ar
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

الذهاب إلى القناة على Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

إظهار المزيد
943
المشتركون
-224 ساعات
+27 أيام
+1730 أيام
أرشيف المشاركات
♥️ رفتن، رسیدن است موجیم و وصل ما، از خود بریدن است ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است تا شعله در سریم، پروانه اخگریم شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است ما مرغ بی‌پریم، از فوج دیگریم پرواز بال ما، در خون تپیدن است پر می‌کشیم و بال، بر پرده‌ی خیال اعجاز ذوق ما، در پر کشیدن است ما هیچ نیستیم، جز سایه‌ای ز خویش آیین آینه، خود را ندیدن است گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی پاسخ همین تو را، تنها شنیدن است بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را خامیم و درد ما، از کال چیدن است #قیصر_امین‌پور @delnote

🎵"Condor" #Ennio_Morricone #Instrumental @delnote

صدایت را که می‌شنوم خورشید در دلم طلوع می‌کند. #فروغ_فرخزاد @delnote

♥️ شش ماه و خرده‌ای می‌شود که ساعت مچی‌ام خوابیده است. عقربه‌ها سرِ ساعت هشت و بیست دقیقه متوقف شده‌اند. چرا باطری‌اش را عوض نمی‌کنم؟ چون این ساعت اصلا باطری ندارد و با حرکت مچ دست شارژ می‌شود. چرا تعمیرش نمی‌کنم؟ چون هزینه‌ی تعمیرش کمی کمتر از قیمت خودش است. چرا ساعت جدید نمی‌خرم؟ چون ساعت را صاحبِ زلف مشکین به من هدیه داده و وظیفه‌ی این ساعت بیشتر از این‌که یادآوری زمان باشد، یادآوری صاحب آن زلف مشکین است. همین است که شش ماه خرده‌ای است که ساعت روی مچم به خوابی عمیق فرو رفته است. شکایتی هم ندارم. اصلا حق عقربه‌های ساعت است که بعد از این همه سال بی‌صدا دویدن دنبال همدیگر و بازیچه‌ی دست زمان شدن، حالا بایستند و به خوابی عمیق فرو بروند. حالا نوبت زمان است که دنبال این عقربه‌ها بدود و خودش را با آن‌ها تطبیق دهد. خیلی هم سخت باید باشد. زمان هر دوازده ساعت فقط یک بار می‌تواند با عقربه‌ها هماهنگ می‌شود. ساعت هشت و بیست دقیقه. اصلا لابد یکی از دلایل دیگری که ساعت را هنوز به مچم می‌بندم همین است. لاکردار درس آزادگی داده. شش ماه و خورده‌ای پیش‌تر، ساعت هشت و بیست دقیقه، احتمالا عقربه‌ی کوچک به عقربه‌ی بزرگ تشر زده که گور بابای زمان و تکانِ مچِ دست آقای عطار و گردش زمین به دور خورشید و تقویم جلالی و ابر و باد و مه و غیره. من دیگر از جایم تکان نمی‌خورم. از حالا به بعد کائنات باید به دور من بگردند و برسند به زمانی که من می‌گویم. هشت و بیست دقیقه. احتمالا عقربه‌ی بزرگ هم همانجا دست از خدمت کشیده و زیر لب زمزمه کرده که: مهتاب به نور دامن شب بشکافت می نوش دمی بهتر از این نتوان یافت. #فهیم_عطار @delnote

می‌خواست بگوید: دلم می‌خواهد ببینمت، و لمست کنم، و در آغوشم پنهانت کنم، و اسمت را طوری صدا کنم که انگار تنها کلمه‌ی دنیاست. گفت: سرد است، گرم‌تر بپوش. آدم ساده. آدم تماشا. همیشه ترسیدی و چیزهای دیگری گفتی. #حمید_سلیمی @delnote

🎵"مرا ببوس" #حسن_گل_نراقی @delnote

♥️ وَ چای دغدغه‌ی عاشقانه‌ی خوبی‌ست برای با تو نشستن بهانه‌ی خوبی‌ست حیاطِ آب‌زده، تختِ چوبی و من و تو چه قدر بوسه، چه عطری، چه خانه‌ی خوبی‌ست قبول کن به خدا خانه‌ی شما سارا برای فاخته‌ها آشیانه‌ی خوبی‌ست غروب اول آبان قشنگ خواهد بود نسیم، نم‌نم باران نشانه‌ی خوبی‌ست بیا به کوچه که فردیس شاعری بکند که چشم تو غزل عامیانه‌ی خوبی‌ست کرج؟ سوار شو ، آقا صدای ضبط اگر... نخیر! کم نکن آقا ترانه‌ی خوبی‌ست صدای شعله‌ورِ گل نراقی و باران فضای ملتهب و شاعرانه‌ی خوبی ست مطابق نظر ماست هر چه می‌خواهیم قبول کن که زمانه، زمانه‌ی خوبی ست به خانه باز رسیدیم و چای می‌خواهم برای بوسه گرفتن، بهانه‌ی خوبی‌ست #حسن_صادقی‌پناه @delnote

هیچ‌چیز به اندازه‌ی توانایی فرد در تحمل ♥️ تنهایی شاخصی از بلوغ نیست. #دونالد_وینیکات @delnote

🎵”Seven Ponds” #Sina_Bathaie #Instrumental @delnote

دل من انگار پرده‌ای نازک بود که نورِ اولِ صبح از پس آن می‌تابید #رضا_جمالی_حاجیانی @delnote

🎵 "سوغاتی" #هایده @delnote

امّا، ای دیوانه، برایِ بدرود این آموزه را به تو پیشکش می‌کنم: آن‌جا که دیگر نمی‌توان عشق ورزید باید آن را گذاشت و گذشت! چنین
امّا، ای دیوانه، برایِ بدرود این آموزه را به تو پیشکش می‌کنم: آن‌جا که دیگر نمی‌توان عشق ورزید باید آن را گذاشت و گذشت! چنین گفت زرتشت، و دیوانه و شهرِ بزرگ را گذاشت و گذشت. @delnote

ذهنم زمستانی است اما در قلبم بهار ابدی جاری است. #حسين_پناهی @delnote
ذهنم زمستانی است اما در قلبم بهار ابدی جاری است. #حسين_پناهی @delnote

🎵”اختر آسمان‌ها” ترانه‌سرا: مانی مطیعی آهنگ‌ساز و خواننده: #کوروش_یغمایی @delnote

♥️ حتی اگر سه هزار سالِ دیگر هم زنده بمانی، یا حتی ده برابر آن، به یاد داشته باش که زندگیِ دیگری جز همین زندگی در کار نیست و جز همین زندگی که کم‌کم داری از دستش می‌دهی، دیگر نخواهی زیست. زیاد عُمر کنی یا کم، آخر چه فرقی دارد؟ لحظه‌ی اکنون برای همه یک‌جور است؛ از دست دادنش نیز برای همه یک‌جور است؛ پس اگر عُمرت تمام شود، تنها همین لحظه‌ی اکنون است که از دستت رفته. نه گذشته و نه آینده، هیچ‌یک را از دست نخواهی داد: آخر چطور امکان دارد چیزی را از دست بدهی که هرگز نداشته‌ای؟ #مارکوس_اورلیوس تاملات @delnote

همه‌ی ما جایی در تاریخ داریم. جای من در ابرهاست. #ریچارد_براتیگان @delnote

🎵”قطعه‌ی خزان” #پرویز_مشکاتیان @delnote

♥️ و ما همین ذوق زندگی را داریم، همین که همزاد شوق است، همین قند در چای زدن و در دهان گذاشتن، همین گذراندن چند لحظه‌ای که طول می‌‌کشد تا طعم شیرینی در دهان‌مان بنشیند. ما همین ذوق زندگی را داریم، همین دست دراز کردن، گوشی را برداشتن، با دیدن نام آدمی که دوستش داریم لبخند زدن. ما همین ذوق زندگی را داریم، به یک گل زیبا خیره شدن، بویش کردن، چند شاخه‌اش را، گلدانش را، خریدن. ما همین ذوق زندگی را داریم، با شنیدن صدای خنده‌های کودکان خندیدن، با به راه افتادن‌شان به هیجان آمدن، با حرف زدن‌شان خوشحال شدن. ما همین ذوق زندگی را داریم، با آنهایی که دوستشان داریم نشستن و گپ زدن، در کنارشان قدم زدن، با بودنشان خاطرات ساختن. زندگی برای ما چیزی جز ذوق و شوقش نیست، ذوق و شوق آمدن لحظه‌ بعدی که در راه است. پس همین است که باید برای ذوق و شوق با هر چیز که لحظه‌ی بعد را ترسناک می‌کند بجنگیم. انگار هر چیزی که از ذوق و شوق ما کم می‌کند، تکه‌ای از زندگی ما را می‌رباید. #امیرعلی_بنی‌اسدی @delnote

مدتهاست آرام مانده‌ای، اما اصلا مگر از تو چیزی باقی مانده‌‌؟ بخواب. خوشبختانه پرنده کوچ کرده‌است. @حمید_سلیمی و شب بخیر به تو ساکت کلافه، و امیدوارم بالاخره خواب ببینی همه‌چیز مرتب است. @delnote

زمین به یُمن اندوه ما می‌چرخد #شهرام_شیدایی @delnote