رهآورد بهشت
الذهاب إلى القناة على Telegram
"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
340
المشتركون
+324 ساعات
+87 أيام
+5030 أيام
أرشيف المشاركات
340
گفتم این باغ ار گل سرخ بهاران بایدش ؟
گفت صبری تا کران روزگاران بایدش
تازیانه رعد و نیزه آذرخشان نیز هست
گر نسیم و بوسه های نرم باران بایدش
...
م. سرشک
340
من آنگه سر تاجور داشتم
که سر بر کنار پدر داشتم...
...مرا باشد از درد طفلان خبر
که در طفلی از سر برفتم پدر
#سعدی
-بوستان-
340
کانال یادداشتهای اشی متعلق به دوست و برادر عزیزم جناب اشکان واحد هستش. ایشون توی این کانال مطالب بسیار خوبی در زمینه نجوم و ادبیات میفرستن.❤️
340
Repost from N/a
🪐🌙✨🌍⭐️
قسمت یک
🌙بابلیان باستان آسمان را مانند پیازی می دانستند که از هفت طبقه روی هم تشکیل شده است.
🌙هندیان آسمان را متشکل از هشت فلک می پنداشتند و میگفتند هر یک از هفت اختر سیار به ترتیب در افلاک هفتگانه جای دارند و در حرکت اند و ستارگان ثابت در فلک هشتم مستقرند.
🌙گروهی بر ۹ فلک قائل بودند و فلک نهم را فلک اعظم یا فلک الافلاک یا فلک اطلس گفته اند.
🌙عالمان دین فلک نهم را با عرش مطابق دانسته اند.
🌙قدما برای هر یک از افلاک دو سطح مقعر و محدب تصور میکردند و میگفتند سطح مقعر فلک بالایی به سطح محدب فلک زیرین مماس است و در سطح مقعر فلک فرودین عالم کون و فساد قرار دارد و بالای سطح محدب فلک نهم نه خلا است و نه ملا و فلک نهم انتهای عالم جسمانی است.
#نجوم
https://t.me/nojumeadabi
340
ای مادر عزيز ، که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
هرگز نشد محبت ياران و دوستان
همپايه ی محبت و مهر و وفای تو
مهرت برون نمیرود از سينهام که هست
اين سينه خانه ی تو و اين دل سرای تو
آن گوهر يگانه ی دريای خلقتی
کاندر جهان کسی نشناسد بهای تو
مدح تو واجب است ولی کیست آن کسی
کآید برون ز عهده ی مدح و ثنای تو
هر بهره ای که برده ام از حسن تربیت
باشد ز فیض کوشش بی منتهای تو
ای مادر عزیز ، که جان داده ای مرا
سهل است اگر که جان دهم اکنون برای تو
گر جان خویش هم ز برایت فدا کنم
کاری بزرگ نیست که باشد سزای تو
تنها همان تویی که چو برخیزی از میان
هرگز کسی دگر ننشیند به جای تو
گر بود اختیار جهانی به دست من
میریختم تمام جهان را به پای تو
ابوالقاسم حالت
#شعر
340
زان یارِ دلنوازم، شُکری است با شکایت
گر نکتهدانِ عشقی، بشنو تو این حکایت
بیمزد بود و مِنّت، هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را، مخدومِ بیعنایت
رندانِ تشنهلب را، آبی نمیدهد کس
گویی ولیشناسان، رفتند از این ولایت
در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآن جا
سرها بریده بینی، بیجرم و بیجنایت
چشمت به غمزه ما را، خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد، خونریز را حمایت
در این شبِ سیاهم، گم گشت راهِ مقصود
از گوشهای برون آی، ای کوکبِ هدایت
از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان، وین راهِ بینهایت
#حافظ
#شعر
340
اون قسمت دایرهوار در بالای برج همان آیینه اسکندره که در روایات هست که ارسطو برای اسکندر ساخته و کلی کاربرد داشته.
در شعر حافظ هم هست 《آیینه سکندر جام می است بنگر》اون قسمت دایرهوار در بالای برج همان آیینه اسکندره که در روایات هست که ارسطو برای اسکندر ساخته و کلی کاربرد داشته. در شرح خرمشاهی درباره این مناره و آیینه گفته شده است. نمی دانستم در مجمع التواریخ و القصص هم هست :)
340
Repost from ادب و فرهنگ📖📖📗📗📒📒
برج اسکندر
بر ساحل دريای روم نهاده است و اين اقصاء حدود اسلام است و آن را اسکندر بنا نهاد. به حکمت مناره ای ساخت سيصد گز بذراع الملک و به ذراع سلطانی چهار صد و پنجاه گز باشد و ممکن نيست که توان بلندتر از آن بنيادی ساختن .
مجمع التواريخ و القصص
