ar
Feedback
ناصر سبحانی، کانال رسمی

ناصر سبحانی، کانال رسمی

الذهاب إلى القناة على Telegram

کانال رسمی آشنایی با شخصیت ، افکار و اندیشه های استاد شهید کاک ناصر سبحانی از اندیشمندان کُردستان ایران 👈ارسال: 👆 انتقاد 🔖 پیشنهاد 📤 درخواست 📲ارتباط با ما: https://t.me/ad_sobhani ∎لینک لیست کامل مباحث https://t.me/naser_sobhani/2653

إظهار المزيد
7 423
المشتركون
+124 ساعات
+287 أيام
+5630 أيام
أرشيف المشاركات
📖 پادکست سخنرانی در مولودی + نگاه ما به مولود و یاد ربیع‌الاول + ریشه‌یابی انحرافات فکری و ایمانی بشر + راه  نجات از انحراف + خالقیت و ربوبیت پروردگار + پذیرش الله بعنوان حاکم و فرمانروا + رابطه دعا و اسباب + توکل واقعی + شرک در اطاعت + نماز مراقبه دائمی 🗣کاک ناصر سبحانی 🎵 زبان : فارسی 🔹فایل اصلی به زبان کوردی: 👇 https://t.me/naser_sobhani/4025 #پادکست 🌐 @Naser_Sobhani

📖 وتارێک لە کۆڕێکی مەولوودیدا   (موضوع: سخنرانی در مولودی) 🗣کاک ناصر سبحانی 🎵 زبان : کوردی ⏱ زمان : ٩٠ دقیقه #کیفیت_اصلاح_شده 🌐 @Naser_Sobhani 🟢 کیفیت: اصلاح شده
✔️ کاک ناصر این سخنان را در ربیع‌الاول سال ۱۳۶۳، پس از آنکه زندانیان مکتب قرآن مرخص شدند، در حضور آن‌ها ایراد کردند.

📖 وتارێک لە کۆڕێکی مەولوودیدا   (موضوع: سخنرانی در مولودی) 🗣کاک ناصر سبحانی 🎵 زبان : کوردی ⏱ زمان : ٩٠ دقیقه #کیفیت_اصلاح_شده 🌐 @Naser_Sobhani 🟢 کیفیت: اصلاح شده

❗️ئاوا یادی مەولوود و ربیع الاول بکەین! بۆچونی مامۆستا ناصر لەسەر مەولود 🗣 کاک ناصر سبحانی #مولود #مولودی #مەولود #مەولویی 🌐 @Naser_Sobhani

❗️ئاوا یادی مەولوود و ربیع الاول بکەین! بۆچونی مامۆستا ناصر لەسەر مەولود 🗣 کاک ناصر سبحانی #مولود #مولودی #مەولود #مەولویی 🌐 @Naser_Sobhani

📌 معناینصیحت برای پیامبر خدا
از ابى‌رقیه تمیم بن اوس الدارى روایت است که رسول الله ﷺ فرمود:«الدِّینُ النَّصِیْحَهُ قُلْنَا: لِمَنْ؟ قَالَ: لِلّهِ، وَلِکِتَابِهِ، وَلِرَسُولِهِ، وَلأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ وَعَامَّتِهِمْ».
▪️ نصیحت «لِرَسُوْلِهِ» رابطه‌ی انسان مؤمن با پیامبر خدا است. برای توضیح این ارتباط می‌بایست متوجه باشیم که پیامبر سه منزلت دارد: نبوت، رسالت، امامت. ▪️ «مقام نبوت» عبارت است از این‌که هدایت را از خداوند دریافت و حفظ می‌کند؛ ما در این بخش با او ارتباط نداریم و این‌جا پیامبر با خدا ارتباط دارد. ▪️ «مقام رسالت» عبارت است از این‌که هرچه را از سوی خداوند دریافت کرده است، بدون کم و زیاد به انسان‌ها برساند؛ این‌جاست که ما با پیامبر ارتباط داریم و باید ما هم بدون کم و زیاد، پیام‌های الهی را از وی دریافت کنیم؛ در غیر این‌صورت، در این ارتباط دچار غل‌وغش شده‌ایم، زیرا باید پیام‌ها را به‌طور کامل دریافت کرده و به آن چیزی اضافه و از آن چیزی کم نکنیم. ▪️ «مقام امامت» عبارت است از این‌که پیامبر امام است و در هرآن‌چه که تبلیغ می‌کند، خودش در آن پیشگام است و وی پیش از سایر مردم عمل می‌کند و مردم هم باید دنباله‌رو او باشند و از او تبعیت کنند. + ما در این‌جا نیز با پیامبر در ارتباط هستیم و باید تابع و دنباله‌رو او باشیم و در غیر این‌صورت، یعنی با تقصیر و کوتاهی در پیروی از پیامبر، در ارتباط‌مان با پیامبر خدا دچار غل‌وغش شده‌ایم که باید از این هم دوری کرد، چرا که انسان می‌باید در حدّ وسع‌اش از پیامبر، پیروی کامل کند. ✔️ بدین‌سان، نصیحت برای رسول خدا به این معناست که رابطه‌ی انسان مؤمن با پیامبر، در هر سه منزلت، باید خالصانه و بی‌غل‌وغش باشد. ❗️در دریافت پیام (رسالت) نباید کم‌وکاستی راه یابد و در پیروی از او (امامت) نباید کوتاهی صورت گیرد. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار شرح اربعین 🌐 @Naser_Sobhani

✔️علم در اصطلاح قرآنی علم در قرآن به معنای داشتن بینش قرآنی و شناخت از مجموعه ارزش‌های ربانی است، به گونه‌ای که این شناخت به
✔️علم در اصطلاح قرآنی علم در قرآن به معنای داشتن بینش قرآنی و شناخت از مجموعه ارزش‌های ربانی است، به گونه‌ای که این شناخت به تسلیم کامل انسان در برابر  پروردگار منجر شود و او را در مسیر عبودیت (بندگی خدا) به حرکت وادارد. این علم، دانشی است که انسان از هدایت الهی می‌گیرد و از آنجا که به تحول درونی و جهت‌گیری عملی می‌انجامد، با صرف دانستن تفاوت اساسی دارد! ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار علم، عالم، علما 🌐 @Naser_Sobhani

✔️رعایت مرزهای بندگی... ...تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا... (بقره آیه ٢٢٩) ️به‌طور کلی برای بندگی مرزهایی تعیین و
✔️رعایت مرزهای بندگی...
...تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا... (بقره آیه ٢٢٩)
️به‌طور کلی برای بندگی مرزهایی تعیین و محدوده‌ای مقرر شده است که آنچه در داخل این محدوده و دایره قرار دارد شامل واجبات، مندوبات و مباحات است و در کناره‌ی این محدوده، مکروهات قرار دارد که ارتکاب به آنها موجب چنان خروجی از این محدوده‌های تعیین‌شده نمی‌گردد که انسان به‌سبب آن مورد عقاب قرار گیرد؛ اما در خارج از آن محدوده، محرمات قرار دارد که ارتکاب به آنها، اعتداء و درگذشتن از حدود خداوند خواهد بود. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار شرح اربعین 🌐 @Naser_Sobhani

معنا و مفهوم "فرض" واژه‌ی «فَرض» در اصل به معنای قطع‌کردن و بریدن چیزهای سخت و محکم، هم‌چون آهن، است؛ بر این اساس، واژه‌ی فرض
معنا و مفهوم "فرض" واژه‌ی «فَرض» در اصل به معنای قطع‌کردن و بریدن چیزهای سخت و محکم، هم‌چون آهن، است؛ بر این اساس، واژه‌ی فرض در مورد آنچه که خداوند به‌طور قطع و یقین واجب گردانیده است به‌کار می‌رود تا نشان‌دهنده‌ی قطعیت در واجب‌گردانیدن چیزی باشد. بدین ترتیب، وقتی چیزی به‌طور قطع و یقین واجب گردانیده می‌شود و کمتر تردیدی در رابطه با آن باقی گذاشته نمی‌شود، گفته می‌شود که «فرض» شده است. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار شرح اربعین 🌐 @Naser_Sobhani

❗️در زندگی دیگران دخالت نکنیم! ▪️یکی از نشانه‌های نیکو بودن اسلام انسان این است که اموری را که به او مربوط نیست و در دایرهٔ اهداف و مسئولیت‌های او قرار نمی‌گیرد، رها کند و خود را به آن مشغول نسازد. ▪️ «مَا لَا يَعْنِيهِ» یعنی چیزی که برای انسان اهمیت و ارتباطی ندارد و نباید اهتمام و توجه او را به خود جلب کند. بنابراین، انسان باید آنچه را که به او مربوط نیست و حق ندارد نسبت به آن اهتمام ورزد، رها کند. ▪️این اصل تنها به رفتار ظاهری محدود نمی‌شود؛ بلکه گفتار، کردار و حتی افکار انسان را نیز دربرمی‌گیرد. ▪️هرگاه چیزی برای انسان بی‌فایده باشد و ضرورتی نداشته باشد که ذهن و توجه خود را به آن مشغول کند، شایسته است آن را ترک نماید. 🔅 برای مثال، اگر انسان در مسیر خود با دوست یا آشنایی روبه‌رو شود که در حال رفتن به جایی است، رفتن او به هر کجا که باشد، لزوماً به دیگری ارتباطی ندارد. بنابراین نباید او را دربارهٔ مقصدش، چیزی که خریده، همراهش و مانند آن، بی‌دلیل مورد پرسش قرار دهد. گاهی چنین پرسش‌هایی ممکن است طرف مقابل را در تنگنا قرار دهد؛ به‌گونه‌ای که ناچار شود برخلاف میل خود پاسخ دهد، دروغ بگوید یا به توریه روی آورد. ▪️ پس انسان مؤمن باید بیاموزد که هر چیزی را موضوع توجه و پرسش خود قرار ندهد؛ بلکه تنها در محدوده‌ای که واقعاً به او مربوط است، اهتمام و پرسش داشته باشد. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار شرح اربعین #شرح_اربعین 🌐 @Naser_Sobhani

📌رعایت حلال و حرام؛ دربرگیرندهٔ تمام دین! ▪️در حدیث مشهور اربعین امام نووی، شخصی از پیامبر ﷺ می‌پرسد: اگر نمازهای پنج‌گانه را به‌جا آورم، روزهٔ رمضان را بگیرم، حلال را حلال بدانم و حرام را حرام بدانم و چیزی بر این اعمال نیفزایم، آیا وارد بهشت می‌شوم؟ پیامبر ﷺ در پاسخ می‌فرماید: «آری.» ▪️ مقصود از «حلال را حلال کردم» این است که انسان آنچه را خداوند حلال کرده است، حلال بداند و با آن به‌عنوان حلال برخورد کند؛ و مقصود از «حرام را حرام کردم» این است که آنچه را خداوند حرام کرده است، ترک کند. ▪️ بنابراین، رعایت حلال و حرام، در حقیقت تمام دین را دربرمی‌گیرد؛ زیرا کسی که حلال و حرام الهی را رعایت می‌کند، آنچه را خداوند حلال کرده است انجام می‌دهد و آنچه را حرام کرده است ترک می‌کند. ▪️از سوی دیگر، کسی که نمازهای واجب را به‌جا می‌آورد، خود را آماده می‌کند تا همهٔ کارهایش را همان‌گونه که خداوند فرمان داده است انجام دهد. ▪️بنابراین اگر چنین شخصی دارای ثروت باشد، زکات آن را پرداخت می‌کند و اگر استطاعت داشته باشد، حج را نیز به‌جا می‌آورد. ▪️ پس بر اساس وعده‌هایی که خداوند در قرآن داده است، کسی که این امور را انجام دهد، به بهشت خواهد رفت. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار شرح اربعین #شرح_اربعین 🌐 @Naser_Sobhani

🌱 ایمان؛ باورِ تنها نیست، بلکه در زندگی تحقق می‌یابد،حتی در کلام...
پیامبر ﷺ می‌فرماید: «مَنْ كَانَ يُؤمِنُ بِاللهِ وَاليَوْمِ الآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْرَاً أَوْ لِيَصْمُتْ» متفق علیه هر کس به خدا و روز واپسین ایمان دارد، باید سخن نیک بگوید یا سکوت کند.
▪️ در شرح این حدیث، باید گفت: ایمان به خداوند تنها به این معنا نیست که انسان در دل، خدا را به‌عنوان «اِله» و فرمانروا قبول داشته باشد؛ بلکه این ایمان باید در واقعیت زندگی او تحقق پیدا کند. یعنی انسان خداوند را فرمانروای خود بشناسد، تسلیم فرمان او شود و جز فرمان او را اطاعت نکند. ▪️ ایمان به خدا، تنها اذعان قلبی نیست؛ بلکه باید به زندگی انسان جهت بدهد. مؤمن پس از شناخت خداوند به‌عنوان فرمانروا و فریادرس خود، در اطاعت او جز بر خدا توکل نمی‌کند و پس از آن‌که اسباب لازم را فراهم کرد و تکلیف خود را انجام داد، در رسیدن به نتیجه بر خداوند توکل می‌نماید. ▪️ ایمان به آخرت؛ احساس مسئولیت در برابر هر عمل همین معنا دربارهٔ ایمان به روز آخرت نیز صادق است. ایمان به آخرت فقط این نیست که انسان قلباً به وجود قیامت، بهشت و دوزخ باور داشته باشد؛ بلکه باید زندگی خود را در ارتباط با آخرت قرار دهد و احساس کند که برای رفتار و اعمال خویش مسئول است و روزی مورد محاسبه و محاکمه قرار خواهد گرفت. ▪️کسی که چنین ایمانی دارد، پیش از آن‌که در قیامت مورد حساب قرار گیرد، خودش را مورد محاسبه قرار می‌دهد و همواره از خود می‌پرسد که کاری که انجام می‌دهم، در آن روز چه سرنوشتی برای من خواهد داشت؟ 📌 بنابراین، ایمان واقعی هنگامی آشکار می‌شود که انسان در رفتار و گفتارش آثار آن را نشان دهد. به همین دلیل پیامبر ﷺ پس از بیان ایمان به خدا و روز آخرت، بلافاصله می‌فرماید: «پس سخن نیک بگو یا سکوت کن.» ❗️سخن انسان باید نتیجهٔ همان ایمانی باشد که در دل دارد؛ اگر سخنش خیر است، آن را بگوید و اگر خیر نیست، سکوت کند. پس ایمان، ادعایی جدا از زندگی نیست؛ بلکه باید در گفتار، رفتار و احساس مسئولیت انسان نسبت به اعمالش دیده شود. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار شرح اربعین #شرح_اربعین 🌐 @Naser_Sobhani

✔️اولین وظیفه‏ ی انسان مؤمن در زمینه‏‌ی دینداری این است كه نسبت به شناخت مسأله‏‌ی آخرت و ایمان به آن، کاملاً احساس مسئولیت نم
✔️اولین وظیفه‏ ی انسان مؤمن در زمینه‏‌ی دینداری این است كه نسبت به شناخت مسأله‏‌ی آخرت و ایمان به آن، کاملاً احساس مسئولیت نماید تا از این طریق، موفق به انجام بندگی خدا شود؛ زیرا وقوع هر انحرافی در زندگی انسان به‏ علّت عدم ایمان به آخرت است‏. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚منبع: درسگفتار بندگی 🌐 @Naser_Sobhani

✍️ کاک ناصر سبحانی منبع: اصول فقه 🌐 @Naser_Sobhani

📌 تناسب میان «واژه» و «معنا» (دانش «اشتقاق») ▪️ ضرورت پرداختن به رابطه لفظ و معنا فعلاً بگذارید پیش از هر چیز، بحثی درباره «تناسب واژه با معنا» مطرح کنیم؛ مبحثی که بدان توجهی نشده و گمان می‌کنم چندان کاری روی آن صورت نگرفته است. متأسفانه بخش عمده‌ای از توان و نیروی مسلمانان و علما در دانش‌های فلسفه، کلام، منطق و مانند این‌ها صرف شد و دیگر وقتی برای این موضوع باقی نماند. در غیر این صورت، می‌بایست در این راستا کارهای بسیار گسترده‌ای انجام می‌گرفت؛ اکنون باید کتاب‌های لغتی (فرهنگ‌نامه‌هایی) می‌داشتیم که در تک‌تک واژه‌ها (مفرداتِ) زبان به تحقیقی جامع می‌پرداختند؛ بدین‌گونه که مثلاً در فعل «ضَرَبَ»، حرف «ضاد» چه تناسبی با مبدأ و ماهیتِ زدن دارد، نقش «راء» کدام است و حرف «باء» چیست؟ ✔️ نمونه‌هایی از پیوند آوا و معنا در واژگان برای نمونه، «ضَرَبَ» باید برای ضربه و زدنی باشد که صدای بم و خفه‌ای (تَپّه) از آن برمی‌خیزد، یا «دَقَّ» برای کوبیدن بر شیء سختی باشد که صدای بلندی تولید می‌کند و مواردی از این دست؛ یا مثلاً تناسب‌های دیگر؛ چرا که گاهی انسان به وسیله همین تناسب‌ها، مقصود کلام برایش به‌خوبی روشن و آشکار می‌شود. 📌 ۱. بررسی تناسب در ریشه‌های آغازشده با «نـ + بـ» (ظهور بعد از خفاء) برای نمونه، فرض کنیم بخواهیم بدانیم معنای «نَبَزَ» در آیه شریفه: ﴿وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ﴾ [الحجرات: ۱۱] چیست؛ هنگامی که انسان به مفردات لغت می‌نگرد، درمی‌یابد تمام واژگانی که آغازشان با حرف «نون» و حرف دومشان «باء» است: ▪️ اگر فعل لازم (ناگذر) باشند، برای «پدیدار شدن پس از پنهان بودن» (ظهور بعد الخفاء) به کار می‌روند. ▪️ اگر فعل متعدی (گذرا) باشند، دلالت بر «آشکار ساختن پس از پنهان بودن» (إظهار بعد الخفاء) دارند. واژگانی نظیر: «نَبَتَ»، «نَبَطَ»، «نَبَزَ»، «نَبَرَ»، «نَبَغَ» و «نَبَعَ» و بسیاری دیگر از این قبیل هستند. از اینجا روشن می‌شود که برای مثال، «نَبَزَ» نیز به این معناست که با آن لقب، گویی فرد را روی دست گرفته، بالا برده، رسوایش کرده و در میان مردم به شهرتِ عام رسانده‌ای. ➕ دلالت‌های ظریف در واژه‌های «نَبَذَ» و «نَبَأ» یا حتی در واژه «نَبَذَ»: «نَبَذَ» این نیست که چیزی را به صورت افقی پرتاب کند، بلکه پرتابی قوسی‌شکل است. حال، «نَبَذَ وَرَاءَ» یعنی پرتاب کردن به عقب؛ این‌گونه که آن را به شکل قوسی به پشت سر پرتاب می‌کند: ﴿فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ﴾ [آل عمران: ۱۸۷]؛ که نهایت بی‌ارزشی و بی‌اعتنایی در آن نهفته است. «نَبَأ» نیز خبری است که پوشیده بوده و سپس آشکار شده است؛ مانند خبر وحی که کسی از آن اطلاعی نداشته و اکنون پرده از آن برداشته می‌شود. 📌 ۲. تناسب معنایی در دیگر ساختارهای دوحرفی ▪️ ساختار «نـ + فـ»: هر واژه یا اکثریت واژه‌هایی که ابتدایشان «ن» و حرف دومشان «ف» است، معنای «تمام شدن»، «پایان یافتن» و «خروج و رفتن» در آن‌ها وجود دارد؛ مانند: «نَفَخَ»، «نَفَعَ»، «نَفَذَ»، «نَفَرَ» و «نَفَثَ» و موارد دیگر. ▪️ ساختار «شـ + عـ»: هر واژه‌ای که آغازش «ش» و دومش «ع» باشد، در اکثریت آن‌ها معنای «تَفَرُّق» (پراکندگی و انشعاب) نهفته است؛ مانند: «شَعَرَ»، «شَعَثَ» و «شُعْبَة». ▪️ ساختار «عـ + صـ»: هر واژه‌ای که ابتدای آن «ع» و حرف دومش «ص» باشد، دربردارنده معنای «شِدَّت» (سختی و محکمی) است؛ مانند: «عَصَبَهُ»، «عَصَمَهُ»، «عَصَدَهُ» و «عَصَرَهُ». از همین رو درمی‌یابیم که «عَصَی» نیز باید سرپیچی و نافرمانی سرسختانه‌ای باشد که شدت در آن وجود دارد و مستقیماً و با سرسختی در برابر امر و فرمان می‌ایستد. ▪️ ساختار منتهی به «ـوْب» (عین‌الفعل واو + لام‌الفعل باء): بسیاری از این واژه‌ها معنای «بازگشت» و «رجوع» دارند؛ مانند: «أَوْب»، «إِیَاب»، «نَوْب» و «تَوْب» و غیر از این‌ها. 📌ضرورت پژوهش‌های نوین در علم اشتقاق این مباحث در حقیقت همان علم «اشتقاق» است؛ دانشی که در بسیاری از اوقات اصلاً نامش شنیده نشده، یا اگر هم بوده، کار چندانی روی آن انجام نگرفته است. من اندکی از آن را در کتاب «فقه اللغة» اثر ثعالبی خوانده بودم. همچنین یک جمله در «تفسیر رازی» دیدم؛ پس از آن دیگر شخصاً موضوع را پیگیری کردم و نکات بسیاری برایم روشن شد. ایشان در سوره حجرات، در تفسیر واژه «لَمْز» می‌فرماید: «لَمْز مقلوبِ (لَزْم) است و هر دو معنا در آن نهفته است؛ لمز آن است که رو در رو عیب‌جویی کند، ملازم و پیگیرش شود، رهایش نکند و گریبان‌گیرش گردد.» پس از آن بودکه من در بسیاری از مفردات زبان به کاوش و پیگیری پرداختم. همچنین یکی دو صفحه از کتابی تحت عنوان «اللغة بين العقل والمغامرة» را مطالعه کردم که حدود یکی دو صفحه مطلبی دراین باره داشت. از آن پس، همواره برنامه‌ام براین بودکه هنگام تدریس قرآن، براساس همین شیوه عمل کنم.

📌 كورتەیەک لەسەر کاک ناسری سوبحانى 🗣 د. عمر عبدالعزیز

کاک ناصر و چەمکە قورئانیەکان

✔️ اکرام میهمان بر اساس شخصیت و نیاز او ▪️نکته‌ای که می‌بایست اینجا هم ذکر شود، این است که اکرام میهمان نیز با توجه به شخصیت و ویژگی‌های میهمان، متفاوت خواهد بود؛ مثلاً: ➕اکرام یک میهمان ممکن است این باشد که با سخنان معمولی و در حدّ سطح فرهنگ او، مورد استقبال قرار گیرد. ➕ اکرام یک میهمان دیگر آن است که کتاب و وسایل مطالعه و محیطی آرام برایش فراهم گردد. ➕ اکرام میهمانی دیگر آن است که رادیو و تلویزیون و وسایل ارتباطی در اختیارش گذاشته شود. ➕ اکرام یک میهمان دیگر آن است که محیطی بدون سروصدا برایش تدارک داده شود و... ▪️ بنابراین باید انسان در این موارد دقیق بوده و محتاطانه عمل کند تا شرایطی پیش نیاید که سبب آزردگی و ناراحتی میهمان شود. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار شرح اربعین 🌐 @Naser_Sobhani

📌همانندی ثروت با مقام در دادن حس خوشبختی! ▪️ثروت نیز دقیقاً همچون مقام است هر چه مقام بالا و بالاتر رود، غم و اندوه و ترس نیز بیشتر و بیشتر مى‌شود و بالعکس هر چه مقام کوچک باشد، غم و اندوه و ترس نیز کمتر مى‌باشد؛ بنابراین کسى که آرزویش کمتر است، غم و ترسش کمتر است و بالعکس... ▪️مثلاً کسى که بخشدار نیست چیزى ندارد که از نبودش نگران و به خاطر از دست دادنش بترسد؛ اما وقتى به مقام بخشداری رسید، شب و روز، از یک طرف، از این مى‌ترسد که فردى این پست را از او بگیرد و جانشینش شود؛ زیرا ممکن است افراد دیگرى غیر از او چنین آرزویى بکنند و همچون او براى به دست آوردنش تلاش کنند. از طرف دیگر، در فکر رسیدن به مقام بالاتر است و همیشه در غم و اندوه به سر مى‌برد که مبادا به آن نرسد. ▪️پس مقام و ثروت هر چه بالاتر و بیشتر شوند، غم و اندوه از یکسو و ترس از سوى دیگر، بیشتر و بیشتر مى‌شود. و مشخص است لذت بردن از چیزى که به همراهش غم و اندوه و ترس باشد، ممکن نیست. ▪️ فرد ثروتمند وقتى در کنار ثروتش و به خاطر آن، غم و اندوه و ترس دارد، چگونه مى‌تواند از آن لذت ببرد. مقام نیز اینگونه است. ✔️ حقیقت «خوشبختى» و راه رسیدن به آن حقیقت این است که سعادت و خوشبختى واقعى، که مردم خواهان آن هستند، اما در به دست آوردنش ناتوانند، این است که انسان در شرایطى قرار گیرد که در آن نه غم و اندوه و نه ترس داشته باشد. اگر انسان به چنین حالتى رسید به خوشبختى دست یافته و او فردى خوشبخت است. ▪️با توجه به مثالهاى ذکر شده، حقیقت این است که نه ثروت مى‌تواند این خوشبختى را به ارمغان بیاورد و نه مقام و نه هیچ چیز دیگرى که دنیاپرستان دنبال مى‌کنند. ▪️واقعیت این است که ثروت و مقام و ... هرگز نمى‌توانند انسان را به مرحله‌اى برسانند که در آن نه احساس ترس کند و نه غم و اندوهى داشته باشد. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار بندگی خدا 🌐 @Naser_Sobhani

📌 درک قرآن و ابزارهای دعوت در عصر حاضر! ​▪️ انس با قرآن؛ روش و منش پیامبر (ص) تمام مطالعه و پژوهش پیامبر خدا (ص) خواندنِ قرآن بود؛ در نماز می‌ایستاد و قرآن می‌خواند—که حق هم همین بود. تمام تحقیقات، بررسی‌ها و کاوش‌های ایشان در تلاوت و تدبرِ قرآن خلاصه می‌شد و مطالعه‌اش همان قرائت و ترتیلِ قرآن بود. ​▪️ فاصله ۱۴۰۰ ساله و ضرورت ابزارها اما ما، به اندازه ۱۴۰۰ سال از فهمِ بی‌واسطهٔ قرآن فاصله گرفته‌ایم؛ به اندازه تمام تألیفاتی که در این قرون نگاشته شده است. ما با هر تألیفی که صورت گرفته، یک گام به عقب بازگشته‌ایم؛ چرا که ناچار بوده‌ایم آن کتاب‌ها و تألیفات را هم بخوانیم. ​✔️ البته آن نوشته‌ها هدفِ اصلی (مقصود بالذات) نیستند، بلکه ابزاری برای فهم قرآنند—نه اینکه با قرآن مغایرت داشته باشند، بلکه خواندن آن‌ها از سرِ ضرورت بوده است. ​▪️ تنها قرائت محض کافی نیست با این حساب، تسبیح و حمدِ ما—جز در نمازهای مغرب، عشاء، وتر و مقداری ترتیلِ قرآن در آن‌ها—دیگر صرفاً با دست گرفتن و خواندنِ محضِ قرآن حاصل نمی‌شود؛ مگر اینکه انسان به آن مرتبه‌ای برسد که تلاوتش عینِ مطالعه و تدبر باشد. ​▪️ ضرورت شناخت علوم جدید و زمانه‌شناسی در غیر این صورت، امروز انسان باید دست به کارِ خواندنِ ادبیات عرب (نحو و صرف)، علم بلاغت، اصول فقه و مطالعهٔ آزاد شود. حتی گاهی شرایطی پیش می‌آید که برای نمونه، باید فیلمی را ببیند—فیلمی که اگر آن را نبیند، در آن جامعه بیگانه و ناآگاه تلقی می‌شود، یا اینکه سود و توانمندی فراوانی در درک آن نهفته است. ​✔️ گاهی لازم است به اخباری گوش فرادهد؛ چرا که اگر یک دعوت‌گر و مصلح (داعی) از رویدادها و مسائل زمانهٔ خویش غافل باشد، کی می‌تواند دعوت‌گر باشد؟! چگونه می‌تواند «بِلِسانِ قَوْمِهِ» (با زبان و منطقِ مردمِ خود) سخن بگوید، در حالی که اصلاً نمی‌داند در جامعه چه می‌گذرد؟ ​▪️ خطر بیگانگی با جامعه و سطحی‌نگری چنین فردِ غافلی، مانند آن یکی از «اصحاب کهف» می‌شود که وارد شهر شد؛ نه او زبان و حالِ اهل شهر را می‌فهمید و نه مردم، سخن و حالِ او را درک می‌کردند. این دیگر سخن گفتن با زبانِ قوم نیست. ❗️​رفتار چنین افرادی درست مانند آن ملا است که برای یک نفر پیام فرستاده بود: «تو را به خدا به من بگو "اقتصاد توحیدی" یعنی چه؟ این جوانان از من پرسیده‌اند "اقتصاد توحیدی" چیست، لطفاً پاسخش را برایم بفرست!» ❗️​یا مانند آن جلسه‌ای که چند ملا در آن حضور داشتند و بحث بر سر این بود که انسان باید بداند چگونه شبهاتِ کمونیست‌ها را پاسخ دهد؛ یکی از آنان می‌گفت: «تو را به خدا همین الان به من بگویید تا آن پاسخ‌ها را یادداشت کنم!» گویی با گفتن دو سه جمله در آن جلسه، همه چیز تمام می‌شود و او می‌تواند تمام شبهات کمونیست‌ها را رد کند... ​📌 انسانی با این سطح از سطحی‌نگری، نه تنها نمی‌تواند دعوت‌گر به سوی خدا باشد، بلکه خود عاملِ ایجاد شک و تردید در حقانیتِ این دین می‌شود!!!