ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

نوای دل

نوای دل

الذهاب إلى القناة على Telegram

این نوحه ها نوای دل داغدار ماست ما داغ دیده ایم که بر سینه می زنیم اشعار و نوحه های سروده مصطفی نظری طهرانی، احادیث و اشعار منتخب شاعران مذهبی ارتباط با آدمین: @navayedel_nazari

إظهار المزيد
660
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
مدح جناب قاسم بن موسی الکاظم علیه السلام  رباعیات  چون قاسم ایمان و عطایی قاسم تو قبلۀ جان اولیائی قاسم  از جام رضا شراب وحدت خوردی یعنی که غریب الغربایی قاسم «»«»«»«»«» ایمان که محبت علی شیر خداست  اسلام سلام بر جناب زهراست آن روز خدا خواست که تقسیم کند یا قاسم الایمان و عطا دست شماست  سلام الله علیهم اجمعین  مصطفی نظری طهرانی  https://t.me/navayedel1

السلام علیک یا قاسم بن موسی الکاظم علیه السلام  سعادتی است که گردم مسافر قاسم اجازه هست شوم تا که زائر قاسم شکوفه دل من باز می شود روزی اگر روم به صحن مطهر قاسم  به نزد روضۀ او هم بهشت چیزی نیست  بهشت گشته مشرف به محضر قاسم  سلام ای ثمر باغ موسی جعفر سلام باد به نجمه که هست مادر قاسم کرامتی شد و لب باز شد به عرض سلام  بنام حضرت معصومه خواهر قاسم به سمت طوس دلم می پرد چه اقبالی  سلام حضرت سلطان برادر قاسم  پس از سلام رخ از اشک دیده ام تر شد دلم شکست خدایا بخاطر قاسم زمانه با علی و آل او  بد تا کرد شکست تا که ز سنگ جفاپر قاسم به جبر ترک وطن کرد زادۀ موسی نبود مُهر رضایت به دفتر قاسم  غراب غربت و محنت نشست بر سر او شکست چون صدف عافیت پر قاسم کسی نگفت که این گوهر ولایت کیست نخورده باده عرفان ز ساغر قاسم به حله رفت و سقایت نمود و اشک فشاند بیاد کرب و بلا دیدۀ تر قاسم  امیر حله در او افسر بزرگی دید نموده دختر خود را همسر قاسم ازین دو ذُخر مطهر پدید شد نوری به وجه فاطمه تابید اختر قاسم کمال فاطمه دارد جمال فاطمه هم طلوع کرد چو ماه منور قاسم  سه سال و اند گذشت از حضور آن سرور  نشست تیر قضا باز بر پر قاسم  امان ز بخت که یاری نکرد ایشان را  خزان رسید به همراه صرصر قاسم  به گریه گفت زمان فراق من آمد حلال کن زحمات مکرر قاسم پس از وفات من ای راد مرد خوش اخلاق  ببر به سوی مدینه دودلبر قاسم  در آن محل که بنی هاشم است شهرت آن رها نما ز عنایت کبوتر قاسم  کنار هر در خانه کبوترم بنشست  همان مکان شریف است محضر قاسم  امیر حله به سر زد که وای بخت بدم که در خور تو نگشتم نوکر قاسم  چنانچه شأن شما بود خادمش نشدم مرا ببخش خدایا به خاطر قاسم اجل رسید دمیکه علی کنارش بود درون دُرج کفن رفت پیکر قاسم به عهد خویش وفا کرد بعد رحلت او چو بست بار سفر با دو گوهر قاسم کنار قبر نبی رفت عذر خدمت خواست گریست همره سرو و صنوبر قاسم  روان شدند به امر امیر زادۀ خود درون کوچه که بشکست ساغر قاسم  نشست پشت در خانه ای بلند نشد بلند گشت صدایی ز مادر قاسم  چه عطر روح فزایی مشام جانم را  نموده است معطر مسافر قاسم  چو باز کرد در خانه را سهیلی دید گرفت در بر خود لالۀ تر قاسم  تب فراق بجانش نشست بعد سه روز  براق وصل ورا برد در بر قاسم  سلام الله علیهم اجمعین  مصطفی نظری طهرانی  https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
نوحه جناب قاسم بن موسی الکاظم علیهماالسلام سبک سنتی لاله زار عزا قلب بنی هاشم است (۲) چون شب ماتم اخ الرضا قاسم است با ولای علی  شد فدای علی (۲) زین ماتم عظما فغان و واویلا (۲) پور موسی کباب آتش غربت است (۲) سهم اولاد مرتضی همه محنت است بعد قتل پدر  همگی در بدر (۲) در دشت و در صحرا فغان و واویلا (۲) با بنی فاطمه چه کرده ای روزگار (۲) روز آل علی نموده ای شام تار قلبشان چاک چاک آهشان سوزناک (۲) با چشم خون پالا فغان و واویلا (۲) با لب روزه فکر کار سقایی است (۲) ناله می زد خدا ساغر ساقی شکست پر شده علقمه   نالهٔ فاطمه از گریهٔ سقا فغان و واویلا (۲) هجر معصومه و تب فراق رضا (۲) سبب قتل قاسم شده وا ویلتا نجمه شد دل دو نیم دخترش شد یتیم (۲) زین ماتم عظما فغان و واویلا (۲) سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی  https://t.me/navayedel1

22 جمادی الأولی 1 ـ وفات جناب قاسم بن موسی بن جعفر علیهم السلام @ShiaCalendar_official
22 جمادی الأولی 1 ـ وفات جناب قاسم بن موسی بن جعفر علیهم السلام @ShiaCalendar_official

Repost from نوای دل
22 جمادی الأولی 1 ـ وفات جناب قاسم بن موسی بن جعفر علیهم السلام در این روز سیّد جلیل و بزرگوار صاحب کرامات؛ جناب قاسم بن امام
22 جمادی الأولی 1 ـ وفات جناب قاسم بن موسی بن جعفر علیهم السلام در این روز سیّد جلیل و بزرگوار صاحب کرامات؛ جناب قاسم بن امام کاظم علیهما السلام وفات نمود؛ و به قولی وفات آن حضرت در اوّل ذی الحجّه بوده است. (1) بعد از شهادت حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام و قتل و زندانی شدن سادات حضرت قاسم علیه السلام از مدینه خارج شد و در باخمرا از حوالی شهر حلّه مهمان شیخ قبیله به نام شیخ سلیمان شد و آنجا کار می کرد و سپس ازدواج کرد و بعد از فوت در باخمرا دفن شد. (2) حضرت کاظم علیه السلام به این بزرگوار علاقه ی فراوانی داشت. کلینی رَحِمَهُ الله می فرماید : یکی از فرزندان امام کاظم علیه السلام را حالت مُوت روی داد و آن حضرت به قاسم علیه السلام فرمود : فرزندم، بر خیز و در بالین برادرت سوره صافّات بخوان.جناب قاسم علیه السلام شروع به خواندن آن سوره کرد تا رسید به آیه مبارکه «أهُم اَشَدُّ خَلقاً اَم مَن خَلَقنا» که برادرش از سَکَرات مُوت راحت شد و جان داد. (3) مزار شریفش در هشت فرسخی حلّه زیارتگاه عموم مردم است، و علما و اخیار به زیارت او عنایتی خاص دارند. (4) 1. حیاة القاسم بن الإمام الکاظم علیهما السلام : ص 99، 100، 19

Repost from نوای دل
قصیده مدح و مرثیه جناب قاسم بن موسی بن جعفر علیهماالسلام بمناسبت ۲۲ جمادی الاول سالروز رحلت غریبانه ایشان دوباره قلزم لب درفشان شد تب اندیشه دردست بیان شد گل لب باز شد در باغ دفتر فضای کوچهٔ دل شد معطر سفیرغم شدو عزم سفر کرد تمام شهررا باخود خبر کرد دل مارا مدینه می کشاند می غم را به کامم می چشاند سخن از کیست این سوز بیان چیست که بر سینه بکوبد٬ نوحه خوان کیست؟ بلی آمد عزای آل هاشم مصیبت تازه شدبا داغ قاسم همان قاسم که از آل پیمبر بود نور دل موسی بن جعفر به قلب عر شیان مسند نشین است بهار خانهٔ ام البنین است رخش آئینهٔ حسن خدابود مقامش بین٬ برادربا رضا بود جلالت بین که این فرزند حیدر به او شد فاطمه معصومه خواهر چنان جا کرده او در قلب بابا پدر« یحبّهُ حُباًشدیدا» پدر در هرکجا عزم سفرداشت پسراذن وصایت از پدر داشت مقام چهارده معصوم دارد مدال عصمت آن مظلوم دارد مقام او زبس عالی و والاست همه گویند امام از بعد باباست فلک باغ وصالش کردپرپر پس از جان دادن موسی بن جعفر دوباره ظلم شد زاندازه بیرون به مأموران فرمان داد هارون که هرجا لاله ای از باغ حیدر بجویندو کنندش زود پرپر جدا سازند دست از پیکر او نمایند میخ در چشم تراو چنان شد کار بر آل علی سخت که هرکس بست از بهرسفر رخت همه پروانه ها ی باغ زهرا شدند آواره اندرشهرو صحرا از آن جمع غریب آل هاشم روان سوی نجف گردید قاسم میان دشت وصحراگشت ومات است فرات آلوده درپیش فرات است دو دختر دید سرو سرفرازی به روی خاک گرم آب بازی قسم٬ دُ رّ درخشان روی لب بود غدیرو صاحبش میرعرب بود گرفت از آن دو سرو زندگانی زپیر آن قبیله او نشانی به اوگفتند ای ماه دل آرا امیر طایفه ماراست بابا به همراه دو.دخترشد روانه زپیر طایفه جوید نشانه رئیس طایفه اوراطلب کرد پذیرائی ازاو کردو ادب کرد سه روز از آن پذیرایی چوبگذشت به نزد آن رئیس طایفه رفت به او فرمود احسانت قبول است چه این احسان به فرمان رسول است ولی بیش ازسه روز٬ مهمان روا نیست تصدق میشود ماراسزا نیست بیا شغلی نما برمن عنایت نمایم تا دراین وادی سقایت سقایت کردو دُراز. دیده می سفت ا باالعطشان٬اباالمظلوم می گفت لبان روزه سقایی نموده غمش بی دستی عباس بوده ز رویش نور هرشب منجلی بود عبادت کردو ذکرش یاعلی بود امیر طایفه اورا که می دید خدایی این خدا رو را پسندید بخود گفتا که دلشادش نمایم به دست خویش دامادش نمایم چه بختی داشت آن میر قبایل که قاسم بر عروسش گشت مایل صدف در بطن خود دُر پرورانید عروس فاطمه مادر چو گردید درخت آرزوی او بٙرآورد برای قاسم او یک دخترآورد چه دختر٬ چهره رشگ ماهتاب است گل زیبای باغ بوتراب است رخش چون فاطمه لب همچوکوثر نهال گلشن موسی جعفر چو خلق فاطمی در روی او دید که نام فاطمه براو پسندید زمان طی گشت و شداین گل سه ساله قدش شدسرو و رویش همچو لاله شکست از سنگ هجران بال قاسم خزان شد گلشن آمال قاسم رخش شد زردو اشگش ار غوانی تبش در جسم و تن درناتوانی شبی که دفتر جانش سرآمد دمی که پیک مرگش از در آمد ابوالزوجه که میر قافله بود طلب بنمودو پس با او بفرمود ببین که موسم مرگم رسیده گل فصل خزان من دمیده وصیت می کنم٬ کن حلقهٔ گوش پس از مرگم نما غسل و کفن وپوش دم رفتن برای چندمین بار سؤالش کرد از اجداد اطهار جوابش داد ای میر مظفر منم نوردل موسی بن جعفر کشید آه و زدی بر سینه وسر خجل گشتم من از زهرای اطهر بگفتا خوب مهمانی نمودی پذیرایی شایانی نمودی مراکه آمده روزوصالم ببخشائیدو بنمائید حلالم خداحافظ برای آخرین بار امانتهای قاسم را نگه دار عروسم٬ نورعینم بی قرینه ببر بعداز وفا تم در مدینه ببر در کوچه ای که شهر غم هاست محل قتل فرزندان زهراست میان کوچه ها بنما رهایش کجا دل می کشدبا خویش پایش +++++++++++ زمان بهر وصیت شدزمینه رسیدی وقت رفتن در مدینه دوباره آفتاب وصل تابید مدینه موسم دیدار گردید مدینه میهمانش را صداکرد میان کوچه دختر رارهاکرد نهال نورسیده راه می رفت درون ابر قرص ماه می رفت عبور از کوچهٔ باریک سخت است خصوصا آنکه در دنبال بخت است میان راه ناگه کودک استاد نگاهش بردر یک خانه افتاد که را می دید٬.پای رفتنش نیست توان دل بریدن در تنش نیست نشست و خیره بر آن خانه گردید که جمعی دور او پروانه گردید که ناگه بانویی از آل هاشم صدازد٬ آید اینجاعطر قاسم صدا همراه آهی آتشین است که ام القاسم و ام البنین است دویدو باز بنمودی چو آغوش چو گل بوئیدو آنگه رفت از هوش مریض عشق قاسم گشت تبدار دلش آتش گرفت و جسم تبدار درون آتش تب بال و پر زد سه روزه سوخت آهنگ سفر زد سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
رسالة صوتية01:38

Repost from نوای دل
نوحه شهادت خانم فاطمه صغری سلام الله علیها سبک سنتی شد مدینه دوباره بیقرار عزا (۲) اخگر جان شده سوز دل اولیا ذکر لبها همه  فاطمه فاطمه(۲) شهیدهٔ غمها فاطمه صغری (۲) غم هجران بسان شمع آبش نمود (۲) خبر قتل شاهدین کبابش نمود قد قتل الحسین فذبح الحسین(۲) غمین عاشورا فاطمه صغری (۲) حالم از نوحه ات گشته کبوتر خراب (۲) بال خود را به خون که نمودی خضاب از دم خنجر است  یا سر اکبر است (۲) فغان و واویلا فاطمه صغری (۲) جگرم سینه ام تیر کشد تا سرم(۲) نیزه خورده مگر به پهلوی خواهرم راوی کربلا   بگو از خیمه ها (۲) از نالهٔ زهرا  فاطمه صغری (۲) سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی  https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
زبانحال خانم فاطمه صغری سلام الله علیها رباعی بیمار غم فراق یارم چه کنم شب تا به سحر زمزمه دارم چه کنم افسوس نشد همره زینب باشم زد دست قدر گره بکارم چه کنم «»«»«»«»«» با کرب و بلا سرشته آب و گل من از آتش غصه آب شد این دل من با این قتل الحسین خون شد جگرم ای کفتر خونین ؛ شده ای قاتل من سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
زبانحال خانم فاطمه صغری سلام الله علیها ای هد هد بلا زده گریان کیستی پیغامبر ز طرف گلستان کیستی آتش زده به قلب حزینم نوای تو نالان کیستی و پریشان کیستی من بیقرار هجرم و تو داغدار وصل تو با خبر ز غصه سوزان کیستی از داغ بیشمار که آتش گرفته ای پروانه عزای شبستان کیستی این بال را به خون که رنگین نموده ای رنگین کمان داغ فراوان کیستی با تیر آه قلب مرا کرده ای نشان تو روضه خوان ماتم هجران کیستی جان را ز وصف کرب و بلا داغ کرده ای من بی پدر شدم تو نواخوان کیستی من بیقرار زینب و دل زار اکبرم تو سینه کوب ماتم حرمان کیستی با تیر قد قتل جگرم را دریده ای خونم بجوش آمده حیران کیستی راهی دراز آمده ای قاصد حسین  ای مرغ خسته حال غزلخوان کیستی سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
رسالة صوتية02:30

Repost from نوای دل
شهادت خانم فاطمه صغری سلام الله علیها نوا( سبک آقای افتخاری) با دیدهٔ دل می گریم چون فصل بهار غم شد از دفتر شادی امشب یک صفحه دیگر کم شد (۲) دوباره غم نصیب من شد دلم مدینه محن شد خدای دل برس به دادم(۲) آه فاطمه صغری چرا رنگت پریده آه موکب قتل عزیزانت رسیده آه دو کبوتر با دوبال خون چکیده فاطمه جان (۹) پروانهٔ بی پروای غم از تب وتاب افتاده بیمار غم مهجوری با حال خراب افتاده (۲) خزانی غم فراق است کباب داغ اشتیاق است امان ز محنت جدایی (۲) آه فاطمه صغری ۰۰۰ دو ماتم دیگر امشب همراه غم صغری شد هم چلهٔ معصومه هم هفت محن زهرا شد(۲) دوباره غصه منجلی شد کباب غم دل علی شد فدای چشم اشکبارش(۲) آه فاطمه صغری ۰۰۰ ای کفتر خونین آگه کن فاطمه ی صغری را وا کن لب وبر گو شرح بی یاوری بابا را (۲) غم شهادت پدر را سنان و داستان سر را بگو ز حنجر بریده آه فاطمه صغری ۰۰۰ از آب و عطش از خیمه از نالهٔ اصغر بر گو از تیر و کمان دشمن از ساقی و از سر برگو (۲) بخوان نوای قد قُتل را سر بریده سوز دل را ز نای پر نوای زینب آه فاطمه صغری ۰۰۰۰ ای فاطمه جایت خالی در کوفه و کنج زندان همراه رقیه بودی ای کاش به شام ویران (۲) دمی که طالب پدر شد شبی که دید و همسفر شد به همره سر بریده آه فاطمه صغری چرا رنگش پریده آه موکب قتل عزیزانش رسیده آه دو کبوتر با دو بال خون چکیده آه فاطمه جان (۹) سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
نوحه شهادت خانم فاطمه صغری سلام الله علیها سبک« دامن کشان رفتی» چشم فلک خون شد«  برای مدینه» (۳) اهل العزا آمد « عزای مدینه»(۲) غم قتل صغری  وه چه جانفرساست جهان بار دیگر در«غم عظماست»(۲) شده زمین و آسمان پر از شور و شین (۲) فاطمه گوید به فغان حسینم حسین (۲) ای مرغ خونین بال «چه باشد پیامت» (۳) آتش به جانم زد« کلامت سلامت» (۳) بلب آمد جانم از چه می نالی خبرداری زاری خون ز چه باری ز سایهٔ سرم بگو چه شد اکبرم(۲) ز روح پیکرم بگو«چه شد خواهرم » (۲) بیمار هجرانم « ندارم طبیبی»(۳) سخت است برای من « غم بی حبیبی» (۳) تو می گویی بامن از غم بابم نمی دانی هر شب « در تب و تابم»(۲) نای دلت نوایی است « قتل الحسین»(۲) نوای کربلا یی است « ذبح الحسین»(۲) دلشوره ای دارم « چه شد عمه جانم»(۳) عشق سکینه کو « عموی جوانم» (۳) زبیده با قاسم در کجا هستند (۲) دو مرغ عشق با هم یا جدا هستند عروس کربلا کجاست « بمیرم خدا» نُقل کجا حنا کجاست « بمیرم خدا»(۲) سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
زبانحال خانم فاطمه صغری سلام الله علیها پر پر گل وصال به دست غم من است هجران کشیده با خبر از عالم من است بازار حال زار مرا داغ کرده داغ جنس بساط هر شب من ماتم من است سرمایه ام به غیر خیال وصال نیست غم قبله اشک دیدهٔ من زمزم من است هر شب دلم برای پدر شور می زند تا صبح گوش ماه فلک محرم من است یاد اذان صبح علی اکبرم بخیر لحنش مقام دائم زیر و بم من است این شانه یادگاری زلف رقیه است زلفی که حبل مستند محکم من است روز مدینه شب شده ماه مدینه کو ام البنین بجای عمو همدم من است اصغر ندیده از بر من رفت وای من مونس به لاله زار رخم شبنم من است پیراهن زبیده به تن کرده ام ازآن همراز خاطرات دم خُرم من است انگشتری که دست من و گوشواره ام ارثیه ای ز بنت نبی خاتم من است آه این عصا که بود مدد کار فاطمه همپای جسم خسته و قد خم من است ای مرغکی که آمده با بال خون چکان در انتظار دیدنت چشم هَمِ من است با قَدقُتِل برابر من نوحه می کنی ای وای؛ این همان اَلَمِ اعظم من است جسمم علیل و وقت قلیل است و روزگار چشمش هماره در پی این عالم من است بعد از پدر مدینه مرا از خودت بگیر امَّن یُجیب فاطمه ذکر دم من است سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
رسالة صوتية01:30

Repost from نوای دل
نوحه شهادت بنت الحسین علیه السلام بی بی فاطمه صغری سلام الله علیها هُدهُد کرب و بلا ناله سر کرده خبر قتل شهیدان را آورده گلهای حیدر  گردیده پرپر از دم خنجر   آه و واویلا زهرا یا زهرا زهرا یا زهرا (۲) فاطمه جان کربلا گلهایت چیدند غنچه ها را پرپر گلها را پاشیدند بنما شور و شین   قُتل الحسین ذُبح الحسین     و بکربلا زهرا یا زهرا زهرا یا زهرا (۲) گر چه تبدار فراق جانانه ای هر چه باشد آسوده درکاشانه ای تمام طفلان   در صحرا ویلان با جسم سوزان در شور و غوغا زهرا یا زهرا زهرا یا زهرا (۲) تو مپرس از من که بابایم چها شد سینه اش گلگون سرش از تن جدا شد برلب دریا   در بر زهرا می زد دست و پا یکه و تنها زهرا یا زهرا زهرا یا زهرا (۲) سینه ام آتش فشان دیده دریا شد ای عزاداران مگر سوگ صغری شد از داغ زینب شد جانش بر لب با ذکر یارب   رفته از دنیا زهرا یا زهرا زهرا یا زهرا (۲) سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی نوای دل ج۱ صفحه ۲۸۲ https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
رسالة صوتية00:49

Repost from نوای دل
زبانحال بی بی فاطمه صغری سلام الله علیها نوا ای کفتر کاکل به سر آغشته در خون بال و پر ای هد هد قتل پدر از کربلا داری خبر یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) ای مرغ بال و پر خضاب با من بگو از قحط آب از حنجر طفل رباب از مادر و قلب کباب یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) با من بگو اصغر چه شد لالایی مادر چه شد قنداقه بی سر چه شد صورت چه شد حنجر چه شد یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) از ماتم علقم بگو از تیر و چشم هم بگو بابا و پشت خم بگو از داغ ساقی کم بگو یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) فریاد واویلا مکن بهر علی لب وا مکن آه از غم لیلا مکن مجنون آن شیدا مکن یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) از ظهر عاشورا مگو از چکمه و از پا مگو از خندهٔ بابا مگو از نالهٔ زهرا مگو یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) از پیکر بی سر مگو از نیزه و خنجر مگو از بوسهٔ حنجر مگو از شیون خواهر مگو یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) از غارت دشمن مگو از آتش و دامن مگو از گوش وپیراهن مگو از خیمه ها با من مگو یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) گفتی مرا با شور و شین خون ساز جاری از دو عین خون بود و چشم عالمین قُتل الحسین ذُبح الحسین یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) از زندگی سیرم خدا زار زمین گیرم خدا گر نوجوان پیرم خدا از غصه می میرم خدا یالیتنی ذکر لبم چشم انتظار زینبم (۲) سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی ۲۰ جمادی الاول ۱۴۲۳ ه ق نوای دل ج ۱ https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
تشییع پیکر مطهر خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها گفت شکست حرمت ریحانهٔ رسول الله به عزت و شرف لا اله الا الله بسوز ای دل تفتیده زین غم جانکاه به عزت و شرف لا اله الا الله غریب مانده مدینه علی ولی الله به عزت و شرف لا اله الا الله به دام جهل فتادند مردم گمراه به عزت و شرف لا اله الا الله ببار دیدهٔ گردون بنال نای حزین بسوز فاطمه را می برند ز قربانگاه به عزت و شرف لا اله الا الله اگرچه بار غم فاطمه بود سنگین نمانده از بدن فاطمه به جز پر کاه به عزت و شرف لا اله الا الله چه روی داده زتابوت خون شده جاری که روزگار امام زمان گشته سیاه به عزت و شرف لا اله الا الله حسن به سینه بکوبد که رفت مادر من حسین می کشداز سینه پرازغم آه به عزت و شرف لا اله الا الله سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی اجرا توسط حاج آقا راشدی هیئت نوجوانان قنات آباد https://t.me/navayedel1

Repost from نوای دل
رسالة صوتية02:39