Escapism
الذهاب إلى القناة على Telegram
«گاهی فرار، شجاعانهترین انتخاب است. اما، ما از واقعیت نمیگریزیم؛ آن را روایت میکنیم.»/ "روایتهایی از تنهایی، فیلم، موسیقی، ادبیات و فرار از شلوغی دنیا." برای صحبت: t.me/HidenChat_Bot?start=6733052343
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 633
المشتركون
-5324 ساعات
+4027 أيام
+1 25230 أيام
أرشيف المشاركات
1 633
Repost from N/a
بعضی پایانها...
از همون صفحهی اول شروع شده بودن.
فقط هیچکس بینِ خطها دنبالشون نگشت... https://t.me/worldstorydream
1 633
هیچوقت
خودت را با فصلِ شکوفه دادنِ دیگران
مقایسه نکن.
بعضی درختها
دیرتر گل میدهند،
اما
بهار را
زیباتر میکنند.
@OurEscapismway
1 633
پشتِ بعضی لبخندها، آنقدر اشک و پشتِ بعضی قلهها، آنقدر سقوط پنهان است که وقتی به مقصدشان می رسند، دیگر نمی توانی بگویی خوششانس بودند؛ فقط با احترام نگاه می کنی و می گویی: «این جایگاه، مزدِ تمامِ روزهایی بود که تسلیم نشد.»
@OurEscapismway
1 633
🌿 فرداد شاپ پلاس 🌿
✨ جدیدترین مدلهای صندل، دمپایی و کیف رسید ✨
👡 مدلهای شیک زنانه، مردانه و بچگانه
👜 کیفهای کاربردی و جذاب
✅ سبک و راحت
✅ مناسب استفاده روزانه
✅ کیفیت عالی با قیمت مناسب
📦 ارسال به سراسر کشور 🚚
🔥 مدلهای جدید رو از دست ندهید!
🛒 ثبت سفارش: @far485905
📲 کانال ما در بله:
ble.ir/join/9NobLoXb8X
[▶️▶️▶️▶️▶️▶️▶️ عضویت ◀️◀️◀️◀️◀️◀️◀️◀️](ble.ir/join/9NobLoXb8X)
کانال تلگرام:
https://t.me/fardadshoppluss
https://t.me/fardadshoppluss
https://t.me/fardadshoppluss
#صندل #دمپایی #فرداد_شاپ_پلاس
1 633
همینجوری که نشستم دارم چایی میخورم.
یهو یادم میاد بعضیا قبلا چجوری باهام رفتار کردن و دلم میخواد با پتک بزنم تو سرشون؛
اینقدر بزنم که برن ته زمین.
@OurEscapismway
1 633
گاهی زندگی پر از درد، جدایی و پایانهای ناخواسته است و بعضی چیزها را نمیتوان تغییر داد. با این حال، نباید در ترس و غم ماند؛ باید واقعیت را پذیرفت، اشکها را پاک کرد و به مسیر زندگی ادامه داد...
1 633
با اینکه دنیا
هیچ شباهتی به قصهها ندارد،
باز هم
آدم دلش میخواهد
قصهای باشد
برای کسی.
نه قهرمان.
نه معجزه.
فقط چند صفحه
که هیچوقت
دلِ یک نفر
به بستنشان راضی نشود.
آخر،
آدمها
بیشتر از آنکه از مرگ بترسند،
از فراموش شدن میترسند.
از اینکه
روزی برسد
که اسمشان
هیچ لرزشی
در صدای کسی نیندازد.
که عکسهایشان
فقط چند فایل قدیمی باشند،
پیامهایشان
در میان هزار گفتوگوی دیگر
دفن شود،
و صدایشان
از حافظهی جهان
بیهیاهو پاک شود.
دلِ آدم
به ماندنِ در تاریخ خوش نیست.
دلش میخواهد
در حافظهی یک نفر
خانه داشته باشد.
جایی که
هر بار باران میبارد،
هر بار آهنگی قدیمی پخش میشود،
یا فنجانی چای
بخار میکند،
بیاختیار
نامش
از دلِ سکوت
عبور کند.
قصهها
برای پایانِ خوش
به یاد نمیمانند.
برای شخصیتهایی
به یاد میمانند
که بعد از تمام شدنِ کتاب،
هنوز
از ذهنِ خواننده
نرفتهاند.
کاش
ما هم
برای یک نفر
همان شخصیت باشیم.
کسی که
بعد از تمام شدنِ همهچیز،
بعد از فاصله،
بعد از سکوت،
بعد از سالها...
هنوز
گاهی
در شلوغترین روزهای زندگیاش
بیهیچ دلیلی
به یادمان بیفتد
و برای چند ثانیه
احساس کند
جای کسی
در این دنیا
خالی مانده است.
@OurEscapismway
1 633
چقدر اذیت شدم؛
برای چیزی که حتی تقصیر من نبود.
بارِ اشتباهی را به دوش کشیدم که هرگز متعلق به من نبود. مدام خودم را زیر سؤال بردم، هزار بار گذشته را مرور کردم، دنبال اشتباهی گشتم که وجود نداشت. تاوانِ تصمیمهای دیگران را من دادم، زخمِ حرفهایی را خوردم که سزاوارش نبودم، و شبهای زیادی را با احساس گناهی گذراندم که هیچ سهمی در آن نداشتم.
بعضی دردها از خودِ اتفاق تلخترند؛
دردِ اینکه بیگناه باشی، اما مجازات شوی.
دردِ اینکه حقیقت را بدانی، اما نتوانیم کسی را قانع کنی.
و دردِ اینکه آنقدر خودت را سرزنش کنی تا فراموش کنی، از همان ابتدا، تقصیر تو نبوده است.
بعضی آدمها میروند، بعضی اتفاقها تمام میشوند؛ اما رنجِ تاوان دادن برای گناهی که هرگز مرتکبش نشدهای، مدتها در جان آدم میماند.
@OurEscapismway
1 633
گاهی تمامِ دوست داشتن،
در سکوتِ برگ هایی ست که بیصدا به باد اعتماد می کنند.
کاش دل، مثل رود،
بی آنکه بپرسد، به سمتِ تو جاری می شد؛
آن وقت هیچ فاصله ای، معنای دوری نداشت.
@OurEscapismway
1 633
Modern love
نیورک تایمز یک ستونی داره به اسم ستونِ عشق مدرن.
که مردمداستان های عاشقانه ای که براشون اتفاق افتاده رو میفرستن
این سریال از داستان های واقعی مردم تو ستونِ عشق مدرن نیورک تایمز ساخته شده.
@OurEscapismway
