Light Workers🔆
الذهاب إلى القناة على Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
إظهار المزيد374
المشتركون
-224 ساعات
-27 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
یکی از مهم ترین چیزهایی که در این سال ها یاد گرفتم اینه که
وقتی خوشبختی رو پیدا کردی، سوال پیچش نکن ...
عامه پسند
چارلز بوکفسکی
@lghtworkers
جایگاهی درون شما وجود دارد
که همواره در ورای آشفتگی زندگی است
جهانی آرام، پر نشاط
و به دور از واژه
که متضادی ندارد
خود باید آن را کشف کنید.
#اکهارت_تله
@lightworkers
وقتی دائم بگويى گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمیشوى،
وقتی دائم بگويى وقت ندارم،
هیچوقت زمان پیدا
نمی كنی،
وقتی دائم بگويى فردا انجامش میدهم، آن فردای تو هیچ وقت نمیايد!
وقتی صبحهااز خواب بیدار میشويم دوانتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شويم و رویاهايمان را دنبال كنیم.
انتخاب با شماست!
وقتی در خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند!
وقتی ناراحتی جواب نده!
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر!
زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست،
امتحان ریشه هاست.
@lightworkers
هزار معنیِ دیگر،
به غیر از آنچه تو دانی،
درونِ عشق نهفتهست..
کجاست آنکه تواند، یک از هزار شمارد؟
یکی همین نزدیک
قناریی که به آوازِ گرمِ خود کوشد
جدارِ سردِ قفس را ندیده انگارد.
#شفیعی_کدکنی
@lightworkers
میدانیم که مصیبتها را اگر در اشتراک با دیگران تحمل کنیم، آسانتر میشوند؛ ظاهرا انسانها بیحوصلگی و دلتنگی را نیز در شمار مصیبتها میدانند و از این رو دور هم جمع میشوند تا مشتركا دلتنگ باشند....
همانطور که عشق به زندگی، در اساس، ترس از مرگ است؛
انگیزهی آدمیان برای معاشرت نیز در اصل، انگیزهای مستقیم نیست و از عشق به دیگران بهره نمیگیرد، بلکه ترس از تنهایی است....
#آرتور_شوپنهاور
@lightworkers
هنگامیکه تمامیت خویش را،
تمام ذرات انرژی خود را، صرف کاری، متمرکز کنی، آن چیز می شود!
@lightworkers
#بریده_کتاب
یک روز سرد زمستانی، چند جوجهتیغی دست و پایشان را جمع کردند و به هم نزدیک شدند تا با گرم کردن یکدیگر، از سرما یخ نزنند.
ولی خیلی زود تیغهاشان در تن آن دیگری فرو رفت و باعث شد از هم دور شوند.
وقتی نیاز به گرم شدن، دوباره آنها را دور هم جمع میکرد، تیغها دوباره مشکلساز میشدند و به این ترتیب، آنها میان دو مصیبت در رفتوآمد بودند تا اینکه فاصلهی مناسبی را که در آن میتوانستند یکدیگر را تحمل کنند، یافتند.
چنین است نیاز به تشکیل جامعه که از یکنواختی زندگی انسانها سرچشمه میگیرد و آنها را به سوی هم میکشاند ولی ویژگیهای ناخوشایند و زنندهی فراوانشان، باز از هم دورشان میکند.
درمان شوپنهاور
#اروین_یالوم
@lightworkers
هر چیز را که بپروری، پروردگار میشوی.
من دانه کوچک کدویی را در خاک پروراندم و به لذت پروردگاری رسیدم...
هر روز باید چیزی بیافرینی تا آفریدگار شوی...
هر روز باید کاری کنی تا کردگار شوی...
من این گونه با صفات خدا رفاقت میورزم،
اسمای حسنایش را میچشم و میبویم و مینوشم....
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
به یقین بدان که مسافرانیم
و احوالِ عالم هم مسافر است.
اگر دولت است می گذرد
و اگر محنت است می گذرد.
پس اگر دولت داری، اعتماد بر دولت مکن
که معلوم نیست که ساعت دیگر چون باشد.
و اگر محنت داری دلتنگ مشو
که معلوم نیست که ساعت دیگر چون باشد.
#عزیزالدین_نسفی
@lightworkers
در جنگلهای اِستِوایی درختانی است به نام "درختانِ پرتو دوست" که چون تیرگی را تاب نمیآورند،اوج میگیرند و شاخسارِ خود را در زیر اشعۀ خورشید میگسترند؛
و درختانی است به نام "سایه دوست" که در شبِ جاویدانِ جنگل به سر میبرند.
و آنگاه نوبتِ انگلها، خارها، پیچکهاست...
باری،آن درختِ پرتو دوستی باش که برگهای خود را زیر آسمانِ تاریخ گسترده و از آن فراز، جهانی میبیند بسی فراختر از تنگنای انگلها و پیچکها....
@lightworkers
سلوک، خواهی نخواهی با بحران هویت همراه است....
هویت کهنه که همچون جامهای بر تن توست بیرون میآید و نو نیز هنوز نرسیده است.
باید این حالت برزخی را پذیرا باشی.
زیستن در این حالت برزخی سخت است.
در این مرحله سالک مدام وسوسه میشود که باز گردد و لباس کهنه عادتها را دوباره برتن کند.
سلوک مستلزم شجاعت و خطر کردن است...
این بهایی است که باید برای رستگاری و سعادت خود بپردازیم....
@lightworkers
گاهی هم قشنگ حرف بزنیم ،
کمی قشنگتر!
بگوییم «میدانی ، توی پوست خودش نمیگنجید!»
و از دوستمان بگوییم که خوشحال بوده است .
فقط خوشحال بودهها، اما ما اینجور میگوییم که حال خودمان هم خوش شود ...
در وصف حالی که داشتهایم بگوییم : طربناک....
در وصف جایی که بودهایم بگوییم : فرحبخش...
بگوییم : برگها به رقص درآمدند !
بگوییم : آسمان بازیاش گرفته بود !
بگوییم : باران داشت گونههامان را نوازش میکرد !
بگوییم : «گیسوهایش رنگ شب بودند» و موهای یار را گفته باشیم که تیره بوده فقط !
اما وقتی اینجور صداشان میزنیم، ما را کشیدهاند و بردهاند به خیالِ عشقبازی با یار در یک شب تار...
بگوییم : دلم برایت رفت...
بگوییم : دردت به جانم...
بگوییم : دوستت دارم ! یک جور بگوییم دوستت دارم که قشنگترین دوستت دارم دنیا باشد....
#حسین_وحدانی
@lightworkers
.
محبوبم!
ما کنار هم میمانیم تا سال تحویل شود. در افتتاح جهان کتابها درخت بودند اجداد ما نامههایشان را روی خاک باغ مینوشتند؛ آنها به جای خداحافظی به رودخانه اشاره میکردند. مردمان قد بلندی که هر شب ماه را می بوسیدند و به بستر میرفتند؛ رودخانهها به دنبال محبوبشان میدویدند. در اول همهی عالم یکسره تو بود.
ما اول مفرغ را کشف کردیم، بعد مس را، بعد برنج را و سپس نقره. تا تو آمدی و طلا را پیدا کردیم.
باران گرفت. شیروانیها از شهر حلب آوردیم، اسمشان را حلبی گذاشتیم.
#محمد_صالح_علاء
@lightworkers
با ايگوهای ديگران كاری نداشته باشيد...
رفتار ديگران توجه بيشتری از رفتار خود ما دارد و ما بيشتر حركات و حرفها و گفتار انسان هاي ديگر را میبينيم علی الخصوص كارهايی كه جنبه بد و ناشايست دارد و حالت نفسانی به حساب میآيد.حالات نفسانی افراد ديگر به راحتی ديده میشود، چون هميشه حالات نفسانی در معرض ديد هستند.
جالب اينجاست كه همين رفتار در خود ما هم به راحتی ديده میشود، ولی چون ايگوی توجيه و خودبرتربينی داريم، به نوعی آن رفتارها و حالات نفسانی خودمان را توجيه میكنيم...
فرد در وهله اول بايد بتواند ايگوهای خود را مشاهده كرده و حالات نفسانی خود را دریابد.
فردی كه بتواند كم كم ايگوهای خود را از بين ببرد، وارد مرحله خودشناسی می شود و به درک و شناخت خود میرسد. چنين فردی، خودش به عنوان تابلوی نصيحتی برای ديگران است.
فردی كه در لحظه حال زندگی میكند و توانسته ايگوهای خود را مشاهده و ارزيابی و سپس حذف نمايد، آينه تمام نمای اخلاقی است كه يک انسان می تواند داشته باشد.
چنين فردی، بدون هيچ حرفی، تنها با رفتارش میتواند ديگران را اصلاح كند، بدون اينكه كمترين كاری با ديگران داشته باشد.
لازم است كه ابتدا از خودمان شروع كنيم. همه ما میپنداريم كه بدون عيب و بدون صفت منفی و در كل بدون ايگو هستيم و اين ديگران هستند كه ايگو دارند. ايگوی برحق بودن و برتر بينی ما را در درون مهم جلوه میدهد، ولی وقتی كسی شروع به خودشناسی و مشاهده خود میكند، كم كم ايگوهای خودش را میبيند.
برای وارد شدن به اين مرحله فقط لازم است كه زاويه ديدمان از ديگران به سمت خودمان بچرخد.
لازم است كه اعمال، رفتار، گفتار، افكار، احساسات و عواطف و ايگوهای خودمان را ببينيم.
به عنوان اولين گام خودشناسی، بايد بتوانيم كانشسنس خواب آلود خودمان را بيدار كنيم. اين كار بزرگی است...
وقتی ايگو يا حالت نفسانی ديگران را مشاهده كرديد، بدنبال همان ايگو در درون خود و در افكار و اعمال و رفتار خود بگرديد. مطمئنا شما نيز آن ايگو را داريد، ولی به دلايلی فرصتی براي ابراز وجود نداشته است.
در ناخودآگاهتان به دنبال آن ايگويی كه توجه شما را جلب كرده بگرديد.
ديگران با اعمال و رفتار ناشايست خود، میتوانند به عنوان بهترين معلم شما باشند تا خودتان را بشناسيد و اصلاح كنيد.اين مورد، يكی از بالاترين مزيتهای زندگی اجتماعی است. بيداری هر يک نفر و بيداری يک كانشسنس فردی، میتواند به بيداری بسياری از افراد ديگر جامعه بيانجامد و در كل باعث بالا رفتن سطوح آگاهی و كانشسنس جمعی خواهد شد.
ببينيد در ۲۴ ساعت شبانه روز، از كدام عمل اطرافيان و افراد ديگر بدتان آمده و به چشم ايگو به آن نگريستهايد. در ناخودآگاهتان و سپس در اعمال و رفتار و افكار خود به دنبال همان ايگو بگرديد..
هر روز آنها را یادداشت کنید
بدون قضاوت و توجیه به خود بنگرید...
@lightworkers
توحید نه آن است
که او را یگانه دانی،
بلکه توحید آن است
که با او یگانه گردی...
#خواجه_عبدالله_انصاری
@lightworkers
ای رحیم رحیمان،
به من بیاموز که برای همه موجوداتت اشک محبت بریزم.
الهی که بتوانم همه را از خود بدانم، همه را تجلی گوناگون خویشتن خود.
من به سادگی کمبودهای خود را توجیه میکنم و از آنها میگذرم؛
پس کمکم کن کاستیهای دیگران را نیز به سرعت ببخشایم.
ای پدر آسمانی من، تبرکم ده که از اطرافیانم انتقادهای ناخواسته نکنم.
اگر آنها برای تصحیح خود از من یاری خواستند، یاریم کن که رهنمودهایم به آنها چیزی باشند که تو در دلم افکندهای...
#پاراماهانسا_یوگاناندا
#نجواهای_جاودانگی
@lightworkers
چرا ما اینقدر وابسته به قضاوت ، مقایسه ، نظر ، مورد توجه واقع شدن و مورد تشویق واقع شدن هستیم .
آیا اینها به نوعی ما را ارضای روحی و روانی میکنند و شخصت ما را مشعشع جلوه میدهند؟
چرا اینقدر دوست داریم در مورد اطرافیان نظر دهیم و در موردشان قضاوت کنیم و کلیه رفتار و کردار آنها را مورد کنکاش قرار دهیم ؟
اگر یک لحظه سکوت عمیق کنیم و به درونمان نگاه کنیم : متوجه خواهیم شد که در درونمان بخصوص در سرمان یک نفر دومی است که همیشه آن جا حی ،حاضر و آماده است.
کاری جز وراجی و حرف زدن با خودش ندارد ، لحظه ای آرام و قرار ندارد ، بخصوص زمانی که ما درگیر یک مسئله بیرونی باشیم .
یک ریز حرف میزند ، نظر میدهد ، مقایسه میکند،قضاوت میکند،زیر سوال میبرد،حسادت میکند ، رقابت میکند خلاصه ثانیهای نیست که ساکت باشد مگر زمانی که یک لحظه به آن شوکی وارد شود....
آیا آن چیزی جز هویت فکری و شخصیتی خیالی ما نیست ؟
@lightworkers
اگر با سرعت زیاد راه بروید دچار مسمومیت میشوید.این مسمومیت شما را معتاد میکند.به همین دلیل است که افراد به سرعت رفتن معتاد میشوند. همین امر موقع رانندگی دیده میشود.
در هنگام رانندگی تند و سریع ذهنتان شما را وادار به تند رفتن میکند.آزاد شدن مواد شیمیایی مختلف که در حین هیجانات ناشی از سرعت رفتن بروز می کند، اعتیادآور هستند.
به همین خاطر دوست دارید تا پدال گاز را بیشتر فشار دهید. وقتی آهسته حرکت میکنید، برعکس این حالت اتفاق می افتد.همان کاری که بودا میکرد.
همان چیزی که من سعی میکنم به شما یاد بدهم.آهسته حرکت کنید.سعی کنید تا سرعت خود را کاهش دهید.
سعی کنید به نقطهای برسید که خواست سرعت در شما وجود نداشته باشد و دیگر میلی برای عجله نداشته باشید.در این حالت به آگاهی تازهای دست پیدا می کنید...
دستور:
سرعت خود را در هرکاری که میکنید کم کنید.به آهستگی غذا بخورید،آهسته راه بروید، به آرامی صحبت کنید و همین روند را در تمام کارهای خود رعایت کنید. بزودی خواهید دید که تمانم کارهایی که انجام میدهید زیباتر و دقیقتر می شوند.دیگر دچار مسمومیت نمیشوید و آگاهی و هوشیاری شما در تمام کارها خود را نشان میدهد....
@lightworkers
برای تغییر دادن الگوهای فکری خود چکار کنیم...
وقتی احساس میکنید که درحال قضاوت، حسادت، طمع یا امثال آنها هستید میتوانید از این دستور استفاده کنید..
مرحله اول:
نفس خود را عوض کنید
هروقت میخواهید الگوهای فکری کهنه خود را تغییر دهید، بهترین راه استفاده از نفس است.تمام عادتهای ذهن به تنفس مربوط هستند و با تغییر نوع نفس، شکل آنها عوض میشود.
برای این منظور به طور عمیق نفس خود را خارج کنید.شکم را به داخل بکشید و هنگامی که نفس را خارج میکنید، در ذهن خود مجسم کنید که الگوی فکری ناپسند از شما دور میشود.
به محض اینکه به نفس کشیدن خود دقت میکنید و آن را تغییر میدهید، فکر و قضاوت ناپدید میشود...
مرحله دوم:
حالا هوای تازه را عمیقا وارد ریههای خود کنید،این کار را دو سه بار انجام دهید و ببینید چه اتفاقی میافتد.
احساس تازگی عجیبی در شما پیدا میشود.تفکر منفی و ناپسند شروع به ناپدید شدن میکند.وقتی این کار را انجام میدهید،مشاهده میکنید که ذهن به جای دیگری حرکت میکند.این راه برای تغییر دادن الگوهای فکری بسیار موثر است. این دستور ساده را بکار ببرید و از نتیجه آن شگفت زده شوید....
@lightworkers
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
