دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨
الذهاب إلى القناة على Telegram
در مسیر درخشیدن✨ نودانشجوی پزشکی. یه دختر معمولی با چالشهای گاهی غیرمعمولی:) ربات برای صحبتهاتون: @Derafshanbot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
217
المشتركون
-124 ساعات
-57 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
بدترین اتفاق ممکن این بود که مریض شدم.
امروزم بهخاطر خواب هدر رفت و فردا هم وقتِ رفتنه..
بعدِ مدتها، کلی ظرف شستم و آشپزخونه تمیز و مرتب تحویل مامان شد✨
و چقدر حال داد!
پ.ن: منی که تو خوابگاه بهزور چیزی میخوردم که ظرف کثیف نشه که نخوام برم تو اون سینک و آشپزخونه چیزی بشورم:
+1
وای وای بچهها این خوشمزهترین پفیلایی بود که تا حالا خوردم😭😭😭
پیشنهاد صدددد😭😭😭
مامان بهم گفت زنداییم مبتلا به سرطان رحم بدخیم شده که مثانهش رو هم درگیر کرده و حالا باید جراحی کنه و هم رحم و هم مثانه رو دربیارن.
ایشون همین چندماه پیش هم مادرش رو از دست داد، پدر و برادر و عموش هم بر اثرِ یه بیماری ارثی سالهاست که فلج هستن.
واقعا بعضی وقتا زندگی خیلی با آدما بد تا میکنه..
از ساعت ۱۰ صبح دیروز (چهارشنبه) تا همین لحظه که این پیام رو گذاشتم بیرون بودم. جز یک ساعت اون وسط که رفتم خوابگاه وسیله جمع کردم.
از تقریبا ۶/۵ صبح هم بیدارم. تمام طولِ راه تو اتوبوس و ماشینِ بابا هم سرجمع شاید یک ساعت خوابم برد.
و الان خسته، داغون، لِه، مشوش و مضطربم برای کلی کاری که دارم قبلِ رفتن و کلی درسی که باید بخونم.
خوابم هم نمیاد.
ولی واقعا حالم خوبه، خوشحالم، ذوق دارم.
با اینکه همین امروز هم کلی ماجرا داشتم ولی خداروشکر بخیر گذشت.
و همچنین خداروشکر برای خونه، برای مامان، برای بابا، برای ماشین، برای غذای خوب، برای هرچی که داریم🩵✨
دیشب این موقع گریه میکردم برای خونه نبودن و الان گریه میکنم برای خونه بودن:)))
زندگی همینقدر غیرقابل پیشبینیه..
