اشتادان Eshtadan
الذهاب إلى القناة على Telegram
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛ در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی* @Tabaa24
إظهار المزيد1 098
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-1230 أيام
أرشيف المشاركات
1 098
جشنهای ایرانی در گاهشماری یزدگردی و خیامی
چرا #سپندارمزگان در ۲۹ بهمن گرامی داشته میشود.
✍️ #سیروس_حامی
چکیده
گاهشماری ایرانی در گذر از نظام دینی–آیینی یزدگردی به نظام علمی–نجومی خیامی، دستخوش دگرگونیهایی در تعریف زمان و مناسبتها و بنیاد اختلافنظر میان ایرانیان در برگزاری جشنهای ایرانی شد.
در گاهشماری زرتشتی، هر روز ماه نام ویژه دارد و جشنهای همنامی روز و ماه برگزار میشوند.
در گاهشماری جلالی که بر پایه اعتدال خورشیدی بنا شد، روزهای ماه ساختاری تازه یافت؛ ماههای ۳۱ و ۲۹ روزه منظور و پنج روز اندرگاه حذف شد.
به این ترتیب، نامگذاری روزهای ماه -که ویژه گاهشماری زرتشتی ساخته شده بود!- نمیتوانست با تمامیت خود به ساختار نو ترابرد شود!
مقدمه
در ایران باستان -همچون بسیار جاهای دیگر!- دو گونه گاهشماری معمول بود! یکی منشأ دینی و اداری داشت و دیگری نجومی و کشاورزی.
زمان در فرهنگ ایرانی -که #زروان آن را نمایندگی میکند- نه مفهومی صرفا طبیعی، بلکه حقیقتی ورجاوند است.
آنچه در اینجا مورد گفتگوست گاهشماری دینی-درباری است که با نامهای «زرتشتی» و «یزدگردی» میشناسیم. در این گاهشماری -نه در گاهشماری کشاورزان!- با بهره از مفاهیم دین بهی، هر روز ماه به یک نام برگرفته از مفاهیم دینی نامگذاری شده.
گاهشماری جلالی در سده پنجم، زمان را بر پایهٔ سنجش دقیق خورشیدی و فصلی تنظیم و ساختار را دگرگون کرد! روزها شمارهگذاری و نامهای دینی از گاهشماری حذف گردیدند.
۱. ساختار گاهشماری دینی زرتشتی
سال ۱۲ ماه سیروزه دارد و هر ماه و هر روز نامی مینوی دارند. در پایان ۱۲ ماه، پنج روز «اندرگاه» با نامهایی برگرفته از پنج سرود گاهان زرتشت افزوده میشود و آیینهای ویژه برای این پنج روز برگزار میشود. مطالعات هنینگ، بویر و کریستنسن گواه است که در اواخر دوره ساسانی، هر پنج سال یک روز به اندرگاه افزوده و به این شیوه کبیسهگیری میشد.
به این ترتیب در سامانه گاهشماری زرتشتی، زمان ساختاری مینوی دارد و ترتیب روزهای ۳۶۰+۵ گانه سال با نام هرکدام دارای معنای دینی و شخصیت و کارکرد ایزدی خود است.
۲. جشنهای همنامی روز و ماه
در گاهشماری یزدگردی -نه در گاهشماری کشاورزان!- ، هرگاه نام روز با نام ماه یکی شود، جشن گرفته میشود. این جشنها بر نظام نامی و مینوی زمان استوارند.
با تثبیت روز آغاز سال (هورمزد فروردین) با اعتدال طبیعت، این گاهشماری نیازهای کشاورزی را نیز پاسخگو شد و ثبات این روزها در برابر تغییرات فصلی، نشانه وفاداری به نظم مینوی دانسته شد.
۳. گاهشماری جلالی و تغییر فلسفهٔ زمان
گاهشماری جلالی که خیام و همکارانش در قرن پنجم هجری برای تنظیم سال خورشیدی بر پایهٔ اعتدال بهاری پدید آوردند. تحولی بسیار هوشمندانه در گاهشماری بود. در این سامانه بسیار دقیق و دانشی -که پاسخگوی نیازهای مدیریت اجتماعی و کشاورزی و تطبیق با طبیعت است- ماهها دارای ۳۱ و ۳۰ و ۲۹ روزند. زمان از مفهومی آیینی به واحدی ریاضی و فصلی تبدیل شد. روزهای ماه به جای نام با شماره و ترتیب شناخته شدند.
۴. پیامد ترابرد جشنها
ترابرد جشنهای همنامی از گاهشماری دینی به جلالی، پیامدهایی ژرف در معنی و زمانبندی آیینها دارد. روزهای بدون نام میان انارام و هورمزد، حذف روز انارام اسفند، حذف اندرگاه و آیینهای ویژه پنج روز آن هریک مایۀ گسست پیوند میان زمان دینی و زمان طبیعی است.
۵. دو دیدگاه از اهل فن
دیدگاه دینی–زرتشتی بر ساختار مینوی زمان و جشنهای همنامی بنیاد دارد، نامهای سیگانه روزها -و ترتیب آنها- را مینوی میگزارد و بینامی روزهای ۳۱ ماههای خیامی و خلأ میان انارام و هورمزد و نیز حذف انارام اسفند و پنج روز اندرگاه را آسیب به آن سامانه و نظم اهورایی میداند
از دیگرسو، دیدگاه علمی–تاریخی، تقویم جلالی را دقیقتر دانسته و بر بازسازی فصلی جشنها تأکید دارد.
۶. نتیجهگیری
هرچند گاهشماری جلالی(خیامی) دانشیترین و دقیقترین گاهشماری و مایه نازش ایران و ایرانی است؛ نظام جشنهای همنامی روز و ماه ویژه گاهشماری زرتشتی (یزدگردی) طراحی و برقرار شده و ترابرد تنها بخشی از آن یعنی نامهای سیگانه روزهای ماه ۳۰ روزه به ماههای ۳۱ روزه یا ۲۹ روزه ، ترتیب و فرزانش پشتوانه آن را در هم میریزد و از آن سامانه جز پوسته باقی نمیگذارد!
پس، آیین #سپندارمزگان در روز سپندارمز از ماه سپندارمز (اسفند) گاهشماری یزدگردی -سی روز مانده تا نوروز- جای میگیرد و آن روز در گاهشماری امروز ایران برابر با ۲۹ بهمن است! ایدون باد.
یارینامه:
۱. مری بویس، زرتشتیان: باورها و آیینها، ترجمه بهرامی.
۲. والتر هنینگ، Zoroastrian Calendar Reform.
۳. آرتور کریستنسن، ایران در زمان ساسانیان.
۴. احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام.
۵. جلال متینی، بررسی گاهشماری ایرانیان.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
1 098
۲۷ بهمن - سالگرد درگذشت زندهیاد #دکتر_محمدجعفر_محجوب
#محمدجعفر_محجوب در سال ۱۳۰۳ در تهران متولد شد. تحصیلات دبستانی و دبیرستانی خود را در تهران انجام داد. پس از پایان تحصیلات دبیرستانی در سال ۱۳۲۳ بهعنوان تندنویس در مجلس شورای ملی استخدام شد. همزمان با کار در مجلس شورای ملی در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و سه سال بعد تحصیلات خود را به پایان رساند. اما روح ادبدوستش وی را به سمت و سوی ادبیات فارسی کشاند و در سال ۱۳۳۳ لیسانس ادبیات خود را در این رشته گرفت. از سه سال بعد تا سال ۱۳۵۹ عضو انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی وابسته به یونسکو بود.
محجوب در سال ۱۳۴۲ موفق به دریافت درجهٔ دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد. عنوان رسالهٔ دکترای او «سبک خراسانی در شعر فارسی» بود. از سال ۱۳۳۶ و پس از آن سمتهای مدرس، دانشیار و استاد زبان و ادب فارسی را در دانشگاه تربیت معلم و دانشگاه تهران به عهده داشت.در سالهای ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ به عنوان استاد میهمان در دانشگاه آکسفورد انگلستان و در سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ در دانشگاه استراسبورگ در فرانسه به تدریس زبان و ادبیات فارسی پرداخت. از سال ۱۳۵۳ مدتی رایزن فرهنگی ایران در پاکستان بود.
او مدت ۲۳ سال عضو انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی (وابسته به یونسکو) بود. از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ مدتی سرپرستی فرهنگستان زبان و فرهنگستان ادب و هنر ایران را به عهده گرفت. از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳ بار دیگر به تدریس در دانشگاه استراسبورگ پرداخت. از سال ۱۳۷۰ تا هنگام مرگ، به سال ۱۳۷۴، در دانشگاه برکلی در کالیفرنیا، ادبیات فارسی تدریس میکرد. از مجموعه درس های دکتر محجوب که در سال ۱۳۶۷ به بعد ضبط شده است، شرح و تفسیر برخی از غزلیات حافظ ، شرحی درباره مثنوی مولانا،نظامی گنجهای،شاهنامه فردوسی و باب دوم سعدی را از سوی انتشارات ماهور در قالب لوح فشرده به بازار عرضه شد.
محجوب نوشتن در مطبوعات را از سال ۱۳۲۷ آغاز کرد و با نشریاتی چون سخن، یغما، راهنمای کتاب و هنر و مردم همکاری داشت. در این نشریهها مقالههای گوناگونی از او در زمینهٔ ادب پارسی، فرهنگ عامه و پژوهش در داستانهای ایرانی انتشار یافت. محجوب در دهه ۱۳۳۰ بهخاطر اوضاع خطرناک سیاسی برای روشنفکران، بسیاری مقالات و ترجمههایش را با نام مستعار «م. صبحدم» بیرون میداد. معروفترین اثر او با نام مستعار «م. صبحدم» ترجمه کتاب «پاشنه آهنین» اثر جک لندن است که جنبشهای چپی فراوانی را در جهان به وجود آورد.
دکتر محمدجعفر محجوب در روز جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۷۴ در سن ۷۱ سالگی در لس آنجلس، کالیفرنیا درگذشت.
🔶آثار
آئین جوانمردی یا فتوت. نیویورک: ۱۳۷۹.
آفرین فردوسی. تهران: مروارید، ۱۳۷۱.
ادبیات عامیانهٔ ایران: مجموعه مقالات دربارهٔ افسانهها و آداب و رسوم مردم ایران. تهران: چشمه ، ۱۳۸۲. شابک ۹۶۴-۳۶۲-۱۵۸-۸
از هفت پیکر تا هشت بهشت: تاملاتی در شعر فارسی. تهران: مروارید ، ۱۳۹۳. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۹۱-۱۸۶-۹
انتخاب و انطباق منابع ادب فارسی برای تدوین کتابهای کودکان و نوجوانان. تهران: شورای کتاب کودک ، ۱۳۴۵.
تحقیق در احوال و آثار و افکار و اشعار ایرج میرزا و خاندان و نیاکان او. تهران: اندیشه، ۱۳۴۹.
خاکستر هستی. با مقدمهای از بزرگ علوی. تهران: مروارید ، ۱۳۷۸. شابک ۹۶۴-۶۰۲۶-۱۸-۴
درباره کلیله و دمنه: تاریخچه، ترجمهها، و دو باب ترجمه نشده از کلیله و دمنه. تهران: خوارزمی ، ۱۳۳۶. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۸۷-۱۱۶-۰
سبک خراسانی در شعر فارسی: بررسی مختصات سبکی شعر فارسی از آغاز ظهور تا پایان قرن پنجم هجری. تهران: دانشسرای عالی ، ۱۳۵۰.
محجوب، محمدجعفر و علیاکبر فرزامپور. فن نگارش یاراهنمای انشاء. تهران: نشر اندیشه ، ۱۳۵۳.
نمایش کهن ایرانی. شیراز: سازمان جشن هنر ، ۱۳۴۶.
درخشنده چون مهر : مقالههایی در نثر کهن فارسی (تفسیر - داستان - ادبیات عامه. تهران : انتشارات مروارید ، ۱۳۹۷.
پیوست : شرح غزل «سالها دل طلب...» حافظ
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹https://t.me/eshtadan
1 098
Repost from تب (هنری.فرهنگی.ادبی)
✨💎 مجموعهای منتخب از کانالهای الهامبخش در حوزههای:
🎨 هنر | 📚 کتاب و ادبیات
🎼 موسیقی | 📝 شعر و نوشتار
یک سفر کوتاه به دنیای هنر و واژهها…
پیوستن به مجموعه📥
🔺راه ارتباطی: @artist_kurd
1 098
۲۶ بهمن زادروز #محمد_بهمنبیگی
(زاده ۲۶ بهمن ۱۲۹۸ ایل قشقایی -- درگذشته ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ شیراز) نویسنده و بنیانگذار آموزش و پرورش عشایری
#محمد_بهمنبیگی نویسنده و بنیان گذار آموزش و پرورش در ایران بود. او با تلاش بسیار نخست عشایر فارس و سپس عشایر کل ایران را به این باور رساند که میتوان با وجود زندگی عشایری باسواد شد و به مدارک بسیار بالا دست یافت . دکتر ملک حسینی پدر پیوند کبد دنیا ، دست پرورده این اندیشه است .پس از انقلاب، جمعی از انقلابیون به منزل وی در شیراز هجوم بردند اما وی موفق به نجات جان خود شد و خود را به تهران رساند. او تا چند سال، از سفر به شیراز خودداری کرد و به صورت مخفی در تهران زندگی کرد. در این سالها شروع به نوشتن داستانهایی از خاطرات خود نمود. به گفته خود ایشان، نهایتاً با یافتن ارتباطاتی توانست از دولت انقلابی امان نامه بگیرد. پس از چند سال او به شیراز برگشت و تا زمان فوت در شیراز اقامت نمود.
روانش شاد - یاد و نامش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹https://t.me/eshtadan
1 098
پیشکش به کودکان ایران، آنها که ایران را ادامه میدهند.
انتشارات میرماه در راستای مسئولیت اجتماعی خود، نسخۀ پیدیاف کتاب «باغ ایران»، سرودۀ زندهیاد دکتر حسین گلگلاب را رایگان در دسترس قرار داده است تا کودکان با این شعر ساده و زیبا همنفس شوند، با میهن خویش آشناتر گردند و فرزاندانی شایسته برای آن باشند.
هر بند از این شعر به تصویرگری برجسته سپرده شده است؛ از پیشکسوتانی چون استاد نورالدین زرینکلک و زنده یاد استاد پرویز کلانتری تا هنرمندان نسل میانه و نو. تصویرها دریچهای تازه به زیباییها و فرهنگ ایران گشودهاند: زبان فارسی، معماری، کوه دماوند، جانوران و گیاهان در خطر، نقشه و پرچم، نوروز، بازار ایرانی و عشق جاودانه.
این اثر چونان قطرهای است از دریای بیکران و ژرف فرهنگ ایران. پس بیایید با کودکانمان این شعر را بخوانیم، بهویژه این بیت را:
تا مهر و مه تابنده است
ایــران مـا پاینــده است
انتشارات میرماه
بهمن ۱۴۰۴
1 098
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل های خشک گذر میکردند
به دسته های کلاغان
که عطر مزرعه های شبانه را
برای من به هدیه می آورند
به مادرم که در آینه زندگی میکرد
و شکل پیری من بود
و به زمین ، که شهوت تکرار من ، درون ملتهبش را
از تخمه های سبز می انباشت - سلامی ، دوباره خواهم داد...
✍️ #فروغ_فرخزاد
به بهانه ۲۴ بهمن سالروز درگذشت زندهیاد #فروغ_فرخزاد (۱۳۴۵ تهران)
روانش شاد - یاد و نامش گرامی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹https://t.me/eshtadan
1 098
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل های خشک گذر میکردند
به دسته های کلاغان
که عطر مزرعه های شبانه را
برای من به هدیه می آورند
به مادرم که در آینه زندگی میکرد
و شکل پیری من بود
و به زمین ، که شهوت تکرار من ، درون ملتهبش را
از تخمه های سبز می انباشت - سلامی ، دوباره خواهم داد...
✍️ #فروغ_فرخزاد
به بهانه ۲۴ بهمن سالروز درگذشت زندهیاد #فروغ_فرخزاد (۱۳۴۵ تهران)
روانش شاد - یاد و نامش گرامی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
1 098
Repost from کانال تبادلات مهربانان
⚪️ گزیدهای از کانالهای تلگرام
---------
🔴 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
🟠 @FARZANDAN_PARSI
🔴 آرشیو بزرگ بهترین اینفوگرافیها
🟠 @Infographicer
🔴 دل واژه های تنهایی
🟠 @gandomzaran
🔴 سرگذشت ایرانیان
🟠 @shahanvghahremananirani
🔴 دلپتان (زرتشتیان صاحبدل)
🟠 @Delpatan_zarrin
🔴 زندگی آرامش
🟠 @LifeManage
🔴 آب و جامعه
🟠 @WaterforUs
🔴 دین زرتشتی
🟠 @EchoesofGATAHA
🔴 آوای شب_دانـلود خاطره
🟠 @AVAYESHAB2024
🔴 آزمون روزانۀ تاریخ (تست و کوئیز)
🟠 @HistoQuiz
🔴 اشتادان
🟠 @eshtadan
🔴 جامعه شناسی/هنر/ ادبیات
🟠 @R_kordbacheh
🔴 وراقان
🟠 @varaghan
🔴 الفبای توسعه ایران
🟠 @Alefbaietousee
🔴 کتابهای صوتی
🟠 @Audio_Books_24
🔴 آموزش ترکی استانبولی کاربردی
🟠 @Turkish_Nazli
🔴 آرشیو بزرگ اینفوگرافیک تلگرام
🟠 @Infographicers
🔴 آلبوم جنگاوران تاریخ
🟠 @Marzupan
🔴 « زیباترین اشـ؏ـار »
🟠 @aftabmahtabi
---------
📣 شرکت در تبادلات یا ثبت تبلیغات:
👤 @FiruzMehr
1 098
🏢 خلاصهای از توضیح استاد #ابراهیم_پورداوود دربارۀ واژۀ «فرهنگستان»، چاپشده در نامۀ فرهنگستان [قدیم]، سال ۱۳۲۲
برخی پنداشتهاند «فرهنگستان» ترکیب غلطی است... . فرهنگستان در زبان پهلوی رایج بوده و در کارنامک ارتخشیر پاپکان بهکار رفته: «اینچنین اردوان اردشیر را به آخور ستوران فرستاد و به او فرمود: هش دار که هیچگاه، نه در روز نه در شب، از نزدیک ستوران دور نگشته، به نخجیر و چوگانبازی و فرهنگستان نروی». در اینجا فرهنگستان بهمعنی «دانشگاه» یا «دبستان» است. دیگر از اینگونه اسماء «نیرنگستان» و «اَئِرپَتستان» (= هیربَدستان) است، که نام دو کتاب پهلوی است؛ «نیرنگ» و «اَئِرپَت» بهمعنی «دعا» و «تعلیم دینی» است. داتستان دینیک، که یکی از کتابهای معروف پهلوی است، با واژۀ «دات» (= قانون) و -ستان ترکیب یافته، یعنی «احکام دینی». ماتیگان هزارداتستان کتابی است در حقوق مدنی روزگار ساسانیان؛ این نام یعنی «کتاب هزارقانون»... . اگر باز نسنجیده گفته شود که این کلمات پهلوی است و ربطی به فارسی ندارد، مثالهایی داریم که هرگونه شبهه را برمیدارد... . از «کارستان» و «شکارستان» گذشته، «شبستان» در ادبیات ما بهمعنی «حرمسرای» یا «حرمخانه» آمده. #فردوسی گوید:
شبستان مر او را برون از صد است/ شهنشاه زنباره باشد بد است
در مثنوی جلالالدین [#مولوی] واژۀ «داد» و کلمات «حیات» و «غیب» و «عیب» با -ستان ترکیب یافته:
چون بُوَد آن چون که از چونی رهد/ در حیاتستان بیچونی رسد
زآنکه نیمِ او ز عیبستان بُدهست/ وآن دگر نیمش ز غیبستان بُدهست
دو مثال دیگر که در سرِ زبانهای ماست: «تابستان» و «زمستان». در این دو واژه هم -ستان به اسماء معنیِ «گرما» و «سرما» پیوسته است. «تاب» از مصدر «تابیدن» بهمعنی «گرم کردن» است. «تَپ» در اوستا و مشتقات آن «تفت» (تبدار) و «تفنو» (تب) در این نامۀ مینوی بسیار است. در فارسی ناخوشیِ «تب» و جزء دومیِ واژۀ «آفتاب» و «تابه» و «تابش» و «تافتن» و «تافته» و «تفسیدن» و «تفتیدن» و جز آنها از همین بنیاد است؛ چنانکه «زم» در زبانهای ایران باستان مشتقات بسیار دارد و در #شاهنامه جداگانه بدون -ستان بهمعنی «باد سخت زمستانی» بهکار رفته است.
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🔹https://t.me/eshtadan
1 098
Repost from انجامه
جستار
«دلخراش»، ترکیب وصفی با بسامد بسیار اندک در ادبیات کهن پارسی.
ترکیبِ وصفیِ «دلخراش» در پارسی معاصر بهوفور یافت میشود، بویژه کاربرد این واژه در گفتار و نوشتار ایرانیان در این روزهای رُخدادناک روندی افزایشی یافته، درحالیکه بسامدِ کاربردِ این ترکیبِ وصفی در ادبیات کهن پارسی بسیار اندک، بلکه ناچیز است؛ و این، جای اندیشیدن دارد.
چرا قُدما برای وصفِ تجربهها و صحنههای آزاردهنده در آثار خود از این واژه کمتر بهره بردهاند، درحالیکه مثلا برای یک ترکیب کمابیش مخالفِ «دلخراش»، یعنی «دلارام»، در گرشاسبنامۀ اسدی طوسی، و آثار دیگر گویندگانِ پارسیزبان، گواهانِ پرشمار یافت میشود؟
زبان ابزاریست برای بیان تجربه، احساس و اندیشۀ انسان از رخدادهای زندگی در پیوند با دیگران. مگر (= شاید) در گذشته کارِ رنجانیدن دل از راه کردهها و دیدهها و گفتهها و شنیدهها بدان درجه از آزاردهندگی نرسیده بوده تا نیاکان ما مجبور به استفادۀ بیشتر از این واژه شوند یا شاید ایرانیان این روزگار نازکدلتر شدهاند. ایزد داناتر است.
محمد رضیپور
#انجامه
#دلخراش
https://t.me/Anjaame
1 098
شیر شمشیر به کف
میدانیم پیش از انقلاب اسلامی در میان پرچم سهرنگ ایران، شیری شمشیر به کف نقش شده بود و از پشت او خورشید رخ مینمود. شیر و خورشید به لحاظ نجومی پیشینۀ کهنی دارد و بارها در شاهنامه از آن سخن رفته است. بر پایۀ نظرِ قدما، هنگامی که خورشید در برج اسد قرار میگیرد، نزدیکترین فاصله به زمین را دارد و درخشندگی و گرمای آن به اوج میرسد. دربارۀ شمشیر در چنگالِ شیر، کریستنسن در کتاب معروف خود، ایران در زمان ساسانیان، پیشینۀ کاربرد آن را به زمان ساسانیان میرساند. کریستنسن به بیت مورد نظر خود ارجاعی نمیدهد، ولی به احتمال فراوان به بیت زیر نظر داشته است. در داستان عرض کردن کیخسرو، هنگامی که پهلوانان ایران با درفشهای خود از برابر پادشاه میگذرند، درفش گودرز چنین توصیف شده است :
درفش از پس پشت او شیر بود / که جنگش به گرز و به شمشیر بود
کریستنسن در مصرع دوم به جای «جنگش»، احتمالاً بر اساس تصحیح فوللرس یا ژول مول ، «چنگش» خوانده است و از همین رو نوشته است که «در شاهنامه از درفشی ذکر به میان آمده مزیّن به صورت شیری که در چنگال خود گرزی و شمشیری دارد » (ص301)، ولی تردیدی نیست که خوانش کریستنسن و برداشت او از این مصراع درست نیست و همین صورت در متنِ شاهنامه، تصحیحِ استاد خالقی درست است . مصراع یادشده به لحاظِ دستوری، خوانش «چنگش» را برنمیتابد و گذشته از این، قرینۀ دیگری نیز هست که خوانش «جنگش» را تأیید میکند: در این بخش از شاهنامه، افزون بر توصیف درفشهای پهلوانان، فردوسی در بارۀ برخی از آنان توضیح میدهد که هر یک در کاربردِ کدام سلاح مهارت داشتند. در اینجا میگوید: گودرز در جنگ، با گرز و شمشیر میرزمید و به قول امروزیها سلاح سازمانی او گرز و شمشیر بود. در جای دیگر، دربارۀ گُستَهم میگوید: «همه نیزه بودی به جنگش به چنگ» (ب301). از این رو، پیشینۀ نقشِ شیرِ شمشیر به کف بر پرچم ایران نباید چندان قدیمی باشد و نگارنده نتوانست نشانی از آن را در زمانی پیش از دورۀ قاجار بیابد. گفتهاند در این نقش، شمشیر نشانِ ذوالفقار حضرت علی (ع) است که با لقب آن حضرت نیز تناسب دارد.
بعد از تحریر: دوست نازنینم دکتر علی محمودی پس از خواندن این یادداشت، طرحی از نقشهای جام طلای حسنلو (مربوط به اوایل هزارۀ دوم پیش از میلاد) را برایم فرستادند و یادآور شدند که در برابر یک بانوی شیرسوار سه خنجر به سه اندازۀ مختلف قرار دارد، ولی این نکته را باید توجه کرد که این شیر و شمشیرها لزوماً ارتباطی با شیر شمشیر به چنگ ندارد و اگر هم ارتباط داشته باشد، انقطاع زمانیِ حدود 3200 سالۀ میان این دو نقش را نمیتوان توجیه کرد، مگر آنکه شواهدی بیشتری بتوان یافت. روی کفل شیر حسنلو، نقش صلیبِ شکسه هم جالب است.
____
. فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، تهران، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1386: 3/20/289.
. همان، به کوشش یوهان اگوستوس فوللرس (Joannes Augustus Vullers)، لیدن، بریل، 1877: 2/785/311؛ کریستنسن در همین صفحه در مواضع دیگر چند بار به همین تصحیح ارجاع داده است.
. همان، به کوشش ژول مول، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، 1369: 2/293/305.
. کریستنسن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ غلامرضا رشیدیاسمی، تهران، امیرکبیر، 1367: 301.
. در داستان رستم و سهراب نیز درفش گودرز شیرپیکر توصیف شده است (همان: 2/159/520) و در آنجا نیز از شیر شمشیر به چنگ یا گرز به چنگ سخنی نیست:
یکی شیرپیکر درفشی به زر / درفشان یکی در میانش گهر
برداشت از اینجا
@dr_khatibi_abolfazl
🔸https://t.me/eshtadan
1 098
پاسداری از زبان فارسی*
همانگونه که مملکت در برابر تجاوز کشورهای بیگانه به نیروی دفاعی احتیاج دارد، همانطور که بدن انسان در مقابل انتقال میکروب و سرایت بیماریهای وبایی باید مصونیت پیدا کند و همینقسم که دستگاه تعلیم و تربیت ملت در داخلهی مملکت باید از سوءتأثیر افکار ناسازگار با رشد ملی و القای دسیسههای فتنهخیز و نفاقانگیزه در امان بماند، نگهبانی زبان ملی یا فارسی دری هم که استوارترین پایهی وحدت ملی و بهترین وسیلهی تعبیر عواطف و افکار فردی و جمعی و پایدارترین میراث فرهنگی و گرانبهاترین یادگار نیمهی دوم از دوهزار و ششصد سال تاریخ فرهنگ و تمدن ملت است، از دستاندازی لفظی و تعبیر خارجی و تصرفات ناروا وظیفهای بسیار مقدس است که هر فردی از افراد ملت باید خود را ذمهدار پاسداری و نگهداری آن بداند.
*زندهیاد محمد محیط طباطبایی، مجله یغما، سال بیست و سوم، ش ۱۰ دی ۱۳۴۹، ص ۵۶۹.
منبع:
👇👇
https://splus.ir/Eyzabanefarsi
@aeenesokhan
🔹https://t.me/eshtadan
1 098
۲۰ بهمن زادروز زندهیاد استاد #ابراهیم_پورداوود
ابراهیم پورداوود، دانشمند، ایرانشناس، اوستاشناس و از برجستهترین چهرههای علمی ایران در قرن بیستم بود. او ستارهای درخشان در آسمان ایرانشناسی بود و با پژوهشهای گسترده و ترجمههای ارزشمندش، نقش مهمی در احیای فرهنگ و تمدن ایران باستان ایفا کرد.
اهمیت کارهای پورداوود:
احیای هویت ایرانی:
پورداوود با پژوهشهای خود، به احیای هویت ایرانی و شناخت ریشههای تاریخی و فرهنگی ایران کمک شایانی کرد.
توسعه ایرانشناسی:
او با تاسیس انجمن ایرانشناسی و تربیت شاگردان بسیاری، به توسعه مطالعات ایران باستان در ایران کمک کرد.
شناساندن فرهنگ ایران به جهان:
ترجمه اوستا و سایر آثار پورداوود، باعث شناخت بیشتر فرهنگ و تمدن ایران در سطح جهانی شد.
روانش شاد - نامش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔸https://t.me/eshtadan
1 098
ستم ستیزی در شاهنامه:
هرآنکس که هست از شما مستمند
کجا یافت از کارداری گزند
دل و پشت بیدادگر بشکنید
همه بیخ و شاخش ز بن برکنید
#شاهنامه_پژوهی
#گزینش_ابیات_مریم_شعبانزاده🔸#انجمن_شاهنامه_خوانی_و_شاهنامه_پژوهی_فریمان
🆔@shahnamehpajohfariman
🔹https://t.me/eshtadan
1 098
استاد دکتر محسن ابوالقاسمی ,استاد پیشین ادبیات فارسی،فرهنگ وزبانهای باستانی ایران، متولد سال۱۳۱۵شمسی در شهر ملایر,
دانش آموخته زبان های فارسی نو وباستانی از دانشکده مطالعات شرقی وافریقایی لندن، از شاگردانپرفسور هنینگ و مری بویس.
✍آثار
۱-تاریخ زبان فارسی.
۲-تحول معنی واژه در زبان
فارسی.
۳-دستور تاریخی زبان فارسی
۴-تاریخ مختصر زبان فارسی
۵-ریشه شناسی.
۶-زبان فارسی وسرگذشت آن
۷-راهنمای زبانهای باستانی.
۸-مانی.به روایت ابن الندیم.
۹-شعر در ایران.پیش از اسلام.
۱۰-یسن۵۲وهیشتوایش گات.
۱۱-ماده های فعل فارسی دری.
۱۲-زبان آسی.
@eshtadan
1 098
▪️ ۱۷ بهمن، سالروز درگذشت دکتر #مهدی_بیانی بنیانگذار کتابخانه ملی ایران، کارشناس نسخههای خطی فارسی، نویسنده ، پژوهشگر و استاد عالی رتبه دانشگاه تهران، گرامی باد.
▪️ ۱۷ بهمن، سالروز درگذشت دکتر #خلیل_خطیب_رهبر، نویسنده ، ادیب ، پژوهشگر و استاد عالی رتبه دانشگاه تهران، گرامی باد.
▪️۱۷ بهمن سالروز درگذشت
دکتر #محسن_ابوالقاسمی
(زاده ۱۰ آذر ۱۳۱۵ ملایر -- درگذشته ۱۷ بهمن ۱۳۹۷ تهران) استاد زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ و زبانهای باستانی گرامی باد.
🔹یاد بود فرزانگان
https://t.me/eshtadan
1 098
Repost from تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین
آتشِ عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغیست کَزین خانه به آن خانه بَرَند
#حیدرخصالی
تذکرهی میخانه؛ملاعبدالنبی فخرالزمانی قزوینی؛ تصحیح و تنقیح و تکمیل تراجم باهتمام احمد گلچینمعانی؛ اقبال؛ ۱۳۶۷: ۸۴۷، زیرنویس.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
1 098
#جلال_خالقی_مطلق:
هرکشتی نیاز به ساحل و لنگر دارد وگرنه در اقیانوس مدتی سرگردان می راند تا سرانجام به دست توفانی نابودشود. دیرزمانی است که تنها ساحل هویت ملت ایران، زبان و ادب فارسی و لنگر او شاهنامه است
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
