ar
Feedback
𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎

𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎

الذهاب إلى القناة على Telegram

"یه وَقتی ستونای قَلبَم رو چِشای سیاهِت بَنا شده بود." صندوقِ دریافتیِ نظراتِ‌شما: @teexiobot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
223
المشتركون
-124 ساعات
+47 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
و تو سالروز تولد کسی که عاشقانه خود را برای تو تکه‌تکه کرد، به یاد نیاوردی. و من روزها را برایت شمردم. و من برایت نوشتم. هر روز برایت نوشتم. آن‌قدر نوشتم تا میان کلماتم گُم شوی؛ گویی هرچه بیشتر می‌نوشتم، چشمانت میان کلماتم پدیدار می‌شد. مرا ببخش، از یاد بُردم؛ با کلماتی که سردتر از دستان بی‌جانم و مجبورتر از سکوتم بود، گفتی که این سالروز برای تو روز مبارکی است. مرا ببخش، از یاد بُردم که تا سالروز بعدی، به‌خاطر سرمای کلمات تو، قلبم داغ بود.

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏𝟑 - 𝟏𝟒

sticker.webp0.00 KB

Happy 200 ،🪷 ,,

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏𝟏 - 𝟏𝟐

sticker.webp0.00 KB

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟗 - 𝟏𝟎

sticker.webp0.00 KB

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟕 - ‌𝟖

sticker.webp0.00 KB

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟓 - 𝟔

sticker.webp0.00 KB

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟑 - 𝟒

sticker.webp0.00 KB

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏 - 𝟐

sticker.webp0.00 KB

‌ ‌
«متاسفم... دارم خودم رو ازت می‌گیرم تا تو رو ازم نگیرن... زورم نرسید... زورم نرسید وایسم نگاه کنم چطور ازم میگیرنت.»
‌

sticker.webp0.00 KB

و من برای تو چای دارچینی سردی بودم که هیچ لب نمی‌زدی. گاهی فکر می‌کردم شاید دارچین دوست نداری. شاید دوست داشتی چایت را داغ بنوشی. آن‌قدر داغ که لبانت ورم کند و زبانت گزگز کند. یا شاید به دستان سردی که برایت چای می‌ریخت علاقه‌ای نداشتی. نمی‌دانم. فقط می‌دانم او برایت چای نداشت. او تشنه‌لب رهایت کرده بود. و تو فنجان خالی را با چشمانی براق بر لب می‌بردی و بعد از نوشیدنِ هیچ، لبخند می‌زدی و من خیال می‌کردم او برایت رنج‌انگیزترین چای هستی را دم آورده است. نه، او برایت چیزی نداشت. تنها فرق من با او این بود که تو او را دوست داشتی.

And I wish she still looked at me the way she used to.
And I wish she still looked at me the way she used to.