𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌
الذهاب إلى القناة على Telegram
𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @glass.reflections › 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @gl4ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
301
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+807 أيام
+7930 أيام
أرشيف المشاركات
میخوام از این به بعد یه تغییر جدي توي فضاي اینجا، ایجاد کنم؛ نه صرفاً براي اینکه محتواي جدیدي داشته باشیم، بلکه چون خودم هم در حال تغییر دادن خیلي چیزها در زندگیم هستم و بخش زیادي از چیزهایي که دیگه جایي در مسیرم ندارن رو کنار گذاشتم. فکر میکنم حالا وقتشه چیزهاییو که مدتها توي ذهنم ميچرخیدن، به جاي اینکه فقط نگهشون دارم، به شکل فکر، تحلیل و نوشته بیرون بریزم. احتمالاً کمکم موضوعاتي مثل روانشناختي و رفتار انسان، فلسفه، جرمشناسي، تحلیل شخصیتها و داستانها، ادبیات، کتاب و نویسندگي وارد 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌 میشن؛ چیزهایي که بیشتر از یك موضوع ساده، براي من راهي براي فهمیدن آدمها و جهان اطرافم هستن. و در کنارش، ممکنه وحي، پسرم هم گاهي با نگاه و زاویهٔ خودش وارد کانال بشه و دربارهٔ سیاست و تاریخ بنویسه. نمیخوام این تغییر مصنوعي یا ناگهاني باشه؛ فقط میخوام فضاي کانال کمکم شبیه چیزي بشه که واقعاً در ذهن من ميگذره.
+ پس اگه مسئله اینه، چرا نمیذاري همینجا حل بشه؟ - چون نمیدونم چیو باید حل کنم. + نمیدوني؟ - نه. نمیدونم کدوم نسخهات رو باید باور کنم. + این یعني هیچوقت منو نشناختي؟ - شاید شناختم. شاید هم فقط یاد گرفتم حدست بزنم. + و فکر میکني یك خونهٔ خالي این مشکل رو حل میکنه؟ - نه. + پس چي میخواي؟ - اختیار. + اختیارِ چي؟ - خودم. + یعني میخواي از همهچیز فاصله بگیري؟ - نه از همهچیز. + از من؟ - از این وضعیت. + فرقش چیه؟ - خیلي. + براي من نه. وقتي میگي میخواي تنها زندگي کني، وقتي میگي اینجا دیگه برات قابل تحمل نیست، وقتي حتي به رفتن بدون برگشت فکر میکني... چطور انتظار داري من این رو فقط "وضعیت" ببینم؟ - نمیخوام چیزیو ازت بخوام. + پس چرا داري انقدر راحت دربارهٔ رفتن حرف میزني؟ - چون اگه بمونم، باید هر روز وانمود کنم حالم خوبه. + و اگه بري؟ - حداقل مجبور نیستم وانمود کنم. + اگر یك روز دلت براي اینجا تنگ بشه چي؟ - دلتنگي دلیل برگشتن نیست. + اگر دلت براي من تنگ بشه؟ - اون فرق داره. + پس هنوز دوستم داري. - آره. + پس چرا رفتنو انتخاب میکني؟ - چون دوست داشتن کافي نیست. + چي کافیه؟ - احساس امنیت. + و تو هیچوقت اینجا احساس امنیت نکردي؟ - نه اونطوري که باید. + یعني من برای تو غریبهام؟ - نه. + پس چيام؟ - کسی که دوستش دارم، ولي هیچوقت نتونستم کامل بشناسمش. + اگر درو همین الان باز کنم، واقعاً میري؟ - آره. + بدون اینکه حتي برگردي پشت سرتو نگاه کني؟ - بهتره همین کارو کنم. + چرا؟ - چون اگه نگاه کنم، شاید بمونم. + و اگه صدات کنم؟ - جواب میدم. + اگر بگم نرو؟ - سختترش میکني. + و اگه بگم برو؟ - اونوقت میرم. + حتي اگه خودم بعداً پشیمون بشم؟ - من سالهاست منتظرم بفهمم کدوم حرفتو باید جدي بگیرم. + و هنوز نمیدوني؟ - نه. + پس الان چي؟ - الان فقط میخوام براي اولین بار، جایي باشم که لازم نباشه هر روز بفهمم امروز چه کسي روبهرومه.
+ اگه همین الان میتونستي بري یه خونهٔ کوچیك براي خودت داشته باشي؛ فقط خودت باشي و زندگياي که خودت ادارهاش میکني، میرفتي؟ - آره. + حتي اگه هیچکس اونجا نباشه؟ - آره. شاید دقیقاً همینو بخوام. + تنهایياي که الان تصور میکني، همیشه اونقدر آروم نیست که از دور به نظر میاد. ممکنه چند ماه اول آزادي به نظر برسه، بعد کمکم بفهمي هیچکس نیست که وقتي برمیگردي در رو برات باز کنه، هیچکس نیست که صداي قدمهات رو از پشت در بشنوه. - ميدونم. + پس چرا هنوز میخواي؟ - چون اینجا هم تنها هستم. فقط فرقش اینه که اینجا حتي اختیار تنهایيام هم دست خودم نیست. + این حرفو از کجا آوردي؟ - از زندگي کردن. + یعني فکر میکني من باعث شدم انقدر احساس خفگي کني؟ - همیشه نه. + "همیشه نه" یعني چي؟ - یعني بعضي وقتها خودت نیستي که من ازت میترسم. چیزي که نميفهممش، رفتارته. + رفتار من؟ - یه روز میتونم کنارت راحت باشم. روز بعد نمیدونم حتي یه جملهی ساده رو چطور باید بگم که اشتباه برداشت نشه. + شاید زیادي به رفتار من فکر میکني. - شاید. + تو همیشه همهچیزو تحلیل میکني. آدمها رو، حرفهاشون رو، چیزهایي که میگن و چیزهایي که نمیگن. شاید مشکل همین باشه؛ شاید بعضي چیزها اونقدر پیچیده نیستن که تو میکني. - ممکنه.
"اگر تحمل بي حجابي رو ندارید، وانمود کنید ندیدید همون کاري که براي فقر و گروني انجام میدید."
