PENELOPA
الذهاب إلى القناة على Telegram
سرشت حقیقی روح، شکوفایی مستمر است تا حرکت خود را به سوی نواحی عظیم تری از آگاهی شخصی ادامه دهد. .
إظهار المزيد452
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
452
تا به امروز، هیچ وقت تا این حد حس نکرده بودم که فاقد ابعاد پنهانی ام، که محدود به تنم هستم، به افکار سبکی که مثل حباب از تنم بالا می روند.
من خاطراتم را با زمان حالم بنا می کنم. من به زمان حال رانده شده و در آن رها شده ام.
بیهوده سعی می کنم به گذشته برگردم. نمی توانم از خودم بگریزم.
#تهوع
#ژان_پل_سارتر
452
” خمسهی خاموشی ۱ “
سایههای بیشکوه و شَجَرِ حیِّ نور
به زاری میگریند
بر جامهی رود و
محو میشوند اسبان
در ارغوان بامداد
که غول یخ میکند رها
ستاره بر پیشانی
خفته بر بال گور.
” خمسهی خاموشی ۲ “
از بازوان نقرهی باد میزنی پر
تا که دیوارهات بپوشند
به عزیزی
در شعاع فرخندهی تاکستان
که گم میشود در پِندارِ این بَدر
برق بال مرغان
در عصر بلوط
که شنگرفِ قبر
شکار نفسهای تو گشت
تا که دیوارهات بپوشند
به عزیزی.
” خمسهی خاموشی ۳ “
و آرامشی دیگر میخواهد
گُلدان سپید
این جا که خفتهای
گوش بر زنگولهی بامداد
به گرمای بنفشه
این جا که خفتهای
به هنجارِ استخوان
در تنشهای شهاب
از غبارِ خاک
و آرامشی دیگر میخواهد
گلدان سپید.
” خمسهی خاموشی ٤ “
بر پلکهات مینشیند برف
یا برگ مرگ بر رُخانت
به رؤیای سفرها
و این خون پاشیده
بر الماس
که میجَهاند
هزار تیرو
افعیِ سرد میپیچد
در سایهی بیرق
که برگ مرگ مینشیند
بر رُخانت
به رؤیای سفرها.
” خمسهی خاموشی ۵ “
غمینترین شاخهی دریا میوزد
در مِهِ مرجانیِ شامگاه
فروبند
بر خوابِ یال
چشم
ای آمر
به پیچِ طُرهی جاویدِ خفته در تُربتها
خونینترین شیهه میوزد
به بَرّ و بحرِ این شامگاه
که کفها نشاندی به خضاب
و جامه بر اَبر نهادی به تنهایی.
– قاسم آهنینجان
«ذکر خوابهای بلوط»
نشر نوید شیراز؛ چاپ اول: ۱۳۷۲
452
“It's difficult when you realize one day you're completely meaningless. That nobody needs you, even though all you want to do is give.”
452
“I don't care if we're together 500 years. I'm always gonna be excited by you. To me, you're always gonna be new.”
