ar
Feedback
EUTHANAS

EUTHANAS

الذهاب إلى القناة على Telegram

• من یک روانِ پاکم در هزار کالبد t.me/HidenChat_Bot?start=133467880 𓂀 @Pharida

إظهار المزيد
2 606
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-457 أيام
-41430 أيام
أرشيف المشاركات
Shamlou ft Farhad-Barf.mp31.88 MB

هربار اینو نگاه میکنم به شدت دنبال خودم میگردم که کجا نشستم .. چون مطمئنم یه شب اینجا تنها شراب بوردو خوردم و ازینکه بخام برم
هربار اینو نگاه میکنم به شدت دنبال خودم میگردم که کجا نشستم .. چون مطمئنم یه شب اینجا تنها شراب بوردو خوردم و ازینکه بخام برم خونه وحشت داشتم ..

0:42

اسکیاپودئس یک کلمه‌ی ترکیبی یونانی به معنای • سایه‌پا • ست. یه موجودی افسانه‌ای با یه پای بزرگه که در زمان گرمای شدید به پشت
اسکیاپودئس یک کلمه‌ی ترکیبی یونانی به معنای • سایه‌پا • ست. یه موجودی افسانه‌ای با یه پای بزرگه که در زمان گرمای شدید به پشت دراز می‌کشه و پاش رو به شکلی بالا می‌بره که از سایه‌ش در برابر نور خورشید استفاده کنه .. چرا آخه باید به ذهنشون برسه چنین داستانی بسازن ؟ فرآیند اینکه فقط یه پا داشته باشه صرفن جهت اینکه موقه آفتاب براش سایه تشکیل بده .. به ظاهر ساده س ولی بش فک کنی پیچیدگی عجیبی داره !

من به اعجاز شدیدِ زمان ایمان پیدا کردم .. نوعی نیروانای زنده !

photo content

۹۵ درصد ..
۹۵ درصد ..

11 - Will I Ever Love - Anya Nami (320).mp35.22 MB

پس از مدتها یه تایم کوتاه بدون دغدغه تونستم سکوت رو تجربه کنم .. پرواز تاخیر داشت و من دو ساعت دیرتر رسیدم هتل .. و ب همین خاطر باید منتظر بمونم تا ساعت ۸ .. هوای جزیره ب شدت خوبه و باد میادش .. توی این فاصله به آنتیک بودن ذهن و سلول های بدن و ترس های پنهان و ... فکر کردم فقط ب دلیل اینکه ذهنم و بدنم در برابر مکانهای جدید همیشه یک واکنش ثابت داره .. بدنم بر مبنای نیاز به بقا صدها هزار سال پیش تکمیل شده و سرعت پیش رفت علمی هیچ تغییری روی عملکرد بدن انسان نذاشته و بدن همچنان داره همون روش دفاعی که در عصر آهن برای بقای انسان انجام میداده رو دنبال میکنه .. این با منطق و عقل جور درنمیاد ! ازونجایی ک سلولهای و ژنوم های ما هوشمند هستن و قابلیت جهش دارن .. مغزتو فا...

photo content

An unbirthday •••

photo content

Alok-Alan-Walker-Headlights-(Ft-Kiddo)-320.mp36.27 MB

هیچی بدتر ازین نیستش که هر سال روز میلاد آدم تکرار بشه ...

Five In The Afternoon ..

ترانه ماه ماه به آهنگرخانه می آید با پاچینِ سنبل الطیبش. بچه در او خیره مانده نگاهش می کند، نگاهش می کند. در نسیمی که می وزد ماه ، دست هایش را حرکت می دهد و پستانهای سفیدِ سفتِ فلزیش را هوس انگیز و پاک ، عریان می کند ـ هی برو !ماه، ماه، ماه! کولی ها اگر سر رسند از دلت انگشتر و سینه ریز می سازند. ـ بچه، بگذار برقصم. تا سوار ها بیایند تو بر سِندان خفته ای چشم های کوچکت را بسته ای. ـ هی! برو!ماه، ماه ، ماه! صدای پایِ اسب می آید. ـ راحتم بگذار. سفیدیِ آهاریم را مچاله می کنی. طبلِ جلگه را کوبان سوار نزدیک می شود. و در آهنگر خانۀ خاموش بچه ، چشمِ کوچکش را بسته. کولیان ـ مفرغ و رویا ـ از جانبِ زیتون زارها پیش می آیند بر گردۀ اسب های خویش، گردن ها بلند بر افراخته و نگاه ها همه خواب آلود. چه خوش می خواند شبگیر! و بر آسمان ، ماه می گذرد ؛ ماه ، همراه کودکی دستش در دست. در آهنگر خانه، گرد بر گردِ سندان کولیان به نومیدی گریانند. و نسیم که بیدار است ، هشیار است. و نسیم که به هوشیاری بیدار است لورکا احمد شاملو

2_5298858623756158005.mp36.44 MB

یهویی پس از سالها یاد فدریکو گارسیا لورکا افتادم ... نمادِ لورکا برای من صدای شاملوی عزیزه، نمادِ یک فقره ماه نقره ایی و صدای پاشنه های فلزی روی سنگ های یخ ... روزهای سنگین تناسخ میان تن نحیف من و میان سالهایی عجیب که هنوز هم وقتی یادم میفته دلم مچاله میشه .. یک مغز نامتناهی با انواع فلسفه های پوچ در جمجه ی یک دختر بچه که عاشق کافکا و مولوی بود ... قرار نبود تهش من یه ماشین صنعتی بشم ..

Comment-Band-Be-Fekr-256.mp38.46 MB

photo content