ar
Feedback
گذر ثمین از آتش

گذر ثمین از آتش

الذهاب إلى القناة على Telegram

اسمم ثمینه و کنکور تجربی دادم. واسم دعا میکنی؟

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 161
المشتركون
+224 ساعات
+1707 أيام
+19430 أيام
أرشيف المشاركات
مامانم منو آورده سرای ایرانی میگه می‌خوام فلان چیزو واسه جهازت بخرم، فروشنده‌ها هم باور کردن فکر کردن خواستگارا صف کشیدن و من عقدی چیزی کردم و همه درحال نظر دادن، و همش درحالیه که من نه تنها دوست‌پسر ندارم حتی یکی که تو پروسه دیت کردن باشیم هم وجود خارجی نداره. واقعا وضعیت سورئاله :))))

Repost from N/a
دفترچه انتخاب رشته تجربی سراسری ۴۰۴

Repost from N/a
دفترچه انتخاب رشته سراسری ۴۰۳

Repost from N/a
مهم‌ترین کار تو این تایم: داخل گوگل سرچ کنید : "چارت درسی رشته x" هر رشته ای که مدنظرتونه چارتش رو ببینید، داخلش واحدها و درسایی که باید بخونید رو نوشته. اینجوری یه نقشه ذهنی از اون رشته بدست میارید و بهتر دستتون میاد که چی به چیه.

توروخدا بلند شید همه باهم دفترچه انتخاب رشته پارسال رو بخونیم ببینیم چی به چیه. یکم دیگه تایم انتخاب رشته می‌رسه به قول دوستم سگ، صاحبش رو نمی‌شناسه تو اون تایم😭😂

بچه‌ها چون پرسیده بودید: دکتری پبوسته بیوتکنولوژی که فقط دانشگاه تهران می‌پذیره تو دفترچه با همون اسمه، کارشناسیش (لیسانس) تو دفترچه اسمش زیست فناوریه (به اسم بیوتکنولوژی نیست یعنی)

مهم و قابل توجه

شما هم تیک‌تاک پایانی رو احساس می‌کنید؟

مبارکت باشهه💞

بچه‌ها خیلی خوشحالم که ماها همو پیدا کردیم.‌ امیدوارم آینده رو جای بهتری کنیم :))

Repost from N/a
یکی از کارای مورد علاقه ام برای ادامه زندگی

Repost from N/a
حالا من که از خودم پولی ندارم و هر پولی دستمه پول مامان بابامه اما یه روز تو امتحان نهایی هایی که گذشت انقدر حالم بد بود بد ب
+1
حالا من که از خودم پولی ندارم و هر پولی دستمه پول مامان بابامه اما یه روز تو امتحان نهایی هایی که گذشت انقدر حالم بد بود بد بود که میخواستم برای خودم یه کیف گرون بخرم چون فکر میکردم با خریدن اون آروم میگیرم که میدونستم خریدن اون هم به بهونه الکلیه، پس همون پول رو غذا خریدم برای بچه های پرورشگاه و خیلی لذت داد امیدوارم یه روزی خودم پول در بیارم و بتونم کمک کنم

Repost from N/a
کاری کن که هَر کس تو را دید؛ بَرای کَسی که تربیتت کَرده است دعایِ خیر کُنَد...

عاشق این زن.

کل هدفم از پولدار شدن اینه که بقیه آدمارو خوشحال کنم.

چقدر خوشحالم که ثمین آنقدر شبیه منه یا من شبیهشم

Repost from 5:00 AM
پدربزرگم همچین آدمی بود:) همیشه میگفت دختر سعی کن جوری بزرگ بشی که خیرت به بقیه برسه. چندتا دل شاد کن که وقتی بعد صد سال مُردی بی‌خِیر و مفتی نمیری.

عاشق این ترند "اگه قراره باشه که یه روزی کارم بگیره، ندارای محله‌مون رو یادم نمیره" هستم. اول اینکه کاش نداری وجود نداشته باشه، دوم اینکه کاش خدا به منم اونقدری پول بده که بتونم مثل بقیه انقدر غذا و لوازم زندگی پخش کنم و چرخ زندگی بقیه رو بچرخونم.

از یه بابابزرگ دستمال خریدم، پول ۳تاشو بهش دادم ولی گفتم یکی برمی‌دارم. بعد نشستم کنارش گفت ما یه زمانی گاو و گوسفند داشتیم، بز داشتیم، وقتی اون زمان ماشین نبودیم با اینا می‌رفتیم این شهر اون شهر، بعد حدود ۷۰ تا فامیل رو اسم برد گفت من برا اینا بره کشتم، کلی شهر بلد بود، کلی اسم از حفظ بود، گفت حالا ببین کارمون شده این :)) یه عالمه به همه حرفاش گوش دادم بعدم گفت ایشالا همیشه سلامت باشی پولات خرج دوا درمون نشه. گفتم خدا به شما هم سلامتی بده بابا، از مترو پیاده شدم نشستم یه گوشه اول واسش گریه کردم بعد به مسیرم ادامه دادم.

حتی وقتی از خیابون گذر می‌کنم و آدم‌ها رو می‌بینم دلم می‌گیره. نمیدونم چطور توضیحش بدم که با دیدن خیابون دلم می‌گیره.