کافه تراس در شب
الذهاب إلى القناة على Telegram
679
المشتركون
-124 ساعات
+37 أيام
+7130 أيام
أرشيف المشاركات
کاشه یه اسب نجیب تو یه دهکده خوشگل تو اروپا بودم که از قضا صاحبم خیلی منو دوست داشت
چقد بزرگسالی بده برای هر چیز بی ارزش و کوچیکی باید بغض کنی و نتونی از کنارش ساده بگذری
باورم نمیشه من با دلنوشته مژده واقعا بغض کردم و اشکی شدم مثله اینکه باید گریه کنم فایده نداره./:
نمی دونم ولی از اون روزاس که به هرچی و هرکاری تو زندگیم شروع کردم شک میکنم حتی به خودم و احساساتم.
نمیدونم احساس ناکافی بودن و احساس اینکه دوست داشته نشم بعضی وقتا واقعا اذیتم میکنه
بعضی وقتا حتی به مسیر زندگی که انتخاب کردم شک میکنم کجا باید برم و کدوم مسیر و برم
