میخواهم زنده بمانم
الذهاب إلى القناة على Telegram
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
549
المشتركون
+224 ساعات
+77 أيام
+9230 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
یه نفر اگه بخواد هزار تا روش پیدا میکنه که بهت نزدیک بشه و کشفات کنه.
در کل بحث خواستنه.
چه میدونم، زنگ بزن بگو بپوش دارم میام دنبالت بریم پارک لاله یه چای آلبالو بخوریم.
نشخوار فکری این شکلیه که: داری کارهای روزمرهات رو انجام میدی، یهو یادت میآد فلان سال و فلان روز، فلانی آدمی که یه روز دوست میدیدیش، وقتی مطمئن شد دیگه سودی براش نداری یه فصل عقدههای درونیشو سر تو خالی کرد و طلبکارانه گذاشتت کنار.
Repost from فراتر از سطح
کلاً توی زندگی باید یاد بگیری روی حرف هیچکس حساب نکنی، گاهی حتی حرفهای خودت. اینجوری کمتر غافلگیر میشی و بیشتر به تصمیمهای خودت تکیه میکنی، نه قولهای دیگران.
خواب نمی برد مرا
یار نمیخرد مرا
مرگ نمی درد مرا
آه چه بی بها شدم...
_عباس معروفی
بگذر عزیز من، بگذر از اون امیدی که در گذشته خاموش شده...
از اون آدم، اون اتفاق، اون اگر، اون شاید بگذر...
تو لایق نوازشِ نورِ خورشید امروز و فردایی.
همونجا که خودت رو محدود به چیزی میکنی که در گذشته تموم شده، دقیقا همونجا شانسِ تجربهی مسیرهای جدید، که چه بسا برای تو خوشحالی در پیش دارند، رو از خودت میگیری.
و باتشکر از دختر خانم قشنگی که توی مسیر با دوتا دوستش داشتن بالا میرفتن، اما موندن و از دور به خوندن ناقصم گوش دادن. هیچوقت فکر نمیکردم صدام برای کسی اونقدر جذاب باشه که مسیرش رو متوقف کنه که منو بشنوه. نمیدونم کی بودی و کجایی! ولی محکم از دور بغلت میگیرم.✨
شاید همه چیز جور دیگری پیش میرفت
اگر کنار میز مانده بودی
یا از من خواسته بودی تا با تو بیرون بیایم تا ماه را تماشا کنیم.
_ریچارد براتیگان
اولش یه نخ کوچیکه. انقدر میکشم و میشکافمش که تبدیل میشه به یه کلافِ کامل.
بعدش من میمونم
و یه عالمه گرهِ کور
و ذهنِ مغشوش
و چشمِ بیخواب
و شبی که سحر نمیشه...
[دستنویسهای من، بامداد یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵]
