ar
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

الذهاب إلى القناة على Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

إظهار المزيد
943
المشتركون
-224 ساعات
+27 أيام
+1730 أيام
أرشيف المشاركات
تنها تویی که می‌کشی‌ام سمت زندگی... #نجمه_زارع @delnote
تنها تویی که می‌کشی‌ام سمت زندگی... #نجمه_زارع @delnote

همیشه همین‌طور بوده است، کلماتِ ساده... می‌آیند، زندگی می‌کنند و می‌میرند، تا ترانه‌ی تازه‌ای زاده شود. همیشه همین‌طور بوده است، قطراتِ تشنه... می‌آیند. زندگی می‌کنند و می‌میرند، تا اَبرَکِ بنفشه‌پوشِ اُردی‌بهشتی شاید... همیشه همین‌طور بوده است، شاعرانِ بزرگ... می‌آیند زندگی می‌کنند و می‌میرند، تا رَدِپای گرمِ دیگری... بر برف! و ما همه می‌آییم، زندگی می‌کنیم، و گاهی از دور، دستی برای هم تکان می‌دهیم و می‌میریم. تمامِ زندگی همین است! حالا به نشانیِ شیراز برو ببین از غیبِ این لِسانِ ساده چه می‌وَزَد از واژه‌هایِ این وَرا!... #سیدعلی_صالحی @delnote

Repost from N/a
همیشه همین‌طور بوده است، کلماتِ ساده... می‌آیند، زندگی می‌کنند و می‌میرند، تا ترانه‌ی تازه‌ای زاده شود. همیشه همین‌طور بوده است، قطراتِ تشنه... می‌آیند. زندگی می‌کنند و می‌میرند، تا اَبرَکِ بنفشه‌پوشِ اُردی‌بهشتی شاید... همیشه همین‌طور بوده است، شاعرانِ بزرگ... می‌آیند زندگی می‌کنند و می‌میرند، تا رَدِپای گرمِ دیگری... بر برف! و ما همه می‌آییم، زندگی می‌کنیم، و گاهی از دور، دستی برای هم تکان می‌دهیم و می‌میریم. تمامِ زندگی همین است! حالا به نشانیِ شیراز برو ببین از غیبِ این لِسانِ ساده چه می‌وَزَد از واژه‌هایِ این وَرا!... #سیدعلی_صالحی @delnote

♥️ من همه‌ی آنچه که بر من گذشته هستم اما ، گذشته‌ی خود نیستم . #پونه_‌مقیمی @delnote

♥️ 🎙️”دست‌هایی شبیه بوسه” چه دست‌هایی داری، شبیه بوسه صدای کف زدنت کبک‌های کیهانی را برای من که زمینی هستم بیدار می‌‌کنند. منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ ولی شکفته بادا لبان من که نیمه‌ماه نیمرخان تو را شبانه می‌بوسند. فدای تو دو چشم من که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی‌ست که از هزار پنجره نور می‌وزد هر صبح و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی! منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوند و ما به گریه رو می‌آوریم و، گریه به رو،‌ کجا؟ و سایه پشت سرت چیست در شب این که شعر من است که از پشت پای تو می‌آید چه دستهایی داری… شبیه بوسه! و خاک از تو که لبریز می‌شود ببین چه جلگه‌ای آنجا که شانه می‌خورد از بوسه‌ها و نسیم کدام دست نیی چون تو را زده قط شبیه بوسه چه انگشت‌های سبزی داری! نرو به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوند و ما به گریه رو می‌آوریم و، گریه به رو،‌ کجا ؟ بمان... #رضا_براهنی @delnote

🎙️”دست‌هایی شبیه بوسه” چه دست‌هایی داری، شبیه بوسه صدای کف‌زدنت کبک‌های کیهانی را برای من که زمینی هستم بیدار می‌کند منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ ولی شکفته بادا لبان من که نیمه‌ماهِ نیم‌رخانِ تو را شبانه می‌بوسند فدای تو دو چشم من که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند ‌ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی است که از هزار پنجرۀ نور می‌وزد هر صبح و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی! منی که دست ندارم چگونه کف بزنم به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقتها که رؤیاها تعطیل می‌شوند وَ ما به گریه روی می‌آریم و گریه به رو، کجا؟ و سایه پشت سرت چیست در شب این که شعر من است که از پشت پای تو می‌آید چه دستهایی داری شبیه بوسه! #رضا_براهنی @delnote

4_5879591360985565977.mp33.69 MB

♥️ 🎙️”دست‌هایی شبیه بوسه” چه دست‌هایی داری، شبیه بوسه صدای کف زدنت کبک‌های کیهانی را برای من که زمینی هستم بیدار می‌‌کنند. منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ ولی شکفته بادا لبان من که نیمه‌ماه نیمرخان تو را شبانه می‌بوسند. فدای تو دو چشم من که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی‌ست که از هزار پنجره نور می‌وزد هر صبح و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی! منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوند و ما به گریه رو می‌آوریم و، گریه به رو،‌ کجا؟ و سایه پشت سرت چیست در شب این که شعر من است که از پشت پای تو می‌آید چه دستهایی داری… شبیه بوسه! و خاک از تو که لبریز می‌شود ببین چه جلگه‌ای آنجا که شانه می‌خورد از بوسه‌ها و نسیم کدام دست نیی چون تورا زده قط منظری چنین و خوش خط و خالی شبیه بوسه چه انگشت‌های سبزی داری! نرو به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوند و ما به گریه رو می‌آوریم و، گریه به رو،‌ کجا ؟ بمان... #رضا_براهنی @delnote

Repost from 💌 دلنوت
♥️ 🎙️”دست‌هایی شبیه بوسه” چه دست‌هایی داری، شبیه بوسه صدای کف زدنت کبک‌های کیهانی را برای من که زمینی هستم بیدار می‌‌کنند. منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ ولی شکفته بادا لبان من که نیمه‌ماه نیمرخان تو را شبانه می‌بوسند. فدای تو دو چشم من که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی‌ست که از هزار پنجره نور می‌وزد هر صبح و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی! منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوند و ما به گریه رو می‌آوریم و، گریه به رو،‌ کجا؟ و سایه پشت سرت چیست در شب این که شعر من است که از پشت پای تو می‌آید چه دستهایی داری… شبیه بوسه! و خاک از تو که لبریز می‌شود ببین چه جلگه‌ای آنجا که شانه می‌خورد از بوسه‌ها و نسیم کدام دست نیی چون تورا زده قط منظری چنین و خوش خط و خالی شبیه بوسه چه انگشت‌های سبزی داری! نرو به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوند و ما به گریه رو می‌آوریم و، گریه به رو،‌ کجا ؟ بمان... #رضا_براهنی @delnote

«خانه را مرتب کرده‌ام، حالا تنها چیزی که اینجا به هم ریخته است منم.» #پابلو_نرودا @delnote
«خانه را مرتب کرده‌ام، حالا تنها چیزی که اینجا به هم ریخته است منم.» #پابلو_نرودا @delnote

🎵”آرزو دارم چون باد بهاری” #فرامرز_اصلانی @delnote

♥️ دنیای اطراف ما کوهی از ارتعاشات مختلف است. اینشتین می‌گوید: «امکان ندارد چیزی اتفاق بیفتد، مگر اینکه چیزی حرکت کند.» این یعنی هر چیزی با ارتعاشی قابل‌ اندازه‌گیری در جریان است. اگر دنیا را به اجزای کوچک‌تری تقسیم کنید، متوجه خواهید شد که صرفاً یک ماده‌ی جامد رقصنده‌ است. اگر به کوچک‌ترین بخش این مجموعه‌ی کوانتومی نگاهی کنید، متوجه خواهید شد سرچشمه‌ی این جزء به طوری در جریان است که بر تمام آغازها و پایان‌ها غلبه می‌کند. شما و هر موجود و شئی دیگر منشایی با این سرچشمه دارید و سپس وارد دنیای اشیاء، موجودات و وجودهای مختلف شده‌اید. در واقع ما با ترک کردن منبع انرژی در جسم و ذهن، وارد دنیای مشکلات، بیماری‌ها، کمبودها و ترس‌ها می‌شویم. بخواهید تا به شما داده شود #استر_هیکس #جری_هیکس @delnote

عشق دُر دانه‌ست و من غَوّاص و دریا میکده سر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم #حافظ @delnote

🎵”تو چشمات حقیقت می‌بینم” #گیتی آهنگ و شعر: جهانبخش پازوکی @delnote

♥️ اگر جهان فاقد معناست، پس چرا تعداد كسانى كه اين فقدان را در‌مى‌يابند اين همه قليل است؟ پاسخ تلويحى كامو اين است كه آدم‌ها ماهرانه و مصرّانه خودشان را در باب ماهيت واقعى جهان فريب مى‌دهند. آدم‌ها صحنه‌ى زندگى‌شان را با معناهاى جعلى دكور مى‌كنند و اين هنر را در خود مى‌پرورانند كه زياد عميق نشوند. چنان سرگرم ايفاى نقش‌هاى روزانه‌شان در كار همسرى، پدرى، مادرى، دوستى، شغلى و غيره مى‌شوند كه ديگر نمى‌توانند پوچى را ببينند. برخاستن از خواب، تراموا، چهار ساعت در اداره، غذا، تراموا، چهار ساعت كار، خواب، و دوشنبه، سه‌شنبه، چهارشنبه، پنج‌شنبه، جمعه، همه با همان آهنگ. اما پيش مى‌آيد كه دكور فرو بريزد. يك روز «چرا» سر بلند مى‌كند و همه چيز در خستگى و ملال آغاز مى‌شود. #ریچارد_کمبر ترجمه: خشایار دیهیمی کتاب: فلسفه کامو @delnote

🎵”And Gently Drops The Rain” #Carlos_Cipa #Instrumental @delnote

در هوای شورانگیز پاییز؛ می‌شود مُرد برای تویی که گاهی دست‌هایت را توی جیبت می‌کنی و زیر باران و روی برگ‌های خشک خیابان، قدم م
در هوای شورانگیز پاییز؛ می‌شود مُرد برای تویی که گاهی دست‌هایت را توی جیبت می‌کنی و زیر باران و روی برگ‌های خشک خیابان، قدم می‌زنی. می‌شود مُرد برای تو؛ وقتی پشت سنگر کلاه و شال گردنت شبیه فرشته‌هایی که سردشان شده، پنهانی و هرم نفس‌های داغ و معجزه‌خیزت را به بی‌هواییِ خیابان‌های سرد و مه گرفته می‌بخشی. برایت می‌شود مرد؛ وقتی که گونه‌هایت از سرمای پاییز، گلگون شده، سرت را پایین انداخته‌ای و همینطور بیخیال و دلبرانه از کنار جدول‌های خیابان عبور می‌کن . خدا تو را در دوست داشتنی‌ترین حالتِ ممکن آفریده، و پاییز و من را برای دیوانگی... باید در دلِ خیابان‌های پاییز، تو را دید، بوسید، عاشقت شد و برایت مرد، همین! #نرگس_صرافیان‌طوفان @delnote

♥️ در شخصیت تو با ابعاد نامتناهی‌اش هر روز مردی جدید زاده می‌شود و من با تو هر روز عشقی تازه را تجربه می‌کنم و پیوسته با تو، به تو خیانت می‌ورزم همه‌چیز نام تو شده است صدای تو شده است حتی آن‌گاه که می‌کوشم از دست تو به دشت‌های خواب بگریزم و ساعدم کنار گوشم قرار می‌گیرد، تیک‌تاک ساعتم خاموش می‌شود و به هر ثانیه نام تو را تکرار می‌کند... من، به تصادف، گرفتار عشق نشدم بلکه خود با گام‌های استوار به سوی عشق رفتم با چشمانی باز و گشاده، من هوشیارانه عاشق شدم نه این‌که به غفلت در عشق گرفتار آیم من تو را می‌خواهم با هوشیاری کامل (با آن‌چه که بعد از شناختنت بر جای مانده بود) بر آن شدم که به تو عاشق باشم کاری ارادی نه کاری از روی شکست و هزیمت هان اینک من با هوشیاری کامل (یا با جنونم) از حصارهای وجودت عبور می‌کنم و از پیش می‌دانم در چه سیاره‌ای آتش خواهم افروخت و کدام توفان را از صندوق گناهان رها خواهم کرد و مشتاق به سوی تو خواهم شتافت تا مرزهایم در مرزهای تو گم شود و بر بستر ابرهای شفاف، با هم، به خواب رویم و من تو را صدا بزنم: ای من!... به درون پیکرم سفر می‌کنی چونان آتش‌بازی‌ها، و هنگامی‌که می‌روی، من نشانه‌های دست‌بسودنت را جستجو می‌کنم و شادمانه آن‌ها را می‌شمرم چونان دزدی که غنایمش را می‌شمرد. خجسته است هر پیکری که در آغوش گرفته‌ای شادمان است هر زنی که پیش از من دوستش داشته‌ای فرخنده است هر رویایی که می‌بینی و هرچه از یاد می‌بری به خاطر تو، علف‌ها در کوهساران می‌رویند به خاطر تو موج‌ها زاده می‌شوند و دریا بر افق نقش می‌بندد. به خاطر توست که کودکان در روستاهای دوردست می‌خندند. به خاطر توست که زنان خویشتن می‌آرایند و به خاطر توست که بوسه آفریده شده است! از خاکستر خویش برمی‌خیزم تا دوستت بدارم هر بامداد، از خاکسترم برمی‌خیزم تا دوستت بدارم، دوستت بدارم، دوستت بدارم و در برابر گزمگان فریاد می‌زنم (همه‌ی مردم گزمه هستند وقتی کار عشق به ما تعلق دارد) فریاد می‌زنم: عشق به‌خیر عشق به‌خیر شادمانی! #غاده_السمان علیه تو اعلان عشق می‌دهم ترجمه‌ی عبدالحسین فرزاد @delnote

🎵”Candy Necklace” #Lana_Del_Rey @delnote

زمانی آرزوهایی داشتیم ولی آنها فراموش شدند، چون مال دنیای دیگری بودند که امروز از ما خیلی دور است. #اریش_ماریا_رمارک @delnote