ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

ٖؒحُب‌ٖؒ

ٖؒحُب‌ٖؒ

الذهاب إلى القناة على Telegram

🤍🦢

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
3 729
المشتركون
-15824 ساعات
-9467 أيام
-1 38430 أيام
أرشيف المشاركات
روح من چون بادبان قایقی در افق‌ها دور و پنهان می‌شود🥲 - فروغ‌فرخزاد

دل نهادم بہ صبوری،کہ جز این چاره ندارم . .️💔 - سعدی

صد طبیب آمد ندانست دردِ این شوریده را کیستی تا آمدی صد دردِ ما درمان بشد؟ - ‌راحم تبریزی✨

مرغ شبخوان که با دلم می‌خواند، رفت و این آشیانه خالی ماند. آهوان گم شدند در شب دشت؛ آه از آن             رفتگانِ                        بی‌برگشت...! -امیرهوشنگ_ابتهاج

جمالت را نمی‌بینم، هوایت می‌کُشد اما... - راحم تبریزی

همه شب من دل خود می‌خورم از تنهایی تا خیال تو انیس شب تنهایی کیست؟ - صائب تبریزی

خواب نمیبرد مرا یار نمیخرد مرا مرگ نمیدَرَد مرا آه چه بی بها شدم... -شعر

اینکه دوستم داشته باشی مثل این است که عابری در پیاده رو ناگهان در آغوشم بگیرد همین قدر بعید... همین قدر ناممکن... -مهدیار_دلکش

شرط عقل است که مردم بگریزند از تیر من گر از دست تو باشد مژه بر هم نزنم‌ - ‌سعدی

تو را باید ببوسم ناگهانی شبیه زلزه، یکباره ... آنی در آغوشت گسل داری و من بم مرا آجر به آجر می‌تکانی #پیمان_برنا

چشممان خورد به هم،صاعقه زد پلکم سوخت نیزه ای جمجمه ام را به گلوبند تو دوخت سَرم انگار به جوش آمد و مغزم پوسید سرطانی شدم و مرگ لبم را بوسید #علیرضا_آذر

دستت را به من بده دست های تو با من آشناست #احمد_شاملو

هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا ... - سعدی

هنوز اگر تو بیایی، دوباره می‌شوم آغاز.... - حسین منزوی

آغوش را دوست داشت چون در آن‌ رگ‌های زمان‌ را بریده‌ بودند. - مهسا یلداش پور

اگر مرا قلبی بود... تنفرم را می‌نوشتم بر روی یخ؛ و چشم می‌دوختم به حضور آفتاب...

برای رفتن ‏نه خداحافظی می‌خواستم ‏نه راه و نه چمدان ؛ ‏در سرم ، دری باز بود ‏که بستم و رفتم ...

این چار حرفِ ساده، همین نامِ کوچکم وقتی شنیده می‌شود از آن دهن، خوش است...

ز جمع آشنایان می‌گریزم به کنجی می‌خزم آرام و خاموش ..

ای در میانِ جان و من، تنها و تنها تقدیرِ من این بود که با تو بمانم در بندِ خودت، در بندِ خودت، تنها و تنها»