ar
Feedback
سرزمین سبزی پاک کردن

سرزمین سبزی پاک کردن

قناة بسيطة

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
855
المشتركون
-1024 ساعات
-587 أيام
-38830 أيام
أرشيف المشاركات
رسالة صوتية00:20

رسالة صوتية00:48

دارید گوش میدید بقیشو بگم؟

رسالة صوتية00:43

رسالة صوتية00:55

رسالة صوتية00:38

رسالة صوتية00:19

رسالة صوتية00:22

رسالة صوتية00:13

بچه ها من خیلی اعتماد به نفسم پایینه لطفا اگه جیغ جیغیه ببخشید😭

صدامو دوست داشتین؟😭

با ویس براتون تعریف کنم یا که تایپ کنم؟

رسالة صوتية00:03

رسالة صوتية00:06

این چنل رو زدم که بیشتر حرف بزنیمم

قربونتون بشم😭

جری در حال بیزنس کردن بی‌نظیری تو دختر

عاشق پسری شدم که قبلش اکس رفیقم بود رفیقم مشکلی نداشت با این موضوع منم سر این همین با پسره صحبت کردم پسره هیچ جوره منو نمی‌خواست هی کیر میکرد منو بهش التماس کردم خودم کوچیک کردم که باهام باشه بخاطرش خودکشی هم کردم که منجر به کشیده شدنم به بیمارستان شد تهش این با ماجرا ها ترسید و اومد تو رابطه باهام اولش خوب بود ولی سرد بود بهرحال من احساس خوبی داشتم تا که بعدش یهویی خیلی یهویی میتونم بگم باهام گرم شد و طبیعتاً من خیلی خوشحال بودم اونموقع بعدش رفت تو فاز چیزای جنسی و اینا من زیاد خوشم نمیومد ولی چون عاشقش بودم هر کاری براش میکردم ازم نود خواست کلی نود بهش دادم حتی با فیس هم دادم ویدیو خودارضاییمو هم بهش دادم چون بهش اعتماد کامل داشتم همه چیزمو رسما بهش دادم بعدش سر یه چیز مزخرف ولم کرد یکی از دوستای پسرم پیام داد بهم که پسره نودتو به همه دوستاش نشون داده و دارن مسخرت میکنن و میخندن شکستم اونموقع شکستم بهش پیام دادم که چرا تهش حرفش این بود که اعتماد نمیکردی بعدشم گفت که حالم از بدنت بهم میخوره ولی انگار چندتا پیرمرد ازش خوششون اومده و دارن هر روز روت خود ارضایی میکنن و در آرزوی کردنتن من مات و مبهوم موندم تقریبا یسال از این ماجرا میگذره و من همشو ریختم تو خودم

والا من پسرم 23 سالمه یه رابطه ای با یه اقا پسری به اسم اقا بنیامین داشتم به مدت 4.5 سال اوایل همسایمون بود تو بچگی 9 ساله ای
والا من پسرم 23 سالمه یه رابطه ای با یه اقا پسری به اسم اقا بنیامین داشتم به مدت 4.5 سال اوایل همسایمون بود تو بچگی 9 ساله اینا هم دیگه میشناسختیم رفیق صمیم بودتا یه جایی که بنیامین بهم ابراز علاقه کرد و من قبول کردم 4.5 سال تو رابطه بودیم که بنی 18 سالش شد من 20 یه مدت از بنی خیری نبود میگفت دارم میرم شهرستان برا دیدن اشنایان منم چنل اینستاش و تلگرام و شمارشو داشتم بعد یه مدت که رابطمون یه خورده نازک شد چون بیرو ناز شهر بود من زنک زدم بهش دیگه جواب نداد شمارش کلا از دسترس خارح شد رفتم خونه پدرش مادرش منو میشناختن ازشون پرسیدم که بنی کجاست گفته با ویزا دانش امروزی رفته هلند منم گیج شدم بنی اخه بعد شمارشو از پدرش گرفتم از یکی از رفیقامم شنیدم که با ویزا دیگه ای رفته بعد اینستا ایناش پیدا کردم دیدم و فهمیدم که با ویزا ال حی بی تی رفته خلاصه دلم شکست و همینطور الان دوست پسر داره تو هلند اینم خودش با دوست پسرشه