ar
Feedback
مـدفـنِ سـرخ

مـدفـنِ سـرخ

الذهاب إلى القناة على Telegram

‌ ‌ ‌ ‌ ˓ ₩𝗁ꤕ𝗋ꤕ 𝗌𝗍꤀𝗋𝗆𝗌 R̷ 𝖻𝗎г𝛊ꤕ𝖽 , 𝖻𝗎𝗍 𝗇ꤕ𝛎ꤕ𝗋 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝖿꤀𝗋ꤞ꤀𝗍𝗍ꤕ𝗇 ˒ 𝚪꤀𝗆𝖺𐔓 : @KLYNVOIDbot ‌ ‌𝚨𝖽𝗐𝗂𝗇 : @SeLENee1bot

إظهار المزيد
إيران137 614الفئة غير محددة
341
المشتركون
-624 ساعات
+277 أيام
+5730 أيام
أرشيف المشاركات

.

.

sticker.webp0.00 KB

     ma buffy ’s 27 epısode        .лес ☕️ — calvin boy

sticker.webp0.00 KB

.

پین

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌﹙💲﹚набор #dovïano наклеек
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌﹙💲﹚набор #dovïano наклеек

sticker.webp0.00 KB

پین

Repost from s̴hiᥒᥱkᦅ
💭 این پک + کپشنش و همین پیام‌رو فور کنین یک پست مشخص کنین فور کنم همینجا چندساعتی بمونه .
جوین باشین

Repost from s̴hiᥒᥱkᦅ

Repost from s̴hiᥒᥱkᦅ
‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ hübsch 🫙's no debate in front of #shinyu ִֶָ  page 023

sticker.webp0.00 KB

"𝖶𝗁𝖺𝗍𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗈𝗎𝗋 𝗌𝗈𝗎𝗅𝗌 𝖺𝗋𝖾 𝗆𝖺𝖽𝖾 𝗈𝖿, 𝗁𝗂𝗌 𝖺𝗇𝖽 𝗆𝗂𝗇𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝖺𝗆𝖾."
"𝖶𝗁𝖺𝗍𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗈𝗎𝗋 𝗌𝗈𝗎𝗅𝗌 𝖺𝗋𝖾 𝗆𝖺𝖽𝖾 𝗈𝖿, 𝗁𝗂𝗌 𝖺𝗇𝖽 𝗆𝗂𝗇𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝖺𝗆𝖾."

از دور، غرقِ تماشایت مانده‌ام؛ آن‌گونه که پوستِ بی‌رنگِ دستت، در دستِ دیگری، به اسارتِ گرهی ابدی درآمده است. گمان می‌کنم کسی قلبم را میانِ انگشتانش آرام‌ آرام می‌فشارد؛ هر بار که او دستش را بالا می‌آورد و رشته‌ای از موهای ابریشمی‌ات را با نوازشی کوتاه، پشتِ گوشَت پنهان می‌کند. لرزه بر جانم می‌نشیند، وقتی آن‌ گونه به او می‌نگری که روزی به من می‌نگریستی؛ با همان چشمانی که انگار مرا می‌پرستیدند، اما اکنون محرابِ پرستشت، خدای دیگری را در آغوش گرفته است. لبخندت،برای او روشن‌تر می‌شکفد؛ گویی آفتاب، خانه‌اش را در نگاهِ او یافته است. حسادت؟ چگونه انکارش کنم؟ آری… حسادت می‌کنم؛ زیرا معشوقِ من، عاشقانه‌هایش را با دیگری می‌نویسد. حسادت می‌کنم که دیگر سهمی از گرمای پوستت ندارم، در حالی که تمامِ وجودت، در پناهِ آغوشِ دیگری آرام گرفته است. قرار بود اشک‌هایت، که از الماس نیز گران‌بهاتر بودند، تنها از شوق، بر شانه‌ های من فرو بریزند؛ نه از رنجِ رها شدن به دستِ کسی که قدرِ قلبت را نمی‌داند. او نتوانست محافظ روحِ من باشد؛ از همان روحی که جانم به هر نفسِ او بند بود. جانِ من دیگر آن تبسمِ درخشان را بر لب ندارد. با او چه کردی که روشن‌ترین لبخندش را با تاریکیِ اندوه معاوضه کرد؟ ای کاش می‌توانستم دستم را به سوی موگه‌ام دراز کنم؛ همان گلِ ظریفی که جهان برای لمسِ لطافتش، اندکی خشن است، و او را از چنگالِ تمامِ پلیدی‌ها برهانم. اگر تنها یک بار از من می‌خواستی، برایت هیگان‌بانا می‌شدم؛ گلی که تقدیرش، شکفتن در آغوشِ جدایی و سوختن در تمنای وصال است. اما تو؟...تو او را برگزیدی.
و قلبم را، بی‌آن که حتی واپسین تپشش را بشنوی، زیرِ چکمه‌های سیاهت له کردی و مرا، میانِ ویرانه‌های جنونم، برای همیشه تنها گذاشتی.

Nothing s Gonna Hurt You Baby.m4a4.43 MB