Light Workers🔆
الذهاب إلى القناة على Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
إظهار المزيد379
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
می خواهم دوستت بدارم
و به دين " ياسمن " درآيم
و "مناسک" بنفشه بجا آرم !
و از نوای بلبل دفاع کنم ،
دوستت دارم
و نقطه ای در پايان سطر نمی گذارم...
#نزار_قبانی
@lightworkers
بر اساس تئوری انتخاب، تنها کسی که می توانیم کنترلش کنیم؛ خود ما هستیم.
اگر رابطه ناموفقی داریم، باید بیندیشیم و ببینیم خود من چه میتوانم انجام دهم که باعث بهبودی رابطهام شود و نه این که سعی کنم دیگری را تغییر دهم. تقریبا در تمامی موارد هنگامی که دست از کنترل بیرونی برمیداریم، همسرمان نیز تغییر میکند. اما تئوری انتخاب چیزی ورای رهایی از کنترل بیرونی است. طبق تئوری انتخاب، ما باید تا جایی که امکان دارد به همسرمان کمک کنیم تا نیازهایش را ارضا کند.
برای دستیابی به این هدف لازم است، هفت عادت مهرورزی و پیونددهنده را جایگزین رفتارهایی که رابطه را تخریب میکنند، کنیم. این رفتارهای پیونددهنده عبارت اند از:
۱) گوش کردن،
۲) حمایت کردن،
۳) تشویق نمودن،
۴) احترام گذاردن،
۵) اعتماد کردن،
۶) پذیرفتن فرد همان گونه که هست،
۷) گفتگوی همیشگی بر سر اختلافات.
@lightworkers
#بریده_کتاب
مجبور نیستی هیچ چیزی بشوی!
به خودت فشار نیاور. با احتیاط جلو برو و تا وقتی حس نکردی چیزی مناسب است احتیاط را کنار نگذار.
شاید هیچ چیز مناسب نباشد.
شاید تو جادهای نه مقصد.
عیبی ندارد، جاده باش. اما مراقب باش این جاده برای از پنجره بیرون نگاه کردن چیزی داشته باشد.
تو با جستوجوی معنای زندگی به شادمانی دست پیدا نمیکنی.
معنا سومین چیز مهم است، بعد از دوست داشتن و وجود داشتن.
انسانها
#مت_هیگ
@lightworkers
تعریف واژه روح آسان نیست، اصولا تعریف دادن کار ذهن است در صورتیکه ابزار کار روح تجسم است. ما به صورت غریزی میدانیم که روح ماهیتی عمیق و اصیل دارد.
در زبان گفتار وقتی میخواهیم از یک قطعه موسیقی و یا یک شخص تعریف کنیم می گوییم موسیقی روحنوازی است یا آن فرد روح بزرگی دارد.
روح در تمام ارکان زندگی حضور دارد : غذای خوب، گفتگوی صمیمانه،دوستان نزدیک،تجاربی که به صورت خاطرهای دلنشین در آدمی میماند و در قلب او اثری ماندگار بر جای میگذارد.
متاسفانه جایگاه روح در نزد بسیاری از روانشناسان مدرن امروزی در نظر گرفته نمیشود ، پایه و اساس کار آنها ایگو محور است که اصلا کافی نیست . به عقیده آنها همین که انسان بر خود تسلط داشته باشد ، بتواند احساساتی از قبیل عشق و خشم را ابراز کند ، وزنش را متعادل کند و کمی هم تفکر و برنامه داشته باشد کافی است تا بر تمامی مشکلاتش فائق بیاید!
مسائل عاطفی زمان ما، مشکلاتی که ما روان درمانگران به طور روزانه با آن سر و کار داریم شامل موارد زیر است:
احساس خلا و پوچی،بی معنایی،افسردگیهای بی دلیل،سرخوردگی از ازدواج،خانواده و روابط عاطفی،از بین رفتن ارزش ها،حسرت نرسیدن به آرزوها،تشنگی معنوی،و...
تمام این علائم نشان از خلا روح در زندگی ما دارد. ما به صورتی افراطی به دنبال تفریح و سرگرمی،قدرت طلبی،ارضا امیال جنسی و مادیات هستیم و خیال میکنیم که اگر ناجی یا مشاور جدیدی پیدا کنیم تمام مشکلات مان حل میشود، اما واقعیت این است که بدون حضور روح هیچ یک از اینها ما را راضی نمی کند زیرا آن چیزی که ما واقعا در جستجویش هستیم روح و معنا است.
برای داشتن چیزهای بیشتر حرص می زنیم اما هر چه بیشتر به دست میآوریم افسردهتر میشویم.گمان میکنیم با بیشتر داشتن خلاهایمان پر میشود .
در حقیقت سعی میکنیم با کمیت ، کمبود کیفیت را جبران کنیم.
اگر یاد بگیریم از روحمان مراقبت کنیم، روح میتواند نیازهایش را با زبان حس ها نشان دهد. شخصی که با روح خود در ارتباط است شخصیتی چند وجهی و پیچیده دارد و درد و لذت و پیروزی و شکست را توأمان درک میکند. این شخص نیز مانند سایرین لحظات سیاهی و جنون را تجربه میکند. زندگی بدون مشکل توهی بیش نیست و تنها زمانی که این طرز فکر را کنار بگذاریم میتوانیم خود را بشناسیم و آنچه هستیم را بپذیریم. شناخت و پذیرش خود ، اساس کار روح است....
#توماس_مور
کتاب: مراقبت از روح
ترجمه : ندا صابری
@lightworkers
#بریده_کتاب
همراهی با روح خود
چگونه می توان تفاوت میان روح و منیّت را شرح داد؟
در حقیقت منیّت شما پیوسته نیاز به شناختن دارد، اما روحتان از شناختن بی نیاز است.
منیّت شما در ترس و هراس به سر می برد، اما روحتان در اعتماد و اطمینان کامل، زندگی می کند.
منیّت شما وقتی اوضاع بر وفق مراد نیست مقاومت می کند، اما روحتان تسلیم می شود و به جریان رودخانه ی زندگی اعتماد می کند.
منیّت در گذشته سیر می کند اما روحتان با این آگاهی ژرف که لحظه ی حاضر همه ی آن چیزی ست که وجود دارد، در زمان حال می زید.
#دبی_فورد
جدایی معنوی
@lightworkers
ذهن و افکار ایجاد کننده تمام مشکلات ما هستند.
درافکار هیچ چیز نو ، تازه و خلاقانه ای وجود ندارد.
هر چه دارد کهنه و مندرس است.
متاسفانه ما باور کرده ایم که برای حل مشکلات زندگی باید به افکار خودمان رجوع کنیم در صورتی که این تفکر بر اساس آموزه های عرفای بزرگ اشتباه بزرگی است.
استفاده از ذهن و افکار برای غلبه بر مشکلات، گرفتاری ها و مسائل زندگی نه تنها موثر نیست بکله تشدید کننده آنهاست.
اگر باور ندارید به گذشته و مشکلاتی که داشتید رجوع کنید کدامیک از آنها برطرف شدند؟
البته ممکن است برای چند روزی برطرف شدند ولی بعد از مدتی همان مشکل ولی این دفعه با شکل و شمایلی دیگر خودش را نشان داده است.
و یا می توانیم تا اینجای کار که از ذهن و فکر برای حل مشکلات استفاده می کردیم به درون خودمان رجوع کنیم و از خودمان این سوال را بکنیم:
آیا من در زندگی خودم آرامش روحی و روانی دارم؟
البته اینجا منظور آرامش و صلحی است که همیشه پایدار باشد و هیچ چیزی حتی بزرگترین مشکلات زندگی نتوانند آن را به هم بزنند.
یا نه ، هر لحظه در حال جنگ ستیز با خود و اطرافیان هستم.
اگر اینطوری است باید مسیر خودمان را عوض کنیم.
@lightworkers
محبوب من!
عدالت یعنی هرچیزی، هرکسی، سرجای خودش باشد.
عدل این است که شما در دل ما باشید.
#محمد_صالح_علاء
@lightworkers
#بریده_کتاب
نکتهی خاص و گرانبها در دوستیِ شگفتانگیزِ ما این است که هیچکداممان، در طول این سالهای بلندِ پرخاطره، خود را مختصری هم تغییر ندادیم تا شبیه دیگری کنیم.
برای حفظ دوستی، حفظ شخصیت نکردیم و بههم باج «هرچه بخواهی، همان درست است» ندادیم.
محمود، محمود باقی ماند، با جملگی خصلتهایش، و من، من ماندم.
ما هر دو تغییر کردیم، فراوان، اما هرگز شبیه هم نشدیم.
این راز بزرگ و محور اساسی دوستی ما بود.
یکی در دیگری مستحیل نشد.
و یکی نکوشید که در راه تکدی دوستی، خویشتنِ خویش را فرو بگذارد.
ابوالمشاغل
نادر ابراهیمی
@lightworkers
در هنگام خشم به خودت نگاه کن
ببین که کدام من حقیر در تو بیدار است
با خودت صادقانه موشکافی کن
خشم خشم نیست...
خشم شهوت سرکوب شده است...
خشم حقارت است...
خشم عدم ارضاء ذهن است...
خشم حسادت است...
خشم خودکوچک بینیست...
خشم خود بزرگ بینیست....
خشم خود را ببین...
خشم تو چیست؟!!
در هنگام خشم نفسهای عمیق بکش ببین خشم به کجا میرود....
#تمرین
@lightworkers
پرتویی در راهم افکن، ای چراغِ عافیت
تا بجویم مقصدِ افتاده اندر پیش را
#معینی_کرمانشاهی
@lightwirkers
چنان سرمست و شیدایم که پا از سر نمی دانم
دل از دلبر نمی یابم می از ساغر نمی دانم
برو ای عقل سرگردان زجان من چه می جوئی
که من سرمست و حیرانم به جز دلبر نمی دانم
شدم از ساحل صورت به سوی بحر معنی باز
چه جای بحر و بر باشد به جز گوهر نمی دانم
دلم عود است و آتش عشق و سینه مجمر سوزان
همی سوزد درون عودم درین مجمر نمی دانم
من آن دانای نادانم که می بینم نمی بینم
از آن می گویم از حیرت که سیم از زر نمی دانم
چو دیده سو به سو گشتم نظر کردم به هر گوشه
به جز نور دو چشم خود درین منظر نمی دانم
زهر بابی که می خوانی بخوان از لوح محفوظم
که هستم حافظ قرآن ولی دفتر نمی دانم
برآمد نورسبحانی چه کفر و چه مسلمانی
طرین مؤمنان دارم ره کافر نمی دانم
به جز یاهو و یا من هو نمی گویم به روز و شب
چه گویم چون که در عالم کسی دیگر نمی دانم
ندیم بزم آن ماهم حریف نعمت اللهم
درون خلوت شاهم برون در نمی دانم
هم او صورت هم او معنی هم او مجنون هم او لیلی
به غیر از سید و یاران شه و چاکر نمی دانم
#شاه_نعمت_الله_ولی
@lightworkers
دویی از خود برون کردم، یکی دیدم دو عالم را
یکی جویم، یکی گــویم، یکی دانــم، یکی خوانم
اولین گام را که برآستانۀ آسمان مینهی، در چرخشی بیاختیار غوطه میخوری. در هیاهویِ ها و هو، با هو و ها، هو میشوی، رنگ میگیری و در چرخۀ رنگها با زمزمۀ سماعگرانِ عرشی در گردابی از هو، با هستی و خالقت یکی میشوی، هیچ میشوی، همه هو میشوی، همه او میشوی...
@lightworkers
عالم دو است
عالم دو است :
یکی عالم آفاق،
دیگر عالم انفس ؛
و ذلک قوله : « سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم ». عالم انفس آدم است و آدمی زاد، چنانکه در عالم آفاق زمین است و آسمان و آفتاب و ماه و ستارگان و نور و ظلمت و رعد و برق و غیر آن، در عالم انفس همچنانست. زمینش عقیدت، آسمانش معرفت، ستارگانش خطرت، ماهش فکرت، آفتابش فراست، نورش طاعت، ظلمتش معصیت، رعدش خوف و مخافت، برقش رجاء و امنیت، ابرش همت، بارانش رحمت، درختش عبادت، میوهاش حکمت. شاه این عالم کیست؟ دل این شاه را وزیر کیست؟ عقل سپاهش، حواس چاکرش، دست و پای جاسوسش، گوش رقیبش، چشم ترجمانش، زبان داعیش، خاطر رسولش، الهام سفیرش، علم سلطانش! حق جل جلاله پاکست و بزرگوار. آن خداوندی که مشتی خاک چنین صنعی پیدا کرد، و در آفرینش وی قدرت خود اظهار کرد. ازین عجبتر که از جوهری عالمی آفرید و از بادی عیسی مریم آفرید، و از سنگی ناقه صالح آفرید، و از عصاء موسی ثعبانی آفرید، و از دودی آسمان آفرید، از نوری فریشتگان آفرید، از ناف آهویی مشک بویا، از گاوی بحری عنبر سارا، از کرمی قزی مایهٴ دیبا، از مگسی عسلی مصفی، از خاری گلناری زیبا، از گیاهی حلوائی باشفا. حق جل جلاله می نماید که : صانع بی علت منم، کردگار بی آلت منم، قهار بی حیلت منم، غفار بی مهلت منم، ستار هر زلت منم : « لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم » در آفرینش آدم طورها ساخت، یکبار گفت : از خاک آفریدم او را « کمثل آدم خلقه من تراب » جای دیگر گفت : از گل آفریدم : « انی خالق بشرا من طین » جای دیگر گفت : از سلاله آفریدم : « ولقد خلقنا الانسان من سلالة » جای دیگر گفت « من حماء مسنون » جای دیگر گفت : « من صلصال کالفخار » ؛ معنی آنست که اول خاک بود گل گردانید ؛ گل بود، سلاله گردانید ؛ سلاله بود، حماء مسنون گردانید ؛ حماء مسنون بود، صلصال گردانید ؛صلصال بود، جانور گردانید ؛ مرده بود، زنده گردانید ؛ سفال بود، گوشت و پوست و رگ و پی و استخوان گردانید ؛ نادان بود، دانا نادان بود، دانا گردانید. چون او را بحال کمال رسانید، بر خود ثنا کرد که : « لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ». همچنین فرزند آدم نطفه بود، علقه گردانید ؛ علقه بود، مضغه گردانید ؛ مضغه بود، عظام و لحم گردانید ؛ مرده بود، زنده گردانید ؛ نادان بود، دانا گردانید ؛ آنگه بر خود ثنا کرد که : « فتبارک الله احسن الخالقین ». خاک را و نطفه را از حال بحال میگردانید، تا تا آنچه در ازل حکم کرده و قضا رانده بروی برفت. همچنین سعید را و شقی را از حال بحال میگردانید گه در طاعت، گه در معصیت، گه در مجلس علم، گه در مجلس خمر ؛ گه شادان و گه گریان ؛ تا آخر عهد که عمر شمرده بسر آید و حکم ازلی درآید.
#کشف_الاسرار_وعدة_الابرار
@lightworkers
#بریده_کتاب
شادمانی و توفیق شما در زندگی بستگی دارد به پاسبانی که بر دروازه اندیشههای خود میگمارید.
زیرا این اندیشهها دیر یا زود در بیرون متبلور میشوند و عینیت مییابند.
مردم فکر میکنند که با فرار از موقعیتی ناخوشایند میتوانند از شر آن خلاص شوند.
بی خبر از اینکه به هر کجا بروند با همان وضع روبرو میشوند و آنقدر این تجربهها در زندگی آنها تکرار میشود تا درسهایی را که باید بیاموزند؛ فراگیرند.
#فلورانس_اسکاول_شین
@lightworkers
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بسیار فتاده بود اندر غم عشق
اما نه چنین زار که این بار افتاد
سودای تورا بهانه ای بَس باشد
مدهوش تو را ترانه ای بَس باشد
در کشتن ما چه میزنی تیر جفا
ما را سر تازیانه ای بس باشد
#حضرت_مولانا
#شهرام_ناظری
آلبوم #یادگار_دوست
@lightworkers
آورده اند که آن عزیزی در راهی می رفت، درویشی پیش آمد،
گفت: از کجا می آیی؟ گفت: هو.
گفت: کجا می روی؟ گفت: هو.
گفت: مقصودت چیست؟ گفت: هو.
از هرچه سؤال کرد جواب این یافت که هو.
از بس که دو دیده در خیالت دارم
در هر چه نگه کنم تویی پندارم
#هو
#روح_الارواح
@lightworkers
هو
بدان که معنی «هو» او بُوَد، و در میان عوام تا «هو» را با «الله»1 تعریف نکردی، بر مرادِ گوینده واقف نگردد ، اما خواص و اهلِ اختصاص، و مردان میدان دین، و خداوندان عین الیقین – که دلی صافی دارند و همّتی عالی و سینه ای خالی چون بر زفان گوینده برود که: هو، از این کلمه جز حق – جلَّ جلاله مفهومِ ایشان نگردد. و علی الحقیقة دلی باید از هوٰی مصفّیٰ، و سینه ای به هُدَی محلّیٰ، و باطنی قبولِ حق را مهیّا، تا حقیقت هویّت بر وی مکشوف شود و به ادراک سرّ او موصوف گردد.
آورده اند که آن عزیزی در راهی می رفت 4، درویشی پیش آمد 5، گفت: از کجا می آیی؟ گفت: هو. گفت: کجا می روی؟ گفت: هو. گفت: مقصودت چیست؟ گفت: هو. از هرچه سؤال کرد جواب این یافت که هو.
از بس که دو دیده در خیالت دارم
در هر چه نگه کنم تویی پندارم
و این کلمۀ هو، چون از سینۀ مرد صاحب وقت برآید، هیچ چیز حجاب نیاید، اگر عرش رفیع پیش او آید و اگر کرسی ، به آتش محبتش بسوزد. و از اینجا گفت آن عزیزِ عهد: لَو زاحَمَنِی العَرْشُ لمَحَقْتُه. اگر عرش رفیع پیش وقت ما درآید، پستش کنیم.
درویشی را چشم بر روی ماهرویی افتاد، دل نیز بر اثر چشم برفت، گفت: این خانه مرا خوش آمد، اینجا باشم دست غوغای عشق خرمن صبرش را برباد داد، طاقتش طاق گشت، ماه اصطبارش در محاق شد، آنگه آن درویش همّت در بست تا مقصود خویش از بیش برگرفت. او را گفتند: با دوستان این کنند که تو کردی؟ گفت: وَمَنْ هُوَ حَتّی یَتَعرَّضَ لِقَلْبِی. او که باشد که پیرامُن سرا پردۀ دلِ ما گردد.
وگفتۀ ایشان است: لاَ یَستحِقُّ اَنْ یَلتفِتَ اِلَیْهِ الْقُلُوبُ اِلاّ هُو. هیچ کس خود استحقاق آن ندارد که دل به وی آویخته شود مگر او.
و هم ایشان گفته اند: اول کاری که بر تو حمله آورد، بنگر تا دلت را قبله چیشت؟ خلق است یا حقّ. آنچه قبلۀ دل تُست دل اول صولت و صَدْمَت کار معبود تُست، زیرا که مقصود و مشهودِ تست.
وعلی الحقیقة این «هو» خاصترین همۀ نامهاست هُو یک حرف است و آن «ها» ست، و این «واو» برای قرار نفَس راست. و دلیل بر آن که یک حرف است که چون تثنیه کنی «هُمَا» گویی، نه «هوما». پس این نام فردی است دلیل بر فردی.
ای جوامرد ! همه اسامی و صفات که رود از سر زفان رود مگر هُو، که از میان جان رود. اسمی است که زفان را با او کار نیست، هر اسم که بر زفان برانی، لب بجنبانی، اَمّا هُو کلمه ای است که زفان و لب را که وکیل و دروانِ دل اند با او کار نیست، از سرِ زفان برنیاید، از میان جان و قعر دل و صمیم سینه برآید.
هُو باید که از قعر دل مترقی گردد به نَفَس پاک، از نَفْس پاک، از دل پاک، از سرِّ پاک، از ضمیر پاک، از باطن پاک کرده قصد درگاه پاک کند، گذران و روان و بُرّان، چون برقِ خاطف وریح عاصِف، نه چیزی به او درآویخته، نه او به چیزی درآویخته.
#هو
#روح_الارواح
@lightworkers
سُخَنِ عِشقِ تو بی آن که بَرآیَد به زَبانَم
رَنگِ رُخساره خَبَر میدَهَد از سِّرِ نَهانَم
گاه گویَم که بِنالَم زِ پَریشانیِ حالَم
باز گویَم که عَیان اَست چه حاجَت به بَیانَم
#سعدی
@lightworkers
در یک فرد دنبال سه چیز بگردید:
هوش، انرژی و پایبندی.
اگر مورد سوم را در او نیافتید، به دو مورد اول هم اهمیتی ندهید.
#وارن_بافت
@lightworkers
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
