ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

مُــبـهَـمْ

مُــبـهَـمْ

الذهاب إلى القناة على Telegram

-عمرِ من در کشفِ این مفهومِ مبهم می‌رود؛ -🎀- دلیِ، کپی راضی نیستم.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
792
المشتركون
-924 ساعات
-107 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
ما قبل از خیره شدن بهم، عاقل بودیم.

چشمایِ آدما دروغ نمیگن. برای همین روز اولی که به چشماش زل زدم، تا مدت‌ها تصویرش کلِ روز تو ذهنم بود و شبا خوابشو می‌دیدم. چطور اون‌همه معصومیت با یه برقِ غلیظ تو مردمک‌هاش جا شده بود؟ مژه‌های فر خورده‌ی بلند و مشکی، و نگاهی که ترسو ازم گرفت. اولین آدمی بود که زل زدن بهش آرامشو بهم تزریق کرد. با وجود این حرفا، این دلِ زمین خورده‌ای که خالصانه و بی‌منت دوسش داشت، و باورهای عمیقی که از ته وجودم‌ بهشون ایمان داشتم، چرا از بین رفتن؟ چی به سرشون اومد؟ فدای سرش، ولی من فکر میکردم چشمای آدما دروغ نمیگن..

-
-

ببخشید، صدای رفتارت اجازه نمیده صدای حرفاتو بشنوم.

در پس امیدِ از دست رفته‌ام ،فقط تو ماندی.

-

‌رازش اینه که نباید بزاری دنیا بفهمه یه چیزی رو خیلی خیلی می‌خوای.

از ماجرای کوچه که آرام بگذریم، زینب مُدام خیره به در گریه می‌کند.. /١٣٥.

-ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا، به وصل خود دوایی کن دل دیوانه‌ی ما را..

روان داغون میشه، وقتی عقل حقیقتو می‌دونه.

-
-

آدما از فراموش کردن دیوونه میشن یا از به یاد آوردن؟

آره عزیزِ‌ من، کاش تا حوصله داریم، بشه.

بعضی‌وقتا واقعی بودنِ دوست داشتن و اهمیت دادن رو میشه از ترسِ از دست دادن فهمید. از دست دادن پیام، عکس، خاطرات، یه آدم، یه آدم، یه آدم..

-لطفي‌ست که می‌کند غمت با دلِ من، ورنه دلِ تنگِ من چه جای غمِ توست.. /١٢٨.

حرف برای گفتن زیاده، باید بغلت کنم.

-

بعضی‌وقتا آدم برای چیزی ناراحت میشه که حتی یه‌بارم نداشته، فقط چون خیلی آرزوش کرده.

صبرِ بیش از حد هر ذوقی رو کم‌کم از بین می‌بره.

من هربار فکر میکنم که دیگه درگیر نیستم به خودم میام و میبینم تو خاطرات غرق شدم و دارم هعی می‌کشم.