سرزمین سبزی پاک کردن
قناة بسيطة
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
852
المشتركون
-1024 ساعات
-587 أيام
-38830 أيام
أرشيف المشاركات
https://t.me/c/3939128461/901
داستان هرچی بیشتر جلو تر میره یاد اون ویدیو ها افتادم که با میوه ها به بنده خدایی دراما درست میکرد
بعدا دراومد که اون زمانایی که پرتغال میومده بره دنبال پیاز و پیاز نمیتونسته بره با شلغم اوکی میکرده و اینا یه روز میرن بیرون
پیاز و پرتغال باهم بودن یکی دو ماه و بعد کات کردن
از اونطرف پیاز و شلغم خیلی خیلی صمیمی بودنا من یه چیزی میگم شما یه چیزی میشنوید
خب اولین تجربه من برمیگرده به وقتی که کلاس نهم بودم
مجازی با یکی آشنا شدم ۲۳ سالش بود دانشجو مهندسی بود
از همه لحاظ هم قیافه و هم پول و هم هیکل
همه چی خیلی اوکی بود
فقط قبل من با یکی بود که با جون و دل میخواستش که نشد
منم اونموقع بچه بودم چیز زیادی نمیدونستم فقط اینو میدونستم که عاشقشم
باهاش کلی دیت رفتیم پسر خیلی خوبی بود عاشق بوسیدنش بودم خودم ۱۶ سالگی حتی بهش درخواست سکس دادم و اون اولش قبول نمیکرد و میگفت بعد ازدواج ولی من اصرار کردم... لعنت بر خودم
بعدش کارم شد هی سکس باهاش بعدش کلا کل احساساتم رفت و من اینو میدونستم که فقط وابستگی جنسی بهش دارم گذشت و گذشت
این خیلی آسیب دیده بود از رابطه قبلیش و شکننده بود ولی من دیگه مثل قبل توجهی بهش نداشتم
از اینور دیگه رابطمون کمرنگ و کمرنگ تر میشد که تهش فهمیدم با اکسش بک زدن
