Anliliy اساطیر ایـران و
الذهاب إلى القناة على Telegram
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 دانشجوی هوافـضا «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 104
المشتركون
+524 ساعات
+717 أيام
+16830 أيام
أرشيف المشاركات
تاریخهایی که زمان اشکانیان به کار میرفته
برای زمینهٔ حساب تاریخهایی که در زمان اشکانیان به کار میرفته فقط به ذکر یک روایت ذیل که ابنخلدون از طبری نقل کرده است اکتفا میکنیم:«طبری میگوید در ایام ملوکالطوایف ولادت عیسی صلوات اله علیه بود. این ولادت در سال ۶۵ از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال ۵۱ اشکانی بود.
نصاری گمان میکنند آن ولادت پس از گذشتن ۳۶۳* سال از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل بود.»
(*واضح است که سال ۳۶۳ دو رقمش مقلوب است و باید ۳۳۶ باشد.)
تاریخ غلبه یا ملک اسکندر ۶-۳۳۵ پیش از میلاد است و از این قرار تاریخ اشکانی که چهارده سال کمتر است از سال ۳۲۲ پیش از میلاد شروع میشود. این سال سال نوبه آخری دورهٔ کبیسه ۱۴۰۴ سالی است. مبدأ این دورهٔ سال ۲۸۰۴ خوک پیش از ملکی میباشد که مطابق سال ۱۷۲۶ پیش از میلاد است.
مبدأ تاریخ اسکندری و اشکانی سهماه باهم اختلاف دارد.
روایت فوق که از ابنخلدون و طبری نقل شد فقط برای به دست دادن زمینهٔ حساب میباشد ولی از دقت در کتب تاریخ و آثار کشفشده زمان اشکانیان معلوم میشود که در آن عصر تاریخهای ذیل به کار میرفته است:
۱-تاریخ اشکانی؛ مبدأ این تاریخ ۱۳۹۰ مرغ رصد است.
۲-تاریخ بن زایشن یا میلاد مهر؛ مبدأ این تاریخ روز دوشنبه ۲۶ دسامبر سال ۱۴۵۴ گاو رصد است. در این سال روز دوشنبه ۲۶ دسامبر به حساب قدیم اول ژانویه و اول سال و مهرگان مجوس شده. این سال ۲۷۱ پیش از میلاد است و دو روز با تاریخ میلادی معمولی اختلاف دارد.
۳-تاریخ نیبران؛ مبدأ این تاریخ روز سهشنبه پنجم شهریور مطابق ۱۷ حزیران سال ۱۵۱۸ مار رصد است. این سال ۲۰۸ پیش از میلاد میباشد. این سه تاریخ هر یک ۶۴ سال با دیگری فاصله دارد. روی آثار دورهٔ اشکانی تاریخهایی با ۶۴ سال تفاوت نقش است.
۴-تاریخ کبیسه اشکانی؛ مبدأ این تاریخ سال ۱۴۰۴ خوک رصد میباشد و مبدأ کبیسه ملکان شاهی است.*
۵-تاریخ تجلی یا روشنشدن؛ مبدأ این تاریخ سال ۱۴۶۸ خرگوش رصد است. عدد ۱۴۶۸ قابل توجه است.
از این دو تاریخ اخیر آثاری در دست است ولی در مرحلهای نمیباشد که بتوان بیشتر از آنچه تذکر داده شد بنویسیم.
(*در تقویمهای تورفانی مبدأ سال خوک ۲۸۰۴ پیش از ملکی است ولی به حساب زیجالمفرد {که در صفحه ۵۳ این جزوه تذکر دادیم} معلوم میشود همین دوره از سال موش ۲۸۰۳ پیش از ملکی هم حساب شده.)
میلاد و بعثت و رحلت مهر یا مسیحا
در سال ۱۴۵۴ رصد ۶۵ سال بعد از ملک اسکندر و در سال ۵۱ اشکانی روز جمعه پنجم بهار مادر مهر بشارت مییابد. «توقیعات تقویمها»
پس از این که ۲۷۵ روز از بشارت گذشت*، یکشنبه شب، ۲۵ دسامبر مهر زائیده میشود و به این مناسبت روز دوشنبه ۲۶ دسامبر همین سال اول ژانویه و اول تاریخ جدیدی میگردد که شش روز با تاریخ تقویمهای تورفانی اختلاف دارد.
(*مدت حمل را بیرونی در آثارالباقیه به طور کلی تذکر داده است.)
نام ماهی که ماه اول تاریخ میلاد مهر است در فارسی دیماه و در ماههای سیستانی کریشت است و قابل ملاحظه میباشد.
روز اول این تاریخ که در اوایل زمستان است روز مهرگان و اول سال مجوس مهری و مانوی میباشد. این روز به حساب یزدگردی اورمزد روز از ماه اسفند است.*
(*نوشتهاند ماههای مصری یک ماه از جای اصلی خود تغییر کرده است. اگر ماه اسفند را به مناسبت میلاد مهر در قدیم فروردین نامیده باشند مسائل تازهای پیش خواهد آمد. تقویم زردشتیان هند میتواند نتیجهٔ این تغییر باشد ولی چون مدارک کافی در دست نیست مطلب همان است که در صفحهٔ ۵۶ شرح دادیم.)
مهر در سن بیست و پنج سالگی مبعوث میگردد و دعوت میکند و چهل سال میان مردم به دعوت میپردازد و انجیل یا بشارتهای خود را در نامهٔ ارتنگ مینویسد. روایاتی در کتب اسلامی مسطور است که مسیح(ع) چهل سال در میان مردم دعوت کرد. سالی که مسیحا مبعوث شده ۲۴۷ پیش از میلاد است که قابل ملاحظه میباشد زیرا این عدد در روایات مربوط به اشکانی دیده میشود.
وفات یا نیبران مهر دوشنبه چهارم شهریور ماه در روز عید شهریورگان سال ۱۵۱۸ مار رصد در یازدهمین ساعت روز که نزدیک نیمهشب میباشد اتفاق افتاده است. لهذا روز سهشنبه ۱۷ حزیران مطابق ۱۴ ذیحجه به حساب قمری کبیسهشده از روزهای متبرک و ایام تشویق و ایام بیض میباشد.
روز ۱۷ حزیران که روز متبرکی بوده آن را روز «میرین» مینامیدند که روز پری و کمال مهر باشد.* روز میرین نزد مجوس مهریه و مانویه اول سال و نوروز بود. روز ۱۶ و ۱۷ حزیران از روزهای عبادت و جشن و متبرک هستند. این روز وفات به حساب تقویمهای تورفانی روز یازدهم حزیران است.
این چیزایی که درباره اشکانیان گفتم مدارک دارد؛ شاید شما و دیگر دنبالکنندگان کانال ندانند ولی اشکانیان چندین گونه گاهشماری و تاریخگذاری داشتند.
اگه منظورتون از سال ۷۶ اشکانی یه تبدیل گاهشماری خاصه، باید مبدأ اون گاهشماری مشخص بشه. اما از نظر تاریخ سیاسی، اشکانیان قدرت رو مستقیماً از هخامنشیان نگرفتن؛ پس از سقوط هخامنشیان در ۳۳۰ پ.م.، اسکندر و بعد سلوکیان بر ایران حکومت کردن و دولت اشکانی بعدها شکل گرفت و کم کم گسترش پیدا کرد. همچنین یکپارچهشدن سرزمینهای مختلف تحت قدرت اشکانی حاصل یه روند چندمرحلهای در دوران چند پادشاه بود، نه یک انتقال مستقیم قدرت از هخامنشیان🥲
این سالی که گفتید برابر با سال ۷۶ اشکانی است و برابر با سالی است که پادشاه مشهور اشکانی همه شاهیهای محلی اشکانی را یکپارچه کرد و زیر یک پرچم آورد وگرنه اشکانیان قدرت را از هخامنشیان گرفتند و جایگزین و جانشین برحق آنان شدند.
راستشو بخواید اتفاقا یه پژوهشگری به نام سوردلو یه فرضیه حاشیهای مطرح کرده که میگه شاید این کلمه از قبطی مصری mōw بهمعنای «آب» گرفته شده باشه، و این با اسم عبری «موشه» همریشه باشه؛ چون افسانهای قرونوسطایی میگه «موسیقی هم مثل پیامبر، کنار آب پیدا شد». اما خب همونطور که گفتم اکثریت این فرضیه رو رد کردن و نامعتبر میدونن.
درست میگید. در عربی و فارسی به این شکل دراومده. اما حالا که از این موسا و اون موسی گفتیم، بذارید بی طرف باشم و اینم بگم.
در این باره، اشکانیان از سال ۲۴۷ پیش از میلاد روی کار اومدن. اما پیش از این هم یونان دورههای مهم هندسی، ارکائیک و کلاسیک رو پشت سر گذاشته بود و به سختی میشه گفت فاقد فرهنگ و هنر بوده.
نیز یونان تا پیش از روی کار آمدن اشکانیان در سال ۱ اشکانی برابر با ۳۲۳پ.م فاقد هنر و فرهنگ بوده.
درود روز شما هم خوش. من دربارهی چیزی که گفتین مطلب مستندی ندیده و نخوندم، برای همین نمیدونم چنین که میفرمایید بوده یا نه؛ اگر باشه که جالبه
درود بر شما بانو روز خوش؛ این نام موسا
ریشه یونانی نداره بلکه ریشهاش ایرانی و
برگرفته از نامهای دیگر مهر مسیحا هست.
از همین کلمه، واژهی «موزیک» music و «موزه» museum هم مشتق شدن. ریشه اصلی خود موز اما برمیگرده عقبتر از یونانی، در خانوادهی هندواروپایی، به بن men- که به معنای فکر کردن یا ذهن بوده. در پارسی هم منش رو داریم از این بن. و کلماتی مثل وهومن که با معنای منش پاک ازش مشتق شدن.
موزها نُه الهه بودن، دختران زئوس، پادشاه خدایان) و منموسینه، الههی حافظه. هر کدوم از این نُه الهه، الهامبخش یه شاخهی خاص از هنر و دانش بودن:
کالیوپه: شعر حماسی / کلیو: تاریخ / اراتو: شعر عاشقانه / اوترپه: موسیقی / ملپومنه: تراژدی. / پولیهیمنیا: سرودهای مقدس. / ترپسیخوره: رقص. / تالیا: کمدی. / اورانیا: نجوم.باور یونانیان این بود که هر شاعر، نوازنده یا هنرمندی، الهامش رو از یکی از این الههها میگیره؛ برای همین خیلی از حماسههای یونانی مثل ایلیاد و ادیسهی هومر با «فراخواندن موز» شروع میشن؛ شاعر از الهه میخواد بهش الهام بده تا داستان رو درست روایت کنه.
نه بچهها جون، موسا در جایگاه نام یه شخص از یه ریشهی یونانی میاد. و چون امپراتوری روم فرهنگ و زبان یونانی رو به خودش جذب کرده بود، وارد لاتین هم شد. موسا درواقع شکل مفرد واژه muses یا موزها/موسها در یونانیه.
