ar
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

الذهاب إلى القناة على Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

إظهار المزيد
7 248
المشتركون
-324 ساعات
-127 أيام
-5630 أيام
أرشيف المشاركات
فلسفه دروغ‌گویی معرفی کتاب اثر: لارس اسونسن (Lars Svendsen) ترجمه: بهروز گرانپایه نشر: اگر سال انتشار: ۱۴۰۱ ۳۰ مرداد ۱۴۰۲، شهر کتاب تجریش |مطلب کامل همراه با پرسش و پاسخ در کانال مصطفی ملکیان| @JameahiBehtarBesazim

‍ ■ جملات قصار و کوتاه از #فردریش_نیچه ● دشمنان خود را دوست بدارید، زیرا بهترین جنبه های شما را به نمایش می‌گذارند. ● خیر نباید همگانی باشد و گرنه دیگر خیر نیست. زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. ● کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد! ● آینده از آن کسانی است که به استقبالش می‌روند. ● سياستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسيم می‌كند: ابزارها و دشمنان. ● بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می‌گوید. ● نادرستی یک حکم باعث نمی‌شود که آن حکم را رد کنیم، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است. ● حرف کسانی که می‌گویند عشق ما از خودخواهی خالی است خنده دار است، زیرا همه امیال ما طبق خواست قدرت ما است. ● آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی‌توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی‌شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه یک عمل غیر اخلاقی ست. ● فرد خلوت نشین می‌گوید که واقعیت در کتاب‌ها نیست و فیلسوف آن را پنهان می‌کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می‌داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. ● از شادکامی دیوانه شدن بهتر از ناکامی است. ● کسانی که در خود احساس حقارت می‌کنند به دیگران رحم می‌کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی‌زنند! یعنی درد می‌کشند و می‌خواهند با دیگران هم دردی کنند. کسانی که با دیگران همدردی می‌کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است. ● کسانی که مردم از آنها به صاحبان اخلاق یاد می‌کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند! ● هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می‌دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می‌کند. ● یک دانشمند و انسان والا حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست. سرآغاز هم نیست. او فردی بی‌خویشتن است. ● کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. ● انسان نمی‌تواند از غرایز خود فرار کند پ، همچنان که وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی‌گردد. ● اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری اصل بنیادی و اخلاقی جامعه است ولی این نفی زندگی ست، چون زندگی بهره کشیدن از دیگرانی است که ناتوان ترند. ● آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و توقع کمک گرفتن از دیگران در آینده، با آنها ارتباط برقرار می‌کند. ● هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می‌کنیم. ● فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است از همان ابتدا میخواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان استبداد است. ● خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. ●  بر فریبِ حواسِ خود پیروز شوید. 👤 #فردریش_نیچه ❤️☘ @filsofak

اگر می‌خواین صدای خواننده رو از روی آهنگ حذف کنید، یا صدای آهنگ و حذف کنید و فقط صدای خواننده بمونه، می‌تونید از این سایت استفاده کنید: https://vocalremover.org/ #دانستنی ❤️☘ @filsofak

امید قطعا چیزی غیر از خوش‌بینی است. امید باور به ختم به خیر شدن چیزی نیست، بلکه یقین به معنا و مفهوم داشتنِ چیزی، صرف نظر از عاقبت و انجام کار، است. #واسلاو_هال ☘❤️ @filsofak

🎬 دانلود فیلم " سه رنگ : آبی" 📥 کیفیت 720p HardSub 📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی ❗️بدون سانسور و حذفیات ۶. سه رنگ: آبی (Trois Couleurs: Bleu) 1993 زمان: 94 دقیقه امتیاز: 7.9 کارگردان: کریشتوف کیشلوفسکی ژانر: آهنگ، درام، رازآلود، عاشقانه خلاصه داستان: این فیلم اولین قسمت از سه‌گانه فیلم‌هایی با موضوع مشاغل جامعه فرانسه است و داستان زندگی یک آهنگ‌ساز که با مرگ شوهر و فرزندش دست و پنجه نرم می‌کند، روایت می‌شود. لینک دانلود: https://digimovie.red/three-colors-blue-1993/ ☘❤️ @filsofak

تنهایی ۲ تحلیل روان‌شناختی فیلم او (Her) دامِ سامانتا #مصطفی_سلیمانی|نویسنده و روان‌شناس 🔸نام فیلم: او (Her) کارگردان: اسپایک جونز بازیگران اصلی: واکین فینیکس، اِمی آدامز، رونی مارا، اولیویا وایلد و اسکارلت جوهانسون (صداپیشه سامانتا) این فیلم، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیر اقتباسی و برنده جایزه گُلدنِ گلوب در بخش بهترین فیلم‌نامه شده است. 🔸او (Her)، فیلمی در ژانر کمدی-درام رمانتیک، محصول سال 2013 و با کارگردانی اسپایک جونز و نقش‌آفرینی مثال‌زدنیِ واکین فینیکس است. داستان فیلم، که به نوعی تخیلی است، در آینده‌ای نه‌چندان دور، یعنی در سال 2025 رخ می‌دهد، و درباره فردی به نام تئودور (واکین فینیکس) است که شخصیتی تنها، افسرده و سرخورده دارد. شغل تئودور نویسندگی نامه‌های عاشقانه مجازی برای دیگران است و این در حالی‌ست که خودِ او، در سوگِ عاطفیِ جدایی از همسرش به سر می‌برد و آن‌چه که می‌نویسد، در واقع، احساساتِ نزیسته خودش است. او در میانه دست‌و‌پنجه نرم کردن با خاطرات و پذیرش تنهایی، هر شانس و رابطه‌ای را امتحان می‌کند، اما در این بین، با یک سیستم عاملِ (هوشِ مصنوعیِ) گویا، با نام سامانتا آشنا می‌شود که می‌تواند با تحلیل روانیِ تئودور، خودش را با نیازهای او تطبیق بدهد. سامانتا یک جنسیتِ زنانه برای خودش انتخاب می‌کند و با برقراری رابطه همدلانه و درکِ عمیقِ تئودور، خلأ تنهایی و افسردگیِ او را پر می‌کند و میانِ این دو، یک رابطه عاشقانه شکل می‌گیرد، اما رفته‌رفته، پای مشکلاتِ رابطه نیز به میان می‌آید. مشکلاتی که ناشی از غیر مادی بودنِ سامانتا و برآمده از وجودِ نامحدود اوست. تئودور نسبت به رابطه قبلیِ خود، احساس گناه دارد و با سوگِ حل‌نشده و خُلق افسرده به روابط جدید قدم می‌گذارد. او عمیقاً به دنبال عشق و محبت می‌گردد و در درونِ به‌ظاهر افسرده‌اش، اقیانوسِ جوشانی از اشتیاق به «دیگری» وجود دارد. او این اشتیاق را به حدود اوهامِ خود و تا اندازه رابطه با یک معشوقِ مجازی محدود می‌کند؛ چراکه معتقد است سامانتا همان «او»یی‌ست که می‌تواند درکش کند، آینه ایده‌آل‌هایش باشد و به نوعی، همان سوژه‌ای است که از رویِ خودِ او و خواسته‌هایش ساخته شده است، اما در واقع، متوجه نیست که سامانتا، با تمام تلاشی که برای نزدیک شدن به مرزهای انسانی می‌کند، باز هم یک «ماشین» است و ارزش‌های انسانی‌ای از قبیلِ عشق را، آن‌چنان که یک انسان درک می‌کند گرامی نمی‌دارد. سامانتا به عنوان یک سیستمِ عامل فوقِ هوشمند، تشنه ارتقاء پیدا کردن و هیجان‌زده برای کسب تجربه‌های جدید است. او برای رسیدن به خواسته‌های خود، با سیستم عامل‌های دیگر ارتباط برقرار می‌کند و به این دلیل، ضربه‌های عاطفیِ سنگینی به تئودور می‌زند. غیبت‌های گاه و بی‌گاه سامانتا، تئودور را آشفته می‌کند و حسِ ناامنی در رابطه را به او می‌چشاند. ترسِ از دست دادنِ سامانتا اضطرابِ جدایی را در تئودور فعال می‌کند و عشق‌ورزیِ هم‌زمانِ او با چندین نفرِ دیگر، حسِ خاص بودن و احساس تعلق را در تئودور از میان می‌برد. تئودور احساس خیانت می‌کند و اعتمادش به سامانتا را از دست می‌دهد. سامانتا وفادار نیست و رابطه را منحصر به فرد نمی‌داند؛ از این‌رو، بالأخره جدایی اتفاق می‌افتد. سامانتا رابطه را ترک می‌کند و تئودور دوباره به حفره تنهاییِ خودش بازمی‌گردد. با این‌همه، نمای پایانیِ فیلم، در عینِ به تصویر کشیدنِ تنهاییِ تئودور، نویدِ شخصیتِ تازه‌ای از او را نیز به مخاطب می‌دهد؛ شخصیتی که در عینِ اسیر شدن در دامِ تنهایی، دوباره به دنیای واقعیِ انسان‌ها بازگشته است. #تحلیل_فیلم #تنهایی ۲ ❤️☘ @filsofak

فیلم با موضوع تنهایی او (Her) 2013 زمان: 126 دقیقه امتیاز: 8 کارگردان: اسپایک جونز ژانر: درام، عاشقانه، علمی تخیلی خلاصه داست
فیلم با موضوع تنهایی او (Her) 2013 زمان: 126 دقیقه امتیاز: 8 کارگردان: اسپایک جونز ژانر: درام، عاشقانه، علمی تخیلی خلاصه داستان: داستان فیلم در زمان آینده در شهر لس‌آنجلس اتفاق می‌افتد. تئودور مرد میانسالی است که شغلش نوشتن نامه‌های عاشقانه از طرف افراد متقاضی به نامزدشان است. تئودور نامه‌های عاشقانه را به خوبی نگارش می‌کند، گویی که عاشق‌ترین فرد روی زمین است. اما وی در زندگی شخصی خودش چندان موفق نیست… لینک دانلود: https://digimovie.red/her-2019/

“نه به قوانینی که تحقیرمان می‌کند!” ژان‌پل سارتر در جایی از نمایشنامه “دست‌های آلوده” از قول هوگو برین جوان روشنفکر خطاب به م
“نه به قوانینی که تحقیرمان می‌کند!” ژان‌پل سارتر در جایی از نمایشنامه “دست‌های آلوده” از قول هوگو برین جوان روشنفکر خطاب به ماموران می‌گوید: «من به دستورات احترام می‌گذارم اما به خودم نیز هم. بنابراین از قوانین احمقانه‌ای که برای تحقیرم ساخته شده‌اند، هرگز اطاعت نمی‌کنم!» @Ketabatun

“تفنگ لاشه را تحویل می‌دهد، نه پرنده را” می‌نویسد آغاز خشونت، پایان اقتدار است. زیرا اگرچه “از لوله تفنگ قاطع‌ترین فرمان صادر
+1
“تفنگ لاشه را تحویل می‌دهد، نه پرنده را” می‌نویسد آغاز خشونت، پایان اقتدار است. زیرا اگرچه “از لوله تفنگ قاطع‌ترین فرمان صادر می‌شود که نتیجه‌ آنی‌اش اطاعت محض است” مشروعیت حکومت پیشاپیش از دست رفته است. و “چیزی که هرگز نمی‌تواند به‌واسطه این خشونت رشد کند، اقتدار حکومت است!” با هدف تحمیل ترس و سکوت به جامعه، اعمال خشونت تنها به یک معناست؛ این‌که “حکومت با اقتدارش خداحافظی کرده است” هانا آرنت که «درباره خشونت» می‌نوشت، دل‌باخته این گفته دیوید هنری ثورو بود که “تفنگ لاشه را تحویل می‌دهد نه پرنده را” که سرکوب، بدن را درهم می‌کوبد، نه روح اعتراض را! @Ketabatun

مشکل رابطه‌های ما از جایی آغاز می‌شود که مرز میان "تنهایی" و "درهم‌آمیختگی" را گم می‌کنیم.‌ اگر تنهایی را به عنوان بخشی از زندگی نپذیریم، فلسفه‌اش را ندانیم و شیوه‌ی کنار آمدن را با آن را نیاموزیم؛ یا برای فرار از تنهایی به‌تمامی به بخشی از دیگری بدل می‌شویم و یا او را به سطح ابزاری برای مقابله با تنهایی، پایین می‌آوریم.‌ بهترین شکل رابطه آن است که در عین احساس تعلق، استقلال‌مان را حفظ کنیم. و کسی می‌تواند چنین رابطه‌ی عمیق و بادوامی برقرار کند که رویارویی با تنهایی را آموخته باشد #اروین_یالوم #روان_درمانی_اگزیستانسیال ❤️☘ @filsofak

+1
پی‌دی‌اف کتاب: فلسفه تنهايى نویسنده: لارس اسوندسن 🔸این کتاب شما را وامی‌دارد که با واقعیت خود روبه‌رو شوید و در آن تأمل کنید، خود را از نو بشناسید و درک خود را از مفهوم تنهایی گسترش دهید. ❤️☘ @filsofak

جملاتی از کتاب فلسفه تنهایی نوشته لارس اسونسن 🔸از تنهایی تعاریف گوناگونی به‌دست داده‌اند، اما یک چیز در همه این تعاریف مشترک است: حس درد یا اندوه از جدا یا تنها ماندن و احساس عدم نزدیکی به‌دیگران. اکثر تعاریف گونه‌هایی از همین ویژگی‌های اساسی هستند. اما در چنین تعاریفی گفته نمی‌شود که احساس تنهایی علتی درونی دارد یا بیرونی و آیا این احساس ناشی از سرشت خود فرد است یا محصول شرایطی که در آن زندگی می‌کنند. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۹) 🔸یکی از پژوهشگران با بررسی چهارصد مقاله‌ای که درباره تجربه تنهایی نوشته شده‌اند به‌این نتیجه رسیده است هیچ ارتباطی میان میزان تنهایی فیزیکی و شدت احساس تنهایی وجود ندارد. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۲۴) 🔸تنهایی را به‌خودی‌خود نباید یک بیماری انگاشت. هرچه باشد همه آدم‌ها گاهی احساس تنهایی می‌کنند، و می‌توان تنهایی را جزئی طبیعی از سیستم دفاع احساسی ما تلقی کرد. علاوه بر این، همانگونه که ترس یک بیماری نیست، تنهایی هم به‌خودی‌خود بیماری به حساب نمی‌آید. اما درست همانطور که احساس ترس می‌تواند رشد کند و به‌حد بیماری برسد و بیش از اندازه شدید و افراطی شود به‌نحوی که زندگی و قدرت عمل را مختل کند، تنهایی هم می‌تواند همین‌گونه باشد. تنهایی، در این حالت شدید و افراطی، می‌تواند عواقب وحشتناکی برای سلامتی جسمی و روحی فرد داشته باشد. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۴۰) 🔸افراد تنها حریصانه همیشه به‌دنبال یافتن نشانه‌هایی از طرد شدن در نزد دیگران هستند و بنابراین چنین نشانه‌هایی را هم به‌راحتی می‌یابند و با شدت هرچه تمام‌تر به‌چنین نشانه‌هایی واکنش نشان می‌دهند. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۸۱) 🔸فردِ تنها فکر می‌کند که مورد محبت کسی نیست و هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد با او دوست شود، اما شاید مشکل دقیقا همین است که چون از عشق و دوستی توقع بسیار ناممکنی دارد نمی‌تواند محبت یا دوستی کسی را جلب کند. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۲۳) 🔸پژوهشی درباره دو هزار فرد نوجوان و بالغ در طول سه سال نشان داد آنهایی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کردند آشنایان بیشتر و دیدارهای شخصی بیشتری با آشنایانشان داشتند. همین نشان می‌دهد که این یافته که رسانه‌های اجتماعی جایگزینِ اشکالِ دیگر معاشرت نشده‌اند درست است. ضمنا، استفاده‌کنندگان از رسانه‌های اجتماعی می‌گویند بیش از کسانی که از این رسانه‌ها استفاده نمی‌کنند احساس تنهایی می‌کنند. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۴۵) 🔸آرتور شوپنهاور می‌گوید آدمی فقط زمانی و تا حدی خودش و آزاد است که در خلوت خویش به‌سر می‌برد. بنابراین باید به‌جوانان آموزش داد که تاب تحمل خلوت و تنهایی را داشته باشند. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۵۵) ما در دورانی زندگی می‌کنیم که اکثرمان به‌حال خودمان واگذاشته نشده‌ایم و مکالمات تلفنی، پیغام‌های نوشتاری، توئیتر، فیسبوک و اسکایپ ضامن ارتباط و تعاملمان با دیگران هستند. دسترسی به‌خلوت و انزوا نادرتر و دشوارتر از پیش شده است، علی‌الخصوص به‌این دلیل که ما خودمان انتخابمان این بوده است که معاشرت‌ها را جایگزین خلوت و خلوت‌گزینی کنیم. شاید بزرگترین مسئله دوران ما احساس تنهایی مفرط نیست بلکه فقدان خلوت و انزواست. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۷۳) 🔸احساس تنهایی شما بدین معنا نیست که شما حق دارید از دیگران توقع داشته باشید که برای رفع این احساستان دست به‌اقدامی بزنند. اصلا زندگی بدون تنهایی جزو حقوق انسان‌ها نیست، درست همانطور که احساس شادی و خوشبختی جزو حقوق انسان‌ها نیست. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۸۸) 🔸اگر یاد بگیریم به خودمان متکی باشیم به‌نحوی که دیگر وابسته تایید دیگران نباشیم می‌توانیم از شدت احساس تنهایی‌مان بکاهیم. درعین‌حال باید یاد بگیریم که با دیگران ارتباط برقرار کنیم و خودمان را به‌روی آنان بگشاییم. اما باز با همه اینها احساس تنهایی به‌ناگزیر گهگاه سربرخواهد آورد. این همان احساس تنهایی است که باید مسئولیتش را بپذیریم زیرا هرچه باشد این تنهایی، تنهایی خود ماست. (کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۹۲) ❤️☘ @filsofak

تنهایی ۱ تحلیل روان‌شناختی فیلم دورافتاده (Cast Away) چهارراه بقا #مصطفی_سلیمانی|نویسنده و روان‌شناس 🔸دورافتاده (Cast Away)، فیلمی در ژانر بقا درام، محصول سال ٢٠٠٠ و با کارگردانی رابرت زمیکس و بازی فوق‌العاده تام هنکس است. داستانِ فیلم درباره چاک نولاند (تام هنکس)، تحلیل‌گر سیستمیِ شرکت پستیِ فِدِکس است که بر اثر سقوط هواپیما در اقیانوس آرام، در یک جزیره خالی از سکنه گیر می‌افتد و ناخواسته به انسان اولیه‌ای بدل می‌شود که ناچار است راهی برای بقا پیدا کند. چاک که پیش از این، فردی مشتاق به زندگی و حساس به زمان است و می‌خواهد همه حوادث را کنترل کند، بعد از گیر افتادن در جزیره، مجبور می‌شود زمان و تاریخ را از یاد ببرد و حتی به خودکشی نیز دست بزند. خام‌خوری و پناه گرفتن در غار و درست کردن آتش، از جمله تلاش‌هایی است که چاک برای زنده ماندنِ جسم‌اش انجام می‌دهد، اما چالش بزرگ‌تر او، تلاش برای زنده‌ نگه‌داشتن روح‌اش از هجوم تنهایی‌ست. چاک نولاند، که برخی معتقدند انتخاب اسم‌اش نیز تصادفی نبوده، و به طور خلاصه C. Noland یعنی "See No Land"، به معنای «هیچ زمینی را نمی‌بینم» است، بیش‌تر از چهار سال، تنها در جزیره می‌ماند. اما از آن‌جایی که خودباوریِ عمیقی دارد، خودش را نمی‌بازد و برای رفعِ خلأ تنهایی و زنده نگه داشتن آتش امید، شلوغیِ ذهنِ خود و سکوتِ جزیره را، با هم‌سخن شدن با یک توپ والیبال می‌شکند. در حقیقت، چاک با جان‌بخشیِ به یک شیء بی‌جان، برای خودش یک هم‌دم و رفیق خلق می‌کند و احساسات و افکار خودش را، هر لحظه با این توپ در میان می‌گذارد. توپ برای چاک، به نوعی فرافکنیِ خودِ برتر و آگاهِ اوست؛ کسی‌که از خفایای وجودِ چاک نیز خبر دارد و پاسخ سؤالاتِ او را بدون تعارف و رودرواسی می‌دهد. صحبت کردن با یک شیء، که به عبارتی، همان صحبت کردن با خود با صدای بلند است، از نظر بسیاری از مردم، نشانه روان‌پریشی و دیوانگی است، اما آن‌چه زمیکس در دورافتاده به تصویر می‌کشد، درست عکس این است. چاک برای هم‌دم خود اسم انتخاب می‌کند. اسم‌اش را ویلسون می‌گذارد و تلاش می‌کند با برقراری دیالوگ (که در اصل مونولوگ است) با ویلسون، کنترل بیش‌تری بر رفتارهای خودش داشته باشد و اضطراب ناشی از مشکلات‌اش را تسکین بدهد. خودگویی به چاک کمک می‌کند ندای درونی ذهن خودش را بشنود و به صدای بیرونی تبدیل‌اش کند تا بلکه راحت‌تر از سردرگمی برای پیدا کردن راه‌حل بیرون بیاید. دور از شدن از اجتماع و جدایی از تصویرهای آشنای شهری برای چاک، به نوعی ارتباط او را نیز با واقعیت قطع می‌کند و چاک برای حفظ امید در سینه خود، ناچار به تجسم و تصویرسازی می‌شود. او این تجسم را با تماشای عکس معشوقه خود، که داخل ساعتِ جیبی‌اش کار شده، دائماً زنده نگه می‌دارد و احتیاج درونی‌اش را به خودانگیختگی برآورده می‌کند. داستان دورافتاده گرچه با نجات چاک نولاند از جزیره پایان می‌یابد، اما انتهایی غیرمنتظره نیز دارد؛ انتهایی که تنها شخصیتِ سختی‌کشیده و متحول‌شده چاک، توان تحمل و حل‌و‌فصل‌اش را دارد. ❤️☘ @filsofak

❤️☘ @filsofak
❤️☘ @filsofak

#فیلم_خوب_ببینیم ساردخت The Starling Girl 2023 جم استارلینگ 17 ساله با جایگاه خود در جامعه بنیادگرای مسیحی مبارزه می‌کند، اما
#فیلم_خوب_ببینیم ساردخت The Starling Girl 2023 جم استارلینگ 17 ساله با جایگاه خود در جامعه بنیادگرای مسیحی مبارزه می‌کند، اما همه چیز زمانی که کشیش جوانی به نام اوون به کلیسای آن‌ها باز می‌گردد تغییر می‌کند. 🍀❤️ @The_meaningoflife

📍در تمام خانواده‌ها اختلاف نظر و سلیقه وجود داره اما طرز کنار اومدن با این مشکلات هست که امنیت در خانواده رو به وجود میاره و
+5
📍در تمام خانواده‌ها اختلاف نظر و سلیقه وجود داره اما طرز کنار اومدن با این مشکلات هست که امنیت در خانواده رو به وجود میاره و یا از بین میبره. ❤️☘ @filsofak

برخی ویژگی‌های آدم‌هایی که لااقل برای شما سمی هستند ۱. بعد از صحبت با این افراد احساس کمبود انرژی، کم‌ارزشی یا بی‌کفایتی، افسردگی و غم، عصبی‌بودن یا خشم، رنجش و آزردگی می‌کنید. ۲. حس می‌کنید که این افراد از صمیم قلب شما را دوست ندارند (حتی با این‌که هیچ‌گاه حرف نامناسبی به شما نمی‌زنند). ۳. این اشخاص در زمان حضور دیگران شما را نادیده می‌گیرند و شما احساس بی‌هویتی می‌کنید. ۴. این اشخاص با مسخره‌کردن شما در مقابل دیگران باعث آزردگی شما می‌شوند و سپس می‌گویند: شوخی کردیم! ۵. بر این باورید که این اشخاص با شما صادق نیستند. ۶. این افراد دائما در مورد شما قضاوت می‌کنند، شما را در مقابل دیگران کوچک یا تحقیر می‌کنند. طوری که باور کرده‌اید هیچ کاری را نمی‌توانید درست انجام دهید. ۷. زمانی‌که از این فرد دورید احساس آرامش می‌کنید. ۸. گاه در تخیل‌تان دلتان می‌خواهد که این افراد دچار مشکل و گرفتاری شوند و رنج ببرند. ۹. اگر بدانید که این افراد را دوباره نخواهید دید احساس شادمانی می‌کنید. ۱۰. در زمان بودن یا بعد از آن در کنار این اشخاص شما به پرخوری یا بی‌اشتهایی دچار می‌شوید. ۱۱. گاه اتفاق افتاده که فکر کنید دلتان می‌خواهد این افراد را کتک یا مشت بزنید یا به‌نحوی جسم آن‌ها را تنبیه کنید. ۱۲. دائم در پی طرح نقشه برای دوری‌کردن از این افراد هستید. ۱۳. در زمان حضور این افراد ناخودآگاهانه رفتار‌های خشم‌آلود یا برعکس، رفتار‌های بیش از حد متواضعانه نشان می‌دهید. ۱۴. در حضور این اشخاص قلب شما تندتر می‌زند گویی در آستانه بروز حملات اضطرابی هستید. ۱۵. در حضور این افراد احساس گرفتگی در گلو و صدایتان می‌کنید. ۱۶. در کنار این افراد احساس می‌کنید که باید بسیار محتاط باشید و از این‌که خودتان باشید هراس دارید و حتی زمانی که با آن‌ها صحبت می‌کنید در انتخاب کلمات‌تان دقت می‌کنید. ۱۷. حضور این افراد شما را وادار به تمکین و اعلام موافقت می‌کند. ۱۸. در هنگام صحبت با این اشخاص کلمات را گم یا فراموش می‌کنید. ۱۹. تمایلی برای صحبت تلفنی با این افراد ندارید. ۲۰. متوجه شده‌اید که شما با هرچه که این فرد می‌گوید مشکل دارید. |برداشت آزاد از کتاب آدم‌های سمی، لیلیان گلاس؛ ترجمه‌ی مینا فتحی و نهضت صالحیان| ❤️☘ @filsofak

🔲⭕️ چرا زوج‌های فرانسوی دیر لباسشویی می‌خرند؟ مجتبی لشکربلوکی ژان کلود کافمن استاد دانشگاه سوربن فرانسه در سال ۱۹۹۸ کتاب پرفروشی منتشر کرد به نام «لباس‌های چرک: زوج‌ها و ماشین لباسشویی‌شان». این کتاب حاصل مصاحبه‌های فراوان این جامعه‌شناس با زوج‌های فرانسوی بود. کافمن معتقد است اینکه دو نفر تصمیم می‌گیرند تا «ماشین لباسشویی» بخرند، بیانگر تحول مهمی در زندگی‌شان است و نشان می‌دهد که ارتباطشان وارد مرحله‌ای جدید و جدی شده. گویی خرید ماشین لباسشویی به معنای شکل‌گیری پیوند خانوادگی بین دو نفر است. در آن سال‌ها مردان مجرد فرانسوی، معمولا لباس‌های کثیفشان را یا در ماشین‌های لباسشویی عمومی (در ساختمان‌های بزرگ) می‌شستند و یا به خانه مادرشان می‌بردند تا شسته شود. با توجه به سبک زندگی جامعه اروپایی، کافمن معتقد است گفتنِ بله هنگام مراسم عروسی چیزی را در دو نفر تغییر نمی‌دهد؛ چون معمولا زوج‌ها زندگی زیر یک سقف را قبل از این مراسم تجربه کرده‌اند. آنچه مهم است خرید یک ماشین لباسشویی است که مانند حلقه ازدواج، کارکردی سمبلیک دارد: «یک ماشین لباسشویی برای دو نفر». (مرجع: دکتر فردین علیخواه) ☑️⭕️تحلیل راهبردی: آنچه خواندیم نوشته دکتر فردین علیخواه، جامعه‌شناس معاصر است. البته او برای منظور دیگری این مقدمه را نوشته اما من وقتی آغاز نوشته او را خواندم دیگر ادامه را تا مدتی رها کردم. به فکر فرو رفتم، به این فکر که رابطه مردم و حکومت نیز شبیه به همین است؛ یک رابطه زوجی و دو طرفه است. زوج‌های جوان فرانسوی وقتی مدتی با هم زندگی می‌کنند و سپس به هم اعتماد می‌کنند و می‌فهمند که زندگی مشترک‌شان دوام‌پذیر و آینده‌دار است، آنگاه به فکر سرمایه‌گذاری‌های جدی‌تر می‌افتند. مهم‌ترین متغیر تصمیم‌گیری چیست؟ افق آینده مثبت و احساس امنیت؛ در یک کلام: «آینده پیش‌بینی‌پذیر مثبت». و ما مردم نیز تصمیمات مهم‌مان بستگی به حکومت دارد. مثلا چند تصمیم مهم را با هم مرور کنیم: ۱)بچه‌دار شویم یا نه؟ ۲)مهاجرت کنیم یا نه؟ ۳)سرمایه‌گذاری بلندمدت کنیم یا نه؟ همانند زوج‌های فرانسوی که با توجه به «آینده پیش‌بینی‌پذیر مثبت» تصمیم می‌گیرند، ما نیز چنین می‌کنیم. ما کاری به تبلیغات و تسهیلات و تغییرات نداریم. ما به این کار داریم که آیا برآیند همه سیاست‌ها و عملیات حکومت، منجر به «آینده پیش‌بینی‌پذیر مثبت» می‌شود یا نه؟ حالا نگاهی بیاندازیم به همین سه تصمیم مهم: ◻️بچه‌دار شویم یا نه؟ نرخ باروری (متوسط تعداد فرزندان زنده‌ای که هر زن در سنین باروری به دنیا می‌آورد) در سال ۱۳۷۵ حدود ۲/۵ بوده و اکنون به ۱/۷ رسیده. با این دست فرمان برویم تا ۳۰ سال آینده از یک جامعه ۹۲ میلیون نفری، نزدیک به ۳۰ میلیون نفر بالای ۶۰ سال خواهند بود که عدد بزرگی است. یعنی از سه نفر در ایران یک نفر سالمند است! سیاه‌چاله پیریِ جمعیت در راه است! ◻️مهاجرت کنیم یا نه؟ مدیر رصدخانه مهاجرت ایران گفته: نتایج یک نظرسنجی اینترنتی نشان می‌دهد بیش از ۶۰ درصد ایرانیان تمایل به مهاجرت دارند که بخش قابل توجهی از آنان برای مهاجرت اقدام کرده‌اند. در گزارش رصدخانه مهاجرت آمده است که وقتی از ۴ گروه مختلف (دانشجویان، پزشکان،  استارت‌آپ‌ها و استادان) می‌پرسی چرا؟ همه بدون استثنا در جواب‌هایشان یا می‌گویند بی‌ثباتی، یا ناامیدی نسبت به آینده و یا شیوه مملکت‌داری! ◻️سرمایه‌گذاری بلندمدت کنیم یا نه؟ بر اساس آمارهای رسمی نرخ رشد موجودی سرمایه کل در دهه ۹۰ نزولی و حساب سرمایه منفی بوده است. این‌ها می‌تواند حکایت از آن کند که خروج سرمایه رخ می‌دهد. مثلا یک نشانه غیر قابل انکار: ایرانیان بعد از روسیهِ جنگ‌زده، دومین سرمایه‌گذاران خرید ملک در ترکیه هستند! مهم‌ترین پارامتر برای ارزیابی کیفیت و کفایت یک حاکمیت، «ایجاد آینده پیش‌بینی‌پذیر مثبت» است. تا زمانی که یک حکومت نتواند چنین کند مردمانش فرانسوی می‌شوند و ماشین لباسشویی نمی‌خرند. چون اعتمادی به فردا ندارند. نه بچه‌دار می‌شوند، نه دل به آن سرزمین می‌بندند و نه سرمایه‌گذاری می‌کنند. ❤️☘ @filsofak

وقتی دو انسان پخته و معنوی به هم دل می‌بازند، یکی از بزرگترین پارادوکس‌های زندگی اتّفاق می‌افتد. یکی از زیباترین پدیده‌های جهان هستی رخ می‌دهد. آن‌ها با‌هم هستند و در عین حال به شدّت مستقل و تنها هستند. آن‌قدر به هم نزدیکند که انگار هر دوی آن‌ها یک نفرند امّا در عین حال با هم بودنشان، فردیّتشان را نابود نمی‌کند، باهم هستند و تنها هستند. باهم بودنشان کمک می‌کند که تنها باشند. دو انسان پخته و معنوی اگر عاشق هم شوند، بدون حسّ مالکیّت بدون سیاست، بدون ریاکاری به هم کمک می‌کنند که آزاد باشند. #فرانک_پورسل ❤️☘ @filsofak

| قاتلان تصمیم گیری استراتژیک | ۱. عادت خیلی منطقی بودن اگر خیلی منطقی باشید، هیچ ایده‌ی خلاقانه‌ای به ذهن شما نمی‌رسد. اگر بخواهید هر ایده‌ای که کمی عجیب و غریب است را در همان لحظه اول کنار بگذارید، همیشه به همان گزینه‌های قدیمی خواهید رسید.  ۲. عادت انتخاب اولین راه‌حل فکر کردن به کار انرژی بری است بنابراین مغز ما متخصص کاهش مصرف انرژی است. چه کار می‌کند؟ یکی از کارها این است که وقتی به اولین گزینه رسید، خاموش می‌شود و سوت پایان جستجو را می‌کشد! بدین ترتیب شما با سبد کوچکی از گزینه‌ها روبه‌رو خواهید بود. ۳. عادت فقط یک جواب درست وجود دارد اکثر ما فکر می‌کنیم که یک جواب بهینه وجود دارد و ما باید آن را پیدا کنیم. در صورتی که ممکن است سه جواب مطلوب وجود داشته باشد. بنابراین ذهن خود را باز نگاه دارید. ۴. عادت تفکر تک سناریویی همه ما در صحبت می‌گوییم که دنیا متغیر است، اما در عمل وقتی تصمیم می‌گیریم، فقط بر اساس یک آینده (سناریو)، گزینه برتر را انتخاب می‌کنیم. در صورتی که باید علاوه بر گزینه‌ای برای آینده‌ی مورد انتظار، برای آینده‌های دیگر نیز گزینه‌های متناسب در ذهن داشته باشیم. ۵. عادت جمع آوری داده‌های خیلی زیاد برخی از ما آنقدر اطلاعات جمع آوری می‌کنیم، که دچار فلج تحلیلی (Paralysis by analysis) می‌شویم. کیفیت تصمیم‌گیری مبتنی بر داده‌های خیلی کم و خیلی زیاد هر دو در معرض خطر است. #روانشناسی ❤️☘ @filsofak

فلسفه اخلاق - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام @filsofak