تفریجان
الذهاب إلى القناة على Telegram
پیج اینستاگرام تفریجان:www.instagram.com/tafrijan1 ✒ارتباط با هیئت تحریریه: @kasadi55:اسدی @phonar77:هنری @Amvb80 :وحدت بهزاد @Azaad548:(طنز پرداز)خسروی ۱۳۹۴/۹/۲۹
إظهار المزيد1 208
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
1 208
🔹از شاهنامه چه بیاموزیم
سهراب که پدر خود را نمیشناسد از مادرش تهمینه میپرسد:
چه گویم چو پرسد کسی از پدر؟
و تهمینه اینگونه ستایشآمیز پدر را به پسر معرفی میکند:
تو پور گَو پیلتن رستمی
ز دستان سامی و از نیرمی
جهانآفرين تا جهان آفرید
سواری چو رستم نیامد پدید
--‐---------
پینوشت:
۱. پور: پسر
۲. گَو: پهلوان
۳. پیلتن: درشت اندام، نيرومند، کسی که تنی قوی چون فیل دارد.
۴. دستان: لقب زال پدر رستم
۵. سام: پدربزرگ رستم
۶. نیرم: نریمان، جد رستم
@Tafrijan
1 208
🔹ویژگیهای مرد ایدهآلِ دخترها از زبان تهمینه در وصف دلدادگی او به رستم:
یکی دختِ شاه سَمَنگان منم
ز پشت هُژَبر و پلنگان منم
به گیتی ز خوبان مرا جفت نیست
چو من زیر چرخِ کبود اندکيست
کس از پرده بیرون ندیدی مرا
نه هرگز کس آوا شنیدی مرا
به کردارِ افسانه از هر کسی
شنیدم همی داستانَت بسی
که از شیر و دیو و نهنگ و پلنگ
نترسی و هستی چنین تیزچنگ
شب تیره تنها به توران شوی
بگردی بر آن مرز و هم نَغنُوی
به تنها یکی گور بریان کنی
هوا را به شمشیر گریان کنی
هرآنکس که گرز تو بیند به چنگ
بدَرّد دلِ شیر و چنگِ پلنگ
برهنه چو تیغ تو بیند عقاب
نیارد به نَخچیر کردن شتاب
نشانِ کمندِ تو دارد هُژَبر
ز بیم سَنان تو خون بارد ابر
چو این داستانها شنیدم ز تو
بسی لب به دندان گَزیدم ز تو
بجُستم همی کفت و یال و برت
بدین شهر کرد ایزد آبشخورت
ترا اَم کنون گر بخواهی مرا
نبیند جزین مرغ و ماهی مرا
"شاهنامه"
✔️دخترخانمها تاییده!!؟؟🤭
@Tafrijan
1 208
🔹آری به اتفاق جهان میتوان گرفت
«چون ظلم عُمال خلیفه مهدی بر اهل طبرستان بسیار شد و تحکّم ایشان در اموال و نفوس مردم از حد بگذشت، طبرستانیان نزد وندادهرمزد آمدند و حکایت ظلمِ وُلاتِ خلیفه و تحکّمهای ایشان بکردند و از وى خواستند که بر ایشان قیام کند و ایشان را از دست عمال خلیفه رهایى بخشد.
ونداد هرمزد فرمود که این کار منحصر به من نگردد، مگر که با اسپهبد شروین و مَسمغان وَلاش نیز مشورت و اتفاق کنیم، تا قیام جميعت افكنند.
پس به نزد ایشان قاصدان فرستاد و ایشان را به خروج و اخراج عمال خلیفه دعوت نمود. چون این اخبار به اسپهبد شروین و مسمغان ولاش رسید، با ونداد هرمزد موافقت کردند و میان ایشان و مردم قرار بر قیام همزمان گذاشتند.
چون وقت موافق رسید، هر یک از ایشان در بلاد خویش بر عمال خلیفه شوریدند و ایشان را بکشتند و اخراج کردند. عمال خلیفه متواری شدند و از طبرستان بیرون رفتند و طبرستان از چنگ عباسیان رها گشت.»
🔹ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان
#درسهای_تاریخ
@Tafrijan
1 208
بند ۴ از سنگنوشتهی آرامگاه داریوش بزرگ هخامنشی در نقش رستم:
داریوش شاه گوید: اهورامزدا، چون این زمین را آشفته دید، پس از آن، آن را به من ارزانی فرمود. مرا شاه کرد. من شاه هستم. به خواست اهورامزدا من آن را در جای خودش نشاندم. آنچه من به آنها گفتم، چنانکه میل من بود، آن را کردند. اگر فکر کنی که چند بود آن کشورهایی که داریوش شاه داشت پیکرهها را ببین که تخت را میبرند. آنگاه خواهی دانست، آنگاه به تو معلوم میشود، (که) نیزهٔ مردی پارسی دور رفته. آنگاه به تو معلوم میشود، (که) مردی پارسی خیلی دور از پارس جنگ کرده است.
---‐-----
منظور از پیکرهها تصویر نمادین افرادی است که هر یک نماینده یکی از سرزمینهای تابع شاهنشاهی هخامنشیان است که در بند سوم از آنها نام برده است:
ماد - خوزستان - پارت - هرات - بلخ - سغد - خوارزم - زرنگ – رخج - ث ت گوش گندار - هند - سکائیهای هوم نوش - سکائیهای تیز خود - بابل - آشور - عربستان - مصر - ارمنستان - کپدوکیه - سارد - یونان - سکائیهای ماوراء دریا - سکودر - یونانیهای سپر روی سر - لیبیها - حبشیها - اهالی مک - کارئیها
🔹شانزدهم مهرماه روز بزرگداشت #داریوش_بزرگ
@Tafrijan
1 208
+3
🔹دختری به طعم انگور پشت قلعه
در روزگاران قدیم در ده زیبا و باستانی ما تفریجان عزیزتر از جان دختری بود که مادرش شیربها یا باشلُق او را برای خواستگاران دو برابر نرخ روز تعیین کرده بود. از آنجایی که در آن روزگاران شیربها بیشتر از مهریه نزد خانوادهها اهمیت داشت تعیین نرخ آن نیز بسیار حساس بود و بهویژه مردم در قبال شکستن نرخ بسیار سختگیر بودند و اگر خانوادهای به هنگام خواستگاری دخترشان اندکی بر نرخ مرسوم میافزودند این موضوع به سرعت نقل مجالس و محافل میشد و خانوادهی مزبور هدف شماتت و بدگویی قرار میگرفت؛ باری، وقتی خواستگاران از دوبرابر بودن نرخ دختر قصهی ما شگفتزده میشدند و از مادرش علت این نرخ سربهفلک کشیده و دو برابر نرخ دختران دیگر را میپرسیدند؛ مادر میگفت دختران دیگر همچون انگور باغهای پایین هستند در حالی که دختر من انگور باغهای پشت قلعه است؛ بنابراین شیربهای او باید دو برابر شیربهای بقیهی دختران باشد.
@Tafrijan
1 208
🎆 به فرخندگی دهم مهرماه، جشن مهرگان: «مهرگان» جشن گرامیداشت مهر و پیمان
🔻در میان همهی جشنهایی که در ایران باستان فراگیر بوده است دو جشن از دیگر جشنها بزرگتر و برجستهتر بودند: یکی «نوروز» و دیگری «مهرگان». نخستین نویدبخش بهار و رفتن زمستان و همراه با سرسبزی و خرمی جهان بود و دومی در نیمهی دوم سال برپا میشد، زمانی که گرمای سوزندهی تابستان سپری شده و هوای دلپذیر پاییزی جای آن را گرفته است.
🔻فریدون، پادشاه پیشدادی، در مهرگان بر ضحاک تازی پیروز شد و او را گرفت و در کوه دماوند به بند کشید و تاج شاهی ایرانزمین را بر سر نهاد.
🔻مهرگان، چونان نوروز، آیینهای ویژهی خویش را داشته است. یکی از این آیینها این بود که ایرانیان در این روز رختهایی نو میپوشیدند و به یکدیگر و به پادشاه پیشکشهایی میدادند، و در این روز، همچون نوروز، خوانچهای میانداختند و بر آن هفت دانه مورد، خوشهای انگور سپید، سیب، به، نیلوفر، شکر و لیمو مینهادند.
👈 دربارهی این جشن در «اینجا» بخوانید.
✍پارسیانجمن 🔻
@Parsi_anjoman
@tafrijan
