که حیف باشد از او غیر او تمنایی
#حضرت_حافظ
@lightworkers
عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه می دانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه می دانی؟
من مست می عشقم، و از توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد، می خواره چه می دانی؟
#هما_میرافشار
#فرشید_کاکاوند
#وحید_تاج
@lightworkers
کتاب
#چهل_دیدار
#افسانه_خدامراد
فرامرز کوثری(کیمیا)
دیدار اول تا دیدار دهم
@lightworkers
عاشق نشدی زاهد ، دیوانه چه می دانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه می دانی؟
لبریز می غمها، شد ساغرِ جان من
خندیدی بگذشتی، پیمانه چه می دانی؟
یک سلسله دیوانه، افسون نگاه او
ای غافل از آن جادو، افسانه چه می دانی؟
من مست می عشقم، و از توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد، می خواره چه می دانی؟
تا چند فریبی خلق با نام مسلمانی
عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن
سر بر سر سجاده، می خوردن پنهانی
ای بت نپرستیده، بت خانه چه می دانی؟
تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود یکی باشد، بیگانه چه می دانی؟
تا چند فریبی خلق، با نام مسلمانی
سر بر سر سجاده، می خوردن پنهانی
روزی که فرو ریزیم بنیاد تعصب را
دیگر نه تو مانی، نه ظلم و پریشانی
#هما_میرافشار
@lightworkers
پیامبری به دنیا آمده
هر بار که تو عاشق شوی پیامبری به دنیا خواهد آمد، جهان از بیعشقیست که کافر شده است....
اگر میخواهید مردگان زنده شوند و بیماران شفا یابند، باید که شربت دوست داشتن به ایشان بدهید....
آدمها از بیعشقی است که بیمار می شوند،آدمها از بیعشقی است که می میرند....
ایمان نام دیگر عشق است و مومنان همان عاشقانند این را پیامبری به من گفت که به جرم عشق بر صلیبش کشیدند...
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
دردانه ای
ای خدا مجنون آن لیلی کجاست
تا به گوشش دردمیم افسانهای؟
#حضرت_مولانا
#خشایار_کاکاوند
@lightworkers
میزنم حلقه در هر خانهای
هست در کوی شما دیوانهای
مرغ جان دیوانه آن دام شد
دام عشق دلبری دردانهای
عقلها نعره زنان کآخر کجاست
در جنون دریادلی مردانهی؟
ای خدا مجنون آن لیلی کجاست
تا به گوشش دردمیم افسانهای؟
ز آنک گوش عقل نامحرم بود
از فسون عاشقان بیگانهای
سلسله زلفی که جان مجنون او است
میل دارد با شکسته شانهای
شهر ما پرفتنه و پرشور شد
الغیاث از فتنه فتانهای
زوتر ای قفال مفتاحی بساز
کز فرج باشد ورا دندانهای
هین خمش کن کژ مرو فرزین نهای
کی چو فرزین کژ رود فرزانهای؟
#حضرت_مولانا
@lightworkers
هيچ چیز آن قدر زشت نيست
كه در آن زيبايی وجود نداشته باشد....
و هيچ چيز آن قدر زيبا نيست
كه در آن زشتی وجود نداشته باشد....
@lightworkers
وای آن دل
هست مستی که مرا جانب میخانه برد
جانب ساقی گلچهره دردانه برد
هست مستی که کشد گوش مرا یارانه
از چنین صف نعالم سوی پیشانه برد
#حضرت_مولانا
#فرشید_کاکاوند
#وحید_تاج
@lightworkers
وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
مرده آن تن که بدو مژده جانی نرسد
سیه آن روز که بینور جمالت گذرد
هیچ از مطبخ تو کاسه و خوانی نرسد
وای آن دل که ز عشق تو در آتش نرود
همچو زر خرج شود هیچ به کانی نرسد
سخن عشق چو بیدرد بود بر ندهد
جز به گوش هوس و جز به زبانی نرسد
مریم دل نشود حامل انوار مسیح
تا امانت ز نهانی به نهانی نرسد
حس چو بیدار بود خواب نبیند هرگز
از جهان تا نرود دل به جهانی نرسد
غفلت مرگ زد آن را که چنان خشک شدست
از غم آنک ورا تره به نانی نرسد
این زمان جهد بکن تا ز زمان بازرهی
پیش از آن دم که زمانی به زمانی نرسد
هر حیاتی که ز نان رست همان نان طلبد
آب حیوان به لب هر حیوانی نرسد
تیره صبحی که مرا از تو سلامی نرسد
تلخ روزی که ز شهد تو بیانی نرسد
#حضرت_مولانا
@lightworkers
هرکسی که فکر میکند
باغبانی در بهار آغاز میشود
و در پاییز خاتمه مییابد
از بهترین بخش سال غافل مانده است: زمستان...
و زمانی که رؤیای باغ
در اندیشه باغبان شکل میگیرد...!
#ژوزفین_نوس
@lightworkers
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
