ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

⸸𝗩𝗸𝗹𝗮𝗻𝗱

⸸𝗩𝗸𝗹𝗮𝗻𝗱

الذهاب إلى القناة على Telegram

⊹ چـنـل ویـکوک‌لـند⸸ ⊹ بزودی فیکشـن [رالـیِ کثیـف] با قلـم کائِـل⸸

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
510
المشتركون
+324 ساعات
+187 أيام
+7730 أيام
أرشيف المشاركات
-

-

بیاید ببینم پارت رو خوندید؟

سلام بر فرشته‌ها

پارتهای آخر به شدت نزدیکه))

اینم پارت 16... دوستش داشته باشید)) ری‌اکت و نظر بدین حتما بهش. این پارت چون یکم طولانی شد داخل تلگراف جا نمیشد و به همین خاطر فایلی شد. و اینکه یک چیز دیگه...

Love me please. Pt.16.PDF11.32 MB

آمده‌اید؟

خب خب

نمی‌دونم قراره شما هم مثل من براش بغض کنید و بعدش ذوق، ؛ یا نه...

• آنچه در قسمت جدید خواهید خواند.
_ چون من اون چیزی رو که تو احساس کردی، تجربه نکردم. من نبودم که هر شب منتظر یه پیام بمونم و هر بار با دیدن صفحه خالی گوشیم ناامید بشم. من نبودم که بخوام بدونم چرا یه نفر که تا دیروز بهم نزدیک بود، یدفعه تصمیم گرفته حتی حق حرف زدن رو هم ازم بگیره. نمی‌تونم بیام اینجا و بهت بگم می‌فهممت، وقتی حتی نمی‌دونم اون دو ماه بهت چی گذشته.
- تا ساعتی دیگر. #𝑳𝒐𝒗𝒆𝑴𝒆𝑷𝒍𝒔

Repost from N/a
هر کسی می‌تونه عاشق بشه؛ اما اینکه لیاقت عشق رو داره یا نه تنها با یک چیز مشخص میشه.. اینکه چقدر تلاش می‌کنه برای بودن کنار معشوقش.

میگم که... یه 10 تا ری‌اکت دیگه نصیب این نشه؟!

هم به شما فرشته ها و هم به خودم خسته نباشید و تبریک میگم که تونستیم از امروز هم بگذریم.

چقد روز پر مشغله ای داشتم- (دو ساعتش صرف خواب شد)

حالتون چطوره؟

شب خوش من رو به چشم درود ببینید.

-𝒎𝒖𝒔𝒊𝒄

شاهزاده‌ی من، مردِ فرانسوی من. اولین قرار هامون رو به خاطر داری؟ زمانی که جام های شراب رو کنار هم سر کشیدیم، گفتیم و خندیدیم،
شاهزاده‌ی من، مردِ فرانسوی من. اولین قرار هامون رو به خاطر داری؟ زمانی که جام های شراب رو کنار هم سر کشیدیم، گفتیم و خندیدیم، بوسه زدیم و عشق‌بازی کردیم و در نهایت... با وجودِ وجودی که غرقِ سرخوشی شراب‌هامون بود، به هم قول که تا ابد کنار هم باشیم.. اما گویا ابدیت ما فقط چند بار گردش ماه به دور زمین رو تحمل کرده کرد، فقط چند ماه... ابد ما گذشت و من موندم و روزهای بعد از ابدیت... روزهایی که تو رو نداشت. روزهایی که شراب ها مستم نمیکردن و من دیگر بعد از تو هیچ‌گاه طعم سرخوشی و سبک‌سری را نچشیدم. روزها گذشت و من نخندیدم... انگار که از همون لحظه‌ی تولد لب‌هام به لبخند باز نشده بود و هیچ‌گاه نخندیده بودم. تو شرابِ سُرخِ من بودی. تو لبخندِ زنده‌یِ من بودی. و من حالا بدون تو مرده‌ای هستم؛ ساکنِ قصرِ تو! کاش برگردی... این رو بدون که من همینجا ایستادم؛ کنارِ دروازه‌ی قصر، برای استبالق تو. پس برگرد.
-𝒕𝒆𝒙𝒕

Love Story Indila.mp34.88 MB