Anliliy اساطیر ایـران و
الذهاب إلى القناة على Telegram
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 دانشجوی هوافـضا «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 108
المشتركون
+424 ساعات
+577 أيام
+17030 أيام
أرشيف المشاركات
من هنوز نتونستم آهنگ مناسبی پیدا کنم، اگه پیشنهادی داشتین تو بات میفرستین؟
یکم تو #واژه ها بگردیم؟
جام پارسیه؟ بله.
در فارسی میانه بهش Jam میگفتن
که خودش از واژه آریایی باستان Yama گرفته شده.
یاما یعنی چی؟ معنای نگهدارنده، مهارکننده و کنترلکننده میده.پس در واقع به ظرفی که نوشیدنی رو درون خودش نگهمیداشت و مهار میکرد، میگفتن «جام». این ریشه آریایی جاهای دیگهای هم رفته
مثلاً در فلسفه و زبان سانسکریت، واژهی «یاما» به معنای «خودکنترلی و مهارِ خویشتن» هست، که اولین مرحله از مراحل یوگاست؛ یا واژه «زمام»، به معنای افسار و مهار، از همین ریشه گرفته میشه، وارد زبانهای سامی میشه، و بعد دوباره به گفتار ما برمیگرده.
Repost from N/a
اکسپلورم آدمایی رو بهم نشون داد که جنایت جمهوری اسلامی چشمشون رو ازشون گرفته، دیگه نمیتونم غر بزنم.
زن در آیینهی ایـــران باستـان | فصل هخامنشیان
بخش دوازده: گلنوشتههای تخت جمشیدبا بستن پروندهی مادها، حالا پا میذاریم به عصر طلایی هخامنشیان. دورهای که اسمش همیشه ما رو یاد منشور کوروش، نبردهای عظیم و شکوه تخت جمشید میندازه. اما این امپراتوری ۲۵۰ ساله، فقط با شمشیر و سیاست مردونه اداره نمیشد؛ زیر این سقف بلند تاریخی، جریان دیگهای هم برقرار بود که تازه چند دههست ابعاد واقعیش برملا شده: حضور پررنگ، مستقل و حیرتانگیز زنان. از افسانههای یونانی تا واقعیت کتیبهها
سالها تنها منبع ما برای شناخت زنان هخامنشی، نوشتههای مورخان یونانی مثل هرودوت، گزنفون یا کتزیاس بود. یونانیها که جامعهشون مردسالار بود و زنها رو خلوتنشینِ خونه میخواستن، در نگاه به ایران هم، دیدگاهی مستقل از رای خودشون نداشتن؛ یا زنهای هخامنشی رو درگیر توطئههای حرمسرا میدیدن، یا به شکل ملکههایی پرنفوذ که پشت پرده شاهان رو هدایت میکردن! اما در اواسط قرن بیستم، وقتی کاوشگران در باروی تخت جمشید دهها هزار گلنوشتهی خشتی پیدا کردن، داستان عوض شد. ما با اسناد واقعی اداری و حسابداری روزمرهٔ امپراتوری روبهرو شدیم؛ اسنادی که نه افسانه، نه قصه، بلکه حقیقت محض زندگی مردم بودن.استقلال مالی و حق امضا برای زنان
در دنیای کهن، داشتن «مهرِ شخصی» معادل داشتن حق امضا و کارت بازرگانی در دنیای امروز بوده. کسی که مهر داشت، رسما از نظر قانونی هویت مستقل داشت، میتونست سند امضا کنه، معامله کنه و به دیوانسالاران دولتی دستور بده. گلنوشتههای تخت جمشید نشون میدن که زنان خاندان سلطنتی و حتی زنان طبقات بالا، هم مهر اختصاصی خودشون رو داشتن، و هم صاحب مستقیم زمینهای کشاورزی، گلههای بزرگ و کارگاههای بافندگی و خیاطی بودن. اونا شخصا به تولید نظارت میکردن، محصول میفروختن و دستور پرداخت جیره و دستمزد کارگران(چه زن و چه مرد) رو صادر میکردن. هیچ زنی برای تصرف در داراییش نیاز به اجازهٔ همسر یا پدرش نداشتاز اینجا به بعدش خیلی جالبه، نخونین ناراحت میشم... سفر، گذرنامه و کاروانهای زنانه شاید هیجانانگیزترین و جدیدترین کشف در گلنوشتهها، موضوع «سفرهای بینشهری زنان» باشه! در امپراتوری هخامنشی، راههای شاهی با ایستگاههای بینراهی یا چاپارخانهها به هم وصل شده بودن. طبق لوحهای خشایارشا و داریوش، زنانی از خاندان شاهی یا مقامات بلندپایه، بهتنهایی یا همراه کاروانهای اختصاصی خودشون، هزاران کیلومتر بین پایتختها، سوش/شوش، بابل، هگمتانه و پرسپولیس، سفر میکردن. اما جذابیتِ قصه اینجاست: «مهماننوازی دولتی و گذرنامه»:
این زنان یه مدرک اداری به همراه داشتن که حکم پاسپورت یا روادید امروزی رو داشت. با ارائهی این لوح به مسئولان چاپارخانهها، ایستگاههای بینراهی موظف بودند بهترین آذوقه، شراب، آرد، گوشت و اسبهای تازه رو در اختیار کاروان زنان قرار بدن.سفرهای کاری، نه تفریحی:
این سفرا صرفا جابهجایی تشریفاتی نبود؛ زنان برای سرکشی به املاک شخصیشون در ایالتهای دور، مدیریت کارگاهها یا انجام ماموریتهای دیپلماتیک بینشهری سفر میکردن. حضورشون در جادههای شاهی نشوندهندهی امنیت فوقالعادهی راهها و آزادی کامل رفتوآمد برای زنان بود.مدیران ارشد و جیرههای حمایتی
در طبقات غیرسلطنتی هم تصویرِ زنان فوقالعادهست. در گلنوشتهها به عنوانی برمیخوریم به نام «کُشین» (Kushin). کشینها زنانی بودن که مدیریت ارشد کارگاههای بزرگ پارچهبافی یا غلات رو بر عهده داشتن. اونا سرکارگر مردان و زنان بودن و توزیع جیرهها زیر نظر اونا انجام میشد.علاوه بر این، سیستم اداری هخامنشی برای زنان کارگر «حقوقِ مرخصیِ زایمان» و جیرهی حمایتی اضافه در نظر میگرفت؛ که در هیچکدام از تمدنهای همعصر،مثل یونان و روم، اصلا وجود خارجی نداشت! تو بخش بعدی میریم سراغ بانو کاساندان، همسر محبوب و هممسیر شاه کوروش - منابع این بخش برای مطالعهی بیشتر
هایده ماری کخ - از زبان داریوش آملی کورت - هخامنشیان
نوشتن از اکنون برای آیندگان تا فراموش نشه:
علی رحیمی ریگی ۳۱ سالشه، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ بازداشت شد و به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرکرد بردنش؛ به مدت دو هفته در سلول انفرادی بود و بعد به زندان به لردگان منتقل شد. اتهام های محاربه و افساد فی الارض بهش وارد شده؛ مراجع قضایی اجازه ندادن وکیل انتخابی خانواده به پرونده رسیدگی کنه و وکیل تسخیری براش تعیین کردن. اما علی تو جلسهی دادگاه(که آنلاین برگذار شده) وکیل تسخیری رو نپذیرفته. علی، مانند جاویدنام امیرحسین صفری، پدرش جانباز و از فرماندهان جنگ هشت سالهی ایران و عراق بوده؛ داییش هم تو همون جنگ کشته شده.
هنوز حکم نهایی براش صادر نشده اما در خطر صدور حکم اعدامه
اگه یه روز یکی از آینده اینجارو میخونه، قطعا مطلع هستی تو شرایط کنونی هرکی اتهام محاربه میگیره دلیلش چیه؟ پس اگاهانه قضاوت کن؛
دلیلی که سمت آثار بعضی نویسندهها نمیرم:
البته که هنر و هنرمند از هم جدا نیستن!
درود نازنین✨🤍
خوشحال شدممم🫠✨
نه من عاشق نوشتن دربارهی ایرانم
ولی فکر میکردم کسی اهمیت نمیده
حتی اگه سه نفر هم بخونن رسالت دارم پاش بمونم🤍
https://t.me/Anliliiy/735
درود زیبارو 💚
نه واقعاً ما میخونیم بخدا 🥲
ولی اگه خودت اذیت میشی موقع نوشتن و پست کردن ، اون یه بحث دیگه ست 💚
