ar
Feedback
born to DEVIATE🏳️‍🌈

born to DEVIATE🏳️‍🌈

الذهاب إلى القناة على Telegram

2016 vibes Anon: @borntoDEVIATE_bot Women's & Gender Minority Sports News: @borntoCOMPETE Private: https://t.me/+o8KJCF8JkLhlOGFk

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
479
المشتركون
+524 ساعات
+1327 أيام
+40630 أيام
أرشيف المشاركات
آره عزیزم! معلومه که امتحانا تغییری ندارن.

من زندم

من وقتی مرد سیس:

من وقتی هموفوب:

رسالة صوتية00:18

😭😭هلپ

رسالة صوتية00:11

به مرد سیس خیلی توجه کردم

بسه دیگه

=))))

علیرضا شجاعیان تو پروژه «پیکان آرت» یه پیکان قدیمی رو به بوم نقاشی تبدیل کرد و روی اون تصاویری از عشق، سرکوب و مقاومت جامعه L
علیرضا شجاعیان تو پروژه «پیکان آرت» یه پیکان قدیمی رو به بوم نقاشی تبدیل کرد و روی اون تصاویری از عشق، سرکوب و مقاومت جامعه LGBTQ+ کشید. جالب اینجاست که برای این کار از شخصیت‌ها و نمادهای اسطوره‌ای و تاریخی ایران الهام گرفت تا نشون بده هویت‌های کوییر چیزی جدا از فرهنگ ایرانی نیستن. این اثر در واقع اعتراضی هنری به تبعیض و خشونتی بود که افراد کوییر در ایران تجربه می‌کنن و بعدا هم در رویدادهای بین‌المللی به نمایش گذاشته شد.

علیرضا شجاعیان ، اولین هنرمندی که پا به پروژه پیکان آرت می‌ذاره هست. اون می‌گه: «از آنجایی که تمام دوران کاری‌ام را به بازگو کردن نقض حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی در ایران اختصاص داده‌ام و سعی کرده‌ام تصویر متفاوتی از آنچه جامعه از بدن منتسب به مردانه دارد را از طریق کارهایم روایت کنم، برای اجرای اولین پروژه دعوت به کار شدم .» "علیرضا شجاعیان، نقاش ایرانی اولین پروژه "پیکان آرت کار

این(پیکان آرت)هم از معروف ترین آثار علیرضا محسوب می‌شه.
+2
این(پیکان آرت)هم از معروف ترین آثار علیرضا محسوب می‌شه.

photo content

چرا آثار علیرضا شجاعیان مهم‌ان؟ اهمیت آثار علیرضا شجاعیان فقط این نیست که آدم‌های کوییر رو نقاشی می‌کنه. مسئله اینه که اون آدم‌هایی رو به مرکز تصویر میاره که سال‌ها از هنر رسمی و روایت‌های غالب حذف شده بودن. مردهای نقاشی‌های شجاعیان با تصویر کلیشه‌ای مردانگی فرق دارن. نه قهرمانن، نه جنگجو و نه مردهای همیشه قدرتمندی که هیچ احساسی نشون نمی‌دن. اونا عاشق می‌شن، به هم تکیه می‌کنن، آسیب‌پذیرن و احساساتشون رو پنهان نمی‌کنن. همین باعث می‌شه آثارش به نوعی نقد مردسالاری و تعریف سنتی از «مرد بودن» تبدیل بشن. یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کارش اینه که شخصیت‌های کوییر رو وسط فرهنگ و تاریخ ایران قرار می‌ده. از نگارگری، گل‌ها و عناصر هنر ایرانی الهام می‌گیره و با این کار به این ایده جواب می‌ده که می‌گه کوییر بودن یه چیز «وارداتی» یا «غربی»ه. انگار آثارش مدام دارن می‌گن: کوییرها همیشه بخشی از این جامعه و این تاریخ بودن. نکته مهم دیگه اینه که آدم‌های نقاشی‌هاش فقط قربانی نیستن. توی آثارش رنج و تنهایی هست، اما عشق، امید، صمیمیت و زندگی هم هست. برای همین خیلی از کوییرها وقتی کارهاش رو می‌بینن، برای اولین بار خودشون رو نه به عنوان یک «مسئله»، بلکه به عنوان یک انسان می‌بینن. شاید بشه اهمیت علیرضا شجاعیان رو این‌جوری خلاصه کرد: اون فقط آدم‌های کوییر رو نقاشی نکرد؛ اونا رو از حاشیه برداشت و وسط قاب گذاشت.

پایان‌نامه‌ای که نباید وجود می‌داشت وقتی علیرضا شجاعیان برای پایان‌نامه کارشناسی ارشدش موضوع هنر کوییر رو انتخاب کرد، خیلی زود با مخالفت و سانسور روبه‌رو شد و در نهایت نتونست مدرکش رو بگیره. اما ماجرا فقط رد شدن یه پایان‌نامه نبود. این اتفاق نشون می‌داد که توی سیستمی که سال‌ها هویت‌های LGBTQ+ رو انکار و سرکوب کرده، حتی حرف زدن و پژوهش کردن درباره زندگی و هنر افراد کوییر هم می‌تونه دردسرساز باشه. شجاعیان اما عقب نکشید. هرچی بیشتر بهش گفته می‌شد این آدم‌ها نباید دیده بشن، بیشتر اونا رو به مرکز آثارش آورد. برای اون، نقاشی فقط هنر نبود؛ راهی بود برای مقابله با حذف شدن. تبعید، بیروت و هنری که دیگه پنهان نشد بعد از سال‌ها سانسور و محدودیت، علیرضا شجاعیان تصمیم گرفت ایران رو ترک کنه. اول به لبنان رفت و بعد به فرانسه. برای اون، مهاجرت فقط عوض کردن کشور نبود؛ راهی بود برای اینکه بتونه بدون پنهان کردن بخشی از خودش زندگی و کار کنه. بیروت نقطه عطف مهمی توی زندگی هنریش بود. اونجا برای اولین بار تونست آزادانه چیزهایی رو نقاشی کنه که سال‌ها توی ایران امکان نمایش دادنشون رو نداشت؛ عشق، صمیمیت و تجربه زندگی آدم‌های کوییر. کم‌کم آثارش توی نمایشگاه‌های بین‌المللی دیده شد و توجه منتقدها و گالری‌ها رو جلب کرد. چیزی که کارهاش رو متمایز می‌کنه، ترکیب هویت کوییر با عناصر فرهنگ و تاریخ ایرانه. شجاعیان از مینیاتور، نقوش سنتی و ارجاعات تاریخی استفاده می‌کنه تا این ایده رو به چالش بکشه که کوییر بودن یه «پدیده وارداتی»ه. انگار آثارش مدام دارن می‌گن: کوییرها همیشه بخشی از این جامعه و این تاریخ بودن. بعدها فرانسه بهش اقامت داد و فعالیت هنریش گسترده‌تر شد. اما مهاجرت برای اون فقط آزادی نبود. غربت، دلتنگی و دوری از خونه هم وارد نقاشی‌هاش شدن. برای همین آثار شجاعیان فقط درباره هویت کوییر نیستن؛ درباره تبعید، از دست دادن و تلاش برای پیدا کردن جایی برای نفس کشیدن هم هستن.

کودکی و سال‌های شکل‌گیری علیرضا شجاعیان علیرضا شجاعیان ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۸ توی تهران و در یک خانواده مسلمان به دنیا اومد. از بچگی عاشق نقاشی بود و کم‌کم فهمید چیزهایی رو که گفتنش سخته، می‌تونه با هنر بیان کنه. یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های دوران نوجوانیش توی ۱۶ سالگی افتاد؛ وقتی برای اولین بار نقاشی «ونوس در آینه» اثر دیه‌گو ولاسکس رو توی یک مجله هنری دید. توی فضایی که تصویر بدن تقریباً همیشه سانسور می‌شد، دیدن این اثر نگاهش به هنر و بدن انسان رو تغییر داد و حتی الهام‌بخش اولین تابلوی رنگ‌روغنش شد. شجاعیان بعداً نقاشی رو تو دانشگاه آزاد تهران خوند. در ۲۳ سالگی، با حمایت یکی از استادهاش، تصمیم گرفت تجربه خودش به عنوان یک مرد گی ایرانی رو وارد آثارش کنه. تصمیمی که اون زمان اصلاً ساده نبود؛ چون هیچ فضای رسمی‌ای برای نمایش هنر کوییر در ایران وجود نداشت و خیلی از آثارش باید دور از چشم بقیه می‌موندن. همین تجربه‌ها بعدها به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های هنرش تبدیل شد: اینکه چه کسانی حق دیده شدن دارن و چه کسانی از فضای عمومی حذف می‌شن.

علیرضا شجاعیان هنرمندی که قرار نیود دیده‌شود! اما قدرت هنرش از سانسور بیشتر بود!
علیرضا شجاعیان هنرمندی که قرار نیود دیده‌شود! اما قدرت هنرش از سانسور بیشتر بود!

نیت حرامش چجوریه