ar
Feedback
تصدّقت

تصدّقت

الذهاب إلى القناة على Telegram
805
المشتركون
+1724 ساعات
+1117 أيام
+12930 أيام
أرشيف المشاركات
در همین حین متوجه شدم یه دوست پولدار ندارم بهم دوتومن بده.

یه کتاب دیدم، دوتومنه. خدا بزنه تو کمر اونی که کتابو گرون کرده.

sticker.webp0.31 KB

دوست پولدار پیوی.

Repost from -
سلام بچها به نیابت این ایام قراره به نیازمندها اطعام توضیع کنیم. ی مقداری جمع شده اما ۳ تومن کمه :) یاعلی بگید جمع شه کارش دمتون گرم مولا جلوه بده بهتون 🕊️ 6219861421246314 حلما باباحسینی

سبحان ﷲ.
سبحان ﷲ.

خدایا توروخدا.

هرکی بهم بدی کرده باشه رو ببخشم. خوراکیامو ببخشم. کتابامو قرض بدم. روش تحقیق کردنم رو به همه یاد بدم. برای همه دعا کنم. برای مامانم ظرف بشورم.

پزشکیان رسید به نیویورک؛ نذر کردم اگه پزشکیان بدون تخریب ستون فقرات ایران و ایرانی صاف بره صاف برگرده سر راه تو حرفاش تلفات نده با همه تا آخر عمر مهربون بشم.

اگه چند سال پیش بهم میگفتن سال ۰۵، یه شب از شدت استرس به خاطر سخنرانی رییس جمهورت تو سازمان ملل نمیخوابی میزدم تو دهنشون میگفتم: چرت و پرت نگو بابا عمرا.

سخت‌ترین روزهای تعاملم با انسان‌ها به روزهایی ختم می‌شه که مجبور بودم کلی چرت و پرت بشنوم و کلی فکت و دلیل بیارم که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران برای نجات و منفعت رسوندن به مردم نیست. من از پس اون روزها متوجه شدم قانع کردن آدم‌ها گاهی باید با کتک باشد و یا اینکه سکوت. آدمی سگ فلسفات دنیای فجازی‌ای که مبدأ و مقصودش مشخص نیست شده بود، و عمر عزیز و نازنینم.. حسابی بابت تلف شدنت متاسفم.

چه روزهای بدی رو گذر کردیم‌و به اجبار زنده موندیم.

حالا من کاری به هیچی ندارم، چطوری اینو جدی نوشته بودم و خودم خندم نگرفته بود از بلاهت این جماعت؟ پ‌ن: این چنل قبلی و ریپورت ش
حالا من کاری به هیچی ندارم، چطوری اینو جدی نوشته بودم و خودم خندم نگرفته بود از بلاهت این جماعت؟ پ‌ن: این چنل قبلی و ریپورت شده‌ی ماست.

چگونه تا بعد از بازگشت پزشکیان از سازمان ملل به یمن پناهنده شویم؟

خیلی قدیم هم گفته بودم من با درس‌خوندن میونه خوبی ندارم. هوشش رو دارم، علاقه‌ش رو نه. و شاید هرکسی اینو درک نکنه.

دلم می‌خواد سکوت کنم، از ارتباطات فرار کنم؛ اما مسئولیت‌هام نمی‌ذارن.

دنیا جای عجیبی‌ست؛ آدم‌ها زود می‌خواهند تکلیف همه‌چیز را روشن کنند: خوب یا بد، درست یا غلط، با ما یا علیه ما. انگار پیچیدگی، حوصله می‌خواهد و حوصله کالای کمیاب این سال‌هاست. من اما باور دارم بعضی چیزها باید ناتمام بمانند؛ مثل نامه‌هایی که فرستاده نمی‌شوند، یا حرف‌هایی که فقط برای نجاتِ سکوت گفته نمی‌شوند. این ناتمامی‌ها، ضعف نیستند؛ گاهی نشانه‌ی احترام‌اند.

تابستون سختی بر ما گذشت. پاییزِ عزیز مقداری مهربان‌تر بگذر.

خلق را «خطای محاسباتی‌شان» بر باد داد.

الان دست آدم تریاکم بود نمی‌تونست این اعصاب رو آروم کنه.